شغل مناسب

مقدمه

یافتن شغل یکی از اصلیترین دغدغه‌های افراد ، بخصوص فارغ التحصیلان دانشگاهی است. حتی در حین انتخاب رشته ، ابتدا فرصتهای شغلی آن را مدنظر قرار می‌دهند. در اینجا روی صحبت ما بیشتر با دانشجویان و فارغ التحصیلان دانشگاهی می‌باشد. بسیارند افرادی که پس از فارغ التحصیلی به هر دری می‌زنند تا جذب کار شوند، لیکن ناکام می گردند و البته تعدادی از افراد نیز بلافاصله ، جذب بازار کار می‌شوند.

شاید در ذهن خود با این سوال دست و پنجه نرم کرده‌اید که چرا برخی از افراد براحتی مشغول به کار می‌شوند و برخی دیگر خیر؟ در پاسخ باید گفت که اکثر این افراد از دوران دانشجویی مهارتهایی برای یافتن شغل کسب نموده‌اند و بدین وسیله بذر اشتغال خود را در بسیاری از مراکز پاشیده‌اند. یافتن شغل نیاز به آگاهیها و مهارتهایی دارد که به برخی از آنها اشاره می‌گردد:

با اساتید و دبیران خود ارتباط برقرار کنید.

علاقمندی و تلاشگری خود را به آنها نشان دهید، زیرا اساتید می‌توانند علاوه بر راهنمایی شما به عنوان کلیدهایی در جهت آگاه شدن شما از فرصتهای شغلی عمل نمایند.

در سمینارهای مرتبط با رشته و علایق خود ، شرکت فعال داشته باشید.

شرکت در چنین سمینارهایی علاوه بر آشنا ساختن شما با مباحث جدید رشته تحصیلی خود و خلق ایده‌های نو در ذهنتان ، موجب آشنایی شما با متخصصین خواهد شد که ممکن است از همکاری شما در آینده استقبال نمایند.

خود را به مهارتهایی از قبیل دانش کامپیوتر و تسلط به یک زبان خارجی مجهز سازید.

  • مراکز ادارات مرتبط با شغل خود را ، هم در شهرستان خود و هم در محل تحصیل شناسایی کرده و با آنها ارتباط برقرار نمایید.

  • در NGO ها یا نهادهای مردمی و سازمانهای غیر دولتی شرکت نمایید. فعالیت در چنین مراکزی علاوه بر گسترده‌تر کردن ارتباطات شما ، منجر به افزایش تجربه کاری شما و نیز داشتن سابقه‌ای مثبت از شما خواهد شد.

  • در فرصتهای کارورزی و گذراندن طرح ، قابلیتهای خود را نشان داده و از جان و دل کار کنید. زیرا اغلب چنین مراکزی ، نیروهای کاری و مهره‌های خلاق و پر تلاش را جذب خواهند نمود.

اهداف خود را بلند ، اما گامهایتان را کوچک انتخاب کنید.

انتظار نداشته باشید که پس از فارغ التحصیلی یا حتی در دوران دانشجویی ، دقیقا همان شغل و مقامی را بدست آورید که در پی آن بوده‌اید. شما بایستی ابتدا مهارت ، شایستگی و فروتنی خود را در کارهای محوله و گاه حتی خرد ، اثبات کنید تا در مسیر بالا رفتن از پلکان ترقی قرار گیرید.

یاد بگیرید که چگونه با اعتماد به نفس بالا ، خود و تواناییهایتان را به دیگران ارائه کنید.

برای مثال شما بایستی هنگام تقاضای شغل ، مشخصات ، تواناییها ، سوابق ، علایق کاری ، ... (رزومه) خود را بطور مکتوب همراه داشته و در زمان مقتضی آن را ارائه کنید و نیز مهارتهای خود را برای برقراری بهتر بالا ببرید.

خلاقانه فکر کنید.

ذهن خود را باز و آزاد بگذارید تا به تمام راههایی که از آن طریق به نوعی می‌توان کار آفرینی نمود، فکر کنید.

هرگز از شکست نترسید.

اندیشمندی می‌گوید: "به یاد داشته باش که هر پیروزی بزرگی ، پس از چند بار شکست بدست می‌آید. شکستهای مکرر ، مانند پیکهایی هستند که در جاده منتهی به پیروزی حرکت می‌کنند."

کلام آخر آنکه

تو باید زبر دست و پر توان باشی که حتی قبل از آن که تو در جستجوی کار باشی ، کار در جستجوی تو باشد.

 

   یا مهدی ادرکنی

بیماری دوشن

دیستروفی ماهیچه‌ای دوشن  به اختصار  DMD   ٬ شایع ترین و شدید ترین نوع از بیماری های دیستروفی ماهیچه ای از گونه (X پیوند یافته) و ژنتیکی است ٬ به طور کلی دیستروفی به هرگونه نقض در بافت سلولی گفته می شود. از عوارض اصلی دوشن تحلیل و نابودی سریع ماهیچه ها به مرور زمان است که نهایتاً منجر به عدم توانایی در راه رفتن و در مواقع بسیار شدید مشکلات تنفسی ومرگ می شود. فراوانی دوشن 1 در 3500 کودک پسر است. این بیماری در اثر تغییرات و نقض در ژن (DMD) واقع در کروموزم ایکس ایجاد می شود. این ژن مسؤل ساخت پروتئین دیستروفی که ماده‌ای ضروری برای حفظ و ثبات ماهیچه ها است می باشد و در غشائ سلولی قرار دارد. به طور کلی زنان دارای کرمورم ایکس ناقص و حامل این بیماری هستند و می توانند این بیماری را به نیمی از فرزندان پسرخود منتقل کنند. ناقص بودن یکی از کرموزوم های ایکس در زنان غالباً ارثی است یا ممکن است در اثر تماس مستقیم با پرتوهای ایکس و داروهای شیمیایی باشد. به طور کلی علایم بیماری معمولآ تا قبل از هشت سالگی در ظاهر می شود گرچه در دوران نوزادی هم نمایان است. نوزاد در موقع تولد کاملاً سالم به نظر می‌رسد، ولی هنگامی که شروع به حرکت می‌کند، حتی زمانی که با چهار دست و پا و یا سینه خیز می‌نماید حرکت او کندتر از همسالان خود است و زود به زود خسته می‌شود. هنگامی که به راه می‌افتد ضعف عضلانی به تدریج واضح تر می‌شود. بیشتر این بچه‌ها تا قبل از ۸ سالگی راه رفتن طبیعی دارند و بعد از مدتی والدینشان نسبت به نحوه راه رفتن غیر طبیعی یا اشکال در برخاستن آن ها از روی زمین، راحت زمین خوردن، اشکال در بالا رفتن از پله‌ها و عدم توانایی دویدن یا انجام حرکات ورزشی در مقایسه با همسالانشان نگران می‌شوند. بزرگ شدن غیر طبیعی عضلات ساق پا و ضعف خفیف تا متوسط عضلات ابتدای اندام تحتانی، به صورت راه رفتن اردک وار و عدم توانایی در برخاستن راحت از روی زمین تظاهر می‌کنند. این کودکان به طور مشخص برای برخاستن از حالت نشسته از پاها و بدنشان کمک می‌گیرند که به نشانه گاور معروف است. تحلیل عضلانی به صورتی است که در ۸ سالگی کاملاً ضعف عضلات بارز می‌شود. این تحلیل ماهیچه‌ای ابتدا از پاها و لگن شروع ، باعث کاهش حجم و نابودی ماهیچه‌های این ناحیه می شود و نهایتاً دست ها ، بازوها و شانه را نیز در بر می گیرد که موجب افتادگی شانه می شود. در 10 سالگی شاید استقاده از نوعی وسیله شبیه سینه بند ضروری شود تا بتواند به راه رفتن کمک کند اما به هر حال تحلیل عضلانی پیشرفت می‌نماید و فرد بیمار به ناتوانی عضلات حداکثر تا ۱۲ سالگی توانایی راه رفتن را از دست می‌دهد و به صندلی چرخ دار نیاز پیدا می‌کند . در تعدادی کمی از بیماران که نوع ضعیف بیماری دوشن را دارند سیر بیماری با تحلیل عضلات گردن خاتمه می یابد اما در بیشتر مواقع و در وضعیت شدید پیشرفت بیماری ادامه می یابد و به علت رشد غیر طبیعی استخوان های ستون فقرات ، ستون فقرات به صورت حرف S انحنا پیدا می کند حتی ممکن است موجب اختلال فکری نیز بشود و به مغز آسیب برساند اما در بلند مدت تشدید نخواهد شد. پیشرفت بیماری نهایتاً با مشکلات تنفسی و مرگ همراه خواهد بود. طول عمر متوسط برای بیمارانی که نوع شدید بیماری دوشن را دارند بین 20 تا 30 سال است. اما گزارشات از بیماران نوع ضعیف حاکی از آن است که آن ها تا 40 و حتی 50 سالگی نیز به زندگی ادامه داده اند. به علت این که بیماران مبتلا به دوشن در ابتدا سالم بوده و به مرور زمان دچار معلولیت می شوند اغلب در بین آن ها افسردگی دیده می‌شوند.

شیوع

شیوع بیماری دوشن 1 در 3500 کودک پسر است. به این دلیل این بیماری فقط در جنس مذکر بروز می کند که جنس مذکر فقط یک کرموزوم ایکس دارد . جنس مؤنث به این بیماری مبتلا نمی شود زیرا که در بدن آن ها دو کرموزوم ایکس وجود دارد و دوشن فقط در اثر اختلال یکی از کرموزوم های ایکس ایجاد می شود بنابراین آن یکی کرموزوم سالم می ماند و نهایتاً فقط پسران به این بیماری مبتلا می شوند.

نام بیماری

نام بیماری دیستروفی ماهیچه‌ای دوشن برگرفته از نام یک پزشک مختصص مغز و اعصاب فرانسوی به نام گیوم بنیامین اماند دوشن است که اولین بار در سال 1861 شرح بیماری دوشن را در مجلات پزشکی آن زمان منتشر کرد.

 عامل بیماری

بیماری دیستروفی ماهیچه‌ای دوشن در اثر نقض در کرموزوم ایکس و فقدان پروتئین دیستروفین ایجاد می شود. ژن مسئول ساخت این پروتئین (DMD) است و بر روی کرموزوم ایکس (21Xp) قرار دارد. پروتئین دیستروفین اطراف سلول‌های ماهیچه‌ای برای محافظت ساختمان عضله ساخته می‌شوند و مانع از خروج عناصر داخل سلول عضلانی به فضای خارج از سلول می‌شود.بدون دیستروفین سلول عضلانی قابل نفوذ خواهد بود و مواد بافت خارج سلولی وارد سلول عضله شده و باعث تخریب و مرگ عضله خواهد شد و در نهایت بافت چربی جای عضله را می گیرد. علت عدم تولید پروتئین دیستروفین در ژن دی ام دی هنوز به طور قطع مشخص نیست ولی این عدم تولید ناشی از مسدود شدن مجاری تولید پروتئین دیسترفین می باشد. پروتئین دیستروفین در بدن افراد طبیعی کمتر از 002/0 میلی گرم از کل پروتئین بافت عضلانی است.

نشانه‌ها و عوارض

مهمترین نشانه بیماری دیستروفی ماهیچه‌ای دوشن اختلالات عصبی در ماهیچه هاست که موجب مشکل در راه رفتن ،ضعف ماهیچه‌های اندام تحتانی و لگن و برزگ شدن غیر طبیعی عضلات ساق پا می شود. همچنین ضعف عضلانی در دست ها ، بازو و شانه نیز بروز می کند. نشانه‌ها معمولاً تا قبل از 8 سالگی ظاهر می شود ، هرچند در دوران نوزادی هم نمایان است. نهایتاً پیشرفت این بیماری که موجب نابودی ماهیچه‌ها می شود با عدم توانایی راه رفتن و تحلیل عضلات گردن خاتمه می یابد اما در مواقع شدید احتمال انحنا در ستون فقرات ، مشکلات تنفسی و مرگ نیز وجود دارد. سایر نشانه‌ها و عوارض اصلی دوشن به شرح زیر است:

  • ناهنجاری در راه رفتن و قدم برداشتن (بیماران معمولاً روی قسمت جلویی کف پا و سر پنجه ، راه می روند که ناشی از انقباضات شدید ماهیچه‌های پشت پا می باشد و ضعف زانوها را نشان می دهد)
  • خستگی زود هنگام و درد در عضلات ساق پا پس از مدت کوتاهی پیاده روی
  • زمین خوردن مکرر
  • مشکل در دویدن ، جستن و پریدن
  • مشکل در بالا رفتن و پایین آمدن از پله
  • مشکل در انجام حرکات ورزشی
  • بزرگ شدن غیر طبیعی عضلات ساق پا به دلیل تخریب ماهیچه‌ها و نفوذ بافت چربی در آن
  • کوتاه شدن تاندهای آشیل پا
  • عدم توانایی در برخاستن راحت از روی زمین و کمک از پاها برای بلند شدن (نشانه گاور)
  • تحلیل عضلات بازو و شانه
  • از دست دادن توانایی راه رفتن
  • تحلیل عضلات گردن
  • انحنا در ستون فقرات در مواقع شدید
  • مشکلات تنفسی در مواقع شدید

عوامل موثر در از هم پاشيدگي زندگي زناشوئي

توصيه به زوج هاي جوان اين است كه زياد سخت نگيريد. هيچ گاه به خود اجازه ندهيد كه طلاق به ذهنتان خطور كند. حتي در بحراني ترين لحظات زندگي و در اوج كشمكش ها و اختلاف هاي زناشويي، طلاق تنها راه حل نيست. مطمئن باشيد كه پس از طلاق مشكلات و سختي هاي زيادي انتظارتان را مي كشد.
هر يك از نكات زير مي تواند زندگي زناشويي را به بن بست بكشاند:


1 - تعهد بيش از اندازه و خستگي جسمي وروحي :اين مشكل در زوج هاي جواني كه در مدرسه يا دانشگاه تحصيل مي كنند و يا تازه در جايي استخدام شده اند بيشتر به چشم مي خورد . حتي الامكان سعي نكنيد اوايل ازدواج به دانشگاه برويد ، كار تمام وقت داشته باشيد، صاحب فرزندي شويد، خانه بسازيد و يا كارو كاسبي جديدي راه بيندازيد. اين كارها مشكلات و سختي هاي زيادي به همراه دارد و بسياري از زوج ها ي جواني كه با اين مشكلات روبه رو مي شوند، پس از آن كه ازدواجشان باشكست مواجه مي شود با تعجب ازخود مي پرسند : (( چرا چنين اتفاقي افتاد؟)) مسئوليت و مشغله هاي زياد باعث مي شود كه زن و شوهر فرصت كمي براي همديگر داشته باشند وبنابراين فاصله ي آن ها روز به روز افزايش مي يابد و زماني مير سد كه براي هم مثل دو غريبه هستند، پس سعي كنيد دراوايل ازدواج ، براي خود ، كار و دردسرنتراشيد و وقت بيشتري را با هم بگذرانيد تا همديگر را بيشتر بشناسيد.


2- صورت حساب هاي بالا و بحث برسر نحوه ي خرج كردن پول :اجناس مصرفي خود را با پول نقد خريداري كنيد، در غير اين صورت آن ها را به صورت قسطي نخريد . تمام پولتان را براي خريد خانه يا اتومبيل كه استطاعت خريد آن را نداريد خرج نكيند. هميشه مقداري از پولتان را براي روز مبادا پس انداز كنيد وبا ان به سفرهاي كوتاه برويد و يا اگر صاحب فرزندي هستيد، آن را براي مواقع ضروري كنار بگذاريد. سعي كنيد درآمدتان را عاقلانه و درست خرج كنيد.
3 - خودپسندي :درجهان دوگروه از مردم وجود دارند، افراد بخشنده و افراد گيرنده . ازدواج دونفر بخشنده مي تواند يك مسئله ي رضايت بخش و خوشايند براي هر دو طرف باشد، بين دونفر بخشنده و گيرنده هميشه اصطكاك وجود دارد ، اما دو نفر گيرنده در عرض شش هفته زندگي مشترك ، به جان هم مي افتند و دمار از زندگي هم در مي آورند. خودپسندي و خودخواهي ، ازدواج را به ورطه نابودي مي كشاند.


4 - دخالت والدين :اگر زن يا شوهر به طور كامل از والدينشان جدا نشوند، احتمال بروز مشكل در زندگي زناشويي آن ها وجود خواهد داشت . ب عضي از والدين دوست ندارند فرزندشان پس از ازدواج دور شود و ترجيح مي دهند كه در كنارشان زندگي كند. آن ها به اين مسئله توجه ندارند كه دراين صورت ممكن است باعث به وجود آوردن مشكل در زندگي مشترك فرزندشان شوند.


5 - توقعات زياد و بي جا :بسياري از زوجين انتظار دارند كه پس از ازدواج وارد يك سرزمين پر از شادي و خوشبختي شوند. آن ها هميشه روياي قصر پريان را در سر مي پرورانند، غافل از اين كه گاهي اوقات درزندگي زناشويي مشكلاتي پيش مي آيد كه عرصه زندگي آن ها را تنگ مي كند.


6- بحث و جدل :سخن ما با كساني است كه فضاي خانه را با بحث و دعواهاي خود مسموم كرده و باعث رنجش و نگراني طرف مقابل خود مي شوند و او را از ادامه ي زندگي مشترك دلسرد مي كنند. بدبيني و حسادت ، يكي از علل ايجاد جروبحث زوجين است و خودبيني عامل ديگري است كه باعث آزار رساندن به طرف مقابل مي شود.


7 - اعتياد :اعتياد نه تنها باعث از هم پاشيدن زندگي مشترك مي شود بلكه فرد را نيز از بين مي برد. هميشه از مواد مخدر و مشروبات الكلي دوري كنيد.


8 - خيانت و بي وفايي نسبت به همسر :ازدواج ، پيمان و تعهد بين دو نفر است و آن ها را متعهد مي سازد كه تا آخر عمر به هم وفادر بمانند و در غم و شادي هاي زندگي ، شريك يكديگر ب اشند. متاسفانه بعضي از همسران به اين تعهد پايدار نمي مانند و پس از مدتي از جاده درستي منحرف مي شوند و به همسرشان خيانت مي كنند و با اين كار كتاب زندگي مشتركشان را براي هميشه مي بندند.


9 - شكست در كارو تجارت :اين مسئله به خصوص در مردان بسيار به چشم مي خورد. اضطراب و نگراني كه به دنبال اين شكست ايجاد مي شود ، باعث آشفته كردن كانون خانواده مي شود.


10 - موفقيت در تجارت و كسب و كار :شايد خطر موفق شدن در تجارت يا به اصطلاح يك شبه پولدار شدن بيشتر از شكست در تجارت باشد . گاهي اوقات ، ثروت يك باره اي كه به طرف خانواده ها سرازير مي شود باعث دورشدن آن ها از يكديگر و منجر به مرگ زندگي مشترك مي شود.


11 - ازدواج درسنين پايين :آمار طلاق در بين دختراني كه در سنين 17 - 14 سالگي ازدواج مي كنند دوبرابر بيشتر از دختراني است كه در سنين 19 - 18 سالگي ازدواج مي كنند و نيز كساني كه در سنين 19 -18سالگي ازدواج مي كنند ، 75 برابر بيشتر از كساني كه در سنين 20 سالگي پيمان زناشويي مي بندند به دادگاه هاي طلاق قدم مي گذارند . اين آمارنشان مي دهد كه فشار ناشي از اضطراب و هيجان هاي دوران نوجواني با مشكلات زندگي مشترك در هم مي آميزد و خيلي زود زن و شوهر را به پاي ميز طلاق مي كشاند