گاه ابرو گاه باران می‏شوم *** گاه از یک چشمه جوشان می‏شوم

 

گاه از یک کوه می‏آیم فرود *** آبشار پرغرورم گاه رود

گاه قطره، گاه دریا می‏شوم *** گاه در یک کاسه پیدا می‏شوم   

روز و شب هر گوشه کاری می‏کنم *** باغها را آبیاری می‏کنم

نیست چیزی برتر از من در جهان *** زندگی از آب می‏گیرد نشان 

گرچه آبم، روزی اما سوختم *** قطره تا دریا سراپا سوختم

تشنه‏ای آمد لبش را تر کند *** چاره لب‏تشنه‏ای دیگر کند

تشنه‏ای آمد که سیرابش کنم *** مشک خالی داد تا آبش کنم

تشنه آن روز من عباس بود *** پاسدار خیمه‏های یاس بود

خون عباس علمدار رشید *** قطره قطره در درون من چکید

داغی آن خون دلم را سوخته *** آتشی در جان من افروخته

چشمهایم خواب، موجم خفته باد *** آبی آرامشم آشفته باد     

آب هستم؟ وای من مرداب به *** زندگی بخشم؟ نه، مرگ و خواب به

وای بر من، وای بر من، وای دل *** مانده در مرداب حسرت پای دل    

پیچ و تاب رودم از درد دل است *** برکه ازا ندوه دل، پا در گل است

گریه من، شرشر باران شده *** غصه‏ام در گریه‏ها پنهان شده

دود داغم ابرها را تیره کرد *** آسمانها را سراپا تیره کرد

آب اگر شد اشک چشم از شرم شد *** از خجالت‏شور و تلخ و گرم شد

آب بودم، کربلا پشتم شکست

حال از اکبر خجالت می‏کشم

از علی‏اصغر خجالت می‏کشم

             http://abnema.blogfa.com/post-49.aspx