عاشورا و حماسه حسینی از نگاه اندیشمندان :



توماس کارْلایْل (فیلسوف و مورخ انگلیسی) :
بهترین درسی که از تراژدی کربلا می گیریم، این است که حسین(ع) و یارانش ایمان استوار به خدا داشتند. آنها با عمل خود روشن کردند که تفوّق عددی در جایی که حق با باطل روبرو می شود و پیروزی حسین(ع) با وجود اقلّیتی که داشت، باعث شگفتی من است.

چارْلز دیکنْز (نویسنده معروف انگلیسی):
اگر منظور امام حسین(ع) جنگ در راه خواسته های دنیایی بود، من نمی فهمیدم چرا خواهران و زنان و اطفالش به همراه او بودند؟ پس عقل چنین حکم می نماید که او فقط به خاطر اسلام، فداکاری خویش را انجام داد.

ادوارد براوْن (مستشرق معروف انگلیسی) :
آیا قلبی پیدا می شود که وقتی درباره کربلا سخن می شنود، آغشته با حزن و الم نگردد؟ حتّی غیر مسلمانان نیز نمی توانند پاکی روحی را که در این جنگ اسلامی در تحت لوای آن انجام گرفت انکار کنند.

فِرْدریک جمس :
درس امام حسین(ع) و هر قهرمان شهید دیگری این است که در دنیا اصول ابدی و ترحّم و محبّت وجود دارد که تغییر ناپذیرند و همچنین می رساند که هر گاه کسی برای این صفات مقاومت کند و بشر در راه آن پافشاری نماید، آن اصول همیشه در دنیا باقی و پایدار خواهد ماند.

موریس دو کبری :
در مجالس عزاداری حسین(ع) گفته می شود که حسین(ع)، برای حفظ شرف و ناموس مردم و بزرگی مقام و مرتبه اسلام، از جان و مال و فرزند گذشت و زیر بار استعمار و ماجراجویی یزید نرفت. پس بیاییم ما هم شیوه او را سرمشق قرار داده، از زیردستی استعمارگران خلاصی یابیم و مرگ با عزّت را بر زندگی با ذلّت ترجیح دهیم.

ل. م. بوید :
در طیّ قرون، افراد بشر همیشه جرأت و پردلی و عظمت روح، بزرگی قلب و شهامت روانی را دوست داشته اند و در همین هاست که آزادی و عدالت هرگز به نیروی ظلم و فساد تسلیم نمی شود. این بود شهامت و این بود عظمت امام حسین(ع) و من مسرورم که با کسانی که این فداکاری عظیم را از جان و دل ثنا می گویند شرکت کرده ام، هرچند که ۱۳۰۰ سال از تاریخ آن گذشته است.

توماس ماساریک :
گر چه کشیشان ما هم از ذکر مصائب مسیح مردم را متأثر می سازند، ولی آن شور و هیجانی که در پیروان حسین(ع) یافت می شود در پیروان مسیح یافت نخواهد شد و گویا سبب این باشد که مصائب مسیح در برابر مصائب حسین(ع) مانند پرکاهی است در مقابل یک کوه عظیم پیکر.

واشنگتن ایروینگ (مورخ مشهور آمریکایی) :
برای امام حسین(ع) ممکن بود که زندگی خود را با تسلیم شدن اراده یزید نجات بخشد، لیکن مسئولیت پیشوا و نهضت بخش اسلام اجازه نمی داد که او یزید را به عنوان رئیس خلافت بشناسد. او به زودی خود را برای قبول هر ناراحتی و فشاری به منظور رها ساختن اسلام از چنگال بنی امیّه آماده ساخت. در زیر آفتاب سوزان سرزمین خشک و در ریگ های تفتیده عربستان*، روح حسین(ع) فناناپذیر است. * البتّه امام حسین(ع) در صحرای کربلا شهید شد، نه در ریگزارهای عربستان!

ماربین آلمانی (خاورشناس) :
حسین(ع) با قربانی کردن عزیزترین افراد خود و با اثبات مظلومیت و حقانیّت خود، به دنیا درس فداکاری و جانبازی آموخت و نام اسلام و اسلامیان را در تاریخ ثبت و در عالم بلندآوازه ساخت. این سرباز رشید عالم اسلام به مردم دنیا نشان داد که ظلم و بیداد و ستمگری پایدار نیست و بنای ستم هر چه ظاهراً عظیم و استوار باشد، در برابر حقّ و حقیقت چون پرکاهی بر باد خواهد رفت.

جُرج جُرداق (دانشمند و ادیب مسیحی) :
وقتی یزید مردم را تشویق به قتل حسین(ع) و مأمور به خونریزی می کرد، آنها می گفتند: "چه مبلغ می دهی؟" امّا انصار حسین(ع) به او می گفتند: "ما با تو هستیم. اگر هفتاد بار کشته شویم، باز می خواهیم در رکابت جنگ کنیم و کشته شویم".

آنطون بارا (مسیحی) :
اگر حسین از آن ما بود، در هر سرزمینی برای او بیرقی برمی افراشتیم و در هر روستایی برای او منبری بر پا می نمودیم و مردم را با نام حسین(ع) به مسیحیّت فرا می خواندیم.

گیبون (مورخ انگلیسی) :
با آنکه مدّتی از واقعه گربلا گذشته و ما هم با صاحب واقعه هموطن نیستیم، مع ذلک مشقّات و مشکلاتی که حضرت حسین(ع) تحمّل کرده، احساسات سنگین دل ترین خواننده را برمی انگیزد، چندانکه یک نوع عطوفت و مهربانی نسبت به آن حضرت در خود می یابد.

نیکِلْسون (خاورشناس معروف) :
بنی امیّه، سرکش و مستبد بودند، قوانین اسلامی را نادیده انگاشتند و مسلمین را خوار نمودند … و چون تاریخ را بررسی کنیم، گوید: دین بر ضدّ فرمانفرمایی تشریفاتی قیام کرد و حکومت دینی در مقابل امپراطوری ایستادگی نمود. بنابراین، تاریخ از روی انصاف حکم می کند که خون حسین(ع) به گردن بنی امیّه است.

سر پرسی سایکسْ (خاورشناس انگلیسی) :
حقیقتاً آن شجاعت و دلاوری که این عدّه قلیل از خود بروز دادند، به درجه ای بوده است که در تمام این قرون متمادی هر کسی که آن را شنید، بی اختیار زبان به تحسین و آفرین گشود. این یک مشت مردم دلیر غیرتمند، مانند مدافعان ترموپیل، نامی بلند غیرقابل زوال برای خود تا ابد باقی گذاشتند.

تاملاس توندون (هندو، رئیس سابق کنگره ملّی هندوستان) :
این فداکاری های عالی از قبیل شهادت امام حسین(ع) سطح فکر بشریت را ارتقا بخشیده است و خاطره آن شایسته است همیشه باقی بماند.

مَهاتما گاندی (رهبر استقلال هند) :
من زندگی امام حسین(ع)، آن شهید بزرگ اسلام را به دقّت خواندم و توجّه کافی به صفحات کربلا نموده ام و بر من روشن است که اگر هندوستان بخواهد یک کشور پیروز گردد، بایستی از سرمشق امـــام حسین(ع) پیروی کند.

محمّد علی جناح (قاعد اعظم پاکستان) :
هیچ نمونه ای از شجاعت، بهتر از آنکه امام حسین(ع) از لحاظ فداکاری نشان داد در عالم پیدا نمی شود. به عقیده من تمام مسلمین باید از سرمشق این شهیدی که خود را در سرزمین عراق قربان کرد پیروی نمایند.

بنتُ الشّاطی (نویسنده مصری) :
زینب، خواهر حسین(ع) لذّت پیروزی را در کام ابن زیاد و بنی امیّه خراب کرد و در جام پیروزی آنان قطرات زهر ریخت، در همه حوادث سیاسی پس از عاشورا، همچون قیام مختار و عبدالله بن زبیر و سقوط دولت امویان و برپایی حکومت عباسیان و ریشه دواندن مذهب تشیّع، زینب، قهرمان کربلاف نقش برانگیزنده داشت.

لیاقت علی خان (نخستین نخست وزیر پاکستان) :
این روز محرّم، برای مسلمانان سراسر جهان معنی بزرگی دارد. در این روز، یکی از حزن آورترین و تراژدیک ترین وقایع اسلام اتفاق افتاد، شهادت حضرت امام حسین(ع) در عین حزن، نشانهء فتح نهایی روح واقعی اسلامی بود، زیرا تسلیم کامل به اراده الهی به شمار می رفت. این درس به ما می آموزد که مشکلات و خطرها هر چه باشد، نبایستی ما پروا کنیم و از حق و عدالت منحرف شویم.

عبّاس محمود عقّاد (نویسنده و ادیب مصری) :
جنبش حسین(ع)، یکی از بی نظیرترین جنبش های تاریخی است که تاکنون در زمینه دعوت های دینی یا نهضت های سیاسی پدیدار گشته است … دولت اموی پس از این جنبش، به قدر عمر یک انسان طبیعی دوام نکرد و از شهادت حسین(ع) تا انقراض آنان بیش از شصت و اندی سال نگذشت.

احمد محمود صُبحی :
اگر چه حسین بن علی(ع) در میدان نظامی یا سیاسی شکست خورد، امّا تاریخ، هرگز شکستی را سراغ ندارد که مثل خون حسین(ع) به نفع شکست خوردگان تمام شده باشد. خون حسین(ع)، انقلاب پسر زبیر و خروج مختار و نهضت های دیگر را در پی داشت، تا آنجا که حکومت اموی ساقط شد و ندای خونخواهی حسین(ع)، فریادی شد که آن تخت ها و حکومت ها را به لرزه درآورد.

محمد زُغلول پاشا (در مصر، در تکیه ایرانیان) :
حسین(ع) در این کار به واجب دینی و سیاسی خود قیام کرده و اینگونه مجالس عزاداری، روح شهادت را در مردم پرورش می دهد و مایه قوّت اراده آنها در راه حق و حقیقت می گردد.

عبد الرحمن شرقاوی (نویسنده مصری) :
حسین(ع)، شهید راه دین و آزادگی است. نه تنها شیعه باید به نام حسین(ع) ببالد، بلکه تمام آزادمردان دنیا باید به این نام شریف افتخار کنند.

طه حسین (دانشمند و ادیب مصری) :
حسین(ع) برای به دست آوردن فرصت و از سرگرفتن جهاد و دنبال کردن از جایی که پدرش رها کرده بود، در آتش شوق می سوخت. او زبان را درباره معاویه و عمّالش آزاد کرد، تا به حدّی که معاویه تهدیدش نمود. امام حسین(ع)، حزب خود را وادار کرد در طرفداری حق سختگیر باشند.

عبدالمجید جَودهُ السحّار (نویسنده مصری) :
حسین(ع) نمی توانست با یزید بیعت کند و به حکومت او تن بدهد، زیرا در آن صورت، بر فسق و فجور، صحّه می گذاشت و ارکان ظلم و طغیان را محکم می کرد و بر فرمانروایی باطل تمکین می نمود. امام حسین(ع) به این کارها راضی نمی شد، گر چه اهل و عیالش به اسارت افتند و خود و یارانش کشته شوند.

علامه طنطاوی (دانشمند مصری) :
(داستان حسینی) عشق آزادگان را به فداکاری در راه خدا بر می انگیزد و استقبال مرگ را بهترین آرزوها به شمار می آورد، چنانکه رای شتاب به قربانگاه، بر یکدیگر پیشی جویند.

العُبیدی (مفتی موصل) :
فاجعه کربلا در تاریخ بشر نادره ای است، همچنان که مسبّبین آن نیز نادره اند … حسین بن علی(ع) سنّت دفاع از حق مظلوم و مصالح عموم را بنا بر فرمان خداوند در قرآن به زبان پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) وظیفه خویش دید و از اقدام به آن تسامحی نورزید. هستی خود را در آن قربانگاه بزرگ فدا کرد و به این سبب نزد پروردگار، "سرور شهیدان" محسوب می شود و در تاریخ ایام، "پیشوای اصلاح طلبان" به شمار رفت. آری، به آنچه خواسته بود و بلکه برتر از آن، کامیاب گردید.

 

السلام علیک یا أباعبدالله
وعلی الارواح التی حلت بفنائک علیکم منی جمیعا
سلام الله أبدا مابقیت وبقی اللیل والنهار
ولاجعله الله آخر العهد منی لزیارتکم
السلام علی الحسین
وعلى علی بن الحسین
وعلى أولاد الحسین
وعلى
أصحاب الحسین

.

 

فرازي از رنجنامه يك معلول جسمي حركتي

 فرازی از رنجنامه یک معلول جسمی حرکتی   

متن زیرازایمیل مناسب سازی بهزیستی کشور گرفته شده است

به نام  خداوند عدالت و زیبائی ها

.......... آسانسور خراب شد و مجبور شدم حدود 70 الی 80 پله را بالا بروم تا به سالن  امتحانات برسم. نفس نفس زنان در حالی که دیگر یارای حرکت نداشتم به طبقه چهارم رسیدم وارد سالن امتحانات شدم که ناگهان صدایی «آشنا» گفت : "  آقاجان یکربع از امتحانات گذشته است همین طور سرتان می اندازید پایین و می روید داخل، بعضی دانشگاه را با ... اشتباه می گیرند. "

 البته اینکه دانشجوی نفر اول دانشگاه امکان دارد دانشگاه را با جای دیگری اشتباه بگیرد قضاوتش با شما. سرم گیج می رفت و نمی  دانستم به خاطر کدامین گناه باید یک ترم عقب بیفتم چون این درس پیش نیاز بود بی اختیار اشکهایم جاری شده بود و من نمی دانستم که فریاد در گلو بند آمده ام را باید بر سر چه کسی خالی کنم

به نظر شما ارزش پنج ماه عمر چقدر است ؟ مشکل از کجا بود ؟ چه کسی باید این مشکل را حل می کرد ؟

 کدام کاوه باید به داد این فریادهای در گلومانده برسد ؟

 تمام پیشرفتهای بشر به دلیل نیاز و احتیاج بشر صورت گرفته است  و رفاه کنونی مردم به کنجکاوی اشخاص تیزبین بر می گردد که نیازها را دیده و درصدد رفع آن برآمدند      " چشمها را باید شست، جور دیگر باید دید"

 باید درک کرد و در عمل هم به آن رسید " ان اکرمکم عندا... اتقیکم" باید فرهنگ شود که همه با ارزشند باید فرهنگ شود که همه باید از فرصتها به طور مساوی برخوردار باشند و بالاخره باید نادیده ها را دید.

 اگر محمد رضا به دوستانش می گوید: " شما بروید پارک، من نمی آیم" یعنی چه ؟ مطمئناً یک انسان صاحب خرد به راحتی متوجه می شود که او با ویلچر باعث احتمالاً مشکلات دیگری در پارک برای دوستانش خواهد شد

 اگر صدای انسان بی خردی را که در اتوبوس وقتی شما برای سوار شدن کسی را معطل کردید   می شنوید که می گوید : " آقا بیائید بالا کار و زندگی داریم" آنوقت ارزش مناسب سازی بیشتر برایتان جلوه می کرد

مگر گل شبدر چه کم از لاله ی قرمز دارد ؟ با اندکی تأمل بیشتر به این مطلب فکر می کنیم که اصلاً مناسب سازی چیست ؟ تا چقدر اهمیت دارد ؟ تا چه حدی ارزشمند است ؟ دامنه وسعت آن تا کجاست چه کسی باید به آن بیشتر بیندیشد و نتیجه به چه کسانی بر می گردد ؟

با قدری تأمل بزرگترین مبانی ارزش که همانا عدالت و مساوات اجتماعی است در این حوزه باید بازنگری شود و حتماً مشکل دارد بله حقیقتاً همین ارتباط تنگاتنگ عاطفی انسانها و ویژگیهای بارز و والای بشری است که ما را وادار می کند تا جامعه ای بسازیم مناسب.

در خاتمه پیشنهاد می کنم، اینکه کجا مناسب سازی شود، چگونه مناسب سازی شود و ... از خود جامعه هدف بپرسیم و هرگز فراموش نکنیم که" بنی آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش ...  "

اکنون صادقانه و بی تکلف به شخصه به عنوان یک نماینده جامعه هدف هر آنچه را می بایست در طبق اخلاص تقدیم داشتیم دست یاری به سویتان گرفتم

حال این دست ما و این دست شما

: یا علی مدد

                                                                                                           http://mseraj.persianblog.ir

به بهانه روز جهانی معلولین

 دستم را نگیرید اما راه را برایم هموار کنید 

من معلولم و محروم از يك حس . من معلولم و كم توان در بكارگيري يك عضو از اعضاي جسم خاكي. من معلولم و گرفتار هزاران مشكل خرد و كلاني كه كسي را از آن آگاهي نباشد تا بدان مبتلا نگردد.

من معلولم و كوهي از مصائبي كه خود باعثش نيستم و شمايي برايم به ارمغان آورده ايد كه از نعمت بي بديل سلامت برخورداريد بي آنكه به شكرانه سلامت از آناني ياد آوريد كه از اين موهبت خداوندي نصيبشان كمتر است .

من معلولم اما آدميزاده اي چون شما سرشار از عطوفت و مالامال از عشق  و لبريز از محبت و در عين حال عطشناك مهرورزيدن.

من معلولم از يك حس و يك اندام . اما معلوليت برايم محدوديت نيست . چرا كه به آن خو گرفته ام و به جبرانش دليرانه به كارزار برخاسته ام و ديگر نيروهاي وجودم را چنان به مدد گرفته ام كه تو را به مسابقه فرا مي خوانم . تو را كه بر سلامتت غره اي و توانت را به غفلت هرز مي دهي.

من معلولم اما موفق در كارزار نابرابر زندگي و پيروز در برابر ناملايمات اين آوردگاه.

من برادري هستم از برادرانت و خواهري از شمار خواهرانت كه گرچه در آفرينش ز يك گوهريم اما اندكي متفاوت و به بهانه  اين تفاوت از تو برادر و خواهر خوبم انتظار دارم تا مرا با تفاوتهايم درك كني و بپذيري كه چون توام و دردانه آفرينش.

و اما تو اي برادر مسئولم !

از تو گله ناچيز دارم و خواهشي !

از تو گله مندم كه در رتق و فتق امور و در گستره خدمت رساني ات مرا فراموش كرده اي و از يادم برده اي!

تو عزيزي كه از ياد برده اي برادري داري و خواهري كه در دسترسي به امكانات و خدمات با تو برابر نيستند و براي دسترسي آسان ترشان بايد چاره اي بينديشي تا آنان نيز دعاگويت باشند و برخوردار از همه امكانات.

پس دستان گرمت را در دستانم بگذار و دستگيرم باش تا دوشادوش تو در سازندگي كشور عزيزم ايران از جان مايه بگذارم و در اعتلايش ايثارگرانه بكوشم.........