من معلولم و محروم از یک حس

و عضوی از جسم خاکی ام

به امانت نزد دوست مانده است

معلولیت رامحدودیت نمی دانم و به جبرانش

دگر نیروهای وجودی ام را بکار بسته ام

تا مالامال از عشق و سرشار از امید

در آوردگاه زندگی سرافرازانه پیش روم

به شکرانه سلامت دستان گرمت را در دستانم بگذار

و در این راه دستگیرم باش