روش های آموزش به کودکان

بارها اتفاق افتاده است که مشغول صحبت کردن با تلفن هستید. در همان زمان فرزندتان وارد اتاق شده و از شما سوالی را می‌پرسد. شما به آرامی می‌گویید: «مامان الان مشغول صحبت کردن با فرد مهمی است عزیزم.» و او باز سوال خود را بلندتر مطرح می‌کند. بار دوم کمی لحن شما تغییر می‌کند «الان نه!» او پای خود را بر زمین می‌کوبد و فریاد می‌زند و برای چندمین بار سوال خود را مطرح می‌کند.

اگر چه کودک پنج ساله تا این زمان متوجه شده است که دنیا فقط متعلق به او نیست ولی همیشه این مسئله را به خاطر نمی‌سپارد. همان‌طور که حافظه ی ضعیف او رشد میکند،کم کم به خاطر می آوردوقتی کسی مشغول صحبت کردن با فرد دیگری باشد، نمی‌تواند پاسخ او را بدهد. حالا دیگر کمتر عصبانی خواهد شد و می‌تواند خود را کنترل کند.

سعی کنید از او انتظار زیادی نداشته باشید. باید مدت‌ها بگذرد تا کودک بتواند تشخیص دهد چه زمانی لازم است صحبت دیگران را قطع کند و چه زمانی باید سکوت کند.هنگامی که خانه در حال آتش گرفتن است، ظرفشویی در حال سرریز شدن و خواهر کوچکتر در خطر باشد باید با فریاد از دیگران کمک گرفت، وقتی نیاز غیرضروری و کم‌اهمیت باشد می‌بایست صبر کند تا صحبت دیگران به پایان برسد بعد نیاز خود را طرح کند.

کسب مهارت در این زمینه نیاز به گذشت زمان دارد. سعی کنید دنیا را از چشم کودک ببینید. بدانید او قصد آزار دادن به شما را ندارد. شما هم صحبت‌های طولانی و خسته کننده را به زمانی موکول کنید که کودک در خواب است یا در خانه حضور ندارد.

اگر شما و همسرتان عادت دارید صحبت یکدیگر را قطع کنید این عادت را ترک کنید. حتی میان صحبت کودک پنج ساله خود هم نپرید. اگر تصمیم داشتید این کار را انجام دهید بگویید:« ببخشید که صحبت شما را قطع می‌کنم و...» با این کار کودک نه تنها به اشتباه «قطع کردن صحبت‌ دیگران» پی می‌برد، بلکه در صورت ضرورت چگونگی انجام صحیح آن را هم می‌آموزد.

کلماتی مثل ببخشید، لطفاً، متشکرم، بفرمایید را به او بیاموزید. بعد از مدتی به کار بردن این کلمات برایش به شکل عادت خواهد شد.


آموزش از طریق بازی

هدف این است که کودک بیاموزد تا پایان صحبت دیگران صبر کند. بازی به این صورت است که شما سوالی را از کودک می‌پرسید: «چرا دوست داری فوتبال بازی کنی؟ بعد به دقت به پاسخ او گوش دهید. سپس سوال کنید آیا صحبت شما تمام شد؟ خب حالا نوبت توست که از من سوالی بپرسی. اگر هنگام پاسخ‌گویی شما شروع به صحبت کرد با انگشت به لب او فشار دهید و به صحبت خود پایان دهید.

بعد چند سوال دیگر مطرح کنید و بازی را به همین صورت ادامه دهید. البته این آموزش زمان زیادی خواهد برد. ولی حداقل توانسته‌اید برنامه‌ای برای تمرین «با احترام صحبت کردن» را شروع کنید.

گاهی صحبت‌های طولانی شما با دیگران باعث می‌شود او حوصله‌اش سررفته و به دلیل نداشتن سرگرمی مزاحم شما شود. پس بهتر است قبل از شروع صحبت با تلفن برای او سرگرمی مناسبی ترتیب دهید. در این مورد به او فرصت انتخاب دهید تا بداند او را در نظر دارید. از او بپرسید آیا دوست داری زمانی که من با تلفن صحبت می‌کنم با اسباب‌بازی‌ات بازی کنی یا آب‌میوه و کیک بخوری؟

به همراه کودک کتاب‌هایی را بخوانید و عقایدی را به او بیاموزید، کتاب‌هایی به زبان ساده در مورد زیبا و به موقع صحبت کردن. اگر بعد از آموزش متوجه شدید بیشتر اوقات با دیگران محترمانه صحبت می‌کند او را تشویق کنید و هدیه‌ای برایش تهیه کنید.

نقاشی کودکان

نقاشی زبان كودك است. كودكان برخلاف بزرگسالان هستند. آنها از طریق نقاشی كشیدن، قصه گویی، بازی كردن و… شناخته می شوند.

 

نقاشی به ما كمك می كند تا به دنیای درونی و روح كودك پی ببریم، بدانیم چه نیازهایی دارد، آیا كودك ناسازگار یا بیمار است؟ در بزرگسالی می خواهد چه كاره شود و… به دلیل علاقه ی بسیار ی از خانواده های عزیز و اهمیت نقاشی كودكان در این مقاله مفهوم خورشید، ماه، آسمان، زمین، اتومبیل و حیوانات رابا هم بررسی می كنیم، لطفاً توجه داشته باشید كه شما به كودك، موضوع نقاشی نمی دهید و خودش آزادانه نقاشی می كند.

 

1ـ خورشید و ماه

در اغلب نقاشیهای كودكان، خورشید دیده می شود. خورشید نشانه ی امنیت، خوشحالی، گرما، قدرت و به قول روانشناسان خورشید به معنی پدر است. وقتی رابطه كودك و پدر خوب است كودك خورشید را در حال درخشیدن می كشد و وقتی رابطه ی آن دو مطلوب نیست كودك خورشید را در پشت كوه ناپدید می كند.

 

ترس كودك از پدر به رنگ قرمز تند و یا سیاه در نقاشی دیده می شود. البته با یك نقاشی ما به قضاوت نمی پردازیم بلكه باید چندین نقاشی كودك را بررسی كرد. ماه نشانه ی نیستی است. اغلب كودكان ماه را كنار قبر و قبرستان می كشند. كودكان در نقاشی خود ماه را با مرگ معنی می بخشند.

 

2ـ آسمان و زمین

آسمان به معنی الهام و پاكی است. ولی زمین به معنی ثبات و امنیت می باشد. كودكان خیلی كوچك هیچ وقت خطی برای نشان دادن زمین ترسیم نمی كنند، ولی در سن 5 یا 6 سالگی كه آغاز به درك دلایل منطقی می كنند به كشیدن زمین نیز می پردازند.

 

3ـ اتومبیل

درجامعه ی امروزی ماشین نشانه قدرت است، به همین دلیل در نقاشیهای كودكان مخصوصاً پسر بچه ها ماشین زیاد دیده می شود. وقتی یكی از اعضای خانواده كه اغلب پدر و گاهی خود كودك است، رانندگی می كنند، از دیدگاه برون فكنی اهمیت پیدا می كند. بیشتر نوجوانان به بهانه ی اینكه كشیدن تصویر آدم حوصله شان را سرمی برد یا سخت است، از كشیدن شكل آدم خودداری می كنند اما به اعتقاد پژوهشگران ترجیح دادن كشیدن ماشین در این دوره خود به خود نشان دهنده ی وابسته بودن شخص به دنیای خارج و زندگی ماشینی است. البته این مسائل بستگی به سن، فرهنگ و عوامل ذهنی و… نوجوان دارد.

 

4ـ حیوانات

اگر در نقاشی كودك شما تصاویر حیوانات دیده می شود ، ممكن است دلایل مختلفی وجود داشته باشد كه شما با صحبت كردن با كودك پی به آن می برید. كودكی كه در روستا زندگی می كند و یا حیوانات خانگی دارد و یا عاشق حیوانات باشد و یا حتی زیاد به باغ وحش برود طبیعی است كه حیوان بكشد. پس فرهنگ و طرز زندگی كودك در خانواده از اهمیت زیادی برخوردار است. اگر كودك به نوعی با حیوانات رابطه نداشته باشد و حیوان برای او در دسترس نباشد تصویر حیوان در نقاشی او اهمیت خاصی پیدا می كند. گاهی ممكن است كودك احساس گناه و تقصیری را كه تجربه كرده و جرأت نكرده آن را ابراز كند در نقاشی و در قالب حیوان نشان دهد.

 

مثلاً كودكی ممكن است به دلیل اینكه دیشب درجایش خرابكاری كرده و سرزنش شده ، احساس گناه كرده باشد و در نقاشی اش شكل حیوان خاصی را مثل مارمولك بكشد. كشیدن حیوانات درنده نشانه ی فشارهای درونی مخفی كودك است. مثلاً كودكی كه نسبت به برادر كوچكتر تازه به دنیا آمده اش حسادت می كند، در نقاشی ممكن است گرگ بكشد كه این نشان دهنده ی ترس و دلهره ی كودك از تازه وارد كوچولو است.دوستان خوبم، توجه داشته باشید كه در تجزیه و تحلیل نقاشی كودكان كه كاری بسیار ظریف و حساس است چون یك كار تخصصی و تجربی است شما رأی قطعی نمی دهید. كودك شما باید خودش به میل خودش موضوع نقاشی را اتنخاب كند.

 

شما نباید بالای سر او بنشینید و به او مداد رنگی به میل خودتان بدهید. او در نقاشی كردن باید آزادی كامل داشته باشد. در پایان نقاشی از كودك بخواهید كه در مورد تصاویر كشیده شده برای شما حرف بزند. این گونه اطلاعات به شما در تجزیه و تحلیل نقاشی كودك كمك می كند. كودكان را به كشیدن تشویق كنید اما آنها را مجبور نكنید كه همین الان برای شما نقاشی بكشند.

 

تلویزیون مفیدو مضر

آیا تلویزیون چشم کودکان را به سوی دنیا باز می کند یا موجب پدید آمدن اختلالاتی در قدرت یادگیری آنها می شود؟

به عقیده بسیاری از کارشناسان، مفید یا مضر بودن تلویزیون به برنامه ای که پخش می شود و سن فرد تماشاگر بستگی دارد. دقیقاً همین موضوع است که کارشناسان را نگران کرده است. جالب است بدانید، 40 درصد کودکان آمریکایی از سه ماهگی تلویزیون نگاه می کنند و تعدادشان در 24 ماهگی به 90 درصد می رسد.

 

طبق گزارشی معلوم شد که والدین آثار سوئی را که تلویزیون بر پیشرفت مغزی کودکان می گذارد، کاملاً نادیده گرفته اند. به تازگی تحقیقی از سوی مؤسسه ملی آمریکایی سلامت روان در باره هزار کودک 2 تا 24 ماهه انجام گرفت. تحقیقات نشان داد: میانگین سنی که کودکان به طور مرتب جذب تماشای تلویزیون می شوند، 9 ماهگی است!

کودکان 9 ماهه آمریکایی هر روز به طور متوسط یک ساعت تلویزیون می بینند که مقدار این زمان در 2 سالگی به 5/1 ساعت می رسد. نظرسنجی ها نشان داده، والدین به فرزندانشان اجازه می دهند 10 تا 20 ساعت در هفته تلویزیون مشاهده کنند. چون معتقدند، تلویزیون ارزش آموزشی دارد و باعث پیشرفت مغزی کودکشان خواهد شد.

کودک و. تلویزیون

 29 درصد والدین معتقدند، برنامه های تلویزیون در پیشرفت کودکان مؤثر است وتعدادی گمان می کنند تلویزیون آرام بخش است و گروهی از والدین از تلویزیون به عنوان پرستار بچه استفاده می کنند.متأسفانه تصوری که والدین از تأثیر تلویزیون روی ذهن کودکان دارند، تصور درستی نیست. تنها 50 درصد برنامه های تلویزیونی که کودکان به تماشای آن می نشینند، آموزشی اند.

تحقیقات کارشناسان دانشگاه واشنگتن، نشان داده است که تماشای بیش از حد تلویزیون پیش از سه سالگی، موجب پدید آمدن اختلالات توجه، رفتارهای تهاجمی و بی ادب شدن کودکان می شود.

گرچه بسیاری از والدین ادعا می کنند که مراقب برنامه هایی که کودکانشان می بینند، هستند ولی در 68 درصد موارد   آن ها کودک را جلوی تلویزیون تنها می گذارند و برنامه ها را کنترل نمی کنند.

 

فایده برنامه های تلویزیونی برای کودکان در این سن چیست؟

به عقیده پزشکان و روان شناسان کودک، دستگاه بینایی نوزادان سه ماه در این سن هنوز تکمیل نشده است. تلویزیون، تصاویری را به کودک نشان می دهد که او قادر به تشخیص کامل آنها نیست. تنها صدا و حرکات تند، توجه او را جلب      می کند.

 

موضوعی که بیش از هر چیز کارشناسان را نگران می کند، عادت کردن کودکان از سنین پایین به تلویزیون و منزوی شدن  آن ها در آینده است. در حقیقت برنامه های تلویزیون، مانع اصلی اجتماعی شدن کودکان است.

لازم به ذکر است که حتی برنامه های کودکان نیز برای افراد بالای چهار سال تهیه شده است. این والدین هستند که باید با هوشیاری کامل وظیفه آموزشی را به عهده تلویزیون نگذارند.

هزاران راه وجود دارد که به دور از صفحه ی کوچک تلویزیون بتوان دنیای بزرگ را به کودکان نشان داد.

منبع: ماهنامه آموزشی اطلاع رسانی کودک

 

3تا 4نوزاد از هر هزار نوزاد، با کم شنوايي عميق دائمي متولد مي شوند. قوانين بين المللي فعلي همگي توصيه مي کنند کودکان دچار کم شنوايي مادرزاد ، پيش از 6ماهگي تشخيص داده شوند. به همين دليل برنامه هاي غربالگري جهاني شنوايي نوزادان مورد تصويب قرار گرفته است تا همه کودکان ، پيش از ترخيص از زايشگاه مورد ارزيابي شنوايي قرار گيرند. در صورتي که کودکي در ارزيابي هاي مقدماتي رد شود، براي ارزيابي شنوايي جامع و کامل ارجاع مي شود. در صورت تشخيص هر گونه کم شنوايي ، سمعک مناسب تجويز و کودک در يک برنامه توانبخشي زودرس ، ثبت نام مي شود. هيچ کودکي براي استفاده از سمعک يا وسيله تقويت کننده ديگر و شروع اقدامات توانبخشي کوچک نيست.

سن تشخيص کم شنوايي بايد به پيش از 3ماهگي برسد، اما اکنون اين سن ، در کشور ما بسيار بالاتر از اين است (در يک تحقيق در تهران حدود 25 - 36ماهگي بوده است). اين تخمين بسته به ميزان کم شنوايي کودک دارد. کم شنوايي هاي شديد تا عميق ، معمولا زودتر شناسايي مي شوند (گاهي زير 18ماهگي)؛ اما کم شنوايي هاي ملايم تا متوسط يا کم شنوايي هاي يکطرفه ، اغلب تا سن ورود کودک به مدرسه تشخيص داده نمي شود. در صورت عدم تشخيص زودرس کم شنوايي ، براي بسياري از اين کودکان ، کسب مهارت هاي زباني ، گفتاري ، درکي و اجتماعي بسيار مشکل و اغلب غيرممکن است.
 

عوارض تاخير در تشخيص
 

تاخير در تشخيص کم شنوايي ، تاثير غيرقابل برگشتي بر تحول زباني و گفتاري دارد. در صورت وجود کم شنوايي عميق ، کودک بدون استفاده از سمعک يا ديگر وسايل تقويتي ، هيچ گونه دسترسي به گفتار ندارد و در نتيجه رشد زباني و گفتاري نخواهد داشت.

کم شنوايي هاي ملايم تر نيز تاثير منفي چشمگيري بر رشد زباني و گفتاري کودک بر جا مي گذارد. بررسي هاي متعدد نشان داده اند که صرف نظر از نوع راهکار مداخله اي که شامل روش شفاهي ، شنيداري يا روش ارتباط کلي است ، مهارت هاي ارتباطي کودکاني که پيش از 6ماهگي کم شنوايي آنان تشخيص داده شده و اقدامات مداخله اي براي آنها آغاز شده است ، خيلي بيش از کودکاني است که ديرتر شناسايي شده اند.
 

کم شنوايي سن و سال نمي شناسد
 

غربالگري شنوايي آزموني ، سريع و مقرون به صرفه است که افراد را به 2گروه تقسيم مي کند: گروهي که قبول مي شوند (سالم) و گروهي که رد مي شوند (نيازمند ارزيابي جامع). غربالگري شنوايي نوزادان ، امري مقرون به صرفه است.

حتي کودکاني که در غربالگري اوليه قبول مي شوند، ولي داراي شاخصهاي خطر کم شنوايي هستند، بايد تا 3سالگي هر 6ماه يک بار مورد ارزيابي قرار گيرند. همه کم شنوايي هاي زودرس ، در زمان تولد قابل شناسايي نيستند. کم شنوايي ممکن است در هر زمان ايجاد شود. کم شنوايي هايي که پس از تولد ايجاد مي شوند، در برنامه هاي غربالگري شنوايي نوزادان تشخيص داده نمي شوند. بنابراين متخصصان اطفال بايد از شاخصهاي خطر کم شنوايي آگاه باشند و زماني که به کودکي مشکوک مي شوند، وي را براي ارزيابي هاي شنوايي ارجاع دهند. شک والدين به تنهايي مي تواند دليل قانع کننده اي براي ارجاع کودک به منظور ارزيابي شنوايي باشد. همچنين بايد والدين در مورد روند رشد شنوايي آگاه باشند و بدانند زماني که به شنوايي کودک خود مشکوک مي شوند، چه اقداماتي مي توانند انجام دهند. مي توان براي نوزاداني که کم شنوايي شان تشخيص داده مي شود، پيش از يک ماهگي ، سمعک مناسب تجويز کرد. با انجام اقدامات مداخله اي مناسب ، رشد زباني ، درکي و اجتماعي اين نوزادان ، به احتمال زياد مشابه همسالان شنواي آنان خواهد شد. نتايج بررسي هاي جديد حاکي از اين است که کودکاني که کم شنوا متولد مي شوند و پيش از 6ماهگي براي آنان سمعک مناسب تجويز شده و اقدامات توانبخشي صورت گرفته است ، مهارت هاي زباني بسيار بهتري نسبت به گروهي دارند که پس از 6ماهگي تشخيص داده شده اند. تشخيص کم شنوايي و آغاز اقدامات توانبخشي در دوره نوزادي و شيرخوارگي ، نياز به اقدامات توانبخشي در دوران مدرسه را تا حد زيادي کاهش مي دهد. نکته قابل توجه اينجاست که کودکان ناشنوا تا 8-9ماهگي مانند کودکان شنواي هنجار از خود صدا درمي آورند و اين امر اغلب سبب گمراه شدن والدين مي شود و تصور مي کنند فرزندشان شنوايي هنجار دارد. براي کسب اطلاعات بيشتر مي توانيد به تمامي مراکز سنجش شنوايي درمانگاه ها و بيمارستان ها، همچنين دپارتمان شنوايي دانشکده هاي توانبخشي تهران ، ايران ، شهيد بهشتي و علوم بهزيستي مراجعه فرماييد.
 
ترجمه : دکتر يونس لطفي

اوتیسم

افرادى كه مبتلا به اوتيسم هستند، بيشتر تمايل دارند بى‌تفاوت و گوشه‌گير باشند. آنها در برقرارى ارتباط عاطفى با ديگران ناتوان‌اند و برخى از آنها حتى از درك افكار، احساسات و نيازهاى ديگران نيز عاجزند. زبان و هوش اين افراد اغلب تكامل نيافته است و همين امر روابط اجتماعى و برقرارى ارتباط را براى آنها با مشكل مواجه مى‌سازد. برخى افراد مبتلا به اوتيسم از رفتارهاى تكرارى مانند «ضربه زدن با انگشت» يا دنبال كردن سفت و سخت الگوهاى معمولى در زندگى روزمره‌شان رنج مى‌برند و به صدا، بو يا لمس شدن حساسيت دارند. درباره كودكان مبتلا به اوتيسم بايد گفت آنها از الگوهاى استاندارد در رشد كودك پيروى نمى‌كنند. حتى در برخى، مشكلاتى كه آنها در بزرگسالى به آن دچار خواهند شد را مى‌توان از بدو تولد پيش‌بينى كرد. اگرچه ممكن است برخى كودكان در سنين اوليه با مشكلى مواجه نشوند، اما بين دوره ۱۸ تا ۳۶ ماهگى، رشد آنان متوقف مى‌شود، ديگر روابط اجتماعى را نمى‌پذيرند، رفتارهاى عجيب پيدا مى‌كنند و حتى زبان و استعدادهاى اجتماعى را كه تاكنون كسب كرده‌اند، از دست مى‌دهند. اوتيسم بيمارى فراگيرى است كه در هر كشور و منطقه‌اى از جهان، در هر خانواده يا قبيله‌اى با پيش‌زمينه‌هاى اقتصادى و مذهبى مختلف مى‌توان اثرى از آن را يافت. اين بيمارى در كودكى شكل مى‌گيرد و يك نفر از هر ۱۰۰۰ نفر ممكن است به آن مبتلا شود كه البته پسرها چهار تا پنج برابر بيشتر از دخترها در معرض ابتلاى به آن هستند. اما علايم شديد بيشترى به علاوه كاهش شديد ضريب هوشى در دخترها ديده خواهد شد.


علايم بيمارى

كمبودهاى اجتماعى: بسيارى از كودكان مبتلا به اوتيسم، در برقرارى ارتباط روزمره مشكلات جدى دارند. حتى براى نوزادان، كه در بدو تولد تمايل به لمس كردن محيط و افراد پيرامون خود دارند نيز اين مسأله به گونه‌اى ديگر بروز پيدا مى‌كند و آنها از برقرارى ارتباط چشمى خوددارى مى‌كنند. نوزادان مبتلا به اوتيسم شايد حتى به رفت و آمد والدين‌شان نيز هيچ واكنشى مانند گريه يا شادى نداشته باشند. آنها عموماً در فهم نشانه‌هاى غير زبانى نيز با مشكل مواجه مى‌شوند. يعنى وقتى به آنها بگوييم «بخواب!» آن را به عنوان يك درخواست دوستانه به معناى «وقت خواب است» تعبير نمى‌كنند، بلكه برداشت آنها يك دستور تهديدآميز است.

فرد مبتلا به اوتيسم ممكن است حتى از درك ديدگاه‌ها و نظرات ديگران نيز ناتوان باشد و نتواند واكنش ديگران به رفتارهايش را درك يا پيش‌بينى كند. آنها همچنين شايد رفتارهاى پرخاشگرانه يا غير قابل كنترل از خود نشان دهند؛ به ويژه زمانى كه در يك محيط خسته‌كننده قرار بگيرند كه در اين صورت شايد به شكستن اشيا، كشيدن موى سر يا صدمه زدن به خود و ديگران رو بياورند.

كمبودهاى زبانى: تحقيقات نشان داده‌اند در حالى كه برخى نوزادان در شش ماهه اول «قان و قون» مى‌كنند، اما نيمى از كودكان مبتلا به اوتيسم شايد در طول زندگى‌شان لال بمانند. در اين ميان، كودكانى هم كه به اين سرنوشت دچار نمى‌شوند، قادر نخواهند بود توانايى‌هاى زبانى‌شان را حداكثر تا ۸ سالگى به دست آورند. اين در حالى است كه كودكان معمولى از سن دو سالگى شروع به كنار هم گذاشتن جملات و تبعيت از راهنمايى‌هاى ساده مى‌كنند. آن دسته از كودكان مبتلا به اوتيسم كه قادر به صحبت كردن هستند نيز شايد تنها بتوانند برخى جملات را دائم تكرار و فقط از كلمات ساده استفاده كنند وگرنه آنها از مرتب كردن چند كلمه و ساخت يك جمله معنادار عاجزند.

بعضى از اين كودكان تنها مى‌توانند آنچه شنيده‌اند را تكرار كنند كه به اين وضعيت در علم پزشكى (Echolalia) مى‌گويند. اگرچه در كودكان معمولى نيز همين علت مشابه ديده مى‌شود، اما اين مرحله براى آنها حداكثر تا سن سه سالگى پايان مى‌يابد. افراد مبتلا به اوتيسم حتى در بيان ضماير نيز با مشكل مواجه مى‌شوند و برداشت آنها از ضماير، يك معناى واحد است. آنها در استفاده از كلماتى مانند «من»، «شما» يا «براى من» دچار سردرگمى مى‌شوند. براى مثال، اگر پدر يك كودك مبتلا به اوتيسم از او بپرسد «پيراهنم چه رنگى است؟» پاسخ كودك ممكن است رنگ پيراهن خودش باشد. درك مفاهيم «زبان اشاره» يك كودك مبتلا به اوتيسم شايد غير ممكن باشد. چرا كه اشارات و لحن صداى كودك معمولاً به ندرت با آنچه او مى‌گويند يا احساس مى‌كند، همخوانى دارد.

وسواس‌هاى مرتبط با اوتيسم: كودكى كه از اوتيسم رنج مى‌برد، ممكن است ساعت‌ها با موى خود بازى كند، پايش را تاب دهد يا بانداژهايى را بر روى بازويش ببندد. بسيارى بر روى انگشت‌هاى شصت‌شان راه مى‌روند يا برخى حتى ناگهان جاى خود را عوض مى‌كنند. متخصصان به اين رفتارها «خودانگيزگى» مى‌گويند. درباره بسيارى از افراد مبتلا به اوتيسم حتماً لازم است تا محيط اطرافشان آن طور كه مى‌پسندند، باشد. حتى عده‌اى از آنها شديداً درگير برخى عادت‌هاى روزمره‌شان هستند؛ يعنى اگر ليوان آنها جايى باشد كه خودشان نگذاشته‌اند يا بالشت‌شان در قسمت ديگرى از كاناپه باشد، ممكن است عصبانى شوند.

دانشمندان در حال بررسى نظريه‌هاى مختلفى هستند: شايد اين رفتارها مرتبط با عملكرد مناسب حس‌هاى مختلف آنان باشد. كودكى كه مزه همه چيز را مى‌چشد؛ شايد به دنبال يك حس بويايى خاصى است تا دنياى پيرامونش را كشف كند. شايد هم او قصد برانگيختن حسى را دارد كه كارآيى مناسبى ندارد. نظريه ديگر اين است كه اين رفتارها شايد بتواند سردرگمى حسى فرد مبتلا به اوتيسم را از ميان ببرد.

همين رفتارهاى اجبارى مى‌تواند توانايى كودك براى بازى كردن را محدود كند. در حالى كه بيشتر كودكان معمولى از سن ۲ سالگى به همه اشيا با ديد خلاقانه نگاه مى‌كنند، اما در مورد كودكان مبتلا به اوتيسم به ندرت چنين است. اگر اسباب بازى به دست آنها بدهيم، اگرچه شايد براى ساعت‌ها آن را در دست بگيرند، اما مانند يك كودك معمولى نمى‌توانند از آن بازى بگيرند.

مباحث مربوط به ادارك حسى: ذهن يك كودك مبتلا به اوتيسم از ايجاد تعادل ميان حس‌هاى مختلف عاجز است. يعنى كودك قادر نيست از حواس پنج‌گانه‌اش براى درك بهتر دنياى پيرامون خود بهره بگيرد و اين موجب مى‌شود كه حتى كودك نتواند احساس سرما يا كرختى را در خود درك كند. در برخى ديگر اين احساس‌ها به گونه‌اى ديگر است يعنى برخى صداها، تصاوير و يا مزه ممكن است آنها را به شكل آزاردهنده‌اى تحريك كند.

توانايى‌هاى ويژه: تقريباً از هر ۱۰۰ كودك مبتلا به اوتيسم، دو نفر از توانايى‌هاى ويژه دانشمندان و نوابغ سود مى‌برند. بعضى از اين كودكان قادرند تصاوير سخت سه بعدى را ترسيم كنند. برخى از آنها مى‌توانند جورچين‌هاى بسيار دشوار را مرتب كنند. تعدادى ديگر خواندن را از سنين بسيار كم شروع مى‌كنند؛ حتى پيش از آن كه حرف زدن را شروع كنند. حتى برخى از آنها اين توانايى را دارند تا هر اسمى كه در دفترچه تلفن هست را نام ببرند، ابزارهاى موسيقى‌اى را كه هرگز چيزى درباره آن نياموخته‌اند، بنوازند يا حتى شعرى را بعد از تنها يك بار شنيدن، بخوانند.

تشخيص اوتيسم: والدين ممكن است متوجه شوند كه كودكشان از بدو تولد «متفاوت» است، نسبت به اسباب بازى يا مردم بى‌اعتنا است و شايد براى مدت طولانى به يك شىء خاص خيره مى‌شود. حتى علايم بيمارى اوتيسم ممكن است در كودكانى كه پيش از اين طبيعى بوده‌اند نيز ديده شود. يعنى يك كودك سالم و حساس، ناگهان پرخاشگر مى‌شود.

شايد سال‌ها بگذرد تا والدين به دنبال تشخيص علت اين تغييرات بروند. در اين مدت، آنها همه چيز را «روبه‌راه» تصور مى‌كنند كه اين امر در اصل رسيدن به درمان مناسب را به تأخير مى‌اندازد. بايد گفت هيچ آزمايش پزشكى براى تشخيص اوتيسم وجود ندارد. هر چند بيمارى‌هايى هستند كه علايمى مشابه اوتيسم مانند قدرت شنوايى كم، مشكلات زبانى، اختلالات ذهنى و مشكلات عصبى دارند، اما به محض آن كه اين علايم از بين بروند، والدين بايد كودك‌شان را به يك متخصص اوتيسم نشان دهند.


دلايل بروز اوتيسم

باور عموم بر اين است كه اوتيسم به علت برخى نابهنجارى‌ها در ساختار مغز به وجود مى‌آيد كه ممكن است اين امر با تكامل طبيعى مغز تداخل پيدا كند. سلول‌ها ممكن است اشتباهاً در جاى ديگر مغز رشد پيدا كنند يا شايد حتى قسمت‌هايى از شبكه ارتباطى مغز كارايى خود را از دست بدهد. مطالعات متعدد از نوزادان دوقلو نشان مى‌دهد كه اوتيسم مى‌تواند ارثى باشد. احتمال آن كه دوقلوهاى همانند كه ساختار ژنتيكى مشابهى دارند، به اوتيسم دچار شوند، بسيار بيشتر از ساير دوقلوهاست. در اين بين، والدينى كه يك كودك مبتلا به اوتيسم دارند در معرض خطر كمترى براى داشتن يك كودك بيمار ديگر هستند.

موضوع‌هاى مربوط به باردارى‌ها: در طول زمان باردارى، مغز جنين بزرگتر و پيچيده‌تر مى‌شود و هر عاملى كه رشد معمولى مغز را با مشكل مواجه سازد، مى‌تواند تأثير مادام‌العمر بر احساسات، رفتارهاى اجتماعى، زبان و روحيات كودك بگذارد. بنابراين، محققان در حال بررسى اين موضوع هستند كه آيا شرايط خاصى مانند باردارى يا ديگر فاكتورهاى محيطى مى‌تواند در رشد معمولى مغز تأثيرگذار باشد؟ لازم به ذكر است برخى بيمارى‌هاى ويروسى مانند سرخجه، به خصوص در ۳ ماهه اول باردارى، مى‌تواند به اوتيسم يا اختلالات ذهنى در جنين منجر شود.


اختلالات ذهنى

اختلالات ذهنى شايع‌ترين مشكلات همراه با اوتيسم است. ۷۵ تا ۸۰ درصد از افراد مبتلا به اين بيمارى، تا حدودى از مشكلات ذهنى رنج مى‌برند. ۱۵ تا ۲۰ درصد آنان مشكلات ذهنى حاد دارند و ضريب هوشى‌شان زير ۳۵ درصد است. اما اوتيسم لزوماً با ناهنجارى‌هاى ذهنى همراه نيست. ضريب هوشى بيش از ۱۰ درصد افراد مبتلا به اوتيسم در حد متوسط يا بالاتر از متوسط است و عجيب آن كه ضريب هوشى برخى از آنها به ميزان استثنايى بالاست. هر چند در اين ميان نمى‌توان تعريف درستى از نمرات ضريب هوشى ارائه داد. چرا كه بسيارى از آزمايشات مربوط به ضريب هوشى، اصولاً متناسب با ويژگى‌هاى افراد مبتلا به اوتيسم طراحى نشده است.


درمان بيمارى

برخى اقدامات پيشگيرانه مانند مداخله يا پيشگيرى به موقع، آموزش ويژه، حمايت خانوادگى و در برخى موارد تجويز دارو كمك مى‌كند تا تعداد بيشترى از افراد و كودكان مبتلا به اوتيسم زندگى طولانى‌ترى داشته باشند. در اين ميان، تجويز دارو كمك مى‌كند تا برخى علايم مخصوص اين بيمارى تسكين پيدا كند. كودكى كه آموزش و درمان مؤثرى براى او صورت مى‌گيرد، اميد به زندگى بيشترى پيدا مى‌كند. حتى آنهايى كه از لحاظ روانى و ذهنى دچار اختلالات شديدى مى‌شوند، مى‌توانند با برخى توانايى‌هاى منحصر به فرد مانند آشپزى، بر مشكل‌شان غلبه كنند. والدين بايد به اين نكته توجه داشته باشند كه اگر يك كودك مبتلا به اوتيسم هرچه زودتر اين كمك‌ها را دريافت كند، فرصت بيشترى براى يادگيرى خواهد داشت. از سوى ديگر، از آنجايى كه مغز كودك پيوسته در حال شكل گيرى است، دانشمندان معتقدند كه مداخله‌هاى به موقع فرصت بسيار مناسبى را براى تكامل كامل مغز به وجود مى‌آورد. بسيارى از متخصصان بر اين باورند كه كودكان مبتلا به اوتيسم در شرايط مخصوصى كه براساس توانايى و علايق آنها ساخته و طراحى شده باشد، قدرت يادگيرى بيشترى خواهند داشت. برنامه فعاليت‌هاى ويژه و همچنين استفاده از يك محيط كلاس درس مخصوص، به كودكان مبتلا به اوتيسم براى شناخت خود كمك مى‌كند.

نشانه های احطار دهنده در باره تاخیر در رشد اجتماعی- شناختی کودکان

شيوه استفاده كودك از زبان و حركتهاي فيزيكي براي برقراري ارتباطهاي كلامي و غير كلامي يكي از بهترين نشانه هاي اوليه اي است كه مي تواند اختلالات رشدي كودك مانند اوتيسم (Autism) را كه ممكن است مانع رشد اجتماعي يا شناختي كودك شوند نشان دهد. اختلالاتي مانند "اوتيسم" كه اختلالات رشدي فراگير ناميده مي شوند، نتيجه مشكلات عصبي هستند كه بر نواحي خاصي از مغز اثر مي گذارند. اوتيسم يك نقص رشدي پيچيده است كه ارتباط با ديگران و دنياي خارج را براي مبتلايان به اين بيماري مشكل مي كند. اين بيماري معمولا در سه سال اول زندگي ظاهر مي شود و به دلايلي كه هنوز مشخص نيست ميزان شيوع آن در پسران چهار برابر دختران است.

پيشرفتهاي اخير در تحقيقات مغزي نشان داده اند كه محيط زيست بر روي مغز كودك اثر مي گذارد. همچنين اين تحقيقات بر اهميت تشخيص و درمان زود هنگام تاكيد مي كنند: زيرا مغز بر مبناي يك قاعده معروف كار مي كند كه متخصصان آن را "يا از مغزت استفاده كن يا اينكه آن را از دست مي دهي" ناميده اند و در نتيجه تجربه هاي اوليه كودك مي توانند ساختار مغز او را شكل دهند؛ پس بايد به محض اينكه متوجه شديد كودك شما به كمك پزشك نياز دارد فورا به دكتر مراجعه كنيد. به غريزه خود اعتماد كنيد و اگر فكر مي كنيد كه مشكلي وجود دارد با پزشك مشورت كرده يا به درمانگاههاي مخصوص درمان زود هنگام كودكان براي ارزيابي وضعيت كودك مراجعه كنيد. موارد زير ممكن است نشانه هاي اوليه بروز تاخير رشدي يا شناختي باشند.

سن نشانه
13 تا 18 ماهگي  هنگام نگاه كردن به شما لبخند نمي زند يا نمي خندد به طور مرتب سعي نمي كند تا از خودش صدايي دربياورد.در هنگام حرف زدن صرفا از يك حرف بي صدا استفاده مي كند نه بيشتر. چيزهايي را كه برايش جذاب است به شما نشان نمي دهد يا به آنها اشاره نمي كند. نسبت به شنيدن اسم خودش واكنش نشان نمي دهد. نسبت به صداهاي آشنا (صداي زنگ تلفن، صداي پدرش و...) پاسخي نمي دهد كه نشانه شناختن اين صداها باشد. هنگام ارتباط برقرار كردن با ديگران از حركات اعضاي بدن استفاده نمي كند (مثلا دستش را براي خداحافظي كردن تكان نمي دهد). نمي گذارد كه شما بفهميد او چه چيزهايي را مي خواهد يا نمي خواهد. در بازيهاي گروهي شركت نمي كند.* حركات ديگران را تقليد نمي كند و تلاش نمي كند كه صداها يا آوازها را تقليد كند. با اسباب بازيهاي متنوع (خانه سازي كتاب عروسك ماشين و...) بازي نمي كند.
19 تا 24 ماهگي  هنگام بازي كردن با ديگران رابطه برقرار نمي كند (مثلا چيزي را به بقيه نشان نمي دهد، اسباب بازي را به ديگري نمي دهد و منتظر واكنش ديگران نمي ماند). عكس افراد يا چيزهاي آشنا را تشخيص نمي دهد (مثلا تلاش نمي كند آنها را با دست نشان بدهد يا با ديدن آنها سعي نمي كند حرف بزند). در بازيهايي كه لازم است نقش كسي يا چيزي را بازي كند (مثلا در غذا دادن به عروسكهايش) شركت نمي كند.
25 تا 30 ماهگي به داستانهاي مصور گوش نمي دهد. عكسها را نام نمي برد. دستورهاي ساده را رعايت نمي كند.
30 تا 36 ماهگي  درباره تجربه هاي اخير خود سوال نمي پرسد. حالت فيزيكي خود (مثلا گرسنگي يا درد) را بيان نمي كند. دستوراتي را كه از دو يا سه بخش تشكيل شده باشند رعايت نمي كند. در بازيهاي نمادين (مثلا استفاده از يك موز به جاي تلفن يا يك آجر خانه سازي به جاي ماشين) شركت نمي كند. در تبادلهاي كلامي كوتاه شركت نمي كند و از زبان صرفا براي برآورده كردن نيازهايش استفاده مي كند. براي حداقل 10 دقيقه توجهش را بر روي يك كار خاص متمركز نمي كند.

    
 

رشد مهارتهای ادراکی حرکتی


چرا فعالیت های ادراکی – حرکتی اینقدر مهم اند :


وقتی محرک یا محرک های حواس پنج گانه ( بینایی – شنوایی – لامسه – بویایی – چشایی ) را تحریک می کنند ، تحریک یا پیام از طریق اعصاب آوران ( afferant nerves ) به مغز برده شده ( این فرآیند درون داد یا input نامیده می شود ) . و فرآیند سازماندهی و یگانه سازی 1 organization & integration رخ می دهد ، تصمیم ها بعد از ترکیب و تفسیر مغز بوسیله اعصاب وابران efferent nerves به اندام های عمل کننده انتقال می یابد ( که فرایند برون داد یا out put نامیده می شود ) که سرانجام بصورت بیان لفظی یا نوشتن یا کنش حرکتی نمایش داده می شود . اگر پاسخ صحیح باشد مغز این اطلاعات را برای کاربردهای بعدی نگهداری و ذخیره می کند . اما اگر پاسخ نادرست باشد ، یک پاسخ جانشین برای تصحیح پاسخ قبلی ایجاد و اگر پاسخ اصلاحی نیز نادرست باشد ناگزیر فرد به ناکامی و شکست تسلیم خواهد شد .
چون کنش های ادراکی و حرکتی به هم وابسته اند به همین دلیل یک نظام پردازش ( حرکتی ادراکی ) کارآمد برای اجرای موفقیت آمیز هر تکلیف از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است .
مراحل رشد :
کودکان از آغاز تا بلوغ مراحل مختلف رشد را می گذرانند در دوران شیرخوارگی و نوزادی مرحله حسی – حرکتی (sensory motor ) را پشت سر می گذراند . در این دوران کودکان با لمس کردن ، چنگ زدن ، گرفتن و رها کردن ، حفظ توازن ، سینه خیز رفتن و راه رفتن و چشیدن به تدریج به سوی مرحله ی ادراکی پیشرفت می کنند . هر چند حواس شنوایی و لامسه در این مرحله نقش مهمی دارد اما واسطه ی اصلی یادگیری ادراک دیداری است
 ( visual ) .
هر دو مرحله ی فوق ( مرحله حسی حرکتی و مرحله ادراکی ) پایه و اساس پیشرفت و ارتقاء کودک برای ورود به مرحله شناختی ( Cognitive ) است . در این مرحله توانایی درک مفاهیم بسیاری و کسب مهارتها مانند نمادی کردن ( symbolization ) ، انتزاع ( abstraction ) ، بیان کلامی ( verbalization ) و خواندن (reading ) در کودک پدید می آید که همگی به تکالیف درسی او در آینده مربوط می شوند . بهمین دلیل برخورداری کودک از یک زمینه غنی و استوار از تجربیات حرکتی – ادراکی به عنوان پایه ای برای یادگیری های آموزشی بسیار پر اهمیت می باشد .


منابع : کتاب رشد و تقویت مهارتهای ادراکی – حرکتی در کودکان ترجمه آقایان : سازمند – طباطبایی نیا