بال نمی خواهم ،توبالهایم باش
آخرین روز مسابقه شاگردان نزدشیوانا جمع شدند واز او خواستند تا راهی را نشان دهد تا آنها قدرت
روانی وجسمی برای پیروزی رادر مسابقه فردا به دست آورندوبر حریفان غلبه کنند.ودعایی در دل بگردانند
واز خالق هستی اجابت آن دعا را بخواهند.شا گردان چنین کردند. یکی از آنها از بقیه آرامتر بود پس از آن
که دعای کوتاهی را خواند با آرامش به گوشه ای رفت وبا آسودگی واطمینان کامل خوابید آن سه تای
بقیه تا چند ساعت دعای خود را تکرار کردند وسپس به بستر رفتند وخوابیدند
روز بعد آن شا گردی که خیلی آرام بود موفق شدبه خوبی والبته با حوادث شانسی وتصادفی عجیب وبا
ور نکردنی حریفان را شکست دهند مقام اول را به دست آورد بقیه شاگردان نتوانسته مانند او مقا م
بیاورند.
بعد از مسابقه شاگردان همگی دور شیوانا جمع شدند ودر حالی که شاگرد نفر اولی هم حضور داشت از
شیوانا پرسیدند "چرابا وجودی که همه ما در یک مدرسه درس شمشیر زنی آموختیم وهمگی به یک
اندازه مهارت داشتیم اما این شاگرد آرام و مطمئن توانست اول شود و ما مقامی به دست نیاوردیم؟
شیوانا پرسید: به من بگویید دیشب چه دعایی کردید و از خالق هستی چه خواستید؟
شاگردان یکی یکی دعایشان را گفتند . یکی گفت از خدا خواسته به شمشیرش قدرت جادویی بدهد.
دیگری گفت از خدا خداسته تا بازوان و ضرباتش را از همه قوی تر کند و آن سومی گفت که از خالق
کاینات خواسته تا به کمک فرشتگان نامریی اش ضربه شمشیر حریفان را ضعیف و شمشیر او را قوی
ترین سازد . شیوانا سپس دستی بر شانه های شاگرد آرام و نفر اول زد و به او گفت : دعای تو چه بود؟
پسر آرام لبخندی زد و با شرم گفت : من از خدا خواستم خودش شمشیر من باشد . همین ! و بعد هم
با اطمینان از اینکه روز مسابقه او خودش شمشیر خواهد زد با آرامش خوابیدم و امروز هم در تمام لحظه
های مسابقه می دیدم که یک نیرویی نامریی شمشیر مرا به این سمت و به آن سمت می برد و اتفاقات
عجیب حریفان را یکی یکی از مقابلم دور می کرد. من کاری نکردم و او خودش امروز همانطور که دیشب
خواسته بودم شمشیر من شد و به جای من شمشیر زد .
شیواناگفت : اگر خواستید دعا کنید، این گونه دعا کنید. برای اینکه پرواز کنید به جای اینکه از خالق
هستی بال های قدرتمند بخواهید از او بخواهید که خودش بال های شما باشد . سپس به برآورده شدن
آرزویتان ایمان داشته باشید و با این باور که زیر بال های او قرار دارید به کارتان برسید. باید به جای بال از
او می خواستید که خودش بال شما بشود آن وقت معنای آرامش و اوج گرفتن را با تمام وجود احساس
می کردید.
مجله موفقیت