هفته پیوند اولیا ومربیان

هفته پیوند اولیا و مربیان

مهمترین نقش در پرورش و رشد فكری و روانی كودك بر عهده ی اولین نهاد تربیتی است. از سوی دیگر، تا هنگامی كه اهمیت ارتباط میان خانواده و مدرسه برای اولیا روشن نشود، نمی توان آنها را در مسائل آموزشی و پرورشی دانش آموز مشاركت داد.

خانه و مدرسه زمانی می توانند رسالت آموزشی و تربیتی خاص خود را به نحو مطلوب انجام دهند كه هر یك شناخت تربیتی كافی داشته باشند و نقش تربیتی خاص خود را با بصیرت ایفا كنند.

انجمن اولیا و مربیان كه درجهت رشد و آگاهی پدران و مادران و دست اندركاران تعلیم وتربیت در مدارس گام بر می دارد، باید در تعلیم و تبیین نقش های تربیتی خانه و مدرسه اهتمام ورزد.

اهداف عمده انجمن اولیا و مربیان

همفكری ، تلاش، یاری و همكاری برای بهبود و پیشرفت هر چه بهتر امر آموزش و پرورش دانش آموزان از طریق :

1- آگاه كردن اولیا به مسائل دینی، تربیتی ، اخلاقی و مشاوره با آنان در هماهنگ كردن روشهای تربیتی و آموزشی در محیط خانه و مدرسه.

2- ایجاد و تحكیم پیوندهای عاطفی، اخلاقی و انسانی بین اولیا ومربیان.

3- بهره مندی هر چه بیشتر از امكانات اولیا برای تهیه، تدارك و تكمیل امكانات آموزشی- پرورشی و بهداشتی مدرسه.

اهم وظایف انجمن اولیا و مربیان

اهم وظایف انجمن اولیا و مربیان مدرسه عبارت است از:

1- مشاوره و برنامه ریزی به منظور تحقق یافتن اهداف انجمن.

2- تهیه برنامه بهداشتی- پزشكی و نظارت براجرای آن در مدرسه.

3- همكاری و همفكری با مدیر به منظور برگزاری جلسات ماهیانه اولیا و مربیان در جهت آموزش بهداشت، مسائل تربیتی، دینی و سواد آموزی.

4- دعوت از اولیای علاقمند به منظور بهره مندی از خدمات و یاریهای آنان برای تهیه و تدارك و تكمیل امكانات آموزشی -پرورشی مدرسه.

5- همكاری و همفكری با مدیر و مربیان مدرسه در مورد برنامه های اوقات فراغت دانش آموزان و انجام گردشهای علمی - تفریحی.

6- قبول هدایا و كمكهای مالی از اولیا و دیگر افراد خیر و علاقمند.

آموزش خانواده ها برای تربیت نسل نو

خانواده در هر جامعه ای به عنوان زیربنای مستحكم ساخت اجتماعی، عامل اصلی حفظ و حراست از ارزشهای اخلاقی و اجتماعی است. از این رو یكی از اهداف انجمن، آموزش به خانواده ها به منظور آشنا ساختن آنان با اصول برخوردهای تربیتی و نیز ایجاد زمینه های لازم برای مشاوره خانواده است كه می تواند پیش زمینه ای درجهت رشد خانواده ها و همسویی آنان با نظام تربیتی باشد. اگر خانواده در سالهای نخست زندگی كودكان برخوردهای صحیح و اصولی با آنان داشته باشند و پیش از ورود به مدرسه، زمینه های لازم را برای آشنایی كودك با محیط مدرسه فراهم كند، مشكلات بسیاری را از دوش مربیان و معلمان برداشته و زیر بنای مستحكم و قابل اعتمادی برای كودك ایجاد می كنند.

روزجهانی عصای سفید

        

 Image Preview

اولين عصای سفيد
استفاده از عصا بعنوان وسيله ی کمکی در رفت و آمد نابينايان از قرن ها پيش متداول بوده است ولی استفاده از عصای سفيد بشکل امروزی و بعنوان نمادی برای شناخت نابينايان به بعد از جنگ جهانی اول برمی گردد.
در سال 1921 ميلادی يک عکاس اهل شهر بريستول کشور انگلستان با نام جيمز بيگز که در اثر يک سانحه بينايی خود را از دست داد برای در امان بودن از خطر وسائل نقليه که در خيابان های اطراف محل زندگی وی در حال رفت و آمد بودند ابتکار استفاده از عصا به رنگ سفيد را که براحتی برای همگان قابل ديد باشد را بکار برد.
پس از آن دو تن از برجسته ترين محققين‌آمريكايي به نامهاي دكتر ناول‌پري‌, رياضيدان و دكتر جاكوپس تن‌بروك‌, حقوقدان توانستند قانوني‌را در پانزدهمين روز از ماه اکتبر به عنوان قانون عصای سفيد به تصويب رسانند و اين روز را به عنوان روز جهانی تابينايان نامگذاری کنند.در اين قانون کليه ی حقوق اجتماعی فرد نا بينا به عنوان عضوی از يک جامعه‌ی متمدن انعکاس يافته است؛ مواردي از اين قانون به شرح زير است:

‌‌‌‌‌‌ـ نابينايان حق استفاده از كليه امكانات رفاهي معمول در جامعه را دارند. آنان حق دارند از پياده روها، خيابان ها، بزرگراه ها و وسايل حمل و نقل همگاني مانند هواپيما، قطار، اتوبوس، اتومبيل، كشتي، هتل، اماكن عمومي، مراكز تفريحي و مذهبي استفاده كنند. اگر در بعضي اوقات، محدوديتي براي استفاده از اين تسهيلات و اماكن وجود داشته باشد بايد فراگير همه افراد جامعه باشد و اگر شخص يا سازماني فقط براي نابينايان در استفاده از تسهيلات همگاني، محدوديت ايجاد كند يا حقوق نابينايان عاقل و بالغ را ناديده بگيرد، مجرم شناخته مي شود.
ـ رانندگان وسايل نقليه موظف اند مراعات كامل نابينايان را كه هنگام عبور و مرور، از عصاي سفيد استفاده مي كنند، بنمايند.
ـ دولت موظف است كه نابينايان را به مشاركت در امور دولتي تشويق كند تا آنان به كار مشغول شوند.
ـ مسئولان دولتي همه ساله بايد روز 23 مهرماه / 15 اكتبر را به عنوان بزرگداشت نابينايان و قانون عصاي سفيد، به نحوي شايسته ارج نهند و از مردم بخواهند كه رفتار معقولانه اي با نابينايان داشته باشند و گامهاي صميمانه و موثري براي آنان بردارند.

لوئيس بريل
لوئيس بريل در سال 1809 در فرانسه متولد گرديد.وی در اوايل کودکی يعنی در سن 3 سالگی بينايی خود را از دست داد.در سال 1818 به همراه دوستان خود موسسه ی ملی نابينايان جوان پاريس را در اين شهر دائر نمود.در همين زمان بود که بريل بواسطه توانايي هايش در موسيقی و علم مشهور شد و يکی از بهترين نوازندگان ويولون و ارگ در پاريس گرديد.بريل در سال 1826 شروع به آموزش نابينايان نمود.
امروزه شهرت بريل بخاطر ابداع سيستم خط برجسته وی می باشد که در آن زمان در پيام های رمزی ارتش بکار گرفته می شد.سيستم بريل يا خط برجسته شامل نقاط برجسته با اشکال منظم بر روی مقوای نازک می باشد که نابينايان از طريق لمس آن قادر به درک عبارات و خواندن خواهند بود.اين روش تا به امروز با موفقيت همراه بوده و در بسياری از کشورهای جهان استفاده می شود

چند نکته در رابطه با چگونگی کمک به فرد نابينا
- بهتر است قبل از انجام هر کمکی نظر فرد نابينا را در مورد کمک به او جويا شويد.
- در صورت کمک و راهنمايی در راه رفتن؛ اجازه دهيد فرد نابينا بازوی شما را بگيرد و از هل دادن و گرفتن او خودداری کنيد.
-هنگاميکه با فرد نابينا روبرو می شويد خود را به او معرفی کرده و بهنگام ترک محل به او بگوييد که محل را ترک ميکنيد.
-مستقيما با خود فرد نابينا حرف بزنيد و برای صحبت با آنها شخص ديگری را واسطه قرار ندهيد چرا که آنها قادر هستند بخوبی مفهوم کلام شما را درک کرده و پاسخ دهند.
-هيچگاه با فرد نابينا بلند صحبت نکنيد چرا که آنها دارای حس شنوايی قوی هستند.
- بجای نابينا به نگاه کردن بپردازيد و محيط اطرافش را برای او شرح دهيد تا او نيز بتواند با محيط ارتباطی سازنده برقرار کند.
- بخاطر ضعف آنها در بينايی از اشتباهاتشان چشم پوشی نکرده و به آنها فرصت دهيد تا اشتباه خود را جبران نمايند.

 

اهمیت بهداشت روان درکودکان

اگر به مطالعه این مطلب پرداخته اید به احتمال زیاد از جمله افرادی هستید که به زندگی و سلامت کودکان اهمیت می دهید. گاهی اوقات شناخت بهترین راه برای دوست داشتن و تربیت فرزندان دشوار است. گاهی متوجه رفتارهایی می شوید که شما را متحیر یا دلخور می کند و یا حتی می ترساند. برای آگاهی از نحوه عملکرد تربیتی و برخورد با کودکان باید اطلاعات مفیدی در زمینه بهداشت روان بدست آورد. سلامت یا بهداشت روان عبارت از نحوه تفکر، احساس و عملکرد ما به منظور رویارویی با موقعیتهای زندگی است. بهداشت روان در بردارنده نوع نگاه ما به خودمان، زندگی مان و افرادی است که آنها را می شناسیم و به آنها علاقمندیم. همچنین به تعیین اینکه چطور استرس را کنترل کنیم، با دیگران ارتباط برقرار سازیم، گزینه های خود را ارزیابی کنیم و انتخاب نماییم کمک می کند. سلامت روان هم مانند سلامت جسم در هر مرحله ای از زندگی حائز اهمیت است.

 

مشکــــــــــــلات بهداشت روان

تشخیص تب در مکودک توسط والدین بسیار آسان است اما شاید تشخیص مشکل روانی او به این سادگی ها نباشد. مشکلات مربوط به سلامت روان را همیشه نمی توان دید اما علائم قابل تشخیص اند. این مشکلات را می توان تشخیص داد بدلیل اینکه متخصصین بهداشت روان با این علائم و بیماری های مربوط به آنها آشنایی دارند. برخی از این بیماری ها عبارتند از افسردگی، اضطراب، مشکلات خوردن، نقص توجه و اختلالات بیش فعالی. متاسفانه بسیاری از جوانان مبتلا به مشکلات روحی روانی هیچ کمی دریافت نمی کنند. کودکان و نوجوانان زیادی هستند که از دوره های استرس هیجانی رنج می برند که با درمان کوتاه مدت رو به بهبود می گذارند اما آن مشکلات الزاما منجر به آنچه تحت عنوان مشکلات بهداشت روان نام دارند، نمی شوند. اندوه ناشی از ازدست دادن یک عزیز مثالی در این مورد است. بهداشت روانی یک کودک هیچ ارتباطی با بهره هوشی او ندارد. کودکان با یا بدون مشکلات بداشت روانی IQ متفاوتی دارند. آموزش خاص یکی از سرویسهای حمایتی است که مدارس برای کمک به رویارویی با نیاز های منحصر به فرد کودکان و نوجوانانی که انواع مختلفی از مشکلات بهداشت روان را دارند، فراهم می کنند. نه هر فردی که تحت آموزش خاص قرار دارد مشکل سلامت روان دارد و نه اینکه هر کودک و نوجوان دارای یک مشکلا سلامت روان از آموزش ویژه برخوردار است.

اختلالات هیجانــــــــــــی جــــــــــدی

عبارت اختلالات هیجانی جدی برای کودکان و نوجوانان به مشکلات سلامت روان اشاره م یکند که بشدت زندگی روزانه و عملکرد آنها را در خانه، مدرسه و یا در اجتماع مختل می کند. بدون کمک، چنین مشکلاتی ممکن است منجر به افت تحصیلی، روی آوری به مواد مخدر و الکل، ناسازگاری در خانواده، یا حتی خود کشی شود.

عوامــــــــــــــل

ما همه علل مشکلات سلامت روان در جوانان را نمی شناسیم. اما می دانیم که هم محیط و هم ساختار بیولوژِیک فرد دراین امر دخالت دارد. از جمله علل بیولوژیک می توان به ژنتیک، عدم تعادلات شیمیایی و صدمه به سیستم اعصاب مرکزی اشاره کرد. این عوامل در علم پزشکی تحت عنوان اختلالات نوروبیولوژیک نامیده می شوند. بسیاری از عوامل محیطی می توانند کودکان را در معرض خطر قرار دهند. برای مثال کودکانی که با خشونت، سوء استفاده، مسامحه، یا مرگ عزیزان، طلاق و یا روابط از هم گسیخته مواجه می شوند، بیشتر در معرض مشکلات سلامت روان قرار دارند. سایر ریسک فاکتورها شامل طرد شدن بعلت نژاد، جنسیت، مذهب یا فقر است.

 

پــــــــــرورش سلامت روان در کــــــــــــودکان

شما بعنوان والدین، مسئول سلامت جسمی و روحی فرزندتان هستید. هرگز یک راه مشخص شده و ثابت برای تربیت فرزنان وجود ندارد. شیوهای تربیتی متفاوتند اما همه کسانی که مراقب فرزند شما هستند باید انتظارات فرزند شما را دریابند. کتابهای خوبی در این زمینه وجود دارد که می توانید از آنها برای بهبود تربیت فرزنادنتان استفاده کنید.

در اینجا به برخی از راهکارهای کلی در زمینه تعلیم و تربیت اشاره شده است :

- سعی کنید در کنار رسیدگی و تامین تغذیه مناسب، ایمن سازی بدن، و فراهم کردن امکانات ورزشی و غیره محیط امن و سالم خانوادگی و اجتماعی را برای فرزندتان فراهم کنید.

- از مراحل رشد کودک آگاهی پیدا کنید تا بیش از حد و یا کمتر از حد لازم از او انتظار نداشته باشید.

- این نکته بسایر حائز اهمیت است که فرزندتان راتشویق کنید احساسات خود را ظاهر کند. اجازه دهید بداند که همه افراد، درد، ترس، خشم و اضطراب را تجربه می کنند. به او کمک کنید عصبانیت خود را بگونه ای مثبت ظاهر کند بدون آنکه متوسل به خشونت شود.

- احترام و اعتماد متقابل را ایجاد کنید. صدای خود را برای او بلند نکنید حتی زمانی که با او توافق ندارید. راههای ارتباطی را باز نگه دارید.

- به حرفهای فرزنداتان خوب گوش دهید. از کلمات و اصطلاحاتی استفاده کنید که برای او قابل فهم باشد. او را به سوال کردن ترغیب نمایید. کاری کنید با شما راحت باشد و مایه دلگرمی اش باشید. تمایل خود را برای صحبت در باره هر موضوعی با او ، نشان دهید.

- به مهارتهای خود تان برای حل وکنار آمدن با مشکلات رجوع کنید. آیا شما مثال خوبی در این مورد هستید؟ اگر احساسات و عملکرد فرزندتان مایه دستپاپچگی شما شده یا قادر به کنترل خشم و ناامیدی خودتان نیستید، کمک بجویید.

- مشوق او در زمینه رشد استعدادهایش باشید و به او کمک کنید محدودیت های موجود را بپذیرد. براساس توانای ها و علائقش ، در تعیین اهداف یاریش کنید.

- موفقیتهایش را جشن بگیرید.

- توانائی های او را با توانمندی های سایر کودکان مقایسه نکنید.

- منحصر بفرد بودن او را بستایید.

- از اینکــــه وقت خود را صرف او کنید دریغ ننمایید.

- استقلال و خود ارزشی را در او پرورش دهید.

- در رویارویی با فراز و نشیب های زندگی ا و را یاری کنید.

- نشان دهید که به توانایی های در کنترل اوضاع بهنگام مشکلات، او اعتماد دارید.

- اصول تربیتی را بطور مفید، دائم و مناسب بکار بندید. (بدانید که تربیت کردن به معنای تنبیه نیست).

- کودکان با یکدیگر متفاوتند. سعی کنید بفهمید چه روشی برای کودک شما مناسب است. بدون توجه به خواست های فرزندتان از رفتار های تربیتی دیگران تقلید نکنید.

- برای کارهای مثبتی که انجام می دهد تایید تان را ابراز کنید.

- به او کمک کنید از اشتباهاتش درس بگیرد.

- بدون قید و شرط او را دوست بدارید و محبت کنید.

- ارزش عذرخواهی برای اشتباه مرتکب شده، همکاری، صبر، بخشش و احترام به دیگران را به او بیاموزید.

- انتظار نداشته باشید بی نقص عمل کنید، تربیت فرزند، کار دشواری است. بهداشت روانی همه کودکان حائز اهمیت است. بسیار ی از کودکان دچار مشکلات سلامت روان هستند. این مشکلات واقعی و دردناکند و ممکن است شدید باشند. با این حال مشکلات فوق قابل تشخیص و درمانند. توجه خانواده ها و عملکرد اجتماع به همراه هم می تواند به رفع این مشکلات کمک کند.

 

کمرویی درکودکان

تعــــريف كمــــرويي

كمرويي، صفت فردي است كه به خاطر ترسويي،احتياط كاري و عدم اطمينانش،نزديك شدن به آن مشكل است.فرد كمرو هشيارانه از مواجهه با افراد يا چيزهاي مشخص يا انجام كاري همراه آنان بيزار است. در گفتار يا كردار خود ملاحظه كار است،از ابراز وجود بيزار است و به طور محسوسي ترسوست.ممكن است فرد كمرو كناره گير يابي اعتماد وياازخمير مايه ي ديگري باشد: شخصيتي پرسش انگيز، بي اعتمادومشكوك. فرهنگ لغت، كمرويي رابه عنوان ناراحت بودن در حضورديگران تعريف مي كند.امابه نظرنمي رسد كه اين تعريف مطلب زيادي به آنچه عموماَدرباره كمرويي مي دانيم بيفزايد هيچ تعريف واحدي كفايت نميكند. زيرا كمرويي براي افراد مختلف داراي معاني متفاوت است.كمرويي شرايط پيچيده اي است كه آثارمختلفي بر جاي مي گذارد، از ناراحتي مختصر تا ترس بي مورد از مردم و روان رنجوري حاد.

 

علل كمـــــــــرويي

كمرويي علل مختلفي دارد، بعضي از آنها از اين قرارند:

• وجود فــــرد كمرو در خانواده مثل پدر،يا مادر كمـــرو  و الگوگيري كودك از او
• تحقيــــر كـــودك در خانه و مدرسه
• برچسب كمـــرويي بر كـــودك زدن و تلقين كمــــرويي به او
• مقايسه كـــودك با ديگــــران
• توقــــع بيش از حد از كـــودك داشتن
• تجارب منفــــي كـــودك در موقعيتهاي مختلف
• نقل مكان هـــاي مكــــرر خانواده
• تـــــرتيب توالد
• طلاق يا مـــرگ يكي از والــــدين
• آرمان گــــرايي والدين و يا جامعـــــــه

 

راههــــاي پيشگيــــري ازكمــــرويي در كــــودكان:

بيشتراوقات خجالت هنگامي در طفل ايجاد مي شود كه او در زندگي خانوادگي خود تكيه گاه مطمئني نمي يابد تا با اطمينان و اعتمادبه آن، شخصيت خويش را ثبات بخشد.همين كمبود باعث مي شود كه كودك شما از تجربه كردن وقايع تازه و عجيب برحذر باشد .ممكن است شما اظهار كنيد كه: من چند فرزند دارم، اما چرا فقط اين يكي كمرو شده؟ توجه داشته باشيد حتي در يك خانواده كه نحوه تعليم وتربيت درآن يكسان است همه افراد بهره يكساني از آن نخواهند برد. پس اگر متوجه كمرويي فرزند خود شديد،به هيچ وجه او را با فرزندان ديگر مقايسه نكنيد. همچنين نبايد رفتار و كردار او را تاييد كنيد مثلا بگوييد: آفرين چه دختر ساكتي! و يا او بچه بسيار خوبي است، هميشه گذشت مي كند. بدانيد كه كودك شما مثل شاخه نورس وتري، دردستان قدرتمند شماست.پس بافرزند خود در كمال دقت و ظرافت رفتارنماييد، زيرا كمرويي و يا برعكس اعتماد به نفس او، در خانواده شكل مي گيرد.


از كـــودك خود توقـــع انجام كارهاي محــــال را نداشته باشيد.
سعي كنيد انجام كارهايي را از كـــودك درخواست نماييد كه مي دانيد ازعهده آنها برمي آيد.و مثلا اگر در دوره تـــرس هاي كودكانه است از او نخواهيد كه در استخــري از آب بپرد و يا به زيرزمين تاريك برود.

 

زياد از حد نگــــران فــــرزند خود نباشيد.

اگر ترس و نگراني شمادر مورد فرزندتان زياد از حد باشد، ناخودآگاه اين ترس را به كودكتان نيز منتقل مي كنيد. اگر اين روش را ادامه دهيد، امكان عمل و ابتكار را از او مي گيريد. سعي كنيد همه چيز را از قبل براي آماده نسازيد، بلكه به او كمك كنيد تا بتواند در برابر موقعيت هايي كه احتمال خطر در آن مي رود عكس العمل مناسبي نشان دهد. درضمن سن و سال او را از ياد نبريد و او را به انجام كارهاي ساده تشويق كنيد كه از هر عامل ديگري در تصحيح رفتارش مناسبتر است.


ابتكـــارات كـــودك را دست كم نگيـــريد.
به كارهاي كودك خودبها بدهيد وبدانيد كه او در حدتوان خود توانسته كارهايي هر چند كوچك را انجام دهد. نكته مهم آن است كه او به خود و به نيروي خود اطمينان پيدا كند و نتايج كارهاي خويش را بسنجد. تجربه اندوزي فعلي اوست كه اساس رشدش را در آينده فراهم ميكند. ازگفتن جملات هشدار دهنده مثل: مواظب باش و يــا حواست راجمع كن خودداري كنيد وبه جاي اين القاآت منفي، محيط او را از عوامل خطرزا تخليه كنيد.


تـــولد نـــوزاد جديد
تولد نوزاد جديد همواره باواكنش هاي خاصي از جانب كودك بزرگتر همراه بوده است.تنهاراه درمان دراين موقعيت ،عبارت است ازسهيم كردن اودرمراقبت ازنوزاد وبدترين روش آن است كه مثلا مانع ازدست زدن اوبه نوزاد بشويم.به خصوص درروزهاي اول تولد در مقابل كودك ارشد به نازونوازش نوزاد نپردازيم واين كارراحتمادرغياب كودك بزرگتر انجام دهيم.


كـــودك را از مدرســـه نتــــرسانيد.
ورود به مدرسه رادروازه دخول به اجتماع فرزندتان بدانيد و هر ترس و ترديدي را از دل دور كنيد. كودك را با تنبيهات احتمالي مدرسه نگران نسازيد.توجه داشته باشيد كه كودك در صورتي اين گام هاي نخستين را با موفقيت برخواهد داشت كه والدين با عقل وتدبير، اوراآماده اين كار ساخته باشند. سعي كنيد او را به حال خود واگذاريد تا تجارب تلخ و شيرين اين ايام را خود تجربه كند و بيش از حد نگران او نباشيد.

 

كشــف عوامــــل جاذب

به كـــودكان در كشف هر چيز جذب كننده اي كه دروجودشان هست كمك كنيد و از امروز به تعريف كردن از فـــرزند خودتان به خاطر تمام چيزهاي جذب كننده اي كه در اعمال و وجود او مي يابيد، بپردازيد.


عــرصه بـــرخوردهاي كـــودك را با محيط خارج گستــــرش دهيد.
شـــرايطي به وجود آوريد كه كودكان نحوه استفاده از معلومات كودكان ديگر را، به عنوان يك منبع فرا بگيرند و از يكديگر كمك بخواهند و به يكديگر كمك كنند. هدف، تمرين و تشويق همكاري، اشتراك مساعي و دوستـــي براي ايجاد يك جامعه دمــــوكراتيك است. علاوه بر آن بازي ها و اسباب بازيهايــــي كه به دو بازيكن يا بيشتـــر نياز دارند بايد بــراي تقويت بازي اشتـــراكي در دسترس باشند.

 

كـــودكان را وابستـــه به خود نكنيــــد.

فرزندان يا شاگردان خود را صرفا به اين دليل كه بهتر مي توانيد آنان را تحت كنترل يا سازماندهي در آوريد، تشويق به وابستگي نكنيد. وابستگي مانند شكلات كشي است، هرچند مزه آن خوب است اما هميشه در آخركار،به دندان شما مي چسبد.


حس قبــــول مسئوليت را در كـــودكان تقـــويت كنيد.
به كودكان ياد بدهيدكه مسئول كارهاي خودشان باشند.كودكان را تشويق كنيد كه درمقابل ديگران نيز مسئول باشند،البته نه فقط در كمك كردن به افراد سالمند براي عبور از خيابان، بلكه در كمك كردن به خواهران و برادران در انجام كارهاي خانه، كمك به شما در زمان ناراحتي يا كمك به همكلاس هايي كه نيازمند ياري مي باشند.


كــــــودك را از شكست نتـــرسانيد.
بروز برخي اشتباهات را مجاز بدانيد و بگذاريد كودك با صرف وقت كافي متكي به نفس ترشود. كودكان كمرو به دليل اضطراب ناشي ازشكست در كار يا انجام نادرست عملي از انجام هر كاري مي ترسند. به كودكان بياموزيد به استقبال مخاطرات حساب شده بروند و شكست را متحمل شوند.

 

احساس لــذت درتنهايـــــي

ترتيبي بدهيد كه كودكان به هنگام تنهايي باخودشان راحت باشند. تنهايي، زمانيكه به عنوان ابزاري براي برقراري ارتباط با خود انتخاب مي شود مي تواند تجربه اي مثبت باشد. اين به آن معناست كه مكان هايي اختصاصي و اوقاتي فردي در اختيار كودك شما قرارداده شود. همچنين به آن معناست كه زندگي كودك را با فعاليت هاي گروهي برنامه ريزي شده پرنكنيم. بنابر موقعيت حتي به آن معناست كه كودك را به انجام فعاليت هاي انفرادي مانند پياده روي در اطراف منزل،رفتن به موزه وسينما،يا كودكان بزرگتر رابه گردش در پارك تشويق كنيم.

 

نـــوازش، اطمينـــان و عطـــوفت

سعي كنيدفرزندان خود ( به خصوص فرزندان كمرو ) را قدري بيشتر نوازش كنيد. تماس جسماني باعث مي شود كه كودك احساس طرد شدن نكند.اين كار احساس رضايت را در او ايجاد مي كند و واقعيت وجودي او را مورد تأييد قرار مي دهد.


آخــــر اینکــــــــــه :

والدين محترم بدانند كه دستورالعمل هايي كه ذكر شد، بسيار ساده و عملي است.بااين حال اگر باز هم احساس نموديد كه فرزند كمرويي داريد، هرگز مايوس نشويد و خود را نبازيد،بهترين كار اين است كه كار را به كاردان بسپاريد و از كارشناسان متخصص كمك بخواهيد. در ضمن سعي كنيد كه رفتارتان كاملا طبيعي باشد.در اين صورت كودكان هم آرامش خاطر پيدا مي كنند و روند درمان به سرعت پيش خواهد رفت.

 

هـــرگـــــز از كـــــودک خود آدمـــی خجــــول نسازيد. "

اختلا لات یادگیری در کودکان

برخي از خانواده هايي که داراي فرزند دانش آموز در دوره ابتدايي هستند، پس از ورود فرزندشان به مدرسه، با مسائل و مشکلات گوناگوني روبه رو مي شوند. مهم ترين و شايع ترين مسائل آنها، مشکلات مربوط به تحصيلات و يادگيري فرزندان است. درحال حاضر تاحدي به انواع ناتواني، مانند ناتواني در خواندن، ناتواني در نوشتن، ناتواني در مهارت هاي اجتماعي، ناتواني در توجه و نظاير آن، توجه مي شود و براي هريک از ناتواني ها، روش هاي درمان و آموزش ترميمي به کار مي رود. در اينجا شايسته است تاکيد شود، کودکاني که مشکلات و نارسايي هاي يادگيري آنان به سبب معلوليت ذهني (عقب ماندگي ذهني)، معلوليت حسي (نابينايي و ناشنوايي)، معلوليت عاطفي (ناهنجاري هاي عاطفي)، معلوليت اجتماعي، معلوليت خانوادگي و يا معلوليت جسمي- حرکتي است، موردنظر نيستند.
علل ناتواني
يادگيري يک فرايند پيچيده است و مشکلات يادگيري متنوع و گوناگون هستند. عوامل متعددي بر يادگيري دانش آموزان ابتدايي تاثير مي گذارند. توانايي هاي يادگيري انسان به عملکرد هاي دستگاه هاي عصبي، حسي، حرکتي و شناختي و عوامل جسماني و زيستي، ژنتيکي و محيطي و کيفيت رشد بستگي دارد.
1) عوامل جسماني و زيستي: برخي از متخصصان بر اين باور هستند که آسيب هاي خفيف مغزي پيش از تولد، هنگام تولد و پس از تولد عامل اصلي ناتواني يادگيري است. اين گونه آسيب هاي خفيف مغزي موجب بدکاري مغزي (Dysfunction Brain) مي شوند و بر توانايي هاي فرد در زمينه ادراک، توجه، حافظه و تفکر او تاثير منفي بجا مي گذارند. بدکاري مغزي بدين معناست که مغز به درستي کار نمي کند. علت ديگر ناتواني يادگيري، عدم برتري طرفي مغز و يا غلبه مختلط مغز (Dominance Mixeb) است. اين وضعيت هنگامي رخ مي دهد که غلبه دو نيمه مغز کودک از نظر آناتومي مختلط است. چنين فردي ممکن است راست دست، اما چپ پا يا چپ چشم باشد.
2) عوامل ژنتيکي: تحقيقات انجام شده روي دوقلوها نشان مي دهد که ناتواني يادگيري جنبه ارثي نيز دارد.
3) عوامل محيطي و خانوادگي: قضاوت درباره تاثير عوامل محيطي، امر مشکلي است. شواهد زيادي در دست است که نشان مي دهند، دانش آموزاني که در محيط نامساعد و نامناسب رشد مي يابند، از نظر يادگيري و پيشرفت تحصيلي با مسائل بيشتري روبه رو مي شوند. قضاوت در اين زمينه، به اين جهت دشوار است که هنوز کاملا مشخص نيست که مشکلات يادگيري به لحاظ شرايط محيطي نامساعد است يا به علت عوامل زيستي مانند آسيب مغزي و تغذيه ناکافي. عوامل ديگري که از نظر محيطي مي توانند احتمالا موجب ناتواني يادگيري شوندعبارتند از:فقرمحيط آموزشي، روش ها و راهبردهاي تدريس نادرست و عدم توجه به نيازهاي  دانش آموزان .
انواع ناتواني هاي يادگيري
اختلال ها و ناتواني هايي که به طور معمول در دوره کودکي و نوجواني رايج هستند و تشخيص داده مي شوند، عبارتند از: اختلال هاي يادگيري، اختلال هاي ارتباطي، اختلال هاي رشد زبان و گفتار، اختلال هاي دفع، اختلال هاي حرکتي و نظاير آن. در ميان اختلال هاي يادشده، در دوره ابتدايي اختلال هاي يادگيري يا به بيان درست تر ناتواني هاي يادگيري بيشتر بروز و ظهور پيدا مي کنند و اغلب با اختلال نارسايي در توجه، بيش فعالي و رفتارهاي تکانشي همراه است.
1) ناتواني يادگيري در خواندن: خواندن، در برگيرنده مجموعه اي از مهارت هاست و پايه مشترک موفقيت در تمام امور تحصيلي محسوب مي شود. خواندن، در تمام فعاليت هاي تحصيلي و يادگيري نقش اساسي به عهده دارد و مشکلات خواندن، مهم ترين عامل عدم موفقيت تحصيلي در مدرسه شناخته شده است. مشکلات خواندن در دانش آموزان دوره ابتدايي به ويژه در پايه اول تحصيلي به شکل هاي گوناگون ظاهر مي شود که در اين بخش به برخي از آنها اشاره مي گردد:
1) دانش آموز هنگام خواندن دچار مشکل مي شود و قادر به تشخيص حروف به ويژه حروف مشابه نيست، مانند تشخيص حرف «م» از «ب»، «د» از «ب» و «ر» از «ل.»
2) دانش آموز هنگام خواندن، قادر نيست کلمه هاي مشابه را با چشم تشخيص دهد و دچار مشکلات ديداري است. به عنوان مثال، براي تشخيص غار از  غاز برگ از مرگ يا کباب از  کتاب مشکل دارد.
3) دانش آموز هنگام خواندن، آهسته، کلمه  به کلمه، حرف به حرف و بريده بريده مي خواند و قادر به برقراري ارتباط ميان حروف و کلمه ها نيست.
4) دانش آموز هنگام خواندن، برخي از حروف يا کلمه ها را حذف يا اضافه مي کند.
5) دانش آموزاني که در خواندن مشکل دارند، کودکاني هستند که در زبان و گفتار دچار مشکل مي باشند. اينگونه دانش آموزان در کشيدن صداي حروف (صداکشي)، شناسايي حروف و بخش کردن کلمه ها مشکل دارند. آنها از روي حدس و گمان به کلمه ها مي پردازند. گاهي اوقات صداي حروف را به طور جداگانه تشخيص مي دهند، اما قادر نيستند آنها را با يکديگر ترکيب کنند.
6) دانش آموزاني که دچار ناتواني يادگيري در خواندن هستند، مبتلا به ناتواني هاي يادگيري رشدي در زمينه هاي توجه، حافظه و ادراک شنيداري مي باشند. گاهي اين قبيل دانش آموزان در گوش دادن، نگاه کردن، حرکت چشم و توجه کردن، با مشکلاتي مواجه هستند.
7) بعضي از دانش آموزان در تشخيص صداها (صداشناسي) و ترکيب صداها مشکل دارند و در تشخيص صداهاي مشابه ناتوان اند. مثلا براي اين قبيل دانش آموزان تشخيص تفاوت شنيداري کلمه هاي پر- پر، نرو- برو، ابرو- آبرو، مار- سار و رنگ- زنگ، دشوار است.
8) گروه ديگري از دانش آموزان با مشکلات خواندن، مشکل حافظه ديداري توالي دارند و هنگام خواندن در حفظ توالي و ترتيب حروف در يک کلمه با مشکل روبه رو مي شوند. براي مثال به جاي کبريت، کربيت و به جاي قفسه، قسفه مي خوانند.
9) برخي از دانش آموزان در هجي کردن و بخش کردن کلمه دچار مشکل هستند. براي مثال دانش آموز کلمه اي را درست مي خواند، اما نمي تواند حروف آن را به طور مجزا نام ببرد و يا بخش هاي کلمه  را مشخص کند.
12) برخي از دانش آموزان با مشکلات خواندن، دچار وارونه خواني هستند. براي مثال زور را روز مي خوانند.
2) ناتواني يادگيري در نوشتن: مشکلات نوشتن به شکل هاي نارسانويسي، (Dysgraphia)، سرهم نويسي، بدخطي، شتابان نويسي، وارونه نويسي، جدانويسي، آيينه نويسي و نظاير آن ظاهر مي شود. در ميان مهارت هاي تحصيلي پايه، نوشتن ، پيچيده ترين و عالي ترين مهارت است که در دوران تحصيل آشکار مي شود. کودکي که دچار ناتواني يادگيري در نوشتن است، در خواندن نيز مشکل دارد. نوشتن، کنش پيچيده دستگاه اعصاب مرکزي و انتقال افکار به شکل زبان نوشتاري است.
1) کج نويسي بيش از حد: اين گونه مشکلات در نوشتن ممکن است به علت بسيار نزديک بودن بازو به بدن، بسيار محکم يا شل گرفتن مداد و دوربودن انگشتان از نوک مداد رخ دهد.
2) راست نويسي بيش از حد: اين قبيل مشکلات در نوشتن امکان دارد به علت بسيار دوربودن بازو از بدن، نزديک بودن انگشتان به نوک مداد و درست نبودن وضعيت کاغذ به وجود آيد.
3) چپ دستي: امروزه نوشتن با دست چپ امري بهنجار و عادي است و تمام متخصصان بر اين باور هستند که بايد به کودک اجازه داد تا با دست برتر و هر دستي که تمايل دارد بنويسد و کارهاي خود را انجام دهد.
4)  پرفشار يا کم فشار نوشتن: براثر فشار آوردن بيش از حد يا کمتر از حد لازم مداد روي کاغذ و يا استفاده از مداد نامناسب، اين گونه مشکلات بروز مي کند ( مداد کوتاه يا کوچک).
5) ناتواني در نسخه برداري: نسخه برداري يا کپي برداري از شکل هاي هندسي و حروف، مشکل ديگري از نوشتن است. برخي از کودکان هنگام نسخه برداري، بخشي را حذف يا اضافه مي کنند و گاهي اوقات شکلي را بسيار بزرگ و يا کوچک مي کشند. علت اين است که اين گونه کودکان از نظر حافظه ديداري مشکل دارند.
6) جدانويسي و سرهم نويسي: برخي از دانش آموزان، حروف و کلمه ها را با فاصله زياد از هم و جدا مي نويسند. در حاليکه برخي از کودکان با ناتواني در نوشتن، حروف و کلمه ها را جابه جا مي نويسند و بعضي حروف و کلمه ها را سرهم و کاملا نزديک به حروف و کلمه هاي ديگر مي نويسند که خواندن را مشکل مي سازد. براي مثال کودک کلمه احمد را به صورت اح مد مي نويسد.
7) وضعيت بدن و سر: وضعيت بدن به طور کلي، به ويژه وضعيت سر و دست هنگام نوشتن عامل ديگري است که در دانش آموزان با ناتواني در نوشتن بايد مورد مطالعه قرار گيرد. براي مثال بارها مشاهده شده است که اين گونه دانش آموزان هنگام نوشتن طوري سرخود را پايين مي آورند که سرشان به کاغذ مي چسبد و يا کاغذ را بيش از حد کج مي گذارند.
8) بدخطي: مسئله بدخطي يا ناخوانانويسي به صورت هاي گوناگون ديده مي شود مانند:
- عدم تناسب اندازه يک حرف در کلمه ها: براي مثال کودک حرف الف را در يک کلمه کشيده و در کلمه ديگر کوتاه مي نويسد.
- لرزش دست در نوشتن: براي مثال کودک تعداد دندانه هاي حروف سين و شين را بيشتر يا کمتر مي نويسد. همچنين در حروف نقطه دار (مانند ب و پ) تعداد نقطه را بيشتر يا کمتر مي گذارد.
- آيينه نويسي و وارونه نويسي: براي مثال کودک کلمه بابا را به شکل اب اب مي نويسد.
3) ناتواني در حساب کردن: دانش آموزان مبتلا به مشکلات حساب، با نارسايي ها و مسائل گوناگون روبه رو هستند. تشخيص شکل، تشخيص اندازه و رنگ، توانايي شمردن، تشخيص مجموعه ها، تناظر يک  به يک، خطاهاي متداول درحساب. رياضيات، زبان نمادين است و دانش آموز دردوره ابتدايي بايد مفاهيم رياضي مانند عدد، زمان، شکل، فاصله، اندازه و نظم را درعمل و در زندگي روزمره، در فعاليت هاي آموزشي و اجتماعي و در تعامل با والدين، خواهران و برادران و همسالان ياد بگيرد و به کار بندد. ناتواني يا نارسايي در محاسبه عبارت است از نقص يا اختلال در توانايي، در درک و فهم و به کارگيري اعداد و نمادهاي رياضي. عواملي که موجب ناتواني يادگيري در خواندن، نوشتن و هجي کردن مي شود، امکان دارد باعث ناتواني يادگيري درحساب گردد. به طور معمول دانش آموزان دوره ابتدايي در زمينه هاي تجريد، تعميم، استدلال و به يادسپاري دچار مشکل مي شوند و درکاربرد مفاهيم رياضي و حل مسئله با اشکال روبه رو مي گردند.
1) تشخيص شکل: برخي از دانش آموزان با مشکلات حساب، در تشخيص شکل اعداد يا شناسايي اشکال هندسي (براي مثال تشخيص عدد 8 از 7 يا شکل دايره از شکل مربع يا مثلث) مشکل دارند. اين قبيل دانش آموزان در کشيدن اشکال هندسي نيز ناتوان هستند.
2) تشخيص اندازه و رنگ: ادراک مفاهيمي مانند بزرگ - کوچک و بلند - کوتاه و تشخيص اندازه ها و ارتباط  هاي موجود ميان اندازه ها و متغيرها از اهميت خاصي برخوردار است. کودکي که مشکلات حساب دارد، به طور معمول در مرتب کردن اجسام بر حسب اندازه هاي آنان، متصل کردن قطعات کوچک و بزرگ يک پازل، جا گذاردن اجسام در محل هاي مخصوص، تشخيص بزرگ ترين مربع، طولاني ترين خط و کوچک ترين دايره و نظاير آن مشکل دارد. برخي از کودکان با ناتواني در حساب، در تشخيص رنگ هاي گوناگون مشکل دارند.
3) توانايي شمردن: شمردن اعداد يا اشيا يک مهارت است و گام اول در يادگيري حساب، محسوب مي شود. کودکاني که در شمارش اعداد به طور منظم مشکل دارند، بعدها در انجام محاسبات با اشکال روبه رو مي شوند ( براي مثال: 10 و 8 و 6 و 5 و 4 و 2 و 1).
4)  تشخيص مجموعه ها: کودکاني که مشکلات حساب دارند، به طور معمول در درک مفهوم مجموعه ناتوان هستند و در يک جعبه مدادرنگي، يک ظرف پراز سيب و يک گروه دانش آموز پسر، قادر نيستند صفت مشترک را درک کنند.
5) تناظر يک به يک: توانايي درک مفهوم تناظر يک به يک، از اهميت خاصي برخوردار است. کودکي که دچار اين مشکل است از درک اين مثال که چهارگل مي تواند يک به يک در چهار گلدان قرار بگيرد ناتوان است.
6) خطاهاي متداول در حساب کردن: خطاهاي زير خطاهاي متداول در حساب کردن مي باشند.
- دانش آموز قادر نيست، عدد گفته شده را به درستي بنويسد. (مثال: بنويس چهارصد و نود و هفت).
- دانش آموز قادر نيست، عدد نوشته شده را بخواند (مثال: اين عددها را بخوان: 719، 311، 208).
- دانش آموز درنوشتن وخواندن اعداد تکراري (مانند777) و اعدادي که وسط آنها صفر باشد (مانند505) مشکل دارد.
- دانش آموز درنوشتن وخواندن اعداد مشابه مشکل دارد (مانند 7 و 8 يا نوشتن و خواندن عدد 113 به جاي 311).
- دانش آموز درانجام چهار عمل اصلي مشکل دارد.

علل ضعف دانش آموزان در درس دیکته

دانش آموزان زیادی وجود دارندکه در درس دیکته دچار مشکل هستند وبه نسبت تعداد غلط‎هایی که مرتکب می‎شوند، نمرات کمتری دریافت می‎کنند. واقعیت این است که انواع اشتباه‎هایی که کودک مرتکب می‎شود از یک نوع و یک سنخ نیستند تا بتوان با اتخاذ یک روش، همه‎ی آنها را از بین برد و به پیشرفت وی اطمینان یافت. برای دستیابی به یک راه‎حل ساده و امیدوارکننده، بهتراست بعد از حصول اطمینان از عادی بودن هوش دانش‎آموز، اشتباههای متعدد دیکته‎های وی را از روی دفترش یادداشت کنیم، سپس علت یا علل آنها را بیابیم.
دلایل آن می تواند موارد زیر باشد:

علل ضعف دانش آموزان در درس دیکته

1(به علت اینکه مفهوم کلمه را نمی فهند یا قبلا نفهمیده اندآنرا درست نمی نویسید.
۲) کلمات از جانب معلم درست تلفظ نمی شود(آموزشی(
۳) دانش آموزان هنگام نوشتن دیکته کلمات را تکرار و هجی میکند(دقت(
۴) وجود نقص شنوایی در برخی از دانش آموزان در هنگام نوشتن املا و بی خبری معلم از وجود این نقص باعث می شود بعضی از کلمات را جا می اندازد یا از کلاس عقب میافتد(حافظه شنوا یی –حساسیت شنوایی(
۵) به علت کمبود فضای آموزشی و کمبود میز و نیمکت دا نش آموزان در اثرخستگی ودرست نشیدن کلمات را غلط می نویسید ۰ (آموزشی(
۶) متناسب نبودن متن دیکته از نظر(کمیت و مقدا ر) با سن پا یه تحصیلی آنان باعث می شود دانش آموزان بعد از نوشتن مقداری ا زآن خسته شوند و غلط نویسی آغاز می گر دد.(آموزشی(
۷) در بعضی اوقات دانش آموزان به علت مشکلات روانی هنگام نو شتن دیکته در افکار خود غو طه ور می شوند و از نوشتن باز می مانند۰
۸) وجود حروف هم صدا در ادبیات فا رسی مانند (ص-ث-س(
۹) تند گفته شدن دیکته از سوی معلم باعث خستگی وکم شدن دقت در دانش آموزان می گردد.
۱۰) ضعف درمهارتهای حرکتی (نارسا نویسی) – بیقراری و تند خویی – خطا د رادراک بصری حروف (حافظه دیداری )- فقر آموزش و عدم تسلط معلم به شیوه های آموزشی مطلوب در هنگام تعلیم نوشتن نشناختن حروف و قوائد نوشتن توسط دانش آموزان نداشتن تمرین لازم و کافی برای نوشتن املا خود می تواند موجب ضعف و نارسایی فراگیر در کسب مهارت نوشتن می شود .
انواع اشکالات موجود در دیکته دانش آوزان را پس از تجربه و تحلیل می توان به دو گرو طبقه بندی کرد. یک گروه از اشکالات به مشکلات آموزشی مربوط هستند و از طریق روش تدریس می توان حل کرد و گروه دیگر را از طریق تمرینهای خاصی که می توان به جای رو نویسی های معمول در مدارس در نظر گرفت تا ضمن جلوگیری از هدر رفتن وقت و استعداد دانش آموزان در برطرف کردن اشکالات دیکته بسیار موثر باشند.
● روشهای تدریس آموزش املا
۱) روش آزمون – مطالعه – آزمون
در این روش در ابتدا یک متن را به عنوان دیکته برای دانش آموزان می خوانیم و بعد از تصحیح آن را به دانش آموزان باز می گردانیم سپس دانش آموزان باز می گردانیم سپس دانش آموزان تا جلسه بعدی املا صحیح کلمات غلط موجود در املا خود را تمرین می کنند. در جلسه بعد ار آن متن دوباره دیکته کفته می شود که معمولا بدن غلط و یا با غلط های محدودی همراه است.
البته باید توجه داشت که متن دوم را با کمک کلماتی از متن اول که از ارزش املایی بر خوردارند( اما در قالب جملات جدید) می توان تهیه نمود تا میزان پیشرفت دانش آموزان در زمینه حافظه دیداری هم سنجیده شود.
۲) روش مطالعه و آزمون
ابتدا درس یا درسهای جهت گفتن از دیکته انتخاب می شود و دانش آموزان روی لغات مشکل آن به صورت دیکته پای تختخ و تکالیفی نظیز نوشتن کلمات با حروف رنگی و ............... تمرین می کنند سپس از آن درس یا درسها دیکته گفته می شود که البته بهتر است متن دقیقا مانند کتاب نباشد.
۳) روش نمایش:
به منظور تقویت بیشتر حافظه دیداری در رابطه با آموزش حروف هم صدا مانند(ص- ث- س ) ابتدا لغات مورد نظر را روی طاقهای شفاف می نویسیم سپس آنها را با استفاده از اورهد روی پرده نمایش میدهیم مثلا کلمه(( صابون)) سپس روی حرف (ص) را می پوشانیم و از دانش آموزان می خواهیم یکی از سه حرف (س، ث، ص) را انتخاب کرده و کلمه را کامل کنند . سپس کلمه را کامل نشان می دهیم تا اگر غلط حدس زده بودند آن را اصلاح کنند و درستش را کنارش بنویسید . از این روش به هنگام دیکته پای تخته ای هم می توان استفاده کرد وجود دستگاه اورهد الزامی نیست.
دانش آموزان ابتدا کلمه را در دفتر خود بنویسید بعد به تخته نگاه کنند و در صورت اشتباه درست آن را بالای کلمه بنویسند.
۴) روش تصحیح انفرادی :
به دانش آموز دیکته گفته می شود به عنوان تکلیف منزل از او خواسته می شود دیکته خود را با استفاده از کتاب تصحیح کند و از این طریق متوجه غلطهایش می شود و آنها را تمرین کند.
۵) روش چند حسی:
در این روش چند حس بینایی - شنوایی- لامسه به کمک یادگیری املا کلمه مورد نظر می آیند . این روش بیشتر قبل از دیکته به منظور تمرین کلمات مشکل درس به کار گرفته می شود.
الف) از دانش آموز خواسته می شود با دقت به کلمه ی مورد نظر ( این کلمه از متن دیکته ای که بعداًَ گفته خواهد شد انتخاب می شود) که پای تابلو نوشته شده نگاه کند.
ب) آن را بخوانند و کلمه مورد نظر را در هوا به صورت ذهنی و با استفاده از انگشت خود بنویسد.
ج) سپس آن را در جمله ای مناسب به کار برد . از این طریق معنای کلمه را بهتر درک می کند.
و) کلمه را از پای تابلو پاک کرده و به آنها فرصت می دهیم تا کلمه را بدون خطا از روی حافظه بنویسند.
د) کلمه را روی تابلو نوشته تا دانش آموزان آنها را با هم مطابقت دهد و به درستی یا نادرستی نوشته خود پی ببرد . حرفی از کلمه را که از ارزش املای برخوردار است قرمز نوشته و پای تابلو می نوسیم مانند ص در تصمیم . از این روش به عنوان یک تمرین و تکلیف هم جهت تقویت حافظه دیداری دانش آموزان می توان استفاده نمود.
۶) کاربرد جمله سازی در زنگ املاء: آموزگار ۲۰ جمله از ۵ درس را که دارای اهمیت هستند انتخاب کرده و در هر جمله جای یک کلمه با ارزش املایی خالی گذاشته می شود تا دانش آموزان به تکمیل آن بپردازند.
)) بارم هر کلمه یک نمره است((
۱) خورشید به قله ی .............................. نزدیک می شد.
۷) آشنا کردن دانش آموزان با متن املاء:
به منظور یاد آوری شکل کلمه های خوانده شده لازم است قبل از نوشتن املاء آموزگار یک بار آن متن را از اول تا آخر بخواند و شاگردان به این امر عادت داده شوند که شکل کلی کلمه های خوانده شده را در ذهن خود مجسم کنند و آنها را به یاد آورند و گاهی هنگام خواندن متن املا آموزگار به شاگردان اجازه دهد که بگویند نوشتن چه کلمه ای را نمی توانند و معلم راجع به آن کلمه توضیح آموزشی بدهد تا دانش آموزان بدهد تا دانش آموزان شکل نوشتاری کلمه ی مورد نظر را یاد آمورند ، از این طریق ، شکل کلمه در ذهن شاگرد بیشتر تثبیت می گردد و یاد گیری عمیق تر می شود. نحوه قرائت املاء در کلاس
هنگام قرائت املاء باید به نکات زیر توجه شود.
۱) از تمام درسهای کتاب فارسی ، اعم از شعر و غیر شعر باید املاء گفته شود ولی مقدار و زمان آن نباید از حد معینی تجاوز کند.
۲) آموزگار باید با توجه به هدفهایی که برای گفتن هر متن املا دارد، متن و مقدار آن را از قبل مشخص کند.
۳) هر کلمه یا عبارت فقط یک یا دو بار گفته شود و دانش آموزان باید عادت کنند با گوش دادن به صدای آموزگار مشکل کلی نوشتن کلمه را در ذهن خود پیدا و آن را زیر لب زمزمه کنند و بنویسند.
۴) سرعت گفتن املای کلمه با توان نوشتن دانش آموزان متناسب باشد