افرادى كه مبتلا به اوتيسم هستند، بيشتر تمايل دارند بىتفاوت و گوشهگير باشند. آنها در برقرارى ارتباط عاطفى با ديگران ناتواناند و برخى از آنها حتى از درك افكار، احساسات و نيازهاى ديگران نيز عاجزند. زبان و هوش اين افراد اغلب تكامل نيافته است و همين امر روابط اجتماعى و برقرارى ارتباط را براى آنها با مشكل مواجه مىسازد. برخى افراد مبتلا به اوتيسم از رفتارهاى تكرارى مانند «ضربه زدن با انگشت» يا دنبال كردن سفت و سخت الگوهاى معمولى در زندگى روزمرهشان رنج مىبرند و به صدا، بو يا لمس شدن حساسيت دارند. درباره كودكان مبتلا به اوتيسم بايد گفت آنها از الگوهاى استاندارد در رشد كودك پيروى نمىكنند. حتى در برخى، مشكلاتى كه آنها در بزرگسالى به آن دچار خواهند شد را مىتوان از بدو تولد پيشبينى كرد. اگرچه ممكن است برخى كودكان در سنين اوليه با مشكلى مواجه نشوند، اما بين دوره ۱۸ تا ۳۶ ماهگى، رشد آنان متوقف مىشود، ديگر روابط اجتماعى را نمىپذيرند، رفتارهاى عجيب پيدا مىكنند و حتى زبان و استعدادهاى اجتماعى را كه تاكنون كسب كردهاند، از دست مىدهند. اوتيسم بيمارى فراگيرى است كه در هر كشور و منطقهاى از جهان، در هر خانواده يا قبيلهاى با پيشزمينههاى اقتصادى و مذهبى مختلف مىتوان اثرى از آن را يافت. اين بيمارى در كودكى شكل مىگيرد و يك نفر از هر ۱۰۰۰ نفر ممكن است به آن مبتلا شود كه البته پسرها چهار تا پنج برابر بيشتر از دخترها در معرض ابتلاى به آن هستند. اما علايم شديد بيشترى به علاوه كاهش شديد ضريب هوشى در دخترها ديده خواهد شد.
علايم بيمارى
كمبودهاى اجتماعى: بسيارى از كودكان مبتلا به اوتيسم، در برقرارى ارتباط روزمره مشكلات جدى دارند. حتى براى نوزادان، كه در بدو تولد تمايل به لمس كردن محيط و افراد پيرامون خود دارند نيز اين مسأله به گونهاى ديگر بروز پيدا مىكند و آنها از برقرارى ارتباط چشمى خوددارى مىكنند. نوزادان مبتلا به اوتيسم شايد حتى به رفت و آمد والدينشان نيز هيچ واكنشى مانند گريه يا شادى نداشته باشند. آنها عموماً در فهم نشانههاى غير زبانى نيز با مشكل مواجه مىشوند. يعنى وقتى به آنها بگوييم «بخواب!» آن را به عنوان يك درخواست دوستانه به معناى «وقت خواب است» تعبير نمىكنند، بلكه برداشت آنها يك دستور تهديدآميز است.
فرد مبتلا به اوتيسم ممكن است حتى از درك ديدگاهها و نظرات ديگران نيز ناتوان باشد و نتواند واكنش ديگران به رفتارهايش را درك يا پيشبينى كند. آنها همچنين شايد رفتارهاى پرخاشگرانه يا غير قابل كنترل از خود نشان دهند؛ به ويژه زمانى كه در يك محيط خستهكننده قرار بگيرند كه در اين صورت شايد به شكستن اشيا، كشيدن موى سر يا صدمه زدن به خود و ديگران رو بياورند.
كمبودهاى زبانى: تحقيقات نشان دادهاند در حالى كه برخى نوزادان در شش ماهه اول «قان و قون» مىكنند، اما نيمى از كودكان مبتلا به اوتيسم شايد در طول زندگىشان لال بمانند. در اين ميان، كودكانى هم كه به اين سرنوشت دچار نمىشوند، قادر نخواهند بود توانايىهاى زبانىشان را حداكثر تا ۸ سالگى به دست آورند. اين در حالى است كه كودكان معمولى از سن دو سالگى شروع به كنار هم گذاشتن جملات و تبعيت از راهنمايىهاى ساده مىكنند. آن دسته از كودكان مبتلا به اوتيسم كه قادر به صحبت كردن هستند نيز شايد تنها بتوانند برخى جملات را دائم تكرار و فقط از كلمات ساده استفاده كنند وگرنه آنها از مرتب كردن چند كلمه و ساخت يك جمله معنادار عاجزند.
بعضى از اين كودكان تنها مىتوانند آنچه شنيدهاند را تكرار كنند كه به اين وضعيت در علم پزشكى (Echolalia) مىگويند. اگرچه در كودكان معمولى نيز همين علت مشابه ديده مىشود، اما اين مرحله براى آنها حداكثر تا سن سه سالگى پايان مىيابد. افراد مبتلا به اوتيسم حتى در بيان ضماير نيز با مشكل مواجه مىشوند و برداشت آنها از ضماير، يك معناى واحد است. آنها در استفاده از كلماتى مانند «من»، «شما» يا «براى من» دچار سردرگمى مىشوند. براى مثال، اگر پدر يك كودك مبتلا به اوتيسم از او بپرسد «پيراهنم چه رنگى است؟» پاسخ كودك ممكن است رنگ پيراهن خودش باشد. درك مفاهيم «زبان اشاره» يك كودك مبتلا به اوتيسم شايد غير ممكن باشد. چرا كه اشارات و لحن صداى كودك معمولاً به ندرت با آنچه او مىگويند يا احساس مىكند، همخوانى دارد.
وسواسهاى مرتبط با اوتيسم: كودكى كه از اوتيسم رنج مىبرد، ممكن است ساعتها با موى خود بازى كند، پايش را تاب دهد يا بانداژهايى را بر روى بازويش ببندد. بسيارى بر روى انگشتهاى شصتشان راه مىروند يا برخى حتى ناگهان جاى خود را عوض مىكنند. متخصصان به اين رفتارها «خودانگيزگى» مىگويند. درباره بسيارى از افراد مبتلا به اوتيسم حتماً لازم است تا محيط اطرافشان آن طور كه مىپسندند، باشد. حتى عدهاى از آنها شديداً درگير برخى عادتهاى روزمرهشان هستند؛ يعنى اگر ليوان آنها جايى باشد كه خودشان نگذاشتهاند يا بالشتشان در قسمت ديگرى از كاناپه باشد، ممكن است عصبانى شوند.
دانشمندان در حال بررسى نظريههاى مختلفى هستند: شايد اين رفتارها مرتبط با عملكرد مناسب حسهاى مختلف آنان باشد. كودكى كه مزه همه چيز را مىچشد؛ شايد به دنبال يك حس بويايى خاصى است تا دنياى پيرامونش را كشف كند. شايد هم او قصد برانگيختن حسى را دارد كه كارآيى مناسبى ندارد. نظريه ديگر اين است كه اين رفتارها شايد بتواند سردرگمى حسى فرد مبتلا به اوتيسم را از ميان ببرد.
همين رفتارهاى اجبارى مىتواند توانايى كودك براى بازى كردن را محدود كند. در حالى كه بيشتر كودكان معمولى از سن ۲ سالگى به همه اشيا با ديد خلاقانه نگاه مىكنند، اما در مورد كودكان مبتلا به اوتيسم به ندرت چنين است. اگر اسباب بازى به دست آنها بدهيم، اگرچه شايد براى ساعتها آن را در دست بگيرند، اما مانند يك كودك معمولى نمىتوانند از آن بازى بگيرند.
مباحث مربوط به ادارك حسى: ذهن يك كودك مبتلا به اوتيسم از ايجاد تعادل ميان حسهاى مختلف عاجز است. يعنى كودك قادر نيست از حواس پنجگانهاش براى درك بهتر دنياى پيرامون خود بهره بگيرد و اين موجب مىشود كه حتى كودك نتواند احساس سرما يا كرختى را در خود درك كند. در برخى ديگر اين احساسها به گونهاى ديگر است يعنى برخى صداها، تصاوير و يا مزه ممكن است آنها را به شكل آزاردهندهاى تحريك كند.
توانايىهاى ويژه: تقريباً از هر ۱۰۰ كودك مبتلا به اوتيسم، دو نفر از توانايىهاى ويژه دانشمندان و نوابغ سود مىبرند. بعضى از اين كودكان قادرند تصاوير سخت سه بعدى را ترسيم كنند. برخى از آنها مىتوانند جورچينهاى بسيار دشوار را مرتب كنند. تعدادى ديگر خواندن را از سنين بسيار كم شروع مىكنند؛ حتى پيش از آن كه حرف زدن را شروع كنند. حتى برخى از آنها اين توانايى را دارند تا هر اسمى كه در دفترچه تلفن هست را نام ببرند، ابزارهاى موسيقىاى را كه هرگز چيزى درباره آن نياموختهاند، بنوازند يا حتى شعرى را بعد از تنها يك بار شنيدن، بخوانند.
تشخيص اوتيسم: والدين ممكن است متوجه شوند كه كودكشان از بدو تولد «متفاوت» است، نسبت به اسباب بازى يا مردم بىاعتنا است و شايد براى مدت طولانى به يك شىء خاص خيره مىشود. حتى علايم بيمارى اوتيسم ممكن است در كودكانى كه پيش از اين طبيعى بودهاند نيز ديده شود. يعنى يك كودك سالم و حساس، ناگهان پرخاشگر مىشود.
شايد سالها بگذرد تا والدين به دنبال تشخيص علت اين تغييرات بروند. در اين مدت، آنها همه چيز را «روبهراه» تصور مىكنند كه اين امر در اصل رسيدن به درمان مناسب را به تأخير مىاندازد. بايد گفت هيچ آزمايش پزشكى براى تشخيص اوتيسم وجود ندارد. هر چند بيمارىهايى هستند كه علايمى مشابه اوتيسم مانند قدرت شنوايى كم، مشكلات زبانى، اختلالات ذهنى و مشكلات عصبى دارند، اما به محض آن كه اين علايم از بين بروند، والدين بايد كودكشان را به يك متخصص اوتيسم نشان دهند.
دلايل بروز اوتيسم
باور عموم بر اين است كه اوتيسم به علت برخى نابهنجارىها در ساختار مغز به وجود مىآيد كه ممكن است اين امر با تكامل طبيعى مغز تداخل پيدا كند. سلولها ممكن است اشتباهاً در جاى ديگر مغز رشد پيدا كنند يا شايد حتى قسمتهايى از شبكه ارتباطى مغز كارايى خود را از دست بدهد. مطالعات متعدد از نوزادان دوقلو نشان مىدهد كه اوتيسم مىتواند ارثى باشد. احتمال آن كه دوقلوهاى همانند كه ساختار ژنتيكى مشابهى دارند، به اوتيسم دچار شوند، بسيار بيشتر از ساير دوقلوهاست. در اين بين، والدينى كه يك كودك مبتلا به اوتيسم دارند در معرض خطر كمترى براى داشتن يك كودك بيمار ديگر هستند.
موضوعهاى مربوط به باردارىها: در طول زمان باردارى، مغز جنين بزرگتر و پيچيدهتر مىشود و هر عاملى كه رشد معمولى مغز را با مشكل مواجه سازد، مىتواند تأثير مادامالعمر بر احساسات، رفتارهاى اجتماعى، زبان و روحيات كودك بگذارد. بنابراين، محققان در حال بررسى اين موضوع هستند كه آيا شرايط خاصى مانند باردارى يا ديگر فاكتورهاى محيطى مىتواند در رشد معمولى مغز تأثيرگذار باشد؟ لازم به ذكر است برخى بيمارىهاى ويروسى مانند سرخجه، به خصوص در ۳ ماهه اول باردارى، مىتواند به اوتيسم يا اختلالات ذهنى در جنين منجر شود.
اختلالات ذهنى
اختلالات ذهنى شايعترين مشكلات همراه با اوتيسم است. ۷۵ تا ۸۰ درصد از افراد مبتلا به اين بيمارى، تا حدودى از مشكلات ذهنى رنج مىبرند. ۱۵ تا ۲۰ درصد آنان مشكلات ذهنى حاد دارند و ضريب هوشىشان زير ۳۵ درصد است. اما اوتيسم لزوماً با ناهنجارىهاى ذهنى همراه نيست. ضريب هوشى بيش از ۱۰ درصد افراد مبتلا به اوتيسم در حد متوسط يا بالاتر از متوسط است و عجيب آن كه ضريب هوشى برخى از آنها به ميزان استثنايى بالاست. هر چند در اين ميان نمىتوان تعريف درستى از نمرات ضريب هوشى ارائه داد. چرا كه بسيارى از آزمايشات مربوط به ضريب هوشى، اصولاً متناسب با ويژگىهاى افراد مبتلا به اوتيسم طراحى نشده است.
درمان بيمارى
برخى اقدامات پيشگيرانه مانند مداخله يا پيشگيرى به موقع، آموزش ويژه، حمايت خانوادگى و در برخى موارد تجويز دارو كمك مىكند تا تعداد بيشترى از افراد و كودكان مبتلا به اوتيسم زندگى طولانىترى داشته باشند. در اين ميان، تجويز دارو كمك مىكند تا برخى علايم مخصوص اين بيمارى تسكين پيدا كند. كودكى كه آموزش و درمان مؤثرى براى او صورت مىگيرد، اميد به زندگى بيشترى پيدا مىكند. حتى آنهايى كه از لحاظ روانى و ذهنى دچار اختلالات شديدى مىشوند، مىتوانند با برخى توانايىهاى منحصر به فرد مانند آشپزى، بر مشكلشان غلبه كنند. والدين بايد به اين نكته توجه داشته باشند كه اگر يك كودك مبتلا به اوتيسم هرچه زودتر اين كمكها را دريافت كند، فرصت بيشترى براى يادگيرى خواهد داشت. از سوى ديگر، از آنجايى كه مغز كودك پيوسته در حال شكل گيرى است، دانشمندان معتقدند كه مداخلههاى به موقع فرصت بسيار مناسبى را براى تكامل كامل مغز به وجود مىآورد. بسيارى از متخصصان بر اين باورند كه كودكان مبتلا به اوتيسم در شرايط مخصوصى كه براساس توانايى و علايق آنها ساخته و طراحى شده باشد، قدرت يادگيرى بيشترى خواهند داشت. برنامه فعاليتهاى ويژه و همچنين استفاده از يك محيط كلاس درس مخصوص، به كودكان مبتلا به اوتيسم براى شناخت خود كمك مىكند.