پیام مشاور
پیام های مشاوره ای - -مشاوره-راهنمایی- کودکان استثنایی-  
قالب وبلاگ

اختلال سلوک

 

اختلا ل سلوك مجمو عه پايداري از رفتارها يي است كه با گذشت زمان شكل مي گيرد وغالباٌ مشخصه آن پر خا شگري وتجاوز به حقوق ديگران است. اختلا ل سلوك در دوره كودكي و نوجواني شايع وبه ميزان چشمگيري با عوا مل اجتما عي – اقتصادي ا رتباط دا رد. هيچ عامل واحدي نمي تواند توجيه كننده اين اختلا ل باشد. بلكه بسياري از عوا مل زيستي –رواني – اجتماعي  در پيدا يش اين بيماري نقش دارند. در كودكان مبتلا به اختلال سلوك بايد ا ز برنا مه هاي درماني چند وجهي  كه از تمام منابع قابل وصول خانواده وجامعه استفا ده مي كنند سود جست.

مقدمه :
هيچ دليلي نمي تواند رفتار ضد اجتما عي و اختلال سلوك كودك را توجيه كند. بلكه بسياري از عوا مل زيستي اختلا ل سلوك مجموعه پايداري از رفتارهايي را مي سازد كه با گذشت زمان شكل مي گيردوغالباٌ مشخصه آن پر خاشگري وتجاوز به حقوق ديگران است اختلال سلوك با بسياري از اختلا لا ت ياد گيري همراه است وعلاوه بر آن با چندين عا مل رواني – اجتماعي نظير سطح پايين اجتماعي – اقتصادي  روش تر بيتي خشن وتنبيهي – اختلا فات خانوادگي – فقدان نظارت مناسب والدين وفقدان كفايت اجتماعي ارتباط داردبرطبق ملاكهاي  DSM- IV
وجود سه رفتار اختصاصي از رفتار ذكر شده ضروري است كه شامل موارد زير است:1- زور گويي وقلدري 2- تهديد كردن 3- ارعاب ديگرا ن 4- بيرون ماندن ا ز خانه علي رغم قدغن والدين 5- شروع قبل از سن 13 سالگي. تا فرد را مبتلا به اختلا ل سلوك معرفي كند.
همه گيري شناسي
اختلال سلوك در دوره كودكي ونوجواني شايع است . به طور تخميني 6 تا 16% پسرها و2 تا 9%  دختران زير 18 سال مبتلا  به اين اختلال هستند. اختلال سلوك در پسرها به نسبت 1 به 4 تا 12 شايع تر از دختر هاست. اين اختلال در كودكان والدين مبتلا به اختلال شخصيت جامعه ستيز و وابسته به الكل از جمعيت كلي شايع تر است: شيوع اختلال سلوك ورفتار جامعه ستيز به ميزان چشمگيري با عوامل اجتماعي – اقتصادي ارتباط دارد.
سبب شناسي
هيج عامل واحدي نمي تواند رفتار ضد اجتماعي و اختلال سلوك كودك را توجيه كند. بلكه بسياري از عوامل زيستي –رواني – اجتماعي در پيدايش اين اختلال نقش دارند.
عوامل مر بوط به والدين :
روش تربيتي تنبيهي وخشن كه وجه مشخصه آن پرخاشگري كلا مي وجسماني شديد با بروز رفتار پرخاشگرانه وغير انطباقي  در كودك ارتباط دارد .وضعيت آشفته خانه با اختلا ل سلوك وبزهكاري مرتبط است. طلاق به خودي خود بك عامل خطر ساز محسوب مي شود. ولي تداوم خصومت –نفرت ودلخوري بين والدين از هم جدا شده ممكن است در بروز رفتارهاي غير انطباقي در كودكان نقش مهمتري داشته باشد. آسيب هاي رواني والدين كودك آزاري ومسامحه اغلب در بروز اختلال سلوك نقش دارد. جامعه ستيزي _ وابستگي به الكل وسوء مصرف مواد در والدين با بروز اختلا ل سلوك در كودكانشان ارتباط دارد والدين ممكن است آنقدر مسامحه كار باشند كه بستگان يا والدين خوانده مراقبت ازكودك را انجام دهند. بسياري از چنين والديني خود قرباني طرز تربيت والدين خويش بوده اند ويا گرايش به خشونت وبد رفتاري – آشنايي دارند .ويا غرق در تامبن نياز هاي خود هستند. فرضيات روان پويايي حكابت از اين دارد كه كودكان مبتلا به اختلال سلوك به طور ناخودآگاه تمايلات ضد اجتماعي والدينشان را برون ريزي مي كنند.
عوامل اجتماعي –فرهنگي : در كودكاني كه دچار محرومبت هاي اقتصادي – اجتماعي هستند خطر ابتلا به اختلال سلوك بالاتر است. همين امر در مورد كودكان ونوجواناني كه در محيط هاي شهري پرورش مي يابند شايع است.به نظر مي رسد بيكاري والدين – فقدان شبكه اجتماعي حمايت كننده – فقدان مشاركتهاي مثبت در فعاليت هاي اجتماعي جزو عوامل پيش بيني كننده بروز اختلال سلوك هستند. سابر يافته هاي همراه كه ممكن است بر بروز اختلال سلوك در مناطق شهري تا ثير بگزارند عبارتند از افزايش ميزان وشيوع مصرف مواد مخدر. هر چند مصرف الكل ودارو در شروع اختلال سلوك نقشي ندارند ولي احتما لاٌ بهبودي اختلال سلوك را با دشواري مواجه مي كند. مصرف دارو ها همچنين ممكن است نشانه ها را تشديد كند. بنا براين عواملي كه احتمال مصرف منظم مواد را افزايش مي دهند ممكن است سبب طولاني شدن اختلال شوند.
عوامل روان شناختي : كودكاني كه در شرابط آشفته وهمراه با مسا محه بزرگ شده اند عموماٌ خشمگين – مخرب پر توقع بار آمدهوقادر به كسب تدريجي تحمل محروميت كه لازمه روابط پخته و بالنده است – نيستند. از آنجايي كه الگو هاي نقش آنها ضعيف و غالباٌ متغيير است. پايه اي براي پيدايش الگوي آرماني و وجدان در آنها وجود ندارد. اين كودكان انگيزه اي براي رعايت موازبن اجتماعي اخلاقي نداشته و نسبتاٌ سنگدل هستند.
كودك آزاري وسوء رفتار با كودك : كودكاني كه براي مدت هاي طولاني در معرض خشونت بوده اند- به خصوص آنهايي كه متحمل سوء رفتار جسمي شده اند – غالباٌ رفتار پر خاشگرانه ايي دارند. چنين كودكاني ممكن است در بيان كلامي احساسات خود دچار مشكل شوندو اين مشكل آنان را به ابراز فيزيكي احساسشان  سوق مي دهد. به علاوه كودكان ونوجواناني كه شديداٌ مورد سوء رفتار واقع شده اند- حالت گوش به زنگي شديد دارند در برخي موارد اين كودكان موقعيت هاي خوش خيم را سوء تعبير كرده و با خشونت واكنش نشان مي دهند. البته همه رفتارهاي جسماني معادل اختلال سلوك نيست اما كودكان داراي الگوي گوش به زنگي و واكنش هاي خشن احتمالاٌ دست به خشونت زده و حقوق ديگران را زير پا مي گذارند.
درمان
هر چند به دليل آنكه نشانه هاي بسياري در اختلال سلوك وجود دارند ارزيابي روش هاي درماني مشكل است اما به نظر مي رسد طراحي برنامه هاي درماني موثر براي نشانه هاي مخفي اختلال سلوك مشكلتر از درمان پر خاشگري آشكار است. برنامه هاي درماني چند وجهي كه از تمام منابع قابل وصول خانواده وجامعه استفاده مي كنند احتمالاٌ در كنترل رفتار افراد مبتلا بهترين نتايج را در بر دلرند. هيچ روش درماني براي تمام رفتارهايي كه در اختلال سلوك نقش دارند موثر تلقي نمي شود ولي انواعي از درمانها ممكن است در اجزاء خاصي از اختلال مزمن مفيد واقع شوند. به علت شيوع بالاي نقايص مي تواند به عنوان گامي براي تغيير آنها قلمداد شود. در ادامه به طور اختصار نقايص شناخت در كودكان مبتلا به اختلال سلوك را بررسي مي كنيم. نقايص شناختي در كودكان مبتلا به CD :
1. اين كودكان بيشتر سرنخ هاي خصمانه را در موقعيت هاي اجتماعي به ياد مي آورند.
2.  در تعبير وتفسير معناي رفتار ديگران  به سرنخ هاي اندكي توجه مي كنند.
3. رفتار ديگران را در موقعيت هاي مبهم به مقاصد خصمانه آنها نسبت مي دهند.
4. در مراحل اوليه تعارضات – سطح پرخاشگري ومسيوليت خود را كمتر از حد واقعي درك مي كنند.
5. درموقعيت هاي اجتماعي كمتر از حد واقعي درك مي كنند.
6. ا لگوي نا مگزاري عواطف آنها غير معمول است ودر موقعيت هاي اجتما عي مشكل آفرين كمتر انتظار ترس يا غمگيني را دارند.
7. بر انگيختگي كلي را بيشتر به عنوان خشم تعبير مي كنندو پاسخ هاي (عمل گرا) يا (Oriented  Action) مي دهند.
8. انتظار دارند رفتارهاي پر خاشگرانه شان پيامد هاي منفي را كاهش دهد.
9. ارزش بيشتري براي اهداف اجتماعي تسلط يافتن و انتقام جويي قايلند تا برقراري ارتباط .
10. فكر مي كنند رفتار پر خاشگرانه – اعتماد به نفس آنها را بالا برده و مايه رنج قربانيان نخواهند شد. 
به طور خلاصه كودكان مبتلا به اختلال سلوك در موارد زير دچار نقايص يا تحريك شناختي هستند.
1.  Social  lnformation  Processing
• تمايل به انتساب نيات خصمانه يا پرخاشگرانه به ديگران .
• نقص در توانا يي درك ادراكات – افكار و احساسات فرد ديگر ( Social  prospective  taking)
• نا مگذاري عواطف
2. طر حواره هاي (نگرش و باور ها)ديدگاه مثبت به پرخاشگري و استفاده از آن به عنوان راه حل براي مشكلات اجتماعي
3. مهارت هاي مسأله گشايي بين فردي –
 نقش در تفكر  Consequential  Means- end
Means- end  thinking : توانايي طرح ريزي بك سري كار ها براي رسيدن به اهداف و غلبه بر موانع ودر چار چوب زماني واقعگرايانه.
Consequential  thinking : توانايي پيش بيني پيامد هاي فوري ودراز مدت بك راه حل (وبه كارگيري اين اطلا عات در تصميم گيري )
درمان چند وجهي
1. :شناخت احساسات و هيجانات:
اهداف: كمك به كودك در:
• شناخت احسا ساتي كه به طور شايع در كودكان وجود داردوافتراق آنها از رفتار وافكار
• درك اين كه ابراز هيجانات در صورت فقط يك روش ابراز هيجان است
• توانايي بهتر براي ابراز احساسات و هيجانات خود
مقدمه: همه ما در روز احساساتي را تجربه مي كنيم.شما چگونه احساسات خود را نشان مي دهيد؟
                2.كنار آمدن با احساسات
           اهداف : كمك به كودكان در :
• شناخت وپذيرش اين كه همه افراد گاهي احساسات نا خوشايند دارند
• توانايي ابراز اين احساسات وكنار آمدن با آنها
مقدمه :همه افراد گاهي احساسات نا خوشايند را تجربه مي كنند. (همراه با چند مثال)
 توانايي ابراز اين احساسات و كنار آمدن با آنها مهم است.
             3. ديگران هم داراي احساسات هستند.
      اهداف : كمك به كودكان در :
• درك اينكه احساسات وهيجاناتي را كه آنان تجربه مي كنند در ديگران هم وجود دارد.
• درك اينكه كار ها وعواطف فرد بر احساسات ديگران تأ ثير دارد.
 مقدمه: تأكيد براينكه هر كس ااحساساتي را تجربه مي كند. اين كه ما از كاري يا چيزي ناراحت نمي شويم بدين معنا نيست كه ديگران هم از آن ناراحت نمي شوند. بايد ياد بگيريم كه به احساسات ديگران احترام بگزاريم.
                    

4. حل مسالمت آميز اختلافات :
    اهداف: كمك به كودكان در :
• شناخت شيوه هاي پاسخ دهي كودكان به اختلافات روزمره
• درك اينكه شيوه هاي مختلف پاسخ دهي غير از پرخاشگري وجود دارد
• تفكر وآغاز به تمرين اين روش ها
مقدمه: صحبت با كودكان درباره مواقعي كه بحث وعدم توافق با دوستانشان با ديگران پيش مي آيد.
        5. برقراري ارتباط به شيوه صحيح :
اهداف: كمك به كودكان در:
• درك اهميت برقراري ارتباط به صورت صحيح
• شنايايي جنبه هاي مختلف ارتباط (كلامي وغير كلامي)
• ارتقاء مهارت هاي ارتباطي كودكان با تمرين به شيوه هاي مختلف
مقدمه : چرا درك ديگران اهميت دارد؟ پيامد هاي عدم درك صحيح چيست ؟
      6. شيوه هاي مختلف رفتار (قاطعانه –منفعلا نه – پرخاشگرانه)
اهداف : كمك به كودكان در :
• احترام گذاشتن به عقايد خود وديگران
• يادگيري تفاوت بين رفتار قاطعانه – پرخاشگرانه و منفعل
• تمرين رفتار قاطعانه در موقعيت هاي مختلف
مقدمه : بحث درباره معناي رفتار قاطعانه  منفعلانه   پر خاشگرانه
رفتار قاطعانه يعني : تلاش براي حقوق خود بدون تجاوز به حقوق ديگران ابراز نيازها وخواسته ها احساسات وعقايد به طور صادقانه وآشكار ولي با احترام به افراد ديگر
رفتار منفعلا نه : احساس تأ سف براي خود  رفتار به گونه اي كه انگار درمانده هستيد واحساس مي كنيد نياز ها وخواسته هاي ديگران مهمتر از نياز ها و خواسته هاي شما هستند.
رفتار پر خاشگرانه : تهديد فيزيكي يا كلامي ديگران – رفتارهايي كه ديگران را در موقعيت پايين تر قرار مي دهدوموجب احساس حقارت درآنها مي شود اصرار بر اينكه هميشه حق با شماست عدم پذيرش نظر ديگران
     7. مساله گشائي اجتماعي:
اهداف : كمك به كودكان در يادگيري فرآيند مسأله گشايي
• انتخاب يك راه حل هاي مختلف
• انتخاب راه حل واجراي آن
• تشويق خود به صورت انجام موفقيت آميز واجراي مجدد اين فرايند در صورت عدم موفقيت
مقدمه: صحبت درباره اينكه تصميم گيري كاري است كه ما هر روزه بايد انجام دهيم. بعضي انتخاب ها آسان هستند وبعضي مشكلتر بوده و تا ثيري زيادي بر زندگي ما دارند. عوامل زيادي بر تصميم گيري ما تاثير دارند. بعضي از آنها دروني بوده وبعضي از آنها دروني بوده وبعضي بيروني ( محيطي) هستند.

  

 

 

[ پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388 ] [ 9:23 ] [ س -ع ] [ ]
بگذار باز هم به شهر قصه‏های پاک کودکانه سفر کنیم؛ به شهر شور و شعر و شیطنت!

شاید دوباره آن صداقت‏های از یاد رفته برگردند!

شاید دوباره حرف‏های دلنشین و ساده تکرار شوند!

شاید دوباره جهان آن‏قدر برایمان کوچک شود که بتوانیم تمام هیبت پوشالی‏اش را با یک آب‏نبات چوبی عوض کنیم.

زبان کینه و دروغ را نفهمیم و از زندگی فقط سهمی از لبخند و مهربانی نصیبمان باشد!

بیا با «غول چراغ جادو» همسفر شویم؛ شاید دوباره لحظه‏های خوب کودکی را مزه مزه کنیم! شاید دوباره باورمان شود که در «چراغ جادو»، «غولی» هست که کارهای بزرگ را به راحتی انجام می‏دهد و دورها را نزدیک می‏کند!

شاید دوباره تمام دروغ‏های شیرین را باور کنیم و باور کنیم که همه مثل ما، صادق و یکرنگ‏اند. مثل ما، مثل تمام کودکان پاک دنیا، مثل سال‏هایی که هنوز در نقشه روشن ذهنمان، بیراهه‏ای به نام دروغ و خیانت و فریب نبود، سال‏هایی که تمام راه‏ها به ساحل صداقت می‏رسیدند، سال‏هایی که دیگر تکرار نمی‏شوند، خاطراتی که هیچ وقت برنمی‏گردند، روزهای خوب دیروز، دیروزهای شیرین کودکی

جهان، بی‏خنده‏های تو معنا نخواهد داشت. اگر تو نباشی، هیچ بهاری ـ حتی اگر لبریز شکوفه باشد ـ دیدن ندارد.

اگر تو نبودی، باران‏ها همه دلگیر می‏شدند و هیچ مادری عاشقانه زیر باران‏ها، بی‏چتر لبخند نمی‏زد. اگر تو نبودی، آسمان با همه حجم آبی‏اش، در چشم‏های همیشه خیس هر پدری، دلگیرتر از چهار دیواری کوچکی می‏شد که به زندانی کوچک بیش نمی‏ماند.

اگر تو نبودی، شمعدانی‏های لب پنجره، این‏گونه زیبا گل نمی‏کردند و عطر سیب، دیگر معنایی نداشت.

اگر کودک نبود، نه پدر معنا داشت، نه هیچ مادری بهشتی می‏شد.

اگر کودکان نبودند، شکوفه‏های زندگی به بهار نمی‏رسیدند و خانواده، بی‏مفهوم‏ترین واژه‏ای می‏شد که در لغت‏نامه‏ها می‏شد پیدا کنی.

کودکان، باغچه‏هایی از امیدند که از شکوفه‏های انار لبریز است.

هر کودک، گلدانی‏ست که از زیباترین گل‏های معطر، خانه‏ها را به نزدیکت‏ترین بهارها گره زده است.

کودکان، نزدیک‏ترین راه‏های رسیدن به عشق را از پرنده‏ها بهتر بلدند.

کودکان، از تمام ستاره‏ها و پرنده‏ها به آسمان نزدیک‏ترند.

اگر روزی می‏آمد که جهان خواب هیچ کودکی را نمی‏دید، بی‏شک صداقت به آخر می‏رسید و دوستی و مهربانی، پشت اندوه‏های بزرگ بزرگ‏سالی‏هامان گم می‏شد.

این روزها اگر عاشقانه سپری می‏شوند، به عشق بودن شماست. دنیا با کودکان همیشه زیباست؛ زیباتر از همه روزهایی که سراغ داریم.

دنیای کودکانه، صمیمی‏ترین دنیایی است که هر لحظه بارها آرزو می‏کنیم تا کاش می‏شد یک‏بار دیگر به این دنیای کودکانه قدم بگذاریم!

کاش دنیا همیشه کودک بماند و کودکانه ترانه‏های عاشقانه‏اش را لالایی شب‏های بی‏خوابی‏مان کند!

کاش دنیا به زیبایی روزهای کودکی می‏شد!

کاش کودکان، صمیمیتشان را همچون دوستی‏های بی‏ریایشان فراگیر می‏کردند.

کاش دنیا سراسر کودکانه می‏شد و ما کودک!

[ چهارشنبه پانزدهم مهر 1388 ] [ 21:9 ] [ س -ع ] [ ]

 

هشتم مهر هر سال برابر سی‏ام سپتامبر، «روز جهانی ناشنوایان» نام‏گذاری شده است. هدف از این نام‏گذاری، ارتقای فرهنگ ارتباط با ناشنوایان، دانسته‏هایی از زبان اشاره و آگاهی سیاست‏مداران و همچنین عموم مردم از مشکلاتی است که این قشر با آن رو به رو هستند.

نعمت شنوایی

در اهمیت حس شنوایی، این گفته هِلِن کِلِر، گویاتر از هر سخنی است. او که با وجود نابینایی و ناشنوایی، یکی از موفق‏ترین افراد استثنایی است، می‏گوید:«اگر این فرصت به من داده می‏شد که یکی از دو حس خود را بازیابم، ترجیح می‏دادم نابینا بمانم، ولی بشنوم».

اگر از نعمت شنوایی محروم باشیم، هرچند آموختن برای ما ناممکن نمی‏شود، ولی بسیار دشوار است. پس توجه به این نعمت بزرگ الهی که یکی از راه‏های بسیار مهم آموختن و فهمیدن است، حالت سپاس را پیش می‏آورد و تصور نبود آن کافی است تا به ارزش آن پی ببریم. از این رو، خدا در قرآن می‏فرماید: «بگو: اگر خداوند شنوایی و دیدگان شما را بگیرد و بر دل‏هایتان مهر بزند، کدام معبود آن را به شما پس می‏دهد؟» شکرانه این نعمت، بهره‏گیری خداپسندانه و مسئولانه از آن است، چنان‏که در یکی از دعاها، خواسته بندگان از خداوند این است: «پروردگارا! ما را از گوش‏ها، چشم‏ها و نیروهایمان بهره‏مند گردان».

جامعه، خانواده و کودک ناشنوا

شیوه رفتار اعضای خانواده و جامعه با کودک ناشنوا، در رشد عاطفی، سازگاری اجتماعی، آمادگی آموزش مهارت‏های زبانی و تحصیل او بسیار مهم و تعیین‏کننده است. خانواده و اجتماع با پذیرش واقع‏بینانه مشکل فرد ناشنوا باید در راه پرورش استعدادها و توانایی‏های او یاری‏اش دهند. وضعیت مطلوب برای ناشنوا، استفاده از موقعیت‏های در دست‏رس افراد عادی است. وظیفه اصلی در تربیت کودک ناشنوا و کمک به رشد او، بر عهده خانواده است. باید وضعیت واقعی کودک را پذیرفت و بهترین کار را برای کمک به وی انجام داد. پذیرش فرد ناشنوا از طرف خانواده، اجتماع و شناخت تفاوت‏های او و کنار آمدن با آن، نیازمند عشق، علاقه، صبر، حوصله و برخورد منطقی است.

موانع ارتباط اجتماعی ناشنوایان با جامعه

آیا تاکنون از خود پرسیده‏ایم که ارتباط موجود در جامعه، چه‏قدر صحیح و منطقی است که به ارتباط آسان‏تر با ناشنوایان بینجامد؟ مگر نه اینکه یکی از مهم‏ترین اهداف آموزش ناشنوایان، اجتماعی کردن آنهاست؟ آیا به عنوان پدر و مادر ناشنوا، معلم ناشنوا، دوست ناشنوا یا عضوی از جامعه، با خود اندیشیده‏ایم که آیا ناشنوایان به این هدف دست یافته‏اند و اگر نه، علت چیست؟

به یقین، یکی از عوامل دست نیافتن مربیان ناشنوا و نیز خود ناشنوایان به این هدف، نقص ارتباطی موجود در رفتارهاست. بنابراین، نادرستی ارتباط‏ها، اجتماعی شدن ناشنوایان و به تبع آن، تعلیم و تربیت آنان را خدشه‏دار ساخته است.

رفتارهای ترحم آمیز

یکی از موانع برقراری ارتباط ناشنوایان با جامعه، رفتارهای ترحم‏آمیز اطرافیان است. اگر چه در آموزه‏های اخلاقی و دینی، درباره رعایت رحم و انصاف بسیار سفارش شده است، ولی باید توجه داشت که رعایت عدالت حکم می‏کند رفتارهای ترحم‏آمیز، به‏جا استفاده شود. در بعد آموزشی نیز ترحم بی‏مورد و بی‏اندازه، به گستاخی، مظلوم‏نمایی و افت تحصیلی ناشنوایان می‏انجامد. این رفتارها موجب می‏شود فرد ناشنوا، خود را موجودی مستحق ترحم بداند. در نتیجه، نخستین مشکلی که ناشنوایان را تهدید می‏کند، افسردگی و دوری کردن از جامعه است و دور شدن ناشنوا از جامعه، به فرآیند جامعه‏پذیری او آسیب جدی وارد می‏کند.

زبان اشاره

سخن گفتن، یکی از ویژگی‏های ممتاز بشری است. انسان از راه سخن گفتن با دیگر افراد جامعه رابطه برقرار می‏کند، می‏فهمد و می‏فهماند. ناشنوایان نیز می‏کوشند به شیوه‏ای خاص با دیگران ارتباط برقرار کنند. زبان اشاره، زبان ارتباط ناشنوایان است که سبب می‏شود این افراد با یکدیگر و دیگران ارتباط برقرار کنند. قانون مدنی کشور ایران، در سال1307 این زبان را به عنوان وسیله‏ای برای تفهیم و تفاهم به رسمیت شناخت. نخستین کسی که زبان اشاره را در ایران به وجود آورد، استاد جبّار باغچه‏بان بود. گفته می‏شود زبان اشاره، از زمان بقراط حکیم برای ناشنوایان مرسوم بوده است.

دست‏های انسان

در باغچه زندگی نشسته بود و با دستان کوچکش چیزی می‏کاشت. نگاهش کردم، حس اعتمادش با نگاهم برانگیخته شد و با چشمان معصومانه‏اش فهمید چه می‏پرسم. گفت: ستاره می‏کارم. دوباره نگاهش کردم، پاسخ داد: میوه‏های ستاره‏ام، خورشید خواهد شد. حس غریبی به من دست داد. چرا خورشید؟ لبخندی زد و باز با همان نگاه پاسخ داد: تمام هستی با آب، خاک و خورشید پیوندی زندگی‏بخش دارد. گل‏ها با خورشید برمی‏خیزند. پرسیدم: پرندگان؟ پاسخ داد: پرواز زیباست، من آواز آنها را حس می‏کنم. ... و انسان؟ به زمین نگاه کرد و این بار با انگشتان اشاره زبان گشود: ما که می‏خواستیم زمین را آماده مهربانی کنیم، افسوس که خود نامهربان بودیم.

آری، او ناشنوا بود و برای ایجاد رابطه، از دست‏هایش استفاده می‏کرد. همان‏گونه که تاریخ انسان اندیشه‏ورز، رابطه‏ای ناگسستنی با دست‏های انسان دارد.

نخستین معلم گل‏های خاموش

استاد جبار باغچه‏بان(عسکرزاده) یکی از خادمان پر تلاش فرهنگ ایران و به معنای واقعی کلمه معلم بود. زنده یاد باغچه‏بان در سال 1298 آموزگاری را آغاز کرد. وی نخستین مؤسس کودکستان ناشنوایان در تبریز بود. باغچه‏بان، اولین شخصی است که در ایران، آموزش شنیداری و دیداری را به دستگاه آموزش کشور وارد کرد و برای نخستین بار به فکر آموزش و تربیت کودکان ناشنوا افتاد. او ابتدا با مخالفت‏های شدید وزارت فرهنگ وقت روبه‏رو شد، ولی با تلاش و پشتکار فراوان، در یک سال موفق شد به سه کودک ناشنوا، خواندن و نوشتن بیاموزد. استاد باغچه‏بان، نخستین دبستان ناشنوایان را در چهار راه حسن‏آباد تهران، در خانه‏ای محقر تأسیس کرد.

 

[ چهارشنبه هشتم مهر 1388 ] [ 0:1 ] [ س -ع ] [ ]

مقدمه

یافتن شغل یکی از اصلیترین دغدغه‌های افراد ، بخصوص فارغ التحصیلان دانشگاهی است. حتی در حین انتخاب رشته ، ابتدا فرصتهای شغلی آن را مدنظر قرار می‌دهند. در اینجا روی صحبت ما بیشتر با دانشجویان و فارغ التحصیلان دانشگاهی می‌باشد. بسیارند افرادی که پس از فارغ التحصیلی به هر دری می‌زنند تا جذب کار شوند، لیکن ناکام می گردند و البته تعدادی از افراد نیز بلافاصله ، جذب بازار کار می‌شوند.

شاید در ذهن خود با این سوال دست و پنجه نرم کرده‌اید که چرا برخی از افراد براحتی مشغول به کار می‌شوند و برخی دیگر خیر؟ در پاسخ باید گفت که اکثر این افراد از دوران دانشجویی مهارتهایی برای یافتن شغل کسب نموده‌اند و بدین وسیله بذر اشتغال خود را در بسیاری از مراکز پاشیده‌اند. یافتن شغل نیاز به آگاهیها و مهارتهایی دارد که به برخی از آنها اشاره می‌گردد:

با اساتید و دبیران خود ارتباط برقرار کنید.

علاقمندی و تلاشگری خود را به آنها نشان دهید، زیرا اساتید می‌توانند علاوه بر راهنمایی شما به عنوان کلیدهایی در جهت آگاه شدن شما از فرصتهای شغلی عمل نمایند.

در سمینارهای مرتبط با رشته و علایق خود ، شرکت فعال داشته باشید.

شرکت در چنین سمینارهایی علاوه بر آشنا ساختن شما با مباحث جدید رشته تحصیلی خود و خلق ایده‌های نو در ذهنتان ، موجب آشنایی شما با متخصصین خواهد شد که ممکن است از همکاری شما در آینده استقبال نمایند.

خود را به مهارتهایی از قبیل دانش کامپیوتر و تسلط به یک زبان خارجی مجهز سازید.

  • مراکز ادارات مرتبط با شغل خود را ، هم در شهرستان خود و هم در محل تحصیل شناسایی کرده و با آنها ارتباط برقرار نمایید.

  • در NGO ها یا نهادهای مردمی و سازمانهای غیر دولتی شرکت نمایید. فعالیت در چنین مراکزی علاوه بر گسترده‌تر کردن ارتباطات شما ، منجر به افزایش تجربه کاری شما و نیز داشتن سابقه‌ای مثبت از شما خواهد شد.

  • در فرصتهای کارورزی و گذراندن طرح ، قابلیتهای خود را نشان داده و از جان و دل کار کنید. زیرا اغلب چنین مراکزی ، نیروهای کاری و مهره‌های خلاق و پر تلاش را جذب خواهند نمود.

اهداف خود را بلند ، اما گامهایتان را کوچک انتخاب کنید.

انتظار نداشته باشید که پس از فارغ التحصیلی یا حتی در دوران دانشجویی ، دقیقا همان شغل و مقامی را بدست آورید که در پی آن بوده‌اید. شما بایستی ابتدا مهارت ، شایستگی و فروتنی خود را در کارهای محوله و گاه حتی خرد ، اثبات کنید تا در مسیر بالا رفتن از پلکان ترقی قرار گیرید.

یاد بگیرید که چگونه با اعتماد به نفس بالا ، خود و تواناییهایتان را به دیگران ارائه کنید.

برای مثال شما بایستی هنگام تقاضای شغل ، مشخصات ، تواناییها ، سوابق ، علایق کاری ، ... (رزومه) خود را بطور مکتوب همراه داشته و در زمان مقتضی آن را ارائه کنید و نیز مهارتهای خود را برای برقراری بهتر بالا ببرید.

خلاقانه فکر کنید.

ذهن خود را باز و آزاد بگذارید تا به تمام راههایی که از آن طریق به نوعی می‌توان کار آفرینی نمود، فکر کنید.

هرگز از شکست نترسید.

اندیشمندی می‌گوید: "به یاد داشته باش که هر پیروزی بزرگی ، پس از چند بار شکست بدست می‌آید. شکستهای مکرر ، مانند پیکهایی هستند که در جاده منتهی به پیروزی حرکت می‌کنند."

کلام آخر آنکه

تو باید زبر دست و پر توان باشی که حتی قبل از آن که تو در جستجوی کار باشی ، کار در جستجوی تو باشد.

 

[ چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388 ] [ 13:34 ] [ س -ع ] [ ]

   یا مهدی ادرکنی

[ پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388 ] [ 12:49 ] [ س -ع ] [ ]
دیستروفی ماهیچه‌ای دوشن  به اختصار  DMD   ٬ شایع ترین و شدید ترین نوع از بیماری های دیستروفی ماهیچه ای از گونه (X پیوند یافته) و ژنتیکی است ٬ به طور کلی دیستروفی به هرگونه نقض در بافت سلولی گفته می شود. از عوارض اصلی دوشن تحلیل و نابودی سریع ماهیچه ها به مرور زمان است که نهایتاً منجر به عدم توانایی در راه رفتن و در مواقع بسیار شدید مشکلات تنفسی ومرگ می شود. فراوانی دوشن 1 در 3500 کودک پسر است. این بیماری در اثر تغییرات و نقض در ژن (DMD) واقع در کروموزم ایکس ایجاد می شود. این ژن مسؤل ساخت پروتئین دیستروفی که ماده‌ای ضروری برای حفظ و ثبات ماهیچه ها است می باشد و در غشائ سلولی قرار دارد. به طور کلی زنان دارای کرمورم ایکس ناقص و حامل این بیماری هستند و می توانند این بیماری را به نیمی از فرزندان پسرخود منتقل کنند. ناقص بودن یکی از کرموزوم های ایکس در زنان غالباً ارثی است یا ممکن است در اثر تماس مستقیم با پرتوهای ایکس و داروهای شیمیایی باشد. به طور کلی علایم بیماری معمولآ تا قبل از هشت سالگی در ظاهر می شود گرچه در دوران نوزادی هم نمایان است. نوزاد در موقع تولد کاملاً سالم به نظر می‌رسد، ولی هنگامی که شروع به حرکت می‌کند، حتی زمانی که با چهار دست و پا و یا سینه خیز می‌نماید حرکت او کندتر از همسالان خود است و زود به زود خسته می‌شود. هنگامی که به راه می‌افتد ضعف عضلانی به تدریج واضح تر می‌شود. بیشتر این بچه‌ها تا قبل از ۸ سالگی راه رفتن طبیعی دارند و بعد از مدتی والدینشان نسبت به نحوه راه رفتن غیر طبیعی یا اشکال در برخاستن آن ها از روی زمین، راحت زمین خوردن، اشکال در بالا رفتن از پله‌ها و عدم توانایی دویدن یا انجام حرکات ورزشی در مقایسه با همسالانشان نگران می‌شوند. بزرگ شدن غیر طبیعی عضلات ساق پا و ضعف خفیف تا متوسط عضلات ابتدای اندام تحتانی، به صورت راه رفتن اردک وار و عدم توانایی در برخاستن راحت از روی زمین تظاهر می‌کنند. این کودکان به طور مشخص برای برخاستن از حالت نشسته از پاها و بدنشان کمک می‌گیرند که به نشانه گاور معروف است. تحلیل عضلانی به صورتی است که در ۸ سالگی کاملاً ضعف عضلات بارز می‌شود. این تحلیل ماهیچه‌ای ابتدا از پاها و لگن شروع ، باعث کاهش حجم و نابودی ماهیچه‌های این ناحیه می شود و نهایتاً دست ها ، بازوها و شانه را نیز در بر می گیرد که موجب افتادگی شانه می شود. در 10 سالگی شاید استقاده از نوعی وسیله شبیه سینه بند ضروری شود تا بتواند به راه رفتن کمک کند اما به هر حال تحلیل عضلانی پیشرفت می‌نماید و فرد بیمار به ناتوانی عضلات حداکثر تا ۱۲ سالگی توانایی راه رفتن را از دست می‌دهد و به صندلی چرخ دار نیاز پیدا می‌کند . در تعدادی کمی از بیماران که نوع ضعیف بیماری دوشن را دارند سیر بیماری با تحلیل عضلات گردن خاتمه می یابد اما در بیشتر مواقع و در وضعیت شدید پیشرفت بیماری ادامه می یابد و به علت رشد غیر طبیعی استخوان های ستون فقرات ، ستون فقرات به صورت حرف S انحنا پیدا می کند حتی ممکن است موجب اختلال فکری نیز بشود و به مغز آسیب برساند اما در بلند مدت تشدید نخواهد شد. پیشرفت بیماری نهایتاً با مشکلات تنفسی و مرگ همراه خواهد بود. طول عمر متوسط برای بیمارانی که نوع شدید بیماری دوشن را دارند بین 20 تا 30 سال است. اما گزارشات از بیماران نوع ضعیف حاکی از آن است که آن ها تا 40 و حتی 50 سالگی نیز به زندگی ادامه داده اند. به علت این که بیماران مبتلا به دوشن در ابتدا سالم بوده و به مرور زمان دچار معلولیت می شوند اغلب در بین آن ها افسردگی دیده می‌شوند.

شیوع

شیوع بیماری دوشن 1 در 3500 کودک پسر است. به این دلیل این بیماری فقط در جنس مذکر بروز می کند که جنس مذکر فقط یک کرموزوم ایکس دارد . جنس مؤنث به این بیماری مبتلا نمی شود زیرا که در بدن آن ها دو کرموزوم ایکس وجود دارد و دوشن فقط در اثر اختلال یکی از کرموزوم های ایکس ایجاد می شود بنابراین آن یکی کرموزوم سالم می ماند و نهایتاً فقط پسران به این بیماری مبتلا می شوند.

نام بیماری

نام بیماری دیستروفی ماهیچه‌ای دوشن برگرفته از نام یک پزشک مختصص مغز و اعصاب فرانسوی به نام گیوم بنیامین اماند دوشن است که اولین بار در سال 1861 شرح بیماری دوشن را در مجلات پزشکی آن زمان منتشر کرد.

 عامل بیماری

بیماری دیستروفی ماهیچه‌ای دوشن در اثر نقض در کرموزوم ایکس و فقدان پروتئین دیستروفین ایجاد می شود. ژن مسئول ساخت این پروتئین (DMD) است و بر روی کرموزوم ایکس (21Xp) قرار دارد. پروتئین دیستروفین اطراف سلول‌های ماهیچه‌ای برای محافظت ساختمان عضله ساخته می‌شوند و مانع از خروج عناصر داخل سلول عضلانی به فضای خارج از سلول می‌شود.بدون دیستروفین سلول عضلانی قابل نفوذ خواهد بود و مواد بافت خارج سلولی وارد سلول عضله شده و باعث تخریب و مرگ عضله خواهد شد و در نهایت بافت چربی جای عضله را می گیرد. علت عدم تولید پروتئین دیستروفین در ژن دی ام دی هنوز به طور قطع مشخص نیست ولی این عدم تولید ناشی از مسدود شدن مجاری تولید پروتئین دیسترفین می باشد. پروتئین دیستروفین در بدن افراد طبیعی کمتر از 002/0 میلی گرم از کل پروتئین بافت عضلانی است.

نشانه‌ها و عوارض

مهمترین نشانه بیماری دیستروفی ماهیچه‌ای دوشن اختلالات عصبی در ماهیچه هاست که موجب مشکل در راه رفتن ،ضعف ماهیچه‌های اندام تحتانی و لگن و برزگ شدن غیر طبیعی عضلات ساق پا می شود. همچنین ضعف عضلانی در دست ها ، بازو و شانه نیز بروز می کند. نشانه‌ها معمولاً تا قبل از 8 سالگی ظاهر می شود ، هرچند در دوران نوزادی هم نمایان است. نهایتاً پیشرفت این بیماری که موجب نابودی ماهیچه‌ها می شود با عدم توانایی راه رفتن و تحلیل عضلات گردن خاتمه می یابد اما در مواقع شدید احتمال انحنا در ستون فقرات ، مشکلات تنفسی و مرگ نیز وجود دارد. سایر نشانه‌ها و عوارض اصلی دوشن به شرح زیر است:

  • ناهنجاری در راه رفتن و قدم برداشتن (بیماران معمولاً روی قسمت جلویی کف پا و سر پنجه ، راه می روند که ناشی از انقباضات شدید ماهیچه‌های پشت پا می باشد و ضعف زانوها را نشان می دهد)
  • خستگی زود هنگام و درد در عضلات ساق پا پس از مدت کوتاهی پیاده روی
  • زمین خوردن مکرر
  • مشکل در دویدن ، جستن و پریدن
  • مشکل در بالا رفتن و پایین آمدن از پله
  • مشکل در انجام حرکات ورزشی
  • بزرگ شدن غیر طبیعی عضلات ساق پا به دلیل تخریب ماهیچه‌ها و نفوذ بافت چربی در آن
  • کوتاه شدن تاندهای آشیل پا
  • عدم توانایی در برخاستن راحت از روی زمین و کمک از پاها برای بلند شدن (نشانه گاور)
  • تحلیل عضلات بازو و شانه
  • از دست دادن توانایی راه رفتن
  • تحلیل عضلات گردن
  • انحنا در ستون فقرات در مواقع شدید
  • مشکلات تنفسی در مواقع شدید
[ پنجشنبه هشتم مرداد 1388 ] [ 8:43 ] [ س -ع ] [ ]
توصيه به زوج هاي جوان اين است كه زياد سخت نگيريد. هيچ گاه به خود اجازه ندهيد كه طلاق به ذهنتان خطور كند. حتي در بحراني ترين لحظات زندگي و در اوج كشمكش ها و اختلاف هاي زناشويي، طلاق تنها راه حل نيست. مطمئن باشيد كه پس از طلاق مشكلات و سختي هاي زيادي انتظارتان را مي كشد.
هر يك از نكات زير مي تواند زندگي زناشويي را به بن بست بكشاند:


1 - تعهد بيش از اندازه و خستگي جسمي وروحي :اين مشكل در زوج هاي جواني كه در مدرسه يا دانشگاه تحصيل مي كنند و يا تازه در جايي استخدام شده اند بيشتر به چشم مي خورد . حتي الامكان سعي نكنيد اوايل ازدواج به دانشگاه برويد ، كار تمام وقت داشته باشيد، صاحب فرزندي شويد، خانه بسازيد و يا كارو كاسبي جديدي راه بيندازيد. اين كارها مشكلات و سختي هاي زيادي به همراه دارد و بسياري از زوج ها ي جواني كه با اين مشكلات روبه رو مي شوند، پس از آن كه ازدواجشان باشكست مواجه مي شود با تعجب ازخود مي پرسند : (( چرا چنين اتفاقي افتاد؟)) مسئوليت و مشغله هاي زياد باعث مي شود كه زن و شوهر فرصت كمي براي همديگر داشته باشند وبنابراين فاصله ي آن ها روز به روز افزايش مي يابد و زماني مير سد كه براي هم مثل دو غريبه هستند، پس سعي كنيد دراوايل ازدواج ، براي خود ، كار و دردسرنتراشيد و وقت بيشتري را با هم بگذرانيد تا همديگر را بيشتر بشناسيد.


2- صورت حساب هاي بالا و بحث برسر نحوه ي خرج كردن پول :اجناس مصرفي خود را با پول نقد خريداري كنيد، در غير اين صورت آن ها را به صورت قسطي نخريد . تمام پولتان را براي خريد خانه يا اتومبيل كه استطاعت خريد آن را نداريد خرج نكيند. هميشه مقداري از پولتان را براي روز مبادا پس انداز كنيد وبا ان به سفرهاي كوتاه برويد و يا اگر صاحب فرزندي هستيد، آن را براي مواقع ضروري كنار بگذاريد. سعي كنيد درآمدتان را عاقلانه و درست خرج كنيد.
3 - خودپسندي :درجهان دوگروه از مردم وجود دارند، افراد بخشنده و افراد گيرنده . ازدواج دونفر بخشنده مي تواند يك مسئله ي رضايت بخش و خوشايند براي هر دو طرف باشد، بين دونفر بخشنده و گيرنده هميشه اصطكاك وجود دارد ، اما دو نفر گيرنده در عرض شش هفته زندگي مشترك ، به جان هم مي افتند و دمار از زندگي هم در مي آورند. خودپسندي و خودخواهي ، ازدواج را به ورطه نابودي مي كشاند.


4 - دخالت والدين :اگر زن يا شوهر به طور كامل از والدينشان جدا نشوند، احتمال بروز مشكل در زندگي زناشويي آن ها وجود خواهد داشت . ب عضي از والدين دوست ندارند فرزندشان پس از ازدواج دور شود و ترجيح مي دهند كه در كنارشان زندگي كند. آن ها به اين مسئله توجه ندارند كه دراين صورت ممكن است باعث به وجود آوردن مشكل در زندگي مشترك فرزندشان شوند.


5 - توقعات زياد و بي جا :بسياري از زوجين انتظار دارند كه پس از ازدواج وارد يك سرزمين پر از شادي و خوشبختي شوند. آن ها هميشه روياي قصر پريان را در سر مي پرورانند، غافل از اين كه گاهي اوقات درزندگي زناشويي مشكلاتي پيش مي آيد كه عرصه زندگي آن ها را تنگ مي كند.


6- بحث و جدل :سخن ما با كساني است كه فضاي خانه را با بحث و دعواهاي خود مسموم كرده و باعث رنجش و نگراني طرف مقابل خود مي شوند و او را از ادامه ي زندگي مشترك دلسرد مي كنند. بدبيني و حسادت ، يكي از علل ايجاد جروبحث زوجين است و خودبيني عامل ديگري است كه باعث آزار رساندن به طرف مقابل مي شود.


7 - اعتياد :اعتياد نه تنها باعث از هم پاشيدن زندگي مشترك مي شود بلكه فرد را نيز از بين مي برد. هميشه از مواد مخدر و مشروبات الكلي دوري كنيد.


8 - خيانت و بي وفايي نسبت به همسر :ازدواج ، پيمان و تعهد بين دو نفر است و آن ها را متعهد مي سازد كه تا آخر عمر به هم وفادر بمانند و در غم و شادي هاي زندگي ، شريك يكديگر ب اشند. متاسفانه بعضي از همسران به اين تعهد پايدار نمي مانند و پس از مدتي از جاده درستي منحرف مي شوند و به همسرشان خيانت مي كنند و با اين كار كتاب زندگي مشتركشان را براي هميشه مي بندند.


9 - شكست در كارو تجارت :اين مسئله به خصوص در مردان بسيار به چشم مي خورد. اضطراب و نگراني كه به دنبال اين شكست ايجاد مي شود ، باعث آشفته كردن كانون خانواده مي شود.


10 - موفقيت در تجارت و كسب و كار :شايد خطر موفق شدن در تجارت يا به اصطلاح يك شبه پولدار شدن بيشتر از شكست در تجارت باشد . گاهي اوقات ، ثروت يك باره اي كه به طرف خانواده ها سرازير مي شود باعث دورشدن آن ها از يكديگر و منجر به مرگ زندگي مشترك مي شود.


11 - ازدواج درسنين پايين :آمار طلاق در بين دختراني كه در سنين 17 - 14 سالگي ازدواج مي كنند دوبرابر بيشتر از دختراني است كه در سنين 19 - 18 سالگي ازدواج مي كنند و نيز كساني كه در سنين 19 -18سالگي ازدواج مي كنند ، 75 برابر بيشتر از كساني كه در سنين 20 سالگي پيمان زناشويي مي بندند به دادگاه هاي طلاق قدم مي گذارند . اين آمارنشان مي دهد كه فشار ناشي از اضطراب و هيجان هاي دوران نوجواني با مشكلات زندگي مشترك در هم مي آميزد و خيلي زود زن و شوهر را به پاي ميز طلاق مي كشاند

[ شنبه سوم مرداد 1388 ] [ 13:11 ] [ س -ع ] [ ]

ترديدي نيست كه تمام افراد بشر زماني احساس ترس و اضطراب مي كنند، ترس و اضطراب پايه هاي جسماني و رواني داشته و همراه با عواطف و هيجانهاي نامطبوع و ناخوشايند هستند. اين هر دو احساس، يكنوع حالت انتظار را در بر داشته و احتمالا" از مخاطرات و مشكلات آگاهي مي دهند. ترس چيست؟ ترس واكنشي است كه كم يا بيش شناخته شده بوده و پاسخي به محركهاي تهديد آميز مي باشد. اضطراب چيست؟ اضطراب واكنشي است كه علل خاصي ندارد و يك حالت عمومي كلي بوده و نسبت به هدف مخصوص يا مشخصي معطوف نمي باشد. گاهي اوقات نمي توان دقيقا" ميان ترس و اضطراب تفاوت گذارد و اين كيفيت مخصوصا" در مورد اطفال خردسال مصداق دارد زيرا كودك نمي تواند ميان خطرات دروني و بروني واقعي و تخيلي تفاوت قايل شود.

 

ذهن و روان ما انسانها همواره گوش به زنگ علائم خطراتي است كه پيرامون ما وجود دارند و از وقوع رخدادهاي ناخوشايند يا آسيب زننده به ما آگاهي مي دهند . فكر تمام انسانها ي طبيعي مجهز به يك مكانيسم « دور انديشي » و « پرهيز كردن » است كه تا جاي ممكن ما را از گزند عوامل گوناگون در امان مي دارد و در روند يك حادثه ناخوشايند، نخستين رويداد عبارت است از احساس خطر كه موجب تپش قلب ، افزايش فشار خون، انقباض عروق پوستي به صورت رنگ پريدگي صورت،تند تر شدن سرعت تنفس و انقباض عضلات اندام ها مي شود كه مجموعا" بدن را براي مرحله دوم يعني « گريز يا ستيز » آماده مي سازد. بنابراين در مي يابيم كه مكانيسم هاي احساس خطر كه نوعي « هراس » را در آدمي بر مي انگيزند، براي بقأ و دوام هستي وي ضروري هستند.

 

ولي چرا اضطراب مختص نوع بشر است ؟ اضطراب يعني ترس از يك عامل ناشناخته نامعلوم كه موجب پريشاني فكر و گاه بروز علايم احساس خطر از جمله تپش قلب و رنگ پريدگي نيز مي شود. بنابر اين در فرآيند اضطراب برخلاف ترس طبيعي و واقعي يك عامل حقيقي ترس آور يا خطرناك يا آسيب زننده وجود ندارد بلكه فقط بطور خودكار، ذهن ما در اثر تنش هاي رواني و استرس هاي عصبي و حوادث ناخوشايند و ناگواري كه در زندگي مكررا" برايمان رخ مي دهد از روال عادي خارج مي شود و حساسيت بيش از حد به رخدادهاي آتي و احتمالي پيدا نمايد، دچار اضطراب مي شويم و كم كم به حالتي مي رسيم كه فكرمان فقط بر اتفاقات ناگوار يا بيماريهاي لاعلاج و كشنده گواهي مي دهد و آرامش و امنيت در اين ميان گم و فراموش مي شود. هر چه بيشتر نگران شويم بيشتر احساس هاي خطر و هراس به سراغمان مي آيد و در نتيجه بيشتر در جهت افكار مضطربانه مي انديشيم.

 

چگونگــــي بوجود آمدن تــــرس در كــــودكان

كودكان ترس و اضطراب را از طريق يادگيري ( خصوصا شرطي شدن ) فرا مي گيرند، گرچه بسياري از روان شناسان معتقدند زمينه ترس از هنگام تولد در نوزاد وجود دارد.در مورد ترس از طريق شرطي شدن مثالي در باره طفلي به نام آلبرت بيان مي نماييم . در آزمايشگاه به آلبرت خرگوش سفيدي را نشان دادند ، كودك هبچگونه احساس ترسي از خودنشان نداد ولي به محض آنكه دست خود را براي لمس كردن حيوان، دراز نمود آزمايش كننده دو قطعه آهن را محكم پشت سر او بهم كوبيدند،با شنيدن اين صداي بلند آلبرت تكاني به خود داد و بطرف جلو خم شد. در دفعات بعد، پس از چند بار تكرار عمل فوق، كودك حالت ترس نسبت به خرگوش سفيد نشان داد و علاوه بر آن به تدريج از اشياء مشابه سفيد رنگ ( مانند پوست سفيد و موش و سگ سفيد ) نيز مي ترسيد.

 

تـــــرس های مفيد و تــــرس هاي مخــــرب

ترس در بعضي موارد براي حفظ و بقاء كودك مفيد است ( فرضا ترس از سرعت كه با سرعت حركت مي كند) گاه ترس مي تواند به كودك كمك كند، پاسخهاي جديدي بياموزد.ترس از اتومبيلهاي سريع طريقه عبور از خيابان را به كودك ياد مي دهد، ولي واكنشهاي ترسناك شديد مانند گريستن ، فرار كردن ، فرار كردن ، لرزيدن، به بزگسال چسبيدن و نظاير آنها با رفتار سازنده مغايرت دارند.براي ثبات هيجاني بايد بسياري از اين پاسخ ها را با واكنشهاي سازنده ديگر جايگزين نمود.نتايج يكي از تحقيقات نشان مي دهد ، ترس از اشياء واقعي يا محركهاي غير عادي ( مانند حركتهاي ناگهاني،اشياء غير عادي، افراد بيگانه ) بتدريج باازدياد سن كودك كاهش يافت در مقابل ترس از محركهاي تخيلي ( ترس تاريكي ، كابوس و…) بيشتر شدو ظاهرا" رشد مفاهيم ذهني كودك و درك بيشتر او ازجهان همراه با كاربرد زيادتر علائم، واكنشهاي هيجاني او را تحت تاثير قرار مي دهد. ترس اطفال قابل پيش بيني نمي باشد و در تمام سنين كودكي تفاوت هاي فردي چشمگيري در مورد ترس وجود دارد. يك محرك مي تواند بر طفلي بسيار ترس آور بوده ولي براي ديگري بي تفاوتي باشد .جالب اينكه كودكي ممكن است در يك موقعيت خاص دچار وحشت شود در حاليكه در وضع ديگري همين محرك برايش بي تاثير باشد.

 

روشهای ازميان بـــردن تـــرس

از اطفال نمي توان انتظار داشت كه ترس آنها خود بخود رفع شود. بايد محركهاي جديدي جانشين محركهاي ترسناك شوند تا ترس كودك از ميان برود.خوشبختانه بابهره گيري از اصول يادگيري مخصوصا" اصل خاموشي مي توان در از ميان بردن ترس كودكان اقدام نمود. در اين مورد مثالي ذكر مي گردد.فرض كنيم كودكي از گربه بترسد. اگر ضمن نشان دادن گربه اي به طفل ( محرك نامطبوع و ترسناك ) به او مقداري شيريني ( محرك مطبوع ) نيز بدهيم و چند بار اين كيفيت راتكرار نمائيم كودك پاسخ مثبت تري به شيئ كه قبلا" برايش ترسناك بوده است، خواهد داد . در اينصورت پاسخهاي ترسناك نيز بتدريج از ميان مي رود و پاسخ ترسناك كم كم ناپديد خواهد شد. زيرا ارتباط محرك ( گربه ) و پاسخ ( ترس از گربه ) ضعيف شده و از بين مي رود. در بررسي ديگري ترس كودكان از تاريكي بصورتي كه شرح مي دهيم از ميان رفت. به چند كودك كه از تاريكي مي ترسيدند گفته شد چنانچه در اطاق تاريكي جستجو كنند وسيله جالبي ( اسباب بازي، عروسك و…)خواهند يافت. با اين روش ارتباط ميان محرك ترس آور ( تاريكي ) و پاسخهاي اضطراب آور و ترسناك ضعيف شده ، در نتيجه پاسخهاي دوري كننده نيز بتدريج از بين رفتند. بايد توجه داشت كه هر قدر كودك بزرگتر شده و كاربرد لغاتش بيشتر شود مي توان از توضيحات كلامي نيز براي تقويت روش رفع ترس استفاده نمود. مادران مي توانند با استفاده از روش توضيحات كلامي ، بعلاوه تشويق فرزند براي مقابله با محركهاي ترس آور، وحشت او را از ميان ببرند. در مورد كودكان توضيح كلامي تاثير چنداني ندارد، زيرا كودك نمي تواند كلمات و لغات را با محركهاي ايجاد كننده ترس ارتباط دهد.

 

اضطــــراب و عـــــوامل ايجاد كننده آن

همانند ترس ، اضطراب هم سبب ناراحتي كودك شده و او را مجبور مي كند، رفتار خاصي ايجاد نمايدو در ابتداي بحث بايد متذكر شويم كه اضطراب به ميزان كم غالبا" اثرات سازندگي دارد و بعنوان محركي براي خلاقيت ، حل مسائل و فعاليت مؤثر مي باشد ولي اگر اضطراب شدت يابد سبب از كار افتادگي فرد شده ، او را بيقرار و ناراحت مي كند. دوره دوم كودكي ( 6 – 3 سال) مرحله مهمي است كه ضمن آن اضطراب بوجود مي آيد و در اين دوره كودك بايد با بسياري از عوامل و محركهايي كه ايجاد اضطراب مي كند مقابله نمايد، در نتيجه فرصتهاي بسياري براي كسب اضطراب خواهد داشت.كودك در مورد نشان دادن آزادانه احساسات پرخاشگرانه ، جنسي و اتكايي خود دستخوش اضطراب مي گردد و اضطراب كودك خصوصا" هنگاميكه كودك ديگري متولد مي شود، شدت مي يابد، زيرا او احساس طرد- شدگي نموده و تصور مي كند محوريت خود را از دست داده است و ديگر او را دوست نداشته يا كنار گذاشته شده است . در ظاهر هم گاهي نحوه برخورد والدين و فاميل اين گمان را تشديدمي نمايد. منشاء اضطراب از روابط اوليه كودك و والدين است. تنبيه شديد و محدويت، فشار والدين به كودك براي ظاهر ساختن رفتار هاي دشوار، بدگويي و ارزشيابي منفي از رفتار و كوششهاي كودك ، تضاد در رفتار با او وكيفياتي مشابه آنچه ذكر گرديد،ازجمله عوامل ايجاد كننده اضطراب در كودكان محسوب مي گردد.

 

اثرات اضطراب در رفتار اجتماعي و فعاليت ذهني كودك ظاهر مي شود، تحقيقات بعمل آمده نشان مي دهد، پسران مضطرب نا كفايتي و احساس نا ايمني خود را در فعاليتهاي اجتماعي و بازي نشان داده و تمايل به بازيهاي ابتدايي و كودكانه تر دارند. اضطراب هنگامي در يادگيري تسهيل بوحود مي آورد كه مورد يادگيري ساده بوده و پاسخ دقيقي مد نظر باشد. ولي اگر موضوع پيجيده و مشكل باشد اضطراب در يادگيري مطالب اخلال خواهد نمود، كودكان بسيار مضطرب در يادگيري - هاي كلامي ، پاسخهاي نامربوط و نا مفهوم مي دهند وهر قدر مطلب يادگيري دشوارتر باشد اين نوع پاسخها نيز شدت زيادتري خواهد يافت و در هر حال اضطراب در يادگيري و فعاليت كودكان اختلال ايحاد مي كند. گاه صداي كودك و تكلم او را نيز تحت تاثير قرار مي دهد. بديهي است اضطراب در كلاسهاي بالاتر براي دانش آموزان مزاحمت بيشتري خواهد داشت.همچنين از تحقيقات انجام شده مي توان نتيجه گرفت كه اضطراب با ازدياد سن كودك باعث مي شود در فعاليتهاي ذهني و تحصيلي نا ملايماتي را تجربه كند بعبارتي با افزايش سن بين اضطراب و فعاليت هاي كودك همبستگي منفي وجود دارد.

 

وسائل دفاعــــي مقابله با اضطـــــراب

از آنجائيكه اضطراب كيفيتي نا مطلوب و نامطبوع است ، هر كس مي كوشد روشهايي براي مقابله يا مبارزه با آن انتخاب كند . وسائل دفاعي كه از سوي بخش هاي شخصيت فرد بسيج مي شوند، پاسخ هايي بمنظور اجتناب يا تخفيف اضطراب مي باشند و به فرد فرصت مي دهند آرامتر زندگي كند.

 

عـــواملـــي كه باعث اضطــــراب در دانش آمــــوزان مي شود :

  • فشــــار و سخت گيــــــري بيش از حد والدين بر فــــــــرزندان
  • كاهـــش اعتمــــاد بنفس
  • محيط فيزيكـــــي نامنــــاسب
  • تناقض در رفتـــار والدين
  • عـــوامل خانوادگـــي و ارثـــي ( گاهـــي نگرانـــي هاي والدين و اضطراب آنها به فـــرزندان نيز منتقل مي شود ).

 

اثرات نگرانــــي بر كـــــودكان را مي توان به عـــوامل زيـــر نسبت داد:

۱- نگــــراني موجب توقف فكــــر كــــودك برمشكلات و ناراحتي ها مي شود.

۲- نگراني موجب اختلال در تمركز حواس مي شود وكودكِ مضطرب نمي تواند به خوبي حواس خود را در كارها جمع كند.

۳- نگراني و اضطراب قدرت تصميم گيري و اراده را از آنها سلب مي كند.

۴- موجب مي شود كه فكر آنها در مورد برخي چيزها بيش از حد مشغول شود و به مطلب و موضوع درسي بي توجه شوند.

۵- كودك را بدبين مي كند و همواره فرآيند و رويدادهاي ناگوار را پيش بيني مي كند.

۶- فكر كودك را متمركز بر مشكلات ميكند به طوريكه هر ساعت به يك مساله خطرناك مي انديشد.

۷- اضطراب و عدم اعتماد بنفس باعث وابستگي او به ديگران ميشود و او خود را ناتوان احساس ميكندو نمي تواند با اطمينان و قاطعيت عمل كند. احساس گيجي و سر درگمي مي كندو قدرت مقابله با مشكلات را از دست ميدهد. توان كنترل خويش را ندارد. اينگونه كودكان قادر به آرامش و خواب راحت نيستند.احساس خستگي و كوفتگي و ضعف جسماني دارند. سر درد ،درد قفسه سينه ،دردپا يا دست،درد شكم و سو هاضمه و كم اشتهايي به سراغشان مي آيد.

 

تــــــوجه داشته باشيد كــــه:

تمام اين آثارسو در همه كودكان ظاهر نمي شود و هر كس به در جاتي به آنها دچار مي شود.

[ سه شنبه بیست و سوم تیر 1388 ] [ 13:23 ] [ س -ع ] [ ]
 

ابتدا لازم است بدانیم كه از دیدگاه روان پزشكی  و پزشكی ، فرد معتاد  یك بیمار است و بیماری وی مانند   سایر بیماری ها نیاز به درمان و مراقبت های ویژه  خود  دارد. علاوه بر این باید بدانیم  كه در پیشگیری اولیه  چگونه  فرزندان خود را از همان دوران كودكی تربیت نماییم تا در نوجوانی ، جوانی  و سنین دیگر گرفتار اعتیاد به مواد مخدر نگردند ؛ همان گونه  كه كودكان  خود را در برابر بعضی بیماری های مسری واكسینه می كنیم و یا با رعایت اصول بهداشت  جسمی ، خانوادگی ، محیط و ... سعی می نماییم كه فرزندان خود را از ابتلا  به بعضی بیماری ها  ایمن سازیم . این پیشگیری اولیه است ؛ اما پیشگیری ثانویه به مفهوم واقعی آن یعنی انجام اقدامات  لازم و پیگیری های درمانی است كه وقتی بیمار كاملاً بهبود یافته ، با رعایت توصیه های پزشكی – بهداشتی از بازگشت بیماری جلوگیری نموده و دیگران نیز با رعایت همان اصول ، مراقب سلامت خود باشند تا اطرافیان  و یا افراد جامعه از ابتلاء به آن بیماری مصونیت یابند.  بنابراین بیماری اعتیاد مانند بسیاری از بیماری ها نیازمند توجهات ضروری در پیشگیری اولیه و ثانویه است .

بر پایه آنچه كه توضیح داده شد بیماری اعتیاد را باید از چند دیدگاه و از نظر عوامل گوناگون وعوارض  آن مورد بررسی قرار داد :

1- عوامل روانی

2- عوامل جسمی

3- عوامل  خانوادگی

4- عوامل اجتماعی

5- عوامل  اقتصادی

6- عوامل سیاسی

1- عوامل روانیبیشتر معتادین  دچار  نوعی مشكل و یا اختلال روانی هستند و به دلیل همین اختلال به اعتیاد روی آورده و وابستگی روانی به مواد مخدر در آنان  به وجود می آید . چون استفاده  از مواد مخدر موجب می گردد كه تا حدودی و به طور موقت اختلال روانی آنان فروكش كرده و یا به قول خودشان تخدیر شده و درد روانی آنان تسكین یابد . اما  در صورت عدم دسترسی و یا عدم استفاده از ماده مخدر ، اختلال روانی  آنان آشكارتر می شود. این همان نكته مهمی است كه در درمان  بیماران معتاد مورد توجه  و نظر روان پزشكان است . دانستن این نكته كه چه نوع  اختلال روانی عامل اولیه رویكرد فرد به استفاده از مواد مخدر می گردد كار چندان مشكلی نیست . با مروری بر روند  زندگی گذشته بیمار  معتاد از دوران كودكی به بعد ، چگونگی رشد روانی جسمی وی ، نوع بافت خانواده ، بررسی مشكلات روانی – شخصیتی – اجتماعی – اقتصادی  افراد خانواده ، چگونگی  محیط اجتماعی ، شرایط  زیستی و ...  می توان نوع  اختلال  و یا اختلالات روانی را مشخص و درمان های لازم روان پزشكی را آغاز نمود . در صورتی كه معتاد و یا در صورت لزوم خانواده وی تحت درمان  های ضروری  روان پزشكی  قرار نگیرند و به سفارش های روان پزشك معالج عمل نكنند ، موفق به ترك و درمان اعتیاد نخواهند شد .

2- عوامل جسمی علاوه بر وابستگی روانی به مواد مخدر ، وابستگی جسمی نیز عامل مهم دیگری  است كه در ترك اعتیاد و درمان بیمار معتاد ، جایگاه خاص درمانی خود را دارد . هنگامی كه وابستگی جسمی به وجود آید و در صورت عدم دسترسی فرد معتاد به ماده مخدر، علایمی  در وی بروز می نماید كه او برای جلوگیری و رهایی از آن علایم با هر ترفندی  سعی می نماید كه ماده مخدر مورد نیاز خود را تهیه و از آن استفاده نماید . متأسفانه در چنین  حالت روانی – جسمی است كه بیمار معتاد ممكن است به هر كار خلافی دست بزند تا بتواند ماده مخدر را تهیه نماید واین رفتارهای خلاف اخلاق و قانون است كه بسیاری از خانواده ها و دیگر افراد جامعه را درگیر مشكلات اقتصادی ، رفتاری و اخلاقی معتادین  نموده است . تكرار چنین اعمال و رفتارهای خلاف قانون و ضد اجتماعی موجب می گردد كه معتاد ، روز به روز از نظر روانی و اخلاقی ، بسیاری از خصوصیات و صفات  خوب و انسانی را از دست بدهد و در نهایت  به فردی خلاف كار و بی احساس مبدل گردد.

برای درمان عوارض جسمی ناشی از ترك اعتیاد ، روش های گوناگون درمانی وجود دارد كه بیمار بتواند با استفاده از داروهای تجویز شده توسط روان پزشك معالج ، این مرحله ترك اعتیاد را به شكلی بگذراند  كه عوارض جسمی كمتری داشته و بتواند دوره بحرانی ترك  را راحت تر بگذراند .

بارزترین علایم جسمی ناشی از ترك ماده مخدر ( و یا در صورتی كه بیمار معتاد نتواند به ماده مخدر دسترسی یابد ) عبارت اند از : دردهای شدید عضلانی  كه فرد را بی قرار و پرخاشگر می نماید ، دل پیچه های شدید توأم با بیرون روی ، تهوع ، استفراغ ، عرق كردن ، بی خوابی و ....

3- عوامل خانوادگی :عوامل خانوادگی  مانند : عدم توجه مادر و پدر  به چگونگی تربیت فرزندان ، نبودن نظارت های لازم و ضروری از جهات رفتاری ، عدم توجه به رشد روانی و سالم فرزندان ، نبودن  فضای آرام و شاد خانوادگی ،  وجود رابطه های بیمارگونه بین پدر و مادر و فرزندان ، اعتیاد پدر و یا مادر ، كمبودهای عاطفی  فرزندان و بسیاری از عوامل دیگر در اعتیاد فرزند یا فرزندان نقش دارند.  به همین دلایل است كه در درمان اعتیاد فردی از افراد خانواده ، تمامی افراد خانواده باید مورد بررسی های لازم روان پزشكی قرار گیرند . علاوه بر جلسات روان درمانی خواه قبل از ترك و خصوصاً بعد از ترك و درمان كه برای بیمار معتاد توصیه می شود ، گاهی ضروری  به نظر می رسد كه جلسات روان درمانی ، برای افراد خانواده به صورت گروهی و یا انفرادی در نظر گرفته شود و اگر فردی از افراد خانواده دچار نوعی اختلال روانی باشد ،  وی نیز درمان گردد. بنابراین در ترك و درمان بیمار معتاد ، همه افراد خانواده  باید همیاری و همكاری لازم را با روان پزشك  معالج بنمایند . در غیر این صورت نمی توان انتظار داشت كه فرد معتاد در ترك  و درمان موفق گردد.

4- عوامل اجتماعی :یعنی محیط و جامعه ای كه فرد معتاد  در آن زندگی می كند ، كوچه ، محله ، شهر،  همسایه ها ، دوستان ، افراد فامیل و ... در اعتیاد نقش دارند.

در بعضی محله ها  مواد مخدر راحت تر و بیشتر در اختیار معتادین  قرار می گیرد  و نابسامانی خاصی از جهات اجتماعی ، قانونی ،  رفتاری ، اخلاقی  ، اقتصادی و ... در چنین محله هایی وجود دارد .  بنابراین خانواده ها باید  از وجود چنین محله هایی آگاهی  داشته باشند تا اگر  به  هر دلیلی خانواده ناچار به زندگی در چنین محله هایی است ، بیش از حد  مراقب و مواظب فرزندان و افراد خانواده خود باشند و اگر محل زندگی خارج از چنین محله هایی است فرزندان خود را از رفت و آمد به چنین محله هایی منع نماید .

فرد معتادی كه با هر روش درمانی موفق به ترك  اعتیاد خود شده است و مرحله درمانی خود را می گذراند باید به این نكته توجه نماید كه حضور در محله های آلوده ، ادامه ارتباط با دوستان معتاد و یا افرادی كه در خرید و فروش مواد مخدر دست دارند ممكن است باعث گردد كه او مجدداً به دامن اعتیاد كشانده شود .

5- عوامل اقتصادی

اگر شنیده می شود كه مدت زمان زیادی است كه مبارزه جهانی با قاچاقچیان مواد مخدر و تلاش جهانی در درمان  معتادین به عمل می آید ، به این دلیل است كه اعتیاد بلای خانمانسوزی است كه نه تنها فرد معتاد را سربار جامعه می نماید و جسم و جان او را نابود می سازد بلكه از جهات اقتصادی ، فقر جبران ناپذیری را متوجه خود فرد معتاد و خانواده وی می نماید كه نتیجه آن فلاكت و بدبختی است . به این دلایل است كه توصیه می گردد بیماران معتاد هر چه زودتر و سریع تر برای ترك و درمان اعتیاد خود اقدام نمایند  تا از این بلای نابود كننده انسانیت  نجات یابند . اگر با دقت بیشتری به اعتیاد و پیامدهای آن نگاه  كنیم متوجه می شویم كه خسارت های مادی كه روزانه و به تدریج به اقتصاد  فرد معتاد ، خانواده وی  و جامعه وارد می شود خیلی بیشتر از هزینه ناچیزی است كه برای ترك و درمان بیماری اعتیاد خرج می شود.

نكته مهم دیگر این است كه  فرد معتاد آنگاه كه دچار فقر اقتصادی می گردد ، اگر به عضویت گروه قاچاقچیان در نیاید برای این كه  بتواند  پول مورد نیاز  خود را برای خرید مواد مخدر به دست آورد ، متأسفانه خود عامل خرید و فروش  موادمخدر می شود و سعی می نماید افراد بیشتری را معتاد نماید تا درآمد بیشتری داشته باشد . شاید یكی  از دلایلی كه بسیار توصیه می شود مردم از افراد معتاد  دوری كنند همین عامل معتاد كردن دیگران است .

 

6- عوامل سیاسی در گذشته ، و به احتمال زیاد در حال حاضر نیز ، یكی از جنبه های سیاست های استعماری و استثماری بر این پایه قرار داشت تا بتواند با شیوع اعتیاد و با پیامدهای بازدارنده ای كه در اعتیاد وجود دارد مردم یك جامعه را از پیشرفت های علمی – اجتماعی – اقتصادی – سیاسی و ... محروم نمایند . در حال حاضر چنین سیاستی توسط گروه های  قوی قاچاقچی در سطح جهانی انجام می پذیرد و در هر كشوری عوامل نادان و خیانتكاری وجود دارند كه برای كسب درآمد و سرمایه های كلان ، به شیوع اعتیاد و افزایش معتادین مبادرت می ورزند . قاچاقچیان مواد مخدر و مواد روان افزا یا روان گردان نه تنها هیچ گونه حس انسانی و ملی ندارند  بلكه  در نوع خود قاتلانی هستند كه آگاهانه باعث نابودی انگیزه های مفید و مثبت انسان ها و درنهایت مرگ تدریجی افراد یك جامعه خصوصاً جوانان می گردند.  

روش های ترك اعتیاد و درمان بیماران معتاد به مواد مخدر

تاكنون روش های گوناگونی  برای ترك و درمان بیماران معتاد به كار گرفته شده است كه به اختصار به ذكر چگونگی انجام روش ها پرداخته می شود.

1 . روش كم كردن تدریجی ماده مخدر:

در این روش بیمار معتاد می تواند با یك برنامه ریزی منظم و دقیق و با اراده ای قوی و محكم ، روزانه از ماده مخدری كه استفاده می نماید كم كند  تا آن را در مدت 2 تا 3 هفته به صفر برساند . در این روش بیمار نیاز دارد كه زیر نظر روان پزشك معالج از داروهای تجویز شده استفاده نماید . داروهای تجویز شده اغلب داروهایی است كه در رشته روان پزشكی  به كار برده می شود و موجب می گردد كه علایم وابستگی روانی و جسمی بیمار معتاد به آن میزان كاهش یابد كه فرد معتاد احساس نیاز به ماده مخدر نداشته باشد . از خصوصیات این روش این است كه فرد می تواند به فعالیت های روزمره خود بپردازد .

2- روش استفاده از داروهای  ترك اعتیاد به طور سرپایی :

در این روش فرد معتاد  توسط پزشك ، درمان خود را شروع می نماید و داروهایی برای وی تجویز می شود كه شامل داروهای اعصاب و داروهایی است كه ماده مخدر نیستند ، اما اثراتی شبیه ماده مخدر دارند . در این روش به بیمار توصیه می شود كه به هیچ عنوان از ماده مخدر استفاده ننماید . اثرات درمانی داروهای تجویز شده و این كه به چه میزان باید تجویز گردد بستگی به نوع ماده مخدر مصرفی و مقدار آن دارد . در این روش اغلب توصیه می گردد كه بیمار معتاد به مدت چند روز تا یك هفته در منزل استراحت نموده  و بعد به كارهای روزمره خود بپردازد .

3. روش استفاده از داروهای ترك اعتیاد با بستری شدن در بیمارستان :

این روش مانند روش دوم است  . با این تفاوت كه فرد معتاد در  بیمارستان بستری می گردد و كلیه امور درمانی با نظارت پزشك معالج انجام  می شود .از امتیازات این روش این است كه بیمار معتاد از نزدیك  مورد مراقبت های لازم پزشكی و پرستاری قراردارد و چون در بیمارستان بستری است دسترسی او به مواد مخدر  بسیار كم و یا غیر ممكن است و اگر گاهی بیمار نیاز به  داروهای خاص خوراكی و یا تزریقی داشته باشد  ، این داروها به راحتی  در بیمارستان به وی داده شده و یا تزریق می گردد و لذا هرگونه علایم ناشی از ترك ، خواه روانی و یا جسمی ، سریع تر درمان می گردد .

توضیحات لازم :

الف : در گذشته ی نه چندان دور ، داروی ترك اعتیاد در مراكز مخصوص و با یك برنامه منظم روزانه به معتادان داده می شد و روش های درمانی گوناگون غیر دارویی نیز به كار گرفته می شد.  در حال حاضر مسئولان در تلاش اند كه بتوانند از همان روش های گذشته و داروهای خاص استفاده كرده  و به درمان بیماران معتاد همت گمارند .

ب : متأسفانه در حال حاضر انواع و اقسام داروهای ترك اعتیاد در بازار وجود دارد كه برای ترك اعتیاد به فروش می رسد. از محتویات و یا تركیـبات چنین  داروهایی كمتر كسی اطلاع  دارد . در مورد این داروها می توان چنین اظهار نظر نمود كه محتویات این داروها اكثراً تركیبی از مواد مخدر است . دیده شده است كه بسیاری از معتادین كه از این تركیبات استفاده می نمایند  به این داروها معتاد می گردند .

ج : بنابر این اگر بیماران معتاد از این داروها  استفاده نمایند نه تنها نباید انتظار ترك و درمان مورد اطمینان را داشته باشند بلكه ممكن است به این داروها معتاد گردند . به عنوان مثال اگر هر فرد عادی  بتواند یك عمل جراحی را انجام دهد می توان انتظار داشت  كه هر فردی نیز در ترك و درمان اعتیاد همانند یك پزشك متخصص عمل نموده و موفق گردد.

د : از تبلیغاتی كه اخیراً در مورد ترك و درمان اعتیاد می شود ، استفاده از اشعه لیزر است كه ابهامات زیادی را در بر داشته و دارد كه چگونه اشعه لیزر می تواند  مشكلات روانی و جسمی بیماران معتاد را درمان كنند؟

4 . روش سم زدایی یا U.R.O.D :

آخرین ، پیشرفته ترین و سریع ترین روش ترك اعتیاد ، در حال حاضر روش  سم زدایی یاU.R.O.Dاست . كه چند سالی است در كشور ما به كار گرفته شده و می شود . در این روش بسته به نوع ماده مخدر ، طریقه استفاده از آن ، و مدت زمانی كه سبب اعتیاد شده است ؛ فرد معتاد بین 4 تا 6 ساعت توسط متخصص بیهوش می شود  . در مدت زمان بیهوشی داروهایی به بیمار تزریق می گردد كه وی بعد از آن  كه به هوش می آید بسیاری از علایم جسمی ترك ماده مخدر را ندارد، مگر عوارض معمولی بعد از بیهوشی . همان گونه كه بارها اشاره  و تأكید گردید ادامه  درمان های ضروری به عهده روان پزشك معالج است كه با بررسی علایم روانی ، برنامه ریزی درمانی را شروع می نماید . داروهایی كه اغلب مورد استفاده قرا رمی گیرند داروهای ضد ماده مخدر و داروهای ضروری برای درمان علایم روانی و برخی علایم جسمی باقی مانده می باشد كه ممكن است ضعف ، سستی و ... را در بر داشته باشد . بهتر است كه روش سم زدایی در بیمارستان و با نظارت و مراقبت های پزشكی انجام گردد .

گاهی شنیده می شود كه با این روش در 24 ساعت ( یك روز ) بیماری اعتیاد درمان می گردد  و یا در بعضی از درمانگاه ها و یا مطب های اختصاصی در چند ساعت انجام می شود . این شنیده ها تا حدودی اغراق آمیز به نظر می رسد و خود نوعی تبلیغات تجارتی است .

روش سم زدایی بهتر است  در بیمارستان صورت پذیرد و لازم است كه بیمار بعد از انجام سم زدایی  چند روز در بیمارستان بستری باشد تا توسط پزشك  معالج علائم جسمی و روانی او به حالتی اطمینان بخش بهبود یافته و بقیه درمان ها به طور سرپایی ادامه یابد . تشخیص و تصمیم گیری در مورد زمان مرخص شدن بیمار معتاد برعهده پزشك معالج است. مهم ترین نكته درمانی این است كه بعد از ترخیص ، بیمار باید از داروهایی كه توسط پزشك  تجویز می شود حتماً استفاده كرده و به توصیه های او عمل نماید و تا زمانی كه لازم باشد به درمان خود  ادامه دهد .

روش سم زداییU.R.O.D  هیچ گونه  خطری در پی نخواهد داشت . معهذا لازم است كه بیمار مورد آزمایشات و معاینات لازم پزشكی  قرار گیرد . اگر به دلیل یك نوع بیماری ، استفاده از روش سم زدایی غیر ممكن باشد بدون شك  از روش های دیگر ترك و درمان اعتیاد می توان بهره گرفت . بنابر آنچه كه گفته شد و چنانچه می خواهید در ترك و درمان اعتیاد خود یا نزدیكان خود موفق باشید ، رعایت موارد زیر ضروری است؛ در غیر این صورت احتمال بازگشت  به اعتیاد حتمی است :

1- فرد معتاد از دیدگاه پزشكی خصوصاً روان پزشكی بیمار است .

2- فرد معتاد باید بخواهد و مصمم باشد كه از بلای  خانمانسوز اعتیاد نجات یابد .

3- ارزیابی های روان پزشكی ، روان شناختی ، شخصیتی ، جسمی و ... قبل از شروع ترك و درمان ضروری است .

4- بیمار و خانواده بیمار بهتر است  كه در حد امكان نظریات و توصیه های روان پزشك  معالج را پذیرفته و به آن عمل نمایند .

5- بهتر است فرد معتاد با همراه  مورد اعتماد خانواده و روان پزشك معالج در بیمارستان  بستری گردد .

6- در صورتی كه پزشك  معالج صلاح می داند ، بیمار معتاد در مدت زمان مشخصی ممنوع الملاقات باشد  و تمام اطرافیان و نزدیكان باید این نكته را رعایت نمایند.

7- نوع و روش ترك  یا سم زدایی با توافق بیمار معتاد یا خانواده  او و روان پزشك معالج تعیین و انتخاب شود.

 8- مدت زمان بستری توسط پزشك معالج  تعیین و مشخص می گردد و بیمار و خانواده او نباید بر خلاف آن عمل نمایند .

9- بعد از انجام ترك اعتیاد بیمار باید حداقل به مدت یك سال تحت نظر روان پزشك  به درمان خود ادامه داده و از داروهایی كه تجویز می شود استفاده و به توصیه های او عمل نماید .

10 – درمان های غیر دارویی مانند روان درمانی انفرادی ،  گروه درمانی ، خانواده درمانی  و ... اگر لازم باشد بهتر است انجام شود.

11- شروع به كار ، فراهم نمودن كاری مناسب ، و بازگشت سریع فرد به كار قبلی در درمان بسیار مؤثر است .

12- فعالیت های ورزشی روزانه و منظم یكی از ضروریات درمان است.

13- در حال حاضر پیشرفته ترین ، سریعترین و بهترین روش ترك اعتیاد ، روش سم زدایی  U.R.O.D می باشد كه بهتر است با بستری شدن در بیمارستان صورت پذیرد .

به این امید كه شاهد روزی باشیم  كه اعتیاد به مواد مخدر و یا هرگونه اعتیاد دیگری در كشور عزیزمان ریشه كن گردد.

                                                                                                           سایت تبیان
[ چهارشنبه دهم تیر 1388 ] [ 13:37 ] [ س -ع ] [ ]

خداوندا برای همه چیز سپاسگذارم

برای افکار زیبا

برای داشتن همه چیز

برای ارزوهایی که داشتم و تو بی منت به من دادی

خداونداکمکم کن تا هرگز فراموش نکنم کی بودم و کی شدم و کی خواهم بود

الهی در رسیدن به اهدافم هرگز خودم را به خودم وامگذار

معبودا کمکم کن تا هیچ کاری را بدون رضای تو انجام ندهم

((امین یا رب العالمین))


[ پنجشنبه چهارم تیر 1388 ] [ 12:17 ] [ س -ع ] [ ]
 

 

همکاران ودوستان ارجمند

با عرض ادب واحترام حضور شما اینک پس از قریب به یک سال از نوشتن این وبلاگ می گذرد باتوجه به

مشغله های کاری از حضور عزیزان مرخص می شوم وبا ابراز مسرت از یافتن دوستانی فراوان

ویارانی همیشگی  برخود لازم می دانم از همه بزرگواری ها  مهربانی وحمایت های یکا یک  شماعزیزان 

سپاسگزاری نمایم   وبر خود فرض می دانم ضمن سپاسگزاری وخدا حافظی واز همه دوستانی که در این

مدت مرا یاری نمودند ومشوق راهم بودند به خاطر هر گونه قصور وکوتاهی در طول خدمتگزاری پوزش

وحلالیت بطلبم

 در پایان سلامتی وسربلندی یکایک شما عزیزان را از درگاه ایزد منان خواستارم

 

 

[ سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388 ] [ 12:31 ] [ س -ع ] [ ]

مقدمه

  • آیا تاکنون از خود پرسیده‌اید که چرا از امتحان می‌ترسید؟
  • آیا تابحال به صورت عمیق به این موضوع فکر کرده‌اید که چه عواملی در ترس و اضطراب نسبت به امتحان مؤثر بوده‌اند؟
  • آیا در زندگی تحصیلی راههایی برای کاهش این نوع اضطراب یافته‌اید؟
بدون تردید ترس از امتحان بین دانش آموزان و دانشجویان تقریبا همه گیر و رایج است و می‌توان گفت مهمترین علت این موضوع ، نتیجه‌ای است که از امتحان بدست می‌آید. نتیجه‌ای که مدرک قبولی یا مردودی محسوب گردیده و باعث ارتقاء ، تهدید ، تشویق و یا تنبیه می‌گردد. گاهی اوقات این نتیجه می‌تواند سرنوشت را نیز رقم زند. به همین علت هر چه نتیجه ، حساسیت و اهمیت بیشتری داشته باشد، به همان نسبت می‌تواند اضطراب و ترس از امتحان گردد، که برخی از آنها عبارتند از:

  1. ترس از فراموش کردن مطالب خوانده شده.
  2. سختگیری مدرسین در طی سال تحصیلی.
  3. انتظار بیش از حد والدین.
  4. عدم وجود خود باوری در فرد.
  5. نامشخص بودن سؤالات.
اکنون که برخی از عوامل ایجاد کننده ترس از امتحان مشخص شدند، لازم است عوامل کاهش دهنده این نوع ترس را نیز بدانیم. در خصوص روشهای کاهش ترس از امتحان نظرات مختلفی وجود دارد که مهمترین آنها به شرح زیر می‌باشند:

ایجاد محیطی آرام و به دور از تشنج

علاوه بر تلاش والدین برای ایجاد چنین محیطی برای مطالعه فرزندان ، فرزندان نیز بایستی کوشش نمایند.

تنظیم برنامه خواب و استراحت

برخی با این تصور که هنگام امتحانات برای مطالعه بیشتر اصلا نباید خوابید و یا خیلی کم خوابید ، خود باعث خستگی ذهنی و در نتیجه فراموشی بیشتر در مطالب خوانده شده می‌گردند. کاهش زمان خواب در حد متعادل مطلوب است، اما افراط در آن هرگز مفید نخواهد بود.

پرهیز از کاهش تغذیه

افراط و تفریط در تغذیه اثرات نامطلوبی در بر خواهد داشت. بایستی با خواب و استراحت کافی و نیز تغذیه مناسب ، از لحاظ روحی و جسمی ، خود را آماده امتحان کرد.

آماده شدن برای امتحان

داشتن برنامه ریزی صحیح جهت مطالعه در طول سال تحصیلی و رعایت روشهای صحیح مطالعه.


  1. مطالب درسی را بتدریج و در طول زمان مرور کنید، نه اینکه در آخرین دقایق قبل از امتحان به مطالعه فشرده بپردازید.
  2. از یادداشتهای خود ، یادداشتهای فشرده‌ای بردارید، تا بازسازی ذهنی ، رمز گردانی و مرور مطالب برایتان مفید واقع شود.
  3. سعی کنید به نوع آزمون پی ببرید، تا بتوانید مطالعه خود را متناسب با آن پیش ببرید.

پرهیز از فشرده خوانی

فشرده خوانی با مرور کردن مطالب متفاوت است. فشرده خوانی متضمن کوششی است برای یادگیری مطالب تازه بلافاصله قبل از شروع امتحان. و یا به عبارتی آخرین کوششهای شخص در آخرین لحظات قبل از امتحان.

تأکید بیشتر بر مطالبی که انتظار دارید جزء سؤالات امتحانی باشد.

می‌توانید محدوده سؤالاتی را که در امتحان مطرح خواهد شد، حدس زده و بیشتر به آنها پرداخته شود. برای این منظور سؤالات امتحانی سالهای گذشته کمک خواهند کرد. همچنین توجه به مطالب و موضوعاتی که استاد و یا معلم در کلاس درس بیشتر روی آنها تکیه می‌کند.

شرکت در جلسات آخر درس

حتما در جلسات آخر درس پیش از امتحان در کلاس شرکت کنید. زیرا اغلب ، مطالب مهمی را احتمال بیشتری در طرح سؤالات دارند، در جلسات آخر مرور و توضیح داده می‌شوند.

پرهیز از اضطرابهای متفرقه

مثلا شب امتحان مسابقات فوتبال را دنبال نکنید. اگر امتحان قبلی رضایت بخش نبوده است، به آن نیندیشید و تحلیل امتحان قبلی را به فرصت مناسب خودش موکول کنید.

داشتن تصور ذهنی مثبت از خود

بجای پرداختن به جنبه‌های منفی ، همواره یک تصویرز ذهنی مثبت از خودتان داشته باشید و پس از تلاش کافی جهت مطالعه مطالب به موفقیت خود امیدوار باشید.


حال که برخی از عوامل کاهش ترس از امتحان مطرح شدند، بایستی مواردی را در جریان امتحانات و هنگام پاسخگویی به سؤالات مد نظرمان باشد، که رعایت این موارد می‌تواند در موفقیت بیشتر و کاهش اضطراب نسبت به امتحان مؤثر باشد. برخی از این موارد عبارتند از:


  • به موقع و سر وقت به جلسه امتحان بروید و پیش از آغاز امتحان با خاطری آسوده در جای خود مستقر شوید.

  • کلیه وسایل و ابزارهایی که در امتحان مورد نیاز است همراه خود به جلسه ببرید.

  • دستورالعملها را با دقت بخوانید و اگر دستورات شفاهی است، با توجه و التفات کامل به آن گوش دهید و عینا همان کاری را که از شما می‌خواهند انجام دهید. در مورد سؤالات تستی ، اگر نمره منفی داشته باشند، حدس زدن کار عاقلانه‌ای نیست.

  • به زمان بندی سؤالات دقت کنید، تا با مشکل کمبود وقت مواجه نشوید.

  • اگر زودتر از زمان تعیین شده سؤالات را پاسخ دادید، عجله نکنید و مجددا مروری داشته باشید.

  • خود را برای پاسخ گویی به هر گونه سؤالی آماده سازید، اما نه با این برداشت که باید صد درصد سؤالات را جواب دهید. برای پاسخگویی به سؤالات به طرح چهار مرحله‌ای زیر دقت کنید:

  1. ورقه سؤالات را نسبتا با سرعت بخوانید و به تمام سؤالات که پاسخ آنها برایتان روشن است جواب بدهید. برای این مرحله حداقل نیمی از وقت امتحان را در نظر بگیرید.

  2. دوباره ورقه را بخوانید و به تمام سؤالات که تا آن موقع پاسخشان به یادتان آمده است پاسخ دهید.
  3. در نوبت سوم باید به تمام سؤالاتی که باقی مانده پاسخ دهید.
  4. در نوبت چهارم یکبار دیگر نیز کنترل کرده و ببینید که آیا سؤالات را همانگونه که می‌خواستیم پاسخ داده‌ایم.
  • برای پاسخ گویی به آزمون تشریحی پیشنهاد می‌شود، موضوع را بطور کامل یاد گرفته و پرسش را به دقت بخوانید. و قبل از اینکه شروع به نوشتن کنید، پاسخ خود را سازمان بندی کنید.

  • برای پاسخگویی به آزمون تستی پیشنهاد می‌شود:

  1. سؤالات ساده را جواب داده و از سختها بگذرید.
  2. وقتی به سؤالات نیمه مشکل رسیدید، مقابل آن علامت (+) (در پاسخ نامه) به معنای قابل حل و در مقابل سوالات مشکل علامت (-) به معنای غیر قابل حل بگذارید.

  3. وقتی تمام سؤالات در یک درس خاص را پاسخ دادید، به سراغ سؤالاتی بروید که جلوی آنها علامت (+) گذاشته‌اید و سپس به سؤالاتی که علامت (-) دارند، پرداخته شود.

 

      شبکه ملی مدارس (سایت رشد )                          

[ سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388 ] [ 7:52 ] [ س -ع ] [ ]
 

اگر پیش آمده كه اسم شخصی را فراموش كرده باشید، اگر نام فیلمی را كه هفته گذشته تماشا كردید از یاد برده اید، اگر احساس می كنید كه زیاد این جمله را به زبان می آورید: «آخ، یادم رفته!»؛ نترسید كه مبادا آلزایمر گرفته باشید. راه حل مشكل شما ساده است؛ شما نیاز به تقویت حافظه خود دارید.

حالا جدا از نوع تغذیه و راه های مختلفی كه برای این كار توصیه می شوند، چند تمرین جالب برایتان داریم كه می تواند كمی به تقویت حافظه تان كمك كند.

در زمان زنگ تفریح كار یا كلاس، به جای نشستن و خوراكی خوردن، از جای خود بلند شوید كمی قدم بزنید و هوای تازه استنشاق كنید.

1 - چشم ها را ببندید. از توی كیف دسته كلید خود را بردارید. حالا بدون این كه چشم ها را باز كنید سعی كنید كلید را داخل قفل قرار دهید و در را باز كنید.

2 - با هر دستی كه عادت به مسواك زدن دارید، از امشب با آن یكی دست مسواك بزنید. مثلاً اگر با دست راست مسواك می زنید، از امشب مسواك را با دست چپ بگیرید.

3 - برای شانه زدن نیز همان تمرینی را كه برای مسواك زدن گفتیم انجام دهید.

4 - اگر همیشه عادت به یك دوش گرفتن ساده دارید، از این پس یك حمام كردن درست و حسابی را تجربه كنید.

5 - اگر هر روز با ماشین سرِ كار می روید از فردا پیاده عازم محل كار خود شوید.

6 - به روی میز تحریر خود نگاهی بیندازید، حالا جای همه چیز را عوض كنید. مثلاً جامدادی را به جای تراش رومیزی بگذارید.

7 - اگر سوار آسانسور می شوید، چشم ها ببندید و سعی كنید دكمه طبقه مدنظر خود را فشار دهید. البته قبل از فشار دادن چشم هایتان را باز کنید تا اشتباهاً به طبقه دیگری نروید.

8 - در زمان زنگ تفریح كار یا كلاس، به جای نشستن و خوراكی خوردن، از جای خود بلند شوید كمی قدم بزنید و هوای تازه استنشاق كنید.

9 - اگر روی میز تحریرتان عكس یا ساعت رومیزی دارید، آنها را وارونه بگذارید.

10 - سعی كنید به جای نگاه كردن به غذا، از بو یا مزه آن پی ببرید كه درون بشقابتان چه غذایی وجود دارد.

11 - سرگرمی تازه ای برای خود انتخاب كنید.

12 - اگر می توانید به ماهیگیری بروید.

13 - باغبانی  را هم به شما پیشنهاد می كنیم تا حافظه خود را تقویت كنید.

منبع: تیبان

[ سه شنبه یکم اردیبهشت 1388 ] [ 12:20 ] [ س -ع ] [ ]

مثبت اندیشی و شیوه های افزایش ارتباط با دیگران

امروزه ما در دنیایی زندگی می کنیم که ناگزیرازارتباط وبرخورد با دیگران هستیم آنچه مسلم است که هیچ کس قادر نیست بدون کمک ومساعدت وارتباط با دیگران ، نیازهای معمولی خود را برطرف سازد .حال سئوالی که اینجا مطرح می شود این است که چگونه باید با دیگران ارتباط برقرار کنیم وجهت افزایش این ارتباط چه کارهایی باید انجام دهیم یا اینکه چه کارهایی نباید انجام دهیم.در معاشرت باید با روی گشاده ونرمی ومهربانی با همه رفتار نمود وتند خویی با هرکس که باشد بد است .اگر خود را در سطح دیگران قرار دهیم واز زبان آنها برای انتقال نقطه نظرهای خود استفاده کنیم ،اغلب به نتیجه دلخواه می رسیم وبا دیگران در سطح خود آنها ظاهر شدن همان برقراری ارتباط موثرمی باشد .بعضی ها گمان می کند که ارتباط فقط شامل حرف زدن ،نوشتن ویا بحث کردن است ، اینها از عناصر مهم ارتباطی هستند ولی در واقع ارتباط را رفتاری می گوییم که پیامی در خود دارد که توسط طرف مقابل ما درک می شود، خواه شفاهی باشد یا غیر شفاهی ،آگاهانه یا ناآگاهانه ، عمدی و…. ولی اگر ادراک شود ،جنبه پیام ارتباطی پیدامی کندوهمین عدم درک پیام رابطه رامختل،معشوق ونارسامی سازد. ارتباطات عامل ومنشا بسیاری از شادیها وغصه ها و رنجها زندگی است ، زندگی شاد ، زندگی سرشار از دوستی است . روشن است که با افراد متفاوت ، رفتارهای متفاوتی خواهیم داشت تاکید بر خصوصیات مشترک ارتباط را موثر می کند ، ما انسانها با یکدیگر مشترکات فراوان داریم ،با کمی تمرین می توان خود را همراه دیگران بیابیم و با آنها دوست وهم رای شویم.

شیوه های افزایش ارتباط خود با دیگران

۱)صریح وصادق بودن:

سعی کنیم در روابط خود با دیگران صریح وصادق باشیم ، در گفته های خود صریح وصمیمی باشیم واز هر نوع ابهامی اجتناب کنیم ، چون اگر منظور خود را با صراحت بیان نکنیم طرف مقابل ما به اشتباه می افتد وبه حدس وگمان متوسل می شود واز واقعیت دور می گردد.

۲) احساسات خود را بیان کردن:

بااحساس خود روراست باشیم ، سعی کنیم مشکلات زندگی واحساساتی که داریم،باهمسر وشریک وباطرف مقابل خوددر میان بگذاریم .حتی اگر گمان کنیم که باعث ناراحتی آنها میشود اگر می خواهیم با طرف مقابل خود ارتباطی معقول ومنطقی بر پایه تفاهم داشته باشیم ، بهترین روش روراست بودن است واحساس خود را باوی در میان گذاشتن است .اگر مشکلی را حل نشده باقی بگذاریم ویا موضوعی را که مداقه وگفتگو در باره آن الزامی است به میان نکشیم ، مثل این است که دمل چرکین ودردناکی را سرجایش گذاشته وبه حال خود رها کرده باشیم .

۳) زمینه مشترک ونکات مشابه را یافتن :

درجست وجوی زمینه های مشترک باشیم، سعی کنیم در ارتباطمان بیشتر ا نکات مشترک ومشابه را بیابیم . اهداف ونیازها ونگرانیها را از نظر او نگاه کنیم وبرای اینکه شرایط طرف مقابل را درک کنیم باید اموراو را از دید ونظر او ببینیم وبا پرس وجو ، از اموری که نگرانی او باعث شده ، متوجه گردیم ،همین نکات مشترک زمینه های مساعدی هستند که شالوده همدلی ووحدت وتفاهم را برروی آن می توان بنا کرد ، عبارتی مثل : ((من وتو هردو همین را می خواهیم ))را می توان بیان نمود.

۴) همدلی وهمدردی کردن:

سعی کنیم با شخص احساس مشترک داشته باشیم . شادی وغم خود به حساب آوریم وموقعی که او احساس غم می کند ما نیز با او همدرد وهم غم شویم وبالعکس مساعی ما این باشد که سیستم حسی فردارتباط برقرار کنیم .

۵) شنونده خوبی بودن:

شنونده خوبی باشیم وگوش کردن را یاد بگیریم .گوش کردن به سخن وکلام دیگری موجب می شود تا او در نهایت آرامش خیال ، به طور واقع ، منویات قلبی واحساسات خود را با ما در میان بگذارد وبرایمان احترام قائل شود وآماده شنیدن نظرات ما شود.

۶) سیستم روحی افراد را شناختن وتقلید از آنها:

برای این کار باید به دقت به افراد چشم بدوزیم وبه سخنان آنها به دقت گوش فرا دهیم وببینیم غالبا" از چه نوع کلماتی استفاده می کنند آنگاه با استفاده از همان نوع کلمات ، تقلید از لحن صدا،حالات وحرکات چشم ها به گونه ای با آنها نحوه فکر وعملکرد ذهنی شان مطابق باشد.

۷) شخصیت افراد در نظر گرفتن:

باید ببینیم طرف مقابل ما چه شخصیتی دارد ، برون گراست یا درون گرا ، برای صمیمیت با درون گرایان باید ببینیم چه ایده ها وارزشهای برای آنها اهمیت دارد و آنگاه بکوشیم تا با توجه به چارچوبهای ذهنی شان با آنها رفتار کنیم وصحبت کنیم وبالعکس ، برای همدلی با برون گرایان به آنها نشان دهیم که آنچه می گویند وعمل می کنند با اندیشه ورفتار مردم هماهنگ است.

۸) تقویت نمودن عزت نفس :

برای تقویت عزت نفس خودباید با تعمق در ژرفای وجود از دنیای پیچیده درون خود آگاه شویم ، به کاستی هایمان پی ببریم ، جهت گیری هایمان را در قبال رویدادهای مردم وشرایط گوناگون بشناسیم وبه فکر اصلاحشان باشیم وبا کمک حرمت نفس وارزشی که برای خودمان قائل هستیم حق انتخابمان چندبرابرمیشود وارتباطمان با دیگران به نحو چشمگیری بهبود می یابد .

۹) محترم شمردن احساس طرف مقابل :

همواره رفتاری احترام آمیزداشته باشیم واحساس طرف مقابلمان رامحترم بشماریم،کوچک کردن همدیگر،به خصوص درحضور دیگران درمناسبات وروابط ،اثرتخریبی دارد،رفتار توام باظرافت وملایمت نه فقط شامل رفتار مودبانه می شود،بلکه صفا وصداقت واقعی واعتمادکامل نیز در بردارد.

۱۰) سکوت نمودن :

سکوت پیامی اعجاز گر در امر ارتباط است ویکی از جنبه های مهم ارتباط است ، مشروط بر اینکه حاوی پیامی باشد، سکوت می تواند در مناسبات انسان عشق ورضایت وخشنودی وتفاهم دوگانه واحساسها را منتقل سازد.

۱۱) عدم افراط در موعظه:

منظورمان را به صورت سخنرانی ونصیحت خشک تو خالی بیان نکنیم . موعظه می تواند جنبه افراطی ومخرب درروابط داشته باشدومابایدسعی کنیم حداعتدال رانگاه داریم وبرای سخنانمان ارزش قائل شویم وجایی که ازمانظرمی خواهند ، نظر بدهیم .

۱۲) وقت وموفقیت شناس بودن :

یادبگیریم که چه وقت شوخی وچه وقت جدی باشی،هیچگاه طرف مقابلمان رادست نیدازیم ،ازگفتن جملات وکلماتی که باراخلاقی وفرهنگی مناسبی ندارنددربیان منظورمان ، خوداری نماییم ،شوخی کردن بایدباتوجه به موقعیت وزمان خاصی باشد .

۱۳) مخالفت نمودن به شیوه مناسب :

یاد بگیریم که چگونه بدون بحث وجدلهای مخرب ، مخالفت خود را نشان دهیم ، جرو بحثها غالبا" بابلند کردن صدا ، دادوفریاد ، خشم وغضب ، همراه است . بحث وجدلها تا حدود زیادی تحت تاثیر گرایشات وخلق وخوی افراد درگیر مباحثه قرار می گیرد .اکثریت مردم فاقد روحیه خود پسندانه افراطی هستند ، به این علت با تسلطی که بر نفس خود دارند می توانند از درگیری واهانت خود داری کنند .کسی که می خواهد شمارا خشمگین کندتاازکوره در برویدبهترین راه مقابله باآن برگزیدن روشن سازنده به جای عکس العمل وروش مخرب ومنفی است که اوبه آن توسل جسته است .

۱۴) یکی بودن قول وعمل :

سعی کنیم قول وعملمان یکی باشد .هنگامی که خودمان برای گفته های خود ارزش قایل نیستیم ، چه انتظاری می توان داشت که دیگران قولها وسخنان ما را محترم بشمارند .هنگامی که ما قول می دهیم کاری را انجام دهیم سعی کنیم آن را به مرحله عمل برسانیم واگر ناتوان در انجام آن هستیم هرگز خود مکلف به وعده ای که از عهده آن بر نمی آییم ، نکنیم روراست وصادقانه بگوییم نمی توانیم .پس برای اینکه دیگران را به خوبی درک کنیم باید بتوانیم اطلاعات را به خوبی از آنها کسب کنیم واین امر منوط به توانایی ما در دقیق گوش کردن ، دقت نظر ، همدلی ، طرح سئوالات مفید وسودمند واحترام متقابل است . احترام با سیستم حسی فرد دیگر ، مشاهده همه چیز از نگاه او وسر در آوردن از نیازها وعلایقش به ما کمک می کند که اطلاعات را به نحوی دریافت کنیم که به سهولت قایل فهم وهضم باشد . دو عامل اساسی ارتباط ، همان درک شدن ودرک کردن است . زندگی یک مسابقه صرف نیست،می توانیدبا اشخاص به گونه ای رفتار کنید که هرکس خودرا یک برنده در نظر بگیرد واحساس پیروزی کند. شرایط پیروز شدن یکی وباختن دیگری هرگز به نفع کل نیست. همگام شدن نه تنها روی دیگران ، بلکه روی ما نیز تاثیر قابل ملاحظه ای بر جای می گذارد .وقتی با دیگران همگام می شویم در واقع به دورن آنها می رویم ودر ذهن آنهاجا می گیریم ودر ارتباطمان باید سعی مان در افزایش وارتفاء بیش ازبیش این رفتارهاباشدودرنتیجه تجربه ای از آنها پیدا کنیم.همگام شدن موثربه ماامکان می دهد با دیگران برخورد همدلانه وبه یاد ماندنی داشته باش
[ چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388 ] [ 11:49 ] [ س -ع ] [ ]
خودباوری

بسیاری از ما ضرب المثل «خواستن توانستن است» را شنیده ایم. اما آیا فقط خواستن موجب توانستن می شود یا در كنار این هدف باید توانایی، شناخت و عوامل دیگری نیز باشد؟
بدون شك خواستن شاخصه هایی دارد كه هر جوانی در صورت رعایت آن، می تواند به اهداف مورد نظر خود دست یابد. موفقیت در كنكور، پیروزی در عرصه های ورزشی، ازدواج موفق، رسیدن به شغل مناسب و... تنها در سایه خودباوری، اعتماد به نفس و تلاش مجدانه قابل تحقق است و هرگاه «توانستن» موجود شد می توان «بودن» را حس كرد.


● خودباوری

خودباوری را می توان از ابعاد مختلف مورد بررسی قرارداد و با رویكردهای متفاوت تعریف كرد. اما شاید صحیح ترین تعریف از منظر روانشناختی باشد. براین اساس خودباوری عبارت است از: «باور داشتن داشته های روانی و جسمانی خود و استفاده از آن ها در راه بهینه و در جهت شكوفایی استعدادها و توانایی های فردی و اجتماعی.
روانشناسان شناخت گرا نیز دیدگاه جالبی در این خصوص دارند. آن ها معتقدند كه از افكار سالم، احساس سالم متولد می شود و از احساس سالم، رفتارهای سالم نمایان می گردد. بنابراین خودباوری یك مقوله شناختی است و تا زمانی كه نوجوان یا جوان به شناخت منطقی از خود نرسد نمی تواند ادعا كند كه به خودباوری رسیده است.
از سویی نباید فراموش كرد كه خودباوری با خودخواهی و یا خودشیفتگی متفاوت است.
در خودخواهی شاید هیچ باوری به صورت منطقی وجود نداشته باشد. فرد خودخواه فقط خود را می بیند و می خواهد. بنابراین همیشه تنهاست اما انسان خودباور با دیگران است و باورهای او با كمك و همكاری دیگران متجلی می شود.


● انسان خودباور

افراد خودباور، اهداف خود را مشخص و از زمان و مكانی كه در آن قرار دارند، خوب استفاده می كنند و آن ها معتقدند كه هم خدای متعال و هم قوانین طبیعت دست به دست هم داده اند تا انسان موفق شود.
یك جوان خودباور دارای سعه صدر و صبوری است. آینده را روشن می بیند و در راه رسیدن به هدف از هیچ تلاشی فروگذار نمی كند. بنابراین در زندگی فردی و اجتماعی، خودباوری تلاشی است كه با یك ایمان قلبی و امیدواری به آینده همراه است. انسان همان چیزی است كه باور دارد و نوع نگرش او به خود و دیگران و چگونگی برخورد با محیط و تفسیر حوادث پیرامونی و نتیجه گرفتن از آن ها میزان خودباوری را نشان می دهد

برای ایجاد «خودباوری» :

۱) هیچ انسانی شبیه دیگری نیست:

هیچ كدام از انسان ها در طول تاریخ شبیه هم نبوده و نخواهند بود و به خود بگوید«هیچ كس شبیه من نیست، من آن چه را كه هستم دوست دارم و احساس خوبی نسبت به خودم دارم.»

۲) محدودیت ها و توانمندی های خود را بپذیرید:

نقاط ضعف خود را بدون نگرانی و ناراحتی بپذیرید و از آن ها احساس گناه و شرمساری نكنید. چون هیچ فردی نمی تواند انسانی كامل و به همه چیز دانا و به همه كاری توانا باشد و با آگاهی و پذیرش نقاط مثبت و ضعف خود احساس رضایت و خشنودی می كند.

3) اعتماد به نفس داشته باشیم :

اگر همیشه به خود بگوییم: «نمی توانم برای مردم و جامعه مفید باشیم، اگر امسال در كنكور قبول نشوم، آینده ام چه خواهد شد، اگر... و...» و اگر كاسه چه كنم چه كنم به دست گرفتیم، بدانیم كه اعتماد به نفس ما ضعیف است.
یك تعریف روانشناسانه از اعتماد به نفس می گوید: «خود پنداره ای كه فرد را نسبت به انجام كاری توانمند می سازد!»
در واقع در تشریح نقش خودپنداره می توان گفت: «معمولاً هر فردی در درون خود احساسی دارد كه با آن توان انجام كار را در خود می آزماید. این احساس از خودپنداره افراد نشأت می گیرد. اگر خودپنداره فرد ضعیف و تصویری كه از خود و توانایی اش دارد، كمرنگ باشد، اعتماد به نفس ضعیفی در او وجود خواهد داشت و اگر این احساس قوی باشد، اعتماد به نفس او قوی خواهد بود.
اگر فردی خودپنداره قوی داشته باشد، در مواجهه با انجام كار دچار تردید نخواهد شد.


4) مفید باشید :

شما یك فرد پرشور و سرشار از توانستن و یك جوان مملو از استعداد و انرژی برای انجام كارهایی كه قادر به تحقق آن ها هستید، می باشید.
اگر به این باور رسیدید و این تفكر مبتنی بر شناخت صحیح از خویشتن واقعی شما باشد بدانید كه از اعتماد به نفس بالایی برخوردار هستید.
اما مهم ترین راه برای تقویت اعتماد به نفس(خودباوری)، تقویت خویشتن است، یعنی تقویت خودپنداره ای كه شما در درون خود دارید و اصلاح تصور از فردیت خود و توانمند ساختن خویشتن! خوب است بدانید كه تمام افراد موفق سرشار از خویشتن آگاهانه هستند.
بی تردید شما یك ابرقهرمان نیستید اما در دورانی از زندگی به سر می برید كه در سایه برخورداری از اعتماد به نفس قوی، خودباوری واقعی و تلاش پیگیر، می توانید كارهای مفید بسیاری برای خود و دیگران انجام دهید و روند خواستن، توانستن و شدن را به خوبی طی كنید.

[ سه شنبه هجدهم فروردین 1388 ] [ 8:10 ] [ س -ع ] [ ]
وبلاگ "مشاوره" امروز شنبه ۸/۱/۸۸ یکساله شد

در طول یکسال گذشته علیرغم تمام مشغله های کاری وفکری موجود تلاش نمودم مطالبی علمی وسودمند را در اختیار بازدید کنندگان قرار دهم که امیدوارم این تلاش اندک مفید و مورد قبول واقع شده باشد.

از تمامی دوستانی که با مطالعه مطالب و ارائه نظرات سودمندشان موجبات دلگرمی و امید به ادامه راه را فراهم نمودند صمیمانه تشکر می نمایم

[ شنبه هشتم فروردین 1388 ] [ 7:2 ] [ س -ع ] [ ]

از همین لحظه سعی کنید با هر کس که ملاقات ودیدار دارید-دوست یا دشمن ، اقوام یا غریبه- طوری رفتار کنید که انگار دیگر هرگز اورا نمی بینید .یا مرگ انسان را در آغوش می کشد یا برای همیشه از هم جدا می شوید. قدر همان لحظه را بدانید ومهربانی خودتان را نثارش کنید وهرگز به بدی های او نگاه نکنید. عینک خودرا با دید روشن وتفکر مثبت تنظیم نمایید.  از سرزنش واقعا بپرهیزید، زیرا ممکن است آنها دل شکسته شوند وشما متوجه نشوید.به قول معروف ، می گویند برای به دست آوردن دلی ، صدها ساعت وقت لازم است ، ولی برای شکستن آن ، یک لحظه ! هیچ گاه همنوع خود را تحقیر نکنید. در هر مقامی هستید ، باشید؛ انسان هرچه باشد، انسان است. فردای قیامت دیگر کسی القاب ، مدارک، پُست و درجه نخواهد شناخت ؛ فقط پرهیزگاری و بس ! چه بسا تحقیر یک انسان او را آزرده خاطر کند. یقیناً شما هرگز برتر از او نیستیدو این برتری را خودتان درجه بندی کرده اید. درجه بندی های طبیعت با درجه بندی های شما فرق دارد. اگر کاری می کنید ، هرگز از دیگران انتظار و توقّع نداشته باشید و آرزو کنید از کاری که برای دیگران انجام می دهید ، تشکّر نشود، چون ارزش کارتان پایین می آید . بگذارید فقط خدا ببیند ؛ چرا که او باید به کار شما پاداش دهد . در کمک به همنوعان خود سبقت بگیرید. بهترین ها را برای دیگران بخواهید و بر دستان خود بوسه بزنید و بدانید همیشه دستانی که در راه خدمت به مردم هستند، مانند دستانی که در حال دعا هستند ، زیباتند.یکی از زیباترین ارمغان های خداوند به انسان ها این است که در خدمت بندگان دیگر خدا باشید . باید توجّه داشت که هر آنچه اکنون در اختیار ماست ، به یک آه بند است و خداوند می تواند در یک لحظه مال و جان ما را بگیرد؛پس به پاس تشکّرازخداوند بزرگ ، دست همنوعان  خودرا بگیریم که لذّتی بالاتراز لذّت خدمت به همنوع نیست.

 همه روز ، روزه بودن ، همه شب نماز کردن          همه ساله حج نمودن ، سفر حجاز کردن

ز مدینه تا  به  کعبه  ،  سر و پا  برهنه رفتن           دو لب از برای لَبّیک به وظیفه  باز کردن

به  مساجد  و  معابد  همه  اعتکاف  جستن             ز  ملاهی  و مناهی  همه  احتراز   کردن

شب  جمعه ها  نخفتن  ، به خدای راز گفتن             ز  وجود  بی  نیازش   طلب  نیاز  کردن

به خدا که هیچ کس را  ثمر آن  قَدر  نباشد             که به رویِ نا امیدی ، در بسته باز کردن

در آسمان زیبای دنیای شخصی خود ، اگر با کمی دقّت نگاه کنید ، می توانید ستاره ی درخشنده یی چون زیبا دوستی ، عشق به خود ، کمک به همنوعان ، صفا و صمیمیت، رفاقت و همدلی را مشاهده کنید و به دنبال آن باشید تا هوای و جود خود را صاف و زلال ببینید . بر شاخه های تفکّر مثبت شما ، هرگز نباید غیبت ، کینه ، بخل ، حسد و دشمنی شکوفه کند . با آنها مبارزه کنید ، که این خصایص در وجود منفی گرا ها جای دارند . اینان به دلیل تفکّرات منفی ، غیبت دیگران را می کنند ، حسادت می کنندو همیشه روح و روان آنها ساییده می شود . مطمئن باشید ، خدا هیچ چیز را بد نیافریده است . در نهایت ، انسانی کامل ، صادق ، با ایمان ، خوش برخورد ، خوشرفتار ، متواضع وفروتن باشید و این گونه در های بهشت را به روی خود باز کنید و تفکّر مثبت ، امید داشته باشید که بهشتی هستید !         

 

منبع:مثبت درمانی

 

[ سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387 ] [ 11:22 ] [ س -ع ] [ ]

خانواده و كودك كم تواني ذهني

 

مقدمه

عقب‌ماندگي ذهني را نمي‌توان بصورت يك پديده مطلق تعريف كرد بلكه بايد به عنوان پديده‌اي چند بعدي كه وجوه مختلف آن به فيزيولوژي،روانشناسي،پزشكي،تعليم و تربيت و جامعه‌شناسي مربوط مي‌گردد مورد بررسي قرار داد. . حدود 3%جمعيت يك جامعه را كم‌توانان ذهني تشكيل مي‌دهند .چون خانواده اين بنيادي‌ترين واحد اجتماع اولين عضو در گير در گروه است وبهداشت رواني اين هسته اجتماعي همواره مورد توجه و اهميت قرار داشته است لذا اين امرجامعه را ملزم مي‌دارد تا  كم‌توان ذهني را بعنوان يك معضل اجتماعي و نه فردي مورد توجه، بررسي و حمايت   قرار دهد .

آنجه در اين مقاله مورد نظر است شناخت  كودكان كم‌توان ذهني وسطح تواناييهاي آنها در گروههاي مختلف و نيز بررسي بهداشت رواني خانواده هاي آنان و آشنايي با واكنشهاي رايج والدين در مواجه با معلوليت ذهني فرزندشان ، مي‌باشد.

 

تعريف و طبقه بندي كودكان كم‌توان ذهني

 

علايم باليني نظير، تاخير در راه رفتن ، تاخير در حرف زدن ، عدم استقرار و سكون ، عدم توانايي در انجام امور در حد سن خود و مانند آن ، زنگهاي خطري هستند كه مي‌توانند پيش‌آگهي كم‌تواني ذهني به حساب آيند.

طبق تعريف انجمن عقب‌ماندگي ذهني آمريكا (:(AAMD

" عقب‌ماندگي ذهني مربوط مي‌شودبه كنش عمومي هوش كه به طورمعني‌دار يا قابل ملاحظه‌اي كمتر از حد متوسط عمل كرده و با نقايصي دررفتار سازشي توام بوده و در دوران رشد پديدار شده است".

براي تسهيل در شناخت توانايي كودكان كم‌توان ذهني و به منظور ارائه خدمات آموزشي و توانبخشي، آنان را به سه گروه تقسيم كرده‌اند :

-كم‌توان ذهني آموزش‌پذير:

اين افراد داراي هوشبهر۵۴تا۶۹بوده و حدود 70 تا 80 درصد جمعيت كم‌توانان ذهني را تشكيل مي‌دهند. به دليل آنكه شناسايي و تشخيص اين كودكان در سنين پايين مشكل است معمولاآنها در سنين مدرسه شناسايي مي‌شوند.كودكان كم‌توان ذهني آموزش‌پذير از لحاظ يادگيري مطالب درسي نسبت به كودكان همسن خود به نحو بارزي عقب هستند و در مهارتهاي تحصيلي مي‌توانند  درطول تمام سالهاي تحصيلي حداكثر تا كلاسهاي سوم- چهارم-پنجم ابتدايي پيشرفت داشته باشند.لذا اصطلاح آموزش‌پذير به حداقل آموزش‌پذيري در زمينه‌هاي درسي؛مهارتهاي اجتماعي و شغلي اطلاق مي‌گردد(افروز؛1370).اين افراد در هر سني كه باشند از لحاظ هوش و سايرقواي ذهني ؛ در حد كودكان 8 تا 10 ساله باقي  مي‌مانند.

-كم‌توان ذهني تربيت‌پذير:

اين گروه داراي هوشبهر 50-25 ميباشند و حدود 10 تا 20 درصد كل كم‌توانان ذهني را تشكيل مي‌دهند.كودكان كم‌توان ذهني تربيت ‌پذير به خلاف گروه آموزش‌پذيربه خاطر مشخصات كلينيكي و جسماني از دوران نوزادي و طفوليت قابل شناسايي و ازهمان ابتدا درراه‌رفتن ، حرف‌زدن ، مهارتهاي خودياري به طور قابل ملاحظه‌اي دچار كندي و ضعف هستند.به طور كلي هدفهاي تربيتي آنان در جهت رسيدن به خودياري و خودكفايي در زمينه‌هاي فردي و اجتماعي است.اين گروه ازافراد درهر سني كه باشند درحدود تواناييهاي ذهني كودكان 6 تا 7 ساله باقي  مي‌مانند.

-كم‌توان ذهني حمايتي:

بهره هوشي اين دسته از كم‌توانان ذهني زير25 مي باشد وحدود 3 تا 5 درصد كل كم‌توانان ذهني را تشكيل مي‌دهند و اصطلاحا آنان را "ايزوله" يا "پناهگاهي" مي‌نامند.هيچگونه آموزش و تربيتي در مورد آنان نتيجه بخش نبوده و نياز فوق‌العاده به كمك مستمر در انجام كارهاي شخصي دارند.در بالاترين سطح در حد كودكان سه ساله هستند.(داورمنش،1376)

خانواده و كودك كم‌توان ذهني

 همانطور كه در بالا توضيح داده شد كودكان كم‌نوان ذهني معمولا با علايم باليني تاخير در گفتار؛ تاخير در مهارتهاي حركتي و... قابل شناسايي هستند .كودكي كه تا 3 سالگي هنوز توانايي تكلم ندارد و يا ازلحاظ رشد حركتي نمي‌تواند بايستد يا راه برود داراي پيش آگهي كم تواني ذهني است.معمولا والدين؛ خصوصا مادران اولين كساني هستند كه اين تاخير را درك مي‌كنند؛ امانحوه برخوردشان بنا به شرايط روحي و شخصيتي ،متفاوت است. گروهي تاخير كودك خود را انكار كرده ؛ آن را به عوامل خارجي نسبت ميدهند و يا با مقايسه با افرادي كه دير به اين توانائيها دست يافته‌اند در صددتوجيه تاخير رشدي كودك خود برمي‌آيند.گروهي آنرا پنهان نموده و سعي مي‌كنند كمتر كودك  را در جمع اطرافيان حاضر نمايند و گروهي نيز با احساس گناه و تقصيرسعي در ارائه خدمات ويژه و حمايت بي‌رويه از وي مينمايند .اما آنچه مهم است اينكه بهداشت رواني خانواده با بحران قبول اين معضل روبرو است و گذراز آن رنج فراواني را به خانواده تحميل مي‌كند. والدين اين كودكان را مي‌توان با  توجه به عكس العملهاي متفاوتي كه نسبت به كم تواني ذهني فرزندشان دارند به دو گروه تقسيم كرد:والدين پذيرنده ؛ والدين ناپذيرا.

 

والدين پذيرنده

عكس‌العملي كه جنبه سازندگي و تطابق دارد آنست كه والدين ؛واقعيت عدم توانايي‌هاي فرزند خود را بادرك منطقيو  عاقلانه  قبول مي‌كنند.مسلما اينگونه برخورد منافع بسياري  هم كودك و هم براي والدين بدنبال آورده؛ضمنابراي ساير اعضاء خانواده و بالطبع براي كل جامعه نيز بسيار مفيد و سودمند مي‌باشد.

بدون شك گذر از بحران پذيرش و رسيدن به تفكر منطقي توسط والدين مسئله ساده‌اي نيست و بستگي كامل به بلوغ رواني و راهنمايي صحيح آنان دارد.نتيجه اين تفكر منطقي را در رشد كودك مي‌توان بوضوح مشاهده كرد زيراكودكي كه والدينش با اميد تلاش مي‌كنند تا به نهايت تواناييهاي خود دست يابد، با كسب اندك توانايي مورد تشويق و توجه قرار گرفته و سعي در كسب تواناييهاي جديدتر مينمايد .

 

والدين ناپذير

اين گروه ازوالدين كه معمولا اكثريت قريب به اتفاق والدين كودكان كم‌توان ذهني را تشكيل مي‌دهند، در رويارويي با كم‌تواني‌ ذهني فرزندشان روحيه خود را باخته و با نشان دادن واكنش‌هاي غيرمنطقي وضعيت را از آنچه كه هست خراب‌تر مي‌كنند.چنين والديني از نظر نوع واكنش؛ به دو گروه تقسيم مي‌شوند: والدين پنهان كننده؛ والدين انكار كننده.(داورمنش ؛1376)

اين واكنشها نبايد عمدي و آگاهانه از طرف والدين تلقي گردد؛ بلكه بايد به عنوان واكنش در مقابل موقعيتي كه نسبت به خودشان تهديد كننده احساس مي‌كنند، يعني قبول كم‌تواني ذهني فرزندشان ، محسوب شود. به تعبير علمي‌ترمي‌توان آنها را مكانيسم‌هاي دفاعي ناميد.استفاده از مكانيسم‌هاي دفاعي رواني يك واكنش عمومي و آگاهانه نيست و بيشتر بصورت يك واكنش خودكار و نا آگاهانه در مقابل يك موقعيت تهديد كننده بروز مي‌كند.

 

واكنش‌هاي متداول در ميان والدين

والدين با توجه به نوع شخصيت و شرايط اجتماعي و محيطي خود ؛واكنشهاي متفاوتي از خود نشان مي‌دهند امايك دسته از واكنش‌ها به طور مشترك در ميان اكثريت آنها ديده مي‌شود كه متداول‌ترين آنها عبارتند از:تمايل به طرد كودك ، مشكلات و اختلافات زناشويي ، درگيري با خود دروني ، واكنش‌هاي اضطرابي و احساس گناه.

طرد كودك

معمولا چنين والديني توجه زيادي به رشد كودك خود نشان مي‌دهندوبه تصور خود با توقعات بالا و سختگيري به كودك به او  كمك مي‌كنند اما اين اساسا انعكاس ترس ووحشت و اختلال خود والدين است وآنان ناخودآگاه كودك را طرد مي‌كنند و اين نوع رفتارها تنها كودك را بسوي اختلالات عاطفي وخيم سوق مي‌دهد.

مشكلات و اختلافات زناشويي

گاه يكي از والدين يا هردو ممكن است ديگري را براي وضعيت كودك مقصر بشناسند ويا توجه بيش ازحد يكي ازوالدين به كودك كم‌توان ذهني ايجاد احساس فراموش شدگي در والد ديگر و يا حتي ساير افراد خانواده نمايد  كه اين امر منجر به ايجاد احساسات ناخوشايند در آنها شده و تحمل آنها را نسبت به يكديگر تحت تاثير قرار داده موجب نزاع‌ها و كشمكشهاي زناشويي و خانوادگي ميشود.

درگيري با خود دروني

هر پدريا مادري تا حد زيادي فرزندشان را تجلي خود مي بينند؛ به طوري كه با هر موفقيتي كه كودكشان بدست مي‌آورد مغرور شده و آنرا موفقيت خود مي‌پندارند و بالعكس هر شكست كودك را شكست خود تلقي مي‌كنند.بنا براين هرگونه ناتواني و يا كم‌تواني كودك را نقص يا اشكال خود پنداشته ، در نتيجه غرور آنها كه همان عشق به خود يا خودشيفتگي آنان است جريحه‌دارمي‌شود.لذا وقتي فرزند چنين والديني به عنوان كم‌توان ذهني تشخيص داده مي‌شود احساس مي‌كنند كه اين توصيف خود آنها نيز هست.

واكنش‌هاي اضطرابي

تكرار مداوم اين سؤال در ذهن كه:"وقتي ما ديگر براي كمك به او نباشيم؛چه اتفاقي خواهد افتاد؟"بصورت ترسي مداوم و آزاردهنده والدين را دچاراضطراب و واكنشهاي عاطفي پيچيده نموده و سازگاري آنان را با محيط دشوار مي‌كند .اگر اين چنين ترسي بصورت عميق و دائمي درآيد والدين را به كناره‌گيري ازتماس‌هاي اجتماعي وادار مي‌سازد ، در نتيجه والدين تمايل به تمركز دائمي و بيش ازحد بر فعاليت‌هاي كودك پيدا مي‌كنند كه اين افزايش توجه و تمركز به نا‌تواني‌هاي كودك موجب بروز اختلالات شخصيتي بيشتر والدين و كودك مي‌شود.

احساس گناه والدين

 اغلب اتفاق مي‌افتد كه والدين كودكان كم‌توان ذهني به اشكال مختلف خود را مسئول يا مقصر در وضعيت كودك مي‌دانند و آن را ناشي ازعملي تلقي مي‌كنند كه قبلا انجام داده‌اند.

"موراي"در بحثي راجع به احتياجات والدين كودكان كم‌توان ذهني مي گويد:"تضاد و درگيري والدين اغلب داراي ريشه مذهبي مي‌باشد و ظهور كم‌تواني ذهني دركودك معمولا آنها را در شرايطي قرار مي‌دهد كه احساس كنند از لطف و حمايت خداوند دور افتاده‌اند.چنين والديني اگر درمحيط بسيار محدود مذهبي قرار گيرند ازاحساس گناه و تقصير آكنده خواهند شد".

تحقيقات نشان داده است والديني كه داراي اعتقادات مذهبي شديد‌تركمتر دچار مشكلات عاطفي حاد هستندواين واقعيت را مي‌پذيرند كه وضعيت كودك خواست خداوند بوده و انسان نمي‌تواند دخالتي در آن داشته باشد.وجود چنين نگرشي كمك بزرگي درپذيرش كم‌تواني كودك مي‌باشد.  

 

حل مشكلات و مسايل والدين از طريق مشاوره

مشكلات عاطفي والدين را مي‌توان به دو گروه تقسيم اصلي تقسيم كرد:

الف-واكنش‌هاي ناشي ازكمبود دانش كافي و گاهي حتي نادرست ، راجع به كم‌تواني ذهني و علل آن.

ب-واكنش‌هايي كه تغييرات شخصيتي قابل توجهي را بروزميدهند كه براي حل آن احتياج به كمك بيشترنظير روان‌درماني است.

با در نظر گرفتن مطالب بالا مي‌توان چنين استنباط كرد كه والدين كودكان كم‌توان ذهني نياز دارند تا ازماهيت رابطه عاطفي خود با كودكشان آگاه شده ، بدانند كه كداميك از احتياجات شخصي آنان در مواجهه با وضعيت كودك كم‌توان ذهني‌شان مورد تهديد قرار گرفته است.

يكي ازاهداف اصلي مشاوره با والديني كه داراي كودك كم توان ذهني هستند؛پرورش احساس قبول كامل كودك ؛چه ازلحاظ عاطفي و چه از لحاظ ذهني است.چنين پذيرشي نتايج بسيارخوبي را بدنبال دارد: اول آنكه كودك و والدين هر دو احساس امنيت بيشتري نموده و نگرش هر دو جنبه مثبت‌تري بخود مي‌گيرد؛ در نتيجه والدين با انگيزه و اميد ، مناسب با تواناييهاي كودك ، در صدد پيگير آموزش و توانبخشي كودك برآمده  و كودك نيز براي رشد انگيزه بيشتري ازخود نشان مي‌دهد.  دوم آنكه برداشت شخصي والدين مثبت‌تر گشته؛فشارهاي عصبي خارج ازكنترل كاهش مي‌يابد و ارتباطات افراد خانواده با يكديگر ازامنيت بيشتري برخوردار شده  وراحتتر با اطرافيانشان ارتباط برقرار مي‌كنند .

 

منابع:

1-افروز؛غلامعلي؛مقدمه‌اي بر روانشناسي و آموزش و پرورش كودكان عقب‌مانده ذهني؛انتشارات دانشگاه تهران؛1370

2-داورمنش؛عباس؛آموزش و توانبخشي كودكان معلول ذهني؛انتشارات نهال؛1376

[ شنبه هفدهم اسفند 1387 ] [ 12:5 ] [ س -ع ] [ ]
"رحلت پیامبر اکرم(ص) و شهادت امام حسن مجتبی(ع) را به همه عاشقان و دلدادگان تسلیت می گویم"

 

بزرگترین خیانت ها آن است که به دوست خود که تو را راستگو می پندارد ، دروغ بگوئی.

                                                                                                  حضرت محمد(ص)

بی نیاز ترین مردم کسی است که اسیر حرص و آز نباشد.

                                                                     امام حسن مجتبی(ع)

[ دوشنبه پنجم اسفند 1387 ] [ 9:20 ] [ س -ع ] [ ]
دوستی های خیابانی

روابط پنهان پسران ودختران از موضوعات قابل تامل است. به همین خاطر برخی جرائم از جمله قتل،آدم

ربایی ،اخاذی وتجاورز به عنف در این شرایط به راحتی شکل می گیرد.در ظاهر امررابطه پنهانی میان

دختر وپسر که اغلب با عشق های دروغین خیابانی شروع می شود وناشی ار احساسات زود گذر

است،شاید موضوع ساده ای به نظر آید اما آمار جرائم در این شرایط موضوعی جدی وقابل بحث است.

دختران در این شرایط از آسیب پذیری فراوانی برخودارند زیرا با برقراری روابط پنهانی در شرایطی قرار می

گیرند که هم  آبروی خود وخانواده را به باد می دهند.آنها زمانی متوجه اشتباهشان می شوند که  یا در 

  یا در باندتبهکاری وفساد اخلاقی اسیر شده اند ویا وسیله ای برای اخاذی افراد هوسران وسود جو 

شده اند.درنهایت به بزه کاری روی آورده ، افسرده  شده یا دست به خود کشی می زنند

بررسی نشان می دهد اغلب دوستی های خیابانی به ازدواج منجر نمی شود و اگر هم در برخی موارد

این اتفاق بیفتد طبق آمارهای موجود بیش از نیمی از آنها سالهای ابتدایی زندگی از هم می پاشد.

از سوی دیگر۴۰درصد تجاوز به عنف درپی دوستی های خیابانی وبا وعده ازدواج رخ می دهد

البته در این میان نقش خانواده ونظارت صحیح بر رفتار فرزندان،برای کاهش چنین آسیب های ویرانگر

اجتماعی اجتناب ناپذیر است.

امروزه آشنایی دختران وپسران از چت های اینترنتی،میهمانی های خصوصی،پارک،خیابان،مراکز

آموزشی واماکن مشابه آغاز شده وپدر ومادر با نادیده گرفتن یا بی توجهی به موضوع، در نهایت مقابل

عمل شده ای قرار می گیرند که در بهترین حالت آن، به ازدواج اجباری فرزندشان با فردی فاقد شرایط

لازم رضایت می دهند.در این میان برخورد خانواده ها با فرزندانشان باید منطقی ودور از احساسات

 وعصبانیت های زودگذر باشد. خشونت وتحقیروتنبیه باعث فرار بچه ها از خانه وگرفتار شدن آنان در

گرداب تبهکاری ها می شود. در کنار خانواده ها،مدارس وصدا وسیما ورسانه ها نیز باید با ارائه برنامه

های آموزشی صحیح وقانون وشرع به فرزندان آموزش دهند

 

[ شنبه سوم اسفند 1387 ] [ 13:21 ] [ س -ع ] [ ]

شمع فرشته

بهاربيست            www.bahar20.sub.ir

 مردی که همسرش را از دست داده بود دختر سه ساله اش را بسیــار دوست می داشت
دخترک به بیماری سختی مبتلا شد
 پدر به هر دری زد تا کودک سلامتی اش را دوباره بدست بیاورد، هرچه پول داشت برای درمان او خرج کرد
ولی بیماری جان دخترک را گرفت و او مرد...
پدر در خانه اش را بست و گوشه گیر شد. با هیچکس صحبت نمی کرد
سرکار نمی رفت. دوستان و آشنایانش خیلی سعی کردند تا او را به زندگی عادی برگردانند
ولی موفق نشدند. شبی پدر رویای عجیبی دید، دید که در بهشت است
و صف منظمی از فرشتگان کوچک در جاده ای طلایی به سوی کاخی مجلل در حرکت هستند
همه فرشته های کوچک در حال شادی بودنند .
هر فرشته شمعی در دست داشت و شمع همه فرشتگان به جز یکی روشن بود
مرد جلوتر رفت و دید فرشته ای که شمعش خاموش است، همان دختر خودش است
پدر فرشته غمگینش را در آغوش گرفت و او را نوازش داد
 از او پرسید : دلبندم، چرا غمگینی؟ چرا شمع تو خاموش است؟
دخترک به پدرش گفت: باباجان، هر وقت شمع من روشن می شود، اشکهای تو آن را خاموش می کند و
 هر وقت تو دلتنگ می شوی، من هم غمگین می شوم هر وقت تو گوشه گیر می شوی من نیز گوشه
 گیر می شوم نمی توانم همانند بقیه شاد باشم .
پدر در حالی که اشک در چشمانش حلقه زده بود، از خواب پرید.
اشکهایش را پاک کرد، ناراحتی و غم را رها کرد و به زندگی عادی خود بازگشت.

[ چهارشنبه سی ام بهمن 1387 ] [ 9:52 ] [ س -ع ] [ ]

کشاورز فقیر اسکاتلندی بود و فلمینگ نام داشت.
يك روز، در حالي كه به دنبال امرار معاش خانواده اش بود، از باتلاقي در آن نزديكي صداي درخواست كمك را شنید، وسايلش را بر روي زمين انداخت و به سمت باتلاق دوید...
پسری وحشت زده که تا كمر در باتلاق فرو رفته بود، فرياد مي زد و تلاش مي كرد تا خودش را آزاد كند.
فارمر فلمينگ او را از مرگي تدریجی و وحشتناك نجات می دهد...
 روز بعد، كالسكه اي مجلل به منزل محقر فارمر فلمينگ رسید.
مرد اشراف زاده خود را به عنوان پدر پسري معرفي کرد كه فارمر فلمينگ نجاتش داده بود.
 اشراف زاده گفت: " مي خواهم جبران كنم شما زندگي پسرم را نجات دادی".
کشاورز اسکاتلندی جواب داد: " من نمي توانم براي كاري كه انجام داده ام پولی بگيرم".
در همين لحظه پسر كشاورز وارد كلبه شد.
اشراف زاده پرسید: " پسر شماست؟"
كشاورز با افتخار جواب داد:"بله"
با هم معامله مي كنيم. اجازه بدهيد او را همراه خودم ببرم تا تحصيل كند. اگر شبيه پدرش باشد، به مردي تبديل خواهد شد كه تو به او افتخار خواهي كرد...
پسر فارمر فلمينگ از دانشكده پزشكي سنت ماري در لندن فارغ التحصيل شد و همين طور ادامه داد تا در سراسر جهان به عنوان سر الكساندر فلمينگ كاشف پنسيلين مشهور شد...
سال ها بعد، پسر اشراف زاده به ذات الريه مبتلا شد.
چه چيزي نجاتش داد؟  پنسيلين !


[ سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387 ] [ 8:33 ] [ س -ع ] [ ]

به چه چیزت افتخار کنیم!!؟

زن و دختر جوانی پیرمردی خسته و افسرده را کشان کشان نزد شیوانا آوردند و در حالی که با نفرت به پیرمرد خیره شده بودند از شیوانا خواستند تا سوالی را از جانب آنها از پیرمرد بپرسد!

شیوانا در حالی که سعی می کرد خشم و ناراحتی خود را از رفتارزشت دختر و زن با پیرمرد پنهان کند ، از زن قضیه را پرسید. زن گفت:" این مرد همسر من و پدر این دختر است. او بسیار زحمت کش است و برای تامین معاش ما به هر کاری دست می زند. از بس شب و روزکار می کند دستانی پینه بسته و سروصورتی زخمی و پشتی خمیده و قیافه ای نه چندان دلپسند پیدا کرده است. وقتی در بازار همراه ما راه می رود ما در هیکل و هیبت او هیچ چیزی برای افتخار کردن پیدا نمی کنیم و سعی می کنیم با فاصله از او حرکت کنیم. ای استاد بزرگ از طرف ما از این پیرمرد بپرسید ما به چه چیز او به عنوان پدر و همسر افتخار کنیم و چرا باید او را تحمل کنیم!؟"

شیوانا نفسی عمیق کشید و دوباره از زن و دختر پرسید:" این مرد اگر شکل و شمایلش چگونه بود شما به او افتخار می کردید!؟"

دخترک با خنده گفت:" من دوست دارم پدرم قوی هیکل و خوش تیپ و خوش لباس باشد و سروصورتی تمیز و جذاب داشته باشد و با بهترین لباس و زیباترین اسب و درشکه مرا در بازار همراهی کند."

زن نیز گفت:" من هم دوست داشتم همسرم جوان و سالم و تندرست و ثروتمند و با نفوذ باشد و هر چه از اموال دنیا بخواهم را در اختیار من قرار دهد. نه مثل این پیرمرد فرتوت و از کار افتاده فقط به اندازه بخور ونمیر برای ما درآمد بیاورد!؟به راستی این مرد کدام از این شرایط را دارد تا مایه افتخار ما شود؟ ای استاد از او بپرسید ما به چه چیز او افتخار کنیم!؟"

شیوانا آهی کشید و به سوی پیرمرد رفت و دستی به شانه اش زد و به او گفت:" آهای پیرمرد خسته و افسرده! اگر من جای تو بودم به این دختربی ادب  و مادر گستاخش می گفتم که اگر مردی جوان و قوی هیکل و خوش هیبت و توانگر بودم ، دیگر سراغ شما آدم های بی ادب و زشت طینت نمی آمدم و همنشین اشخاصی می شدم که در شان و مرتبه آن موقعیت من بودند!؟"

پیرمرد نگاه سنگینش را از روی زمین بلند کرد و در چشمان شفاف شیوانا خیره شد و با صدایی که آکنده از بغض گفت:" اگر این حرف را بزنم دلشان می شکند و ناراحت می شوند!! مرا از گفتن این جواب معاف دار و بگذار با سکوت خودم زخم زبان ها را به جان بخرم و شاهد ناراحتی آنها نباشم!"

پیرمرد این را گفت و از شیوانا و زن و دخترش جدا شد و به سمت منزل حرکت کرد.

شیوانا آهی کشید ورو به زن ودختر کرد و گفت:" آنچه باید به آن افتخار کنید همین مهر و محبت این مرد است که با وجود همه زخم و زبان ها و دشنام ها لب به سکوت بسته تا مبادا غبار غم و اندوه بر چهره شما بنشیند. "

 

[ شنبه بیست و ششم بهمن 1387 ] [ 12:7 ] [ س -ع ] [ ]
چهارنفر از شاگردان مدرسه شیوانا خود را براییک مسابقه شمشیر بازی آماده کردند.یک روزمانده به

آخرین روز مسابقه شاگردان نزدشیوانا جمع شدند واز او خواستند تا راهی را نشان دهد تا آنها قدرت

روانی وجسمی برای پیروزی رادر مسابقه فردا به دست آورندوبر حریفان غلبه کنند.ودعایی در دل بگردانند

واز خالق هستی اجابت آن دعا را بخواهند.شا گردان چنین کردند. یکی از آنها از بقیه آرامتر بود پس از آن

که دعای کوتاهی را خواند با آرامش به گوشه ای رفت وبا آسودگی واطمینان کامل خوابید آن سه تای

بقیه تا چند ساعت دعای خود را تکرار کردند وسپس به بستر رفتند وخوابیدند

روز بعد آن شا گردی که خیلی آرام بود موفق شدبه خوبی والبته با حوادث شانسی وتصادفی عجیب وبا

ور نکردنی حریفان را شکست دهند مقام اول را به دست آورد بقیه شاگردان نتوانسته مانند او مقا م

بیاورند.

بعد از مسابقه شاگردان همگی دور شیوانا جمع شدند ودر حالی که شاگرد نفر اولی هم حضور داشت از

 شیوانا پرسیدند "چرابا وجودی که همه ما در یک مدرسه درس شمشیر زنی آموختیم وهمگی به یک

اندازه مهارت داشتیم اما این شاگرد آرام و مطمئن توانست اول شود و ما مقامی به دست نیاوردیم؟

شیوانا پرسید: به من بگویید دیشب چه دعایی کردید و از خالق هستی چه خواستید؟

شاگردان یکی یکی دعایشان را گفتند . یکی گفت از خدا خواسته به شمشیرش قدرت جادویی بدهد.

دیگری گفت از خدا خداسته تا بازوان و ضرباتش را از همه قوی تر کند و آن سومی گفت که از خالق

کاینات خواسته تا به کمک فرشتگان نامریی اش ضربه شمشیر حریفان را ضعیف و شمشیر او را قوی

ترین سازد . شیوانا سپس دستی بر شانه های شاگرد آرام و نفر اول زد و به او گفت : دعای تو چه بود؟

پسر آرام لبخندی زد و با شرم گفت : من از خدا خواستم خودش شمشیر من باشد . همین ! و بعد هم

با اطمینان از اینکه روز مسابقه او خودش شمشیر خواهد زد با آرامش خوابیدم و امروز هم در تمام لحظه

های مسابقه می دیدم که یک نیرویی نامریی شمشیر مرا به این سمت و به آن سمت می برد و اتفاقات

عجیب حریفان را یکی یکی از مقابلم دور می کرد. من کاری نکردم و او خودش امروز همانطور که دیشب

خواسته بودم شمشیر من شد و به جای من شمشیر زد .

شیواناگفت : اگر خواستید دعا کنید، این گونه دعا کنید. برای اینکه پرواز کنید به جای اینکه از خالق

هستی بال های قدرتمند بخواهید  از او بخواهید که خودش بال های شما باشد . سپس به برآورده شدن

آرزویتان ایمان داشته باشید و با این باور که زیر بال های او قرار دارید به کارتان برسید. باید به جای بال از

او می خواستید که خودش بال شما بشود آن وقت معنای آرامش و اوج گرفتن را با تمام وجود احساس

می کردید.

                                                                                                                    مجله موفقیت

 

[ یکشنبه بیستم بهمن 1387 ] [ 8:32 ] [ س -ع ] [ ]

موسيقي درماني(music therapy) كه طي ساليان اخير توجهات زيادي را در محافل علمي به خود معطوف نموده ، حرفه اي درماني است كه در درمان و توانبخشي اختلالات مختلف در عملكردهاي رفتاري ، اجتماعي، رواني، ارتباطي، جسمي، حسي-حركتي و شناختي افراد استفاده مي‌گردد.

در روند موسيقي درماني ، سعي بر آنست كه باتركيب صلاحيت‌هاي حرفه اي موسيقي درمانگر(music therapist) كارآزموده و نيز ابزارهاي موسيقيايي مختلف و دنياي موسيقي ، در نهايت باعث بهبود وضع زندگي فرد داراي اختلال و ارتقاء سطح ارتباطي وي با محيط پيرامونش گردد.

موسيقي منعكس كنندة محدوده وسيعي از عواطف انساني است و بدليل جهاني بودن و عدم تعلق به گروه يا ملتي خاص ،مي تواند كليه سدهاي فرهنگي و زباني را درنورديده و براي تمامي انسانها ، تجربه اي مشترك فراهم نمايد.از ويژگي‌هاي ممتاز موسيقي اينست كه ميتواند در كاهش اضطراب و رفع تنش هاي روحي ، تخفيف درد و زدودن بي خوابي و ايجاد ريلكسيشن ، نتايج بسيار درخشاني را ايجاد نمايد.

تقويت گوش از راه شنيدن، دقت كودكان به محركات شنوايي را افزايش ميدهد.هرچه گوش ها در تشخيص محرك هاي شنوايي قويتر شوند ، توجه و تمركز نيز افزايش مي يابد. در موسيقي درماني ناشنوايان ، نابينايان ، عقب ماندگان ذهني و ديگر كودكان استثنائي ،پرورش دقت شنوايي بسيار حائز اهميت است.به همين دليل موسيقي درمانگران برنامه هاي متنوعي را براي تقويت شنوايي، و بازيهاي مختلفي را براي عادت دادن كودكان به توجه و دقت در شنيدن طراحي مي كنند.

در ساليان اخير ، در كنار روشهاي موسيقي درماني، روشهاي صوت درماني(sound therapy) نيز مطرح گشته اند.  

درواقع صوت درماني ،برنامه اي ابتكاري است كه با استفاده از محركات صوتي از جمله موسيقي ، ونيز طرح هاي مشاوره اي مخصوص ، در درمان و توانبخشي كودكان داراي تاخير رشدي ، اتيسم ، PDD ، آسپرژر ، اختلال بيش فعالي نقص توجه(ADHD) و نيز برخي از گونه هاي اختلالات يادگيري(LD)  و... به كار مي رود.در دوره كنوني ، روش هاي مختلفي از صوت درماني وجود دارند كه غالباً مبتني بر پژوهش هاي دكتر Alfred Tomatis هستند.در آينده به معرفي روشهاي مختلف صوت درماني و نيز حرفة شادي بخش موسيقي درماني خواهيم پرداخت.

 

قدرت صوت و موسيقي در شفابخشي (healing) انسان ، هزاران سال است كه مطرح مي باشد . دست نوشته هاي فيثاغورث و افلاطون در يونان باستان، چنگ آرام بخش داوود در بابل و نغمه هاي روحاني  وداس در هند ، همگي دليلي بر قدرت شفابخشي صوت هستند.

در دوره كنوني ( اولين بار در 1896 ) بر جنبه درمان پزشكي صوت نيز تاكيد گرديد.

از آنجايكه گوش نه تنها بعنوان ارگان اوليه شنوايي است بلكه بدليل اثرات وسيعي كه  بر حركات چشم و ريتم بدني ، رشد مغزي پيش از تولد و و تنظيم عمومي سطح استرس دارد ، توجهات بسيار زيادي را نسبت به جنبه درماني و شفا بخشي صوت فراهم نموده است. البته توجهاتي فراوان بر جنبه هاي مخرب صوت از جمله موزيك هاي بسيار بلند و نويز هاي محيطي ناشي از مشاغل صنعتي شده است ولي هرگز نبايد جنبه هاي مثبت صوت و موسيقي را دور از نظر قرار دهيم .    

 

[ دوشنبه چهاردهم بهمن 1387 ] [ 12:46 ] [ س -ع ] [ ]

مهارتهاي زندگي" مجموعه اي از توانائي ها است كه زمينه سازگاري و رفتار مثبت ومفيد را فراهم مي آورند و اين توانائيها فرد را قادر مي سازند مسئوليتهاي نقشهاي اجتماعي را بپذيرد و بدون لطمه زدن به خود و ديگران با با خواستها، انتظارات و مشكلات روزانه بويژه روابط بين فردي به شكل موثرتري رورو شود و برنامه آموزش آن برنامه اي است كه مهارتهاي لازم را جهت ارتقاء‌ بهداشت روان و پيشگيري از آسيبهاي اجتماعي به گروه مخاطب آموزش ميدهد

موريس ايس الياس از دانشگاه راجرز در كتاب تصميم گيريهاي اجتماعي و رشد مهارتهاي زندگي مي گويد: "مهارتهاي زندگي يعني ايجاد روابط بين فردي مناسب و موثر، انجام مسئوليتهاي اجتماعي،‌ انجام تصميم گيريهاي صحيح و حل تعارضات و كشمكش ها بدون توسل به اعمالي كه به خود يا ديگران صدمه بزند."

به اعتقاد بندورا شخص، محيط و رفتار روي هم تاثير متقابل داشته و هيچكدام اجزاي جداي از يكديگر نيستند. درنظريه يادگيري اجتماعي بندورا نيز يادگيري فرايندي فعال و مبتني بر تجربه محيطي است و به همين جهت كودكان و افراد در جريان يادگيري و آموزش فعالانه به امر يادگيري مهارتهاي زندگي و تعامل با محيط مي پردازند. بنابراين در اين نوع آموزش از روشهايي كه شركت فعال افراد را در امر آموزش مهارتهاي اجتماعي و ارتباطات فردي و ميان فردي تسهيل مي بخشد استفاده مي شود. به اعتقاد بندورا افرد مبتلا به اضطراب اجتماعي عمدتا از لحاظ باورهاي مختل در مورد كارآمدي خود و نه از لحاظ مهارتهاي اجتماعي واقعي با ديگران متفاوتند؛ وقتي افراد باورهايي در مورد كارآمدي اجتماعي خود شكل مي دهند،‌موفقيت ها و شكست هاي اجتماعي خود را هماهنگ با اين باورها تعبير مي كنند ؛ خود كارآمدي با دامنه گسترده اي از مسائل مانند افسردگي، مهارتهاي اجتماعي،‌جرئتمندي و تنيدگي و استرس مربوط است ‏

نظريه مازلو بر اساس نيازهاي اساسي رواني -اجتماعي انسان بصورت پلكاني تنظيم گرديده است كه تامين نيازهاي پلكان اول شرطي است براي رسيدن به نياز بعدي و در اين تحقيق آموزش رفع اين نيازها و رسيدن به مراحل بالاتر اجتماعي رواني مد نظر مي باشد.‏

در نظريه اريكسون نيز فرد در هر مرحله از زندگي با بحراني روبرو گشته كه با حل اين بحران رواني -اجتماعي به مرحله بعد سوق مي يابد و داشتن مهارتهاي اجتماعي در زندگي به فرد در حل بهتر و سلامت رواني- اجتماعي وي كمك فراواني مي نمايد و در آموزش جلسات گروهي به افراد آموزش داده ميشود تا در حل بحرانهاي مختلف زندگي موفقيت بيشتري داشته باشندو در حل و فصل بحرانها و مسائل قبلي و فعلي خويش توفيق يابند

انواع مهارتهاي زندگي شامل موارد ذيل مي باشد:

- خودآگاهي يعني توانايي شناخت ابعاد وجود خود

- همدلي يعني توانايي درك و فهم احساسات ديگران و نگاه كردن به مسائل از زاويه ديد مقابل

- برقراري ارتباط موثريعني توانايي ابراز مناسب عقايد، خواسته ها، نيازها، هيجاناتخود به ديگران و رد قاطعانه درخواستهاي غير منطقي ديگران

- برقراري روابط بين فردي يعني توانايي برقراري روابط گرم و صميمي با انسانهاي ديگر كه باعث ايجاد آرامش و امنيت،‌اهميت و احترام در افراد مي گردد.‏

‏- تصميم گيري يني كسب توانايي لازم براي انتخاب موثر در موقعيتهاي مختلف زندگي

- حل مسئله يعني توانايي تجزيه و تحليل مشكلات و انجام اقدامات موثر به منظور رفع يا كاهش مسائل

- تفكر خلاق يعني توانايي ديدن مسائل وراي تجارب مستقيم خود و ديگران

- تفكر انتقادي يعني توانايي تجزيه و تحليل اطلاعات و تجارب خود و ديگران

مقابله با هيجانات يعني توانايي شناخت عواطف خود و ديگران و نحوه تاثير آنها بر رفتار و نشان دادن واكنش در برابر هيجانات

- مقابله با استرس يعني توانايي سازگاري مجدد با تغييرات زندگي

سطوح آموزش مهارتهاي زندگي شامل سه سطح به قرار ذيل مي باشد:

الف: آموزش اجزاي اساسي مهارتهاي زندگي در ارتباط با موقعيتهاي روزمره زندگي

ب: در رابطه با مشكلات بهداشتي و اجتماعي و سلامت و بهداشت جسم و روان

ج: موقعيتهايي كه مي توانند باعث بروز مشكلات اجتماعي و بهداشتي رواني شوند كه بر ساخت ادامه زندگي مثبت اجتماعي متمركز است.‏

بلوغ اجتماعي چهارچوب صفات مطلوب يكپارچه در ساختار رواني-اجتماعي است كه افراد را قادر به برآوردن نيازهاي انها مينمايد كه توسط گرين برگر و ديگران به تفصيل بيان گرديده است و شامل موارد زير مي گردد:

1- كفايت شخصي (جهت گيري شغلي -خود رهبري-توانايي تحمل فشار رواني)

2- كفايت ميان فردي (ارتباط-اعتماد معقول-همكاري)

2- كفايت اجتماعي (تعهد اجتماعي-تحمل اجتماعي-آمادگي براي تغيير)

 

پيشنهادات:

- در مدارس مي توان آموزش مهارتهاي زندگي را بعنوان دروس آموزشي جاي داد تا كودكان از ابتدا با اصول درست ارتباطات فردي،‌ ميان فردي و اجتماعي اشنا شده و از همان ابتدا افرادي با رشد خوب در بلوغ اجتماعي را پرورش دهيم.‏

‏- در مدارس جهت اولياي كودكان و در مراكز دولتي جهت كارمندان ميتوان جلسات اموزشي مهارتهاي مختلف زندگي را در جلسات متعدد برگزار نمود تا اين تاثير هم بر خود افراد و هم بر خانواده و كودكان انان تاثير مثبت گذارد.‏

‏- حمايت از طرحهاي تحقيقاتي و تاليف كتب در اين رمينه ها

-ارائه پمفلت و كتابچه ها و اطلاعيه هاي اموزشي در سطح ادارات به كاركنان و نيز در سطح شهر به دانش آموزان، دانشجويان و كسبه و كليه افراد

- برنامه هاي اموزشي بصورت داستان و نمايش و مصاحبه و.... در رسانه ها و نشان دادن اهميت مسئله در بين افراد اجتماع كه در زندگي فردي و اجتماعي انان تاثير بسيار مثبت خود را هم در كاهش معضلات اجتماعي و هم در كم كردن مشكلات و بيماريهاي رواني فردي -اجتماعي افراد نشان مي دهد.

 
[ چهارشنبه دوم بهمن 1387 ] [ 13:7 ] [ س -ع ] [ ]

برخی از روانشناسان عقيده دارند رنگی که برگزيده و دلخواه کسی است ميتواند گويای خصوصيات اخلاقی و روانشناسی او باشد. نوشتار زير چکيده ای است که بر اساس اين نظريه و پس از سالهای پژوهش نگاشته شده:
قرمز

اين رنگ مظهر شدت و زياده روی است که گاهی در جهت مخالف آن است. قرمز رنگ عشق و تنفر و فداكاری و خشونت و خون و آتش. كسی كه به اين رنگ علاقه دارد هرگز نمي تواند در زندگی بی تفاوت باشد.اين گونه اشخاص تند و سركش و در عين حال فعال و شجاع و کمی عجول هستند. احتمال شكست به خصوص در عشق برای آنها فراوان است.قضاوتهاي عجولانه و ناگهاني در مورد ديگران اغلب سبب از بين رفتن دوستي هايشان مي شود، با آن كه در عشق كاملاً فداكارند اما اگر روزی حوادث بر وفق مراد نباشد بدون تفكر و جويا شدن علت مي جنگند.دو عيب بزرگ خودپرستی و عدم كنترل، در نفس آنهاست و دو صفت ممتازشان خوش قلبی و حس بزرگ طلبی است. به طور كلی دوستداران رنگ قرمز دارای خصوصيات متضادی هستند.
صورتی
رنگ صورتي درواقع همان قرمز است كه كمرنگ شده باشد. اگر به اين رنگ علاقه داريد تمام صفات رنگ قرمز را كمی ملايمتر دارا می باشيد، با گذشت هستيد و در عشق، تندی نشان نمی دهيد.ديگران را خوب درك مي كنيد و با اطرافيان خود با ملايمت و لطف رفتار می كنيد و به دليل نشاط و شادابي تان مورد علاقه اطرافيان خود هستيد. آنهايي كه به اين رنگ علاقه دارند اغلب شكستها، خشونتها و دشواري های زندگی را تحمل كرده اند و با مشكلات فراوان مواجه شده اند.

آبی
رنگ آبی از رنگهايی است كه طرفداران زيادی دارد. اگر به اين رنگ علاقه داريد، كاملاً می توانيد هوس و احساسات و هيجانات خود را كنتر ل كنيد.ظاهر آرام شما ديگران را وادار مي كند كه به شما احترام بگذارند و دوست داريد پيوسته مورد احترام و ستايش ديگران قرار بگيريد.در خريد و پوشش لباس قناعت می كنيد و به علت شرم و حيا و گاه غروری كه داريد ميل داريد اغلب تنها باشيد. حماقت و عدم فهم ديگران شما را كسل می كند و كسانی كه از نظر هوش و فهم بر شما برتری دارند شما را ناراحت می كنند.كارهای خود را از روي نظم و ترتيب و بر پايه قواعد معينی انجام مي دهيد. يكی از صفات مشخص شما پشتكار شماست.

ارغوانی
رنگ اسرارآميز و باشکوهی است. دوستداران اين رنگ پيوسته مجذوب زيبايی ها و ظرافتها مي شوند و مغرور و اجتماعی هستند. معاشرت با اين دسته لذتبخش است که امور معنوی بيشتر می پردازند. ارغوانی رنگ مورد پسند عرفا نيز هست!
قهوه ای

اگر رنگ قهوه اي را دوست داريد كاملاً می توان روی شما حساب باز كرد. باثبات و مقدس، شاعرپيشه وكمی فيلسوف مآب هستيد.به ندرت تغيير عقيده مي دهيد و با آن كه كمتر تصميم می گيريد اما هر بار كه تصميمی بگيريد آن را به مورد عمل می گذاريد.شما كاملاً در نگهداري پول و اسرار ديگران قابل اعتماد هستيد. ميل داريد پيوسته در عالم خودتان باشيد و گاهی اوقات با اطرافيان خود رفتار خشونت آميزی در پيش می گيريد. در عشق هرگز بدبين و تند نيستيد.
خاکستری

اين رنگ مظهر چشم پوشي از خوشی های دنياست. كسانی كه به اين رنگ علاقه دارند اغلب در زندگي احساس رضايت می كنند، خاكستری رنگ عقلا است و جوانانی كه به اين رنگ اظهار علاقه می كنند درواقع خود را هم شأن و هم طراز اشخاص کهنسال ميدانند و در زندگي احساس بی نيازی می كنند.در عشق بر افراد مسن تر از خود تمايل دارند و اغلب كسانی كه از نظر فكر و ايده به آنها برتری دارند خيلی آسان طرف توجهشان قرار خواهند گرفت.
پرتقالی

رنگی است تركيبی و آنهايی كه اين رنگ را رنگ دلخواه خود می دانند متكی به نفس نيستند. اجتماعی و خوش خلقند و با مردم خوب رفتار می كنند.نفوذ در اين گونه افراد مشكل است كسی كه آنها را دوست بدارد می تواند با او به آسانی ازدواج كند. هوسباز نيستند و اگر با كسی دوستی كنند صداقت و فداكاری دارند. اگر افراد اين دسته با كسی كه خصوصيات اخلاقی خودشان را داشته باشد ازدواج كنند سعادتمند می شوند.
سبز

رنگ سبز طبيعت وتازگی است. اگر به اين رنگ علاقه داريد زندگي با شما آسان است. نقطه اشتراك فراوانی با افراد علاقه مند به رنگ پرتقالی داريد روابط شما با ديگران بر پايه ی اصول و قرارداد است.دوست نداريد كه در زندگيتان حوادثی به وقوع پيوندد اما كنجكاوانه به ماجراهای زندگی ديگران توجه داريد.
فیروزه ای

دوستداران اين رنگ اسرارآميزند و احساساتی و كارهای شخصی خود را به خوبی اداره می كنند. پشتكار دارند و باثباتند و به نصايح ديگران در مورد كارهای خود كمتر توجه دارند. فيروزه ای معمولا رنگ مورد علاقه ی خانمها است.
سياه: خوش ذوقی و ظرافت طبع

اين رنگ برخلاف عقيده ی همگان رنگ نوميدی و عزا نيست بلكه نشانه خوش ذوقی و ظرافت طبع است. اگر از دوستداران اين رنگ هستيد مسلماً به شخصيت اطرافيان خود احترام می گذاريد و برای آن كه ديگران را با ارزش و برجسته نشان دهيد از هيچگونه كمكی به آنها دريغ نمی كنيد و هرگز خود را به ديگران تحميل نمي نماييد همچنين عقايد و نظريات ديگران را به آسانی مي پذيريد.

[ سه شنبه یکم بهمن 1387 ] [ 8:11 ] [ س -ع ] [ ]
 

گاه ابرو گاه باران می‏شوم *** گاه از یک چشمه جوشان می‏شوم

 

گاه از یک کوه می‏آیم فرود *** آبشار پرغرورم گاه رود

گاه قطره، گاه دریا می‏شوم *** گاه در یک کاسه پیدا می‏شوم   

روز و شب هر گوشه کاری می‏کنم *** باغها را آبیاری می‏کنم

نیست چیزی برتر از من در جهان *** زندگی از آب می‏گیرد نشان 

گرچه آبم، روزی اما سوختم *** قطره تا دریا سراپا سوختم

تشنه‏ای آمد لبش را تر کند *** چاره لب‏تشنه‏ای دیگر کند

تشنه‏ای آمد که سیرابش کنم *** مشک خالی داد تا آبش کنم

تشنه آن روز من عباس بود *** پاسدار خیمه‏های یاس بود

خون عباس علمدار رشید *** قطره قطره در درون من چکید

داغی آن خون دلم را سوخته *** آتشی در جان من افروخته

چشمهایم خواب، موجم خفته باد *** آبی آرامشم آشفته باد     

آب هستم؟ وای من مرداب به *** زندگی بخشم؟ نه، مرگ و خواب به

وای بر من، وای بر من، وای دل *** مانده در مرداب حسرت پای دل    

پیچ و تاب رودم از درد دل است *** برکه ازا ندوه دل، پا در گل است

گریه من، شرشر باران شده *** غصه‏ام در گریه‏ها پنهان شده

دود داغم ابرها را تیره کرد *** آسمانها را سراپا تیره کرد

آب اگر شد اشک چشم از شرم شد *** از خجالت‏شور و تلخ و گرم شد

آب بودم، کربلا پشتم شکست

حال از اکبر خجالت می‏کشم

از علی‏اصغر خجالت می‏کشم

             http://abnema.blogfa.com/post-49.aspx

[ پنجشنبه نوزدهم دی 1387 ] [ 10:59 ] [ س -ع ] [ ]
 
باز این چه شورش است که درخلق عالم است.
 
بازاین چه نوحه  چه عزا و  چه ماتم است.
 
  
[ شنبه چهاردهم دی 1387 ] [ 8:57 ] [ س -ع ] [ ]

 

روز خانواده

 

۲۴ نشانه خانواده خوشبخت

 

وَ مِن ءَاَیتِهِ أَن خَلَقَ لَكُم مِّن أَنفُسِكُم أَزوَجَاَ لّـِتـَسكُنُوا إِلَیهَا وَ جَعَلَ بَینَكُم مَّوَدَّةَ وَ رَحمَةً إِنَّ فِی ذَلِكَ لَأَیتٍِِِِ لِّقَومٍ َیتَفَكَّرُونَ

و از نشانه های او ( خدا ) این كه از [ نوع ] خودتان همسرانی برای شما آفرید تا بدانها آرام گیرید ، و میانتان دوستی و رحمت نهاد . آری ، در این ( نعمت ) برای مردمی كه می اندیشند قطعاً نشانه هایی است.

( سوره روم آیه 21 )

طبیعی ترین شكل خانواده ، این است كه هیچ عاملی جز مرگ نتواند پیوند زناشویی را بگسلد و میان زن و شوهر جدایی بیفكند . كوشش مصلحان جامعه – مخصوصاً پیامبران خدا – این بوده است كه نظام خانواده ، یك نظام مستحكم و پایدار باشد و هیچ عاملی نتواند این كانون سعادت را متلاشی گرداند . به هر حال خانواده ی خوشبخت نشانه هایی دارد كه ما دراینجا به چند نمونه ی آن اشاره می كنیم . امید است كه خانواده ی شما نیز برخوردار از این نشانه ها باشد.

1 – در بین اعضای خانواده جمله " به من چه یا به تو چه " رد و بدل نمی شود، چرا كه اعضا به گفتگو و مشورت منطقی اعتقاد دارند و احساس مسئولیت می كنند.

2 – افراد به یكدیگر اعتماد دارند و از این اعتماد سوء استفاده نمی كنند و اعتماد را یكی از پایدارترین ویژگی ازدواج موفق و خانواده موفق می دانند.

3 – تا جایی كه امكان دارد با هم هستند و در مهمانی ها یا كارهای مربوط به خانواده تنها نمی روند. همدلی، همكاری، همفكری، هماهنگی را بقای خانواده خوشبخت می دانند.

4 – با هم اتحاد دارند و در مسائل مختلف ، با گفتگو و مشورت به تفاهم می رسند و سعی می كنند اگر سوء تفاهم به وجود آمد، آن را در درون خود بدون این كه كسی بفهمد حل كنند.

5 – به سلیقه ها و عقاید یكدیگر آگاه بوده و به آن احترام گذاشته و عمل می كنند.

6 – نسبت به هم شرم مسموم ندارند یعنی خواسته های طبیعی خودشان را بدون نگرانی یا خشونت ابراز می كنند.

7 – به حریم یكدیگر احترام گذاشته و از حدود مشخص شده خود فراتر نمی روند.

8 – نگران سلامت روحی و جسمی یكدیگر بوده و از هم مراقبت می كنند . اگر چنانچه مشكلی به وجود آید ، سعی وافر در حل مشكل را دارند.

9 – در بیشتر اوقات لحظات خوشی را كه با یكدیگر بوده اند مرور می كنند؛  دنبال خاطرات تلخ نیستند، دوست دارند همیشه در خوشی، شادی و نشاط زندگی كنند.

10 – برای  فامیل ها و همسایه های خود اهمیت قائل اند و پذیرای فامیل یكدیگر هستند.

 

11 – از امور مالی یكدیگر خبر دارند و چیزی را از یكدیگر پنهان نمی كنند . صرفه جویی و پس انداز كردن جزء برنامه های اقتصادی خانواده های خوشبخت است.

12 – برای رشد یكدیگر تلاش كرده و زمینه پیشرفت خانواده را فراهم می كنند.

13 – افراد به هم افقی نگاه می كنند نه عمودی . یعنی هیچ كس خود را برتر از دیگری و در مقام قدرت نمی بیند. دیكتاتوری ، زور و قدرت طلبی حاكم نیست.

14 – همه اعضا احساس برنده بودن، موفق بودن، امید داشتن می كنند و خودشان را در زندگی برنده می دانند.

15 – در كنار هم احساس امنیت و آرامش می كنند نه ترس و اضطراب یا تنش و درگیری.

16 – علاقه، عشق، محبت، صفا و  یكدلی خود را هم در رفتار و هم در گفتار به یكدیگر ابراز می كنند.

17 – از یكدیگر انتظار بیجا و توقع نامناسب ندارند.

18 – اگر مشكلی پیش بیاید به راه حل فكر می كنند و به دنبال مقصر و گناهكار نمی گردند. دست به علت یابی و ریشه یابی آن مشكل می زنند و راه حل منطقی ارائه می دهند.

19 هریك از طرفین پیوسته به فكر خوشحال نمودن و راضی نگه داشتن یكدیگر هستند .

20 – زن و شوهر به خاطر همدیگر زندگی می كنند : اول خود بعد دیگران. زندگی آنها به خاطر بچه ها یا ترس از طلاق و حرف مردم نیست.

21 – زن و مرد می توانند هر روز به دنیای اختصاصی یكدیگر نزدیكتر شوند، كار به مسائل خصوصی و زندگی دیگران ندارند.

22 – با درخواست های یكدیگر برخوردهای مثبت و منطقی دارند.

23 – زن و مرد در كنار یكدیگر هستند نه رو در رو و رقیب یكدیگر، بلكه رفیق هم هستند و واكنش منفی از خود نشان نمی دهند.

24 – خانواده های خوشبخت تلاش دارند كه بچه های خوب و خوشبختی نیز به جامعه تحویل دهند.

[ چهارشنبه چهارم دی 1387 ] [ 8:24 ] [ س -ع ] [ ]
 

من دیگر عصبانی نمی شوم

 تلاش كنيد عصبانيت‌ خود را به‌ تأخير بيندازيد، تأخير در عصبانی شدن‌ با مسلط شدن‌ بر آن‌ برابراست‌.

   هر لحظه‌ كه‌ عصبانی شديد، سريع‌ به‌ خاطر آوريد كه‌ هر كسی از اين‌ حق‌ مسلم‌ برخوردار است‌ كه‌طبق‌ ميل‌ خود رفتار كند. پس‌ به‌ اطرافيان‌ اين‌ اجازه‌ را بدهيد آن‌ طور كه‌ دوست‌ دارند رفتار كنند.

   - سعی كنيد در لحظه‌ عصبانيت‌ در كنار كسانی و يا عزيزی كه‌ بيشتر از همه‌ دوستش‌ داريد قراربگيريد تا بتوانيد آرامش‌ از دست‌ رفته‌ تان‌ را پيدا كنيد.

   از توقعات‌ بیجايی كه‌ نسبت‌ به‌ ديگران‌ داريد، دست‌ برداريد. زيرا به‌ محض‌ از بين‌ رفتن‌ اين‌توقعات‌ نابجا، خشم‌ و عصبانيت‌ هميشگی شما از بين‌ خواهد رفت‌.

   از تمام‌ مواردی كه‌ شما را عصبانی میكند، فهرستی تهيه‌ كنيد در صورتی كه‌ در اين‌ كار جديت‌ به‌خرج‌ دهيد به‌ زودی متوجه‌ میشويد كه‌ اين‌ كار بسيار اكراه‌آميز در نوشتن‌ اين‌ وقايع‌ شما را ترغيب‌میكند كه‌ كمتر خشمگين‌ شويد.

   از يك‌ فرد مورد اعتمادتان‌ تقاضا كنيد هنگامی كه‌ عصبانيت‌ شما را مشاهده‌ میكند، آن‌ را ازطريق‌ علايم‌ قراردادی بين‌ خودتان‌ به‌ شما گوشزد كند.

   - اگر تصميم‌ گرفته‌ايد كه‌ با عصبانيت‌ بچه‌هايتان‌ را تربيت‌ كنيد سعی كنيد يك‌ حالت‌ تصنعی ازعصبانيت‌ داشته‌ باشيد تا جسم‌ و روحتان‌ از اين‌ خشم‌ آسيب‌ نبيند.

     يادتان‌ باشد بچه‌ای كه‌ شيطنت‌ نكند، سالم‌ نيست‌، پس‌ عصبانی شدن‌ شما نسبت‌ به‌ اين‌ موضوع‌فايده‌ای ندارد. و بهتر است‌ با طبيعت‌ بچه‌ها كنار بياييد.

  در ترافيك‌های طولانی، سعی كنيد به‌ جای عصبانی شدن‌ به‌ اتفاقات‌ خوشايند زندگی فكر كنيد ويا به‌ يك‌ موزيك‌ آرام‌ بخش‌ گوش‌ كنيد.

    خودتان‌ را دوست‌ داشته‌ باشيد، اگر برای خودتان‌ ارزش‌ قائل‌ باشيد، هرگز دچار عصبانيت ‌نمی شويد.

[ شنبه سی ام آذر 1387 ] [ 9:3 ] [ س -ع ] [ ]
هركس نگران است مبادادر نظر ديگران ، بي خرد، ناتوان و سراسيمه جلوه كند . درجات كمي از اضطراب براي پيشبرد زندگي طبيعي است ولي مقدار زياد آن مانع پيشرفت بوده و حتي توانايي انجام كاررااز فرد مضطرب مي گيرد .
 

اضطراب امتحان

 مقدمه :

هركس نگران است مبادادر نظر ديگران ، بي خرد، ناتوان و سراسيمه جلوه كند . درجات كمي از اضطراب براي پيشبرد زندگي طبيعي است ولي مقدار زياد آن مانع پيشرفت بوده و حتي توانايي انجام كاررااز فرد مضطرب مي گيرد .

آركين و همكاران وي (1995) اضطراب امتحان را ناشي از احساس كارآمدي و درماندگي دانسته ، آن را با كاهش عملكرد مرتبط مي دانند . وقتي كه فرد درخصوص كارايي ذهني خود درموقعيت امتحان دچار نگراني گردد به نحوي كه موجب كاهش عملكرد واقعي شود مي توان گفت كه او دچار اضطراب امتحان است .

 

انواع اضطراب تحصيلي :

  • اضطراب تسهيل كننده يا تسريع كننده : ميزان متوسط اضطراب و فشار موجب تسهيل كاركردفرد مي شود(براهني 49)

  •  اضطراب ناتوان كننده :‌اگر اضطراب از حد معيني فراتر رود باعث پريشاني ، عدم تمركز ، احساس درماندگي ،‌ اختلال ذهني ،‌شناختي و رفتاري /جسمي مي گردد.

عملكرد ضعيف افراد مضطرب تنها به نقايص شناختي مربوط نمي شود. دراين افراد اضطراب مي تواند مربوط به شايستگي و صلاحيت انجام امتحان ، نقص درروش هاي مطالعه و كمبود مهارت هاي امتحان باشد.

در اضطراب امتحان متغيرهاي زيادي مؤثر مي باشد كه در اين ميان اضطراب عمومي و كلي مهم تر مي باشد.

 

زمان شكل گيري اضطراب امتحان :

اضطراب امتحان در سنين 12ـ10 سالگي شكل مي گيرد .

در 25% از دانش آموزان اضطراب امتحان آسيب زا بوده و با افزايش سن ميزان آن افزايش مي يابد.

 

نقش جنسيت در اضطراب امتحان :

به دليل مسايل فرهنگي و نقش هاي جنسيتي دختران مضطرب تر از پسران هستند ،‌زيرا اضطراب توسط دختران و زنان پذيرفته شده است . (‌كريگ و دابسون 1995).

 

گسترش و ثبات اضطراب امتحان :

ساراسون (1973) اعتقاد دارد،‌اضطراب حالتي است كه در تعامل والدين با كودك گسترش يافته و ثبات مي يابد. او ادعا مي كند والدين كودكان داراي اضطراب امتحان ، علاوه بر اين كه نياز به محبت و امنيت آنها راناديده مي گيرند ،‌دركمك كردن به آنها نيز كارا نيستند. اين اوليا فرزندان خود را بون توجه به علايق و استعدادهاي آنهابراي كسب موفقيت مورد نظر خود تحت فشار قرار مي دهند. در برخي موارد والدين آرزوهاي تحقق نيافته ي خود را به فرزندانشان القا مي كنند.

عوامل مؤثردرميزان اضطراب امتحان :‌

  •  تنبيه كودك به واسطه ي نمره ي كم

  •  انتظارات معلم

  •  مهارت هاي تحصيلي و روش هاي مطالعه

  •  دشواري امتحان

  •  شرايط برگزاري امتحان

  •  هوش

  • طبقه اقتصادي ،‌اجتماعي

  • انگيزه پيشرفت

  • نوع شخصيت

  •  و ... 

عوامل بوجود آورنده ي اضطراب امتحان :

1.   فردي: انتظاربيش از حد از خود/ضعف اعتماد به نفس/عدم باور مثبت نسبت به موفقيت / رقابت بيش از حد/عدم آمادگي و برنامه ريزي لازم / عدم تمركزبر امتحان و درس خواندن /شخصيت مضطرب و كمال گرا/كم بودن انگيزه / هوش متوسط/ و...

2.   خانوادگي :‌سخت گيري بيش از اندازه /عدم حمايت و تشويق /والدين مضطرب/اختلافات خانوادگي /رقابت غير منطقي/تهديدهاي بي مورد/توجه بيش از حد به مسايل تحصيلي فرزند/ الگوهاي خشك فرزندپروري/سرزنش و تنبيه / وضعيت اقتصادي پايين / عدم تشويق / و...

3.   عوامل مدرسه اي : انتظارات غير واقعي آموزگاران /محيط نامناسب امتحان / مقررات خشك/ نوع پرسش هاي امتحان / ايجاد رقابت هاي ناسالم / عدم توجيه دانش آموزان براي امتحان /عوامل مزاحم مثل سر و صداو نور/ تهويه ي نامناسب

نشانه ها و علايم اضطراب امتحان :

  • ناراحتي هاي گوارشي ،‌آشفتگي معده ،‌سرگيجه، بي اشتهايي، حالت تهوع

  • تپش قلب ، بي خوابي،  تنگي و كوتاهي نفس

  • لرزش در صدا  ، ضعف ، عرق كردن

  • لكنت زبان ،‌خشكي دهان

  • عدم تمركز ، ضعف خود پنداره ، آشفتگي ذهن ، ارزيابي غلط از توانايي هاي خود، افت تحصيلي ، بيزاري از مدرسه ، خطاهاي ادراكي، حواس پرتي، هيجانات افراطي، كاهش سيستم ايمني بدن

 علايم اضطراب پس از امتحان :

  • بي تفاوتي ساختگي و ظاهري

  • احساس گناه ( چرا بيشتر مطالعه نكردم )

  • خشم ( آموزگار نمي خواست من نمره ي قبولي بياورم )

  • سرزنش ( اگر كتاب درسي آنقدر خسته كننده نبود! )

  • افسردگي ( دليلي نمي بينم كه بعد از امتحان در مدرسه بمانم)  

درمان هاي روان شناختي ،‌دارودرماني يا هردو ؟

مطالعات نشان داده است كه انواع خاص مداخله هاي روان شناختي نه تنها از دارو نماهاي معتبرمؤثر-  تر هستند بلكه بهتر از رويكردهاي دارويي موجود بوده و دست كم در موقعيت قابل قبولي قرار دارند . مداخله ي روان شناختي اثر دراز مدت و حتي بيماران تا دوسال بعد نيز وضعيت بهبود خود را حفظ مي - كنند ، درحالي كه داروها عوارض جانبي مانند گيجي ،‌خشكي دهان را ايجاد نموده و قطع آن نيز به دليل وابستگي جسمي و رواني فرد را دچار مشكل مي نمايد .

 

شيوه هاي درماني شناختي ـ‌درماني

  1. تن آرامي

  2. حساسيت زدايي منظم

  3. ايمن سازي در مقابل استرس

  4. آموزش مهارت هاي مطالعه

  5. مقابله با باورهاي غير عقلاني و غير منطقي

  6.  ايمن سازي در مقابل استرس

  7. روش پس خوراند زيستي ( افراد به گونه اي به دستگاه هاي هدايت كننده متصل مي شوند تا بتوانند پيوسته اطلاعات دقيقي درباره ي فعاليت هاي فيزيولوژيكي خود مانند ضربان قلب يا تنش عضلاني رادر اختيار داشته باشند . براساس دستور العمل هاي درمانگر و توجه به علامت هاي دستگاه هدايت كننده بيماران به تدريج مي آموزند كه فعاليت هاي ارادي و حتي فعاليت هاي فيزيولوژيكي غير ارادي خود را مهار كنند . )

  8. آموزش توجه (عدم توجه به  محرك هاي نامربوط به تكليف و توجه به محرك هاي مربوط به تكليف)

 

نقش اولياي مدرسه در كاهش اضطراب امتحان :

-         عدم ايجاد ترس و واهمه از امتحان در دانش آموزان ( جلسه ي امتحان نه انتقام)

-         اطمينان خاطر به دانش آموزان درراستاي طراحي سؤالات از متن كتاب

-         گنجاندن سؤالات دشواردر شماره هاي آخر  

-         اجتناب از ايجاد رقابت ناسالم در ميان دانش آموزان

-         هدف امتحان ارزيابي از دانسته هاي دانش آموزان مي باشد نه آنچه را كه نمي دانند

-         توجه به اصول سنجش و اندازه گيري خصوصاً سطح دشواري سؤالات

-         اجراي امتحانات مستمر و خودآزمايي به منظور آشنا كردن دانش آموزان با سؤالات و نحوه ي امتحان

-         كاهش اعتبار نمره و ارزش گذاري به فعاليت هاي علمي و تحقيقات

-         آموزش هاي جبراني

-         اجراي مسابقات علمي متعدد

-         و ...

نقش مدير در كاهش اضطراب امتحان :

  • اعلام برنامه ي امتحان به دانش آموزان يك هفته قبل از امتحان

  • تنظيم زمان آزمون ها با توجه به سختي و آساني دروس

  •  اجتناب از برگزاري امتحانات با وقت بسيار كم

  •  هدايت دانش آموزان به محل برگزاري امتحان چند دقيقه قبل از شروع آزمون

  • پيش بيني محل برگزاري و امكانات مناسب مانند تهويه ، نور كافي ، دماي مناسب ، صندلي ، حذف عوامل مزاحم صوتي و ... جهت اجراي آزمون

  •  توسل به دعا و نيايش و توكل به خدا هنگام شروع امتحان

  • عدم جابجايي دانش آموزان هنگام شروع امتحان

  • حضور معلم در جلسه و بيان جملات آرامش بخش به دانش آموزان

  •  عدم گفتگو با دانش آموز در زمان امتحان

  •  عدم توقف مراقبين بالاي سر دانش آموزان

  •  عدم گوشزد نمودن مراقبين به جواب اشتباه سؤال

  •  اجتناب از برخورد شديد با دانش آموزان خاطي

  • پيش بيني سيستم تهيه سؤالات امتحاني با كيفيت بالا و خوانا و مناسب

  • عدم گفتگو با دانش آموزان حين امتحان

نقش خانواده در كاهش اضطراب امتحان :

  •   جو عاطفي دور از تنش و مشاجره

  •  محدود نمودن ميهماني و رفت و آمدهاي مكرر

  •  توجه به خواب ، استراحت و تفريح دانش آموزان

  •  كاهش يا حذف وظايف محوله ي خانگي به دانش آموزان

  • حمايت عاطفي و اطمينان بخشي دردوران امتحانات به دانش آموزان

  •  كاهش زمان تماشاي تلويزيون تا حد امكان

  •  خودداري از ايجاد ترس ودلهره در دانش آموزان

  • خودداري از فشار و توقع بيش از براي مطالعه از دانش آموزان

  •  خودداري از سرزنش دانش آموزان به واسطه ي امتحان ناموفق

  •  خودداري از حبس نمودن دانش آموزان جهت مطالعه

  •    پيش بيني تغذيه ي مناسب و قوي ويژه ي دانش آموزان در ايام امتحانات و عدم مصرف مواد كافئين دار مانند : نوشابه ، قهوه و غذاهاي ادويه داردربرنامه ي غذايي  

  • عدم بروز انتظار بالا و كمال گرايي از فرزندان از سوي خانواده نسبت به نمرات بالا

  •  عدم مقايسه فرزندان با يكديگر و با ديگران

  •  عدم تأكيد مكرربه درس خواندن 

  • ايجاد انگيزه ، تقويت روحيه با ارايه ي پاداش و تقويت هاي مطلوب

  •  مروربرگه هاي امتحاني فرزندان به منظور شناسايي  ورفع نقاط ضعف درسي آنان

  • مصرف عرق نعناع ، دوغ ، عرق بيدمشك و كاسني

نقش دانش آموزان در كاهش اضطراب امتحان :

  •  توسل به دعا و نيايش و توكل به خدا هنگام امتحان

  • تقسيم مباحث كتاب ومطالعه ي به مرور دروس

  •  تنظيم وقت با برنامه ي امتحاني

  •  بستن كتاب وتكرار مطلب آموخته شده به منظور كاهش اضطراب

  • تكرار جملاتي مانند : « شروع هركاري درابتدا آنطور كه بايد خوشايند نيست ، وقتي كه پيشرفت كردم انگيزه ي بيشتري پيدا خواهم نمود. »‌ به منظور كاهش اضطراب و افزايش اعتماد به نفس

  •  شب امتحان زمان مرور درس است .

  • اضطراب نوعي احساس فريب انگيز است كه به شما القا مي كند از پس هركاري كه قراراست انجام دهيد بر نمي آييد. پس در شرايط اضطراب دست از تلاش و كوشش برنداريد و به مطالعه ي درس امتحاني مشغول شويد .

  •  بيان اضطراب و قلمداد نمودن اضطراب امتحان به عنوان يك اختلال جزيي

  •  استراحت و غذاي كافي جهت شب امتحان

  •  حفظ سلامتي و آرامش رواني در دوران امتحان

  •  نشستن روي صندلي امتحان و كشيدن چند نفس عميق

  •  رهانمودن عضلات بدن و تنفس عميق

  • پوشيدن لباس مناسب و خوردن تغذيه ي كافي قبل از امتحان

  •  خودداري از القاي منفي مانند : من حتماً قبول نخواهم شد.

  •  ابتدا سؤالات آسان را پاسخ دهيد

  •  به اتفاقات و رخدادهاي خاص درجلسه توجه نكنيد.

  •  از نشستن در كنار دانش آموزان مزاحم خودداري كنيد.

توصيه هاي ويژه آغاز امتحانات دانش آموزان  ( روش هاي صحيح مطالعه ):

بارها شنيده ايم كه دانش آموزان مي گويند : «ديگر حال و حوصله خواندن اين كتاب راندارم »‌و يا « 10 بار خوانده ام و تكرار كرده ام ولي باز ياد نگرفتم » در اين مورد مشكل چيست ؟ مطمئناً اگر چنين باشد، مطالعه كاري سخت و طاقت فرسا است . اما چنين نيست. واقعيت اين است كه اين گروه از فراگيران ، روش صحيح مطالعه رانمي دانند و متأسفانه درمدرسه نيز جیزی راجع به چگونه درس خواندن نمي آموزند. يادگيري و مطالعه ، رابطه ي تنگاتنگ و مستقيم بايكديگر دارند، تاجايي مي توان اين دو را لازم و ملزوم يكديگر دانست ، براي اينه ميزان يادگيري افزايش يابد بايد قبل از هرچيز مطالعه اي فعال و پويا داشت . براي داشتن مطالعه اي فعال و پويا نوشتن نكات مهم در حين خواندن ضروري است تا براي مرور مطالب ، دوباره فعال و پويا نوشتن نكات مهم حين خواندن ضروري است تا براي مرور مطالب ،

 

مزاياي شيوه ي صحيح مطالعه :‌

  1. كاهش زمان مطالعه

  2. افزايش ميزان يادگيري.

  3. طولاني تر نمودن مدت نگهداري مطالب درحافظه

  4. بخاطر سپاري آسان اطلاعات

 

شش روش مطالعه :‌

1.  خواندن بدون نوشتن

روش نادرست مطالعه / نيازمند استفاده از تمام حواس براي درك صحيح مطالب / علت مهم فراموشي مطالب

2. خط كشيدن زير نكات مهم

روشي بهتر از خواندن بدون نوشتن / توجه معطوف به خط كشيدن زير نكات مهم مي گردد/

روش صحيح خط كشيدن زير نكات مهم : ابتدا مطالب خوانده شود و پس از دريافت مفهوم زير نكات مهم خط كشيده شود.

3.     حاشيه نويسي

  1. جهت يادگيري مطالبي كه از اهميت چنداني برخوردار نيستند مورد استفاده قرار مي گيرد.

  2. خلاصه نويسي

خواندن مطلب /خلاصه نويسي روي دفتر يادداشت

6.كليدبرداري

روش مناسب خواندن و نوشتن نكات مهم / ابتدا درك مطلب و سپس يادداشت برداري ازنكات مهم

كلمه ي كليدي كوتاهترين ، راحت ترين ، بهترين و پرمعني ترين كلمه اي است كه با ديدن آن ، مفهوم جمله تداعي شده و به خاطر آورده مي شود.

7.     خلاقيت و طرح شبكه ي مغزي

اين روش بهترين شيوه براي يادگيري خصوصاً فرگيري مطالب درسي است . دراين روش مطالب خوانده شده ، بعد از درك حقيقي مطالب مهم به زبان خود فرد يادداشت مي گرددو درنهايت كلمات كليدي برروي شبكه ي مغز نوشته مي شود.

خلاصه اينكه ساماندهي نوشته ها به بهترين شكل و مشخص نمودن نكات اصلي و فرعي به منظور دستيابي به مطالب مهم به جاي دوباره خواني

اين روش درصد موفقيت تحصيلي شمارا تا حدود بسيار زيادي افزايش داده و درس خواندن را آسان نموده و بازده مطالعه را افزايش مي دهد.

 

مژده زرگر
[ چهارشنبه بیستم آذر 1387 ] [ 9:22 ] [ س -ع ] [ ]
استادي درشروع کلاس درس ، ليواني پراز آب به دست گرفت. آن را بالا گرفت که همه ببينند. بعد از شاگردان پرسيد: به نظر شما وزن اين ليوان چقدر است ؟
شاگردان جواب دادند 50 گرم ، استاد گفت : من هم بدون وزن کردن ، نمي دانم دقيقا“ وزنش چقدراست . اما سوال من اين است : اگر من اين ليوان آب را چند دقيقه همين طور نگه دارم ، چه اتفاقي خواهد افتاد ؟
شاگردان گفتند : هيچ اتفاقي نمي افتد، استاد پرسيد خوب ، اگر يک ساعت همين طور نگه دارم ، چه اتفاقي مي افتد؟
يکي از شاگردان گفت : دست تان کم کم درد ميگيرد.
حق با توست . حالا اگر يک روز تمام آن را نگه دارم چه؟
شاگرد ديگري جسارتا" گفت : دست تان بي حس مي شود عضلات به شدت تحت فشار قرار ميگيرند و فلج مي شوند . و مطمئنا“ کارتان به بيمارستان خواهد کشيد و همه شاگردان خنديدند.
استاد گفت : خيلي خوب است . ولي آيا در اين مدت وزن ليوان تغييرکرده است؟
شاگردان جواب دادند : نه
پس چه چيز باعث درد و فشار روي عضلات مي شود ؟ درعوض من چه بايد بکنم؟
شاگردان گيج شدند. يکي از آنها گفت : ليوان را زمين بگذاريد.
استاد گفت : دقيقا" مشکلات زندگي هم مثل همين است اگر آنها را چند دقيقه در ذهن تان نگه داريد اشکالي ندارد. اگر مدت طولاني تري به آنها فکر کنيد، به درد خواهند آمد اگر بيشتر از آن نگه شان داريد، فلج تان مي کنند و ديگر قادر به انجام کاري نخواهيد بود.
فکرکردن به مشکلات زندگي مهم است. اما مهم تر آن است که درپايان هر روز و پيش از خواب، آنها را زمين بگذاريد به اين ترتيب تحت فشار قرار نمي گيرند هر روز صبح سرحال و قوي بيدار مي شويد و قادر خواهيد بود از عهده هرمسئله و چالشي که برايتان پيش مي آيد، برآييد.
دوست من ، يادت باشد که ليوان آب را همين امروز زمين بگذاري زندگي همين است.
[ دوشنبه هجدهم آذر 1387 ] [ 8:20 ] [ س -ع ] [ ]

پند چکاوک

مردی مرغ چکاوکی را به دام انداخت و خواست که او را بخورد . چکاوک که خود را اسیرمرد دید گفت ای بزرگوار تو در زندگی ات این همه مرغ و خروس و گاو و گوسفند خورده ای و از خوردن آن زبان بسته ها هرگز سیر نشده ای و از خوردن من هم سیر نخواهی شد مرا آزاد کن تا به جای آن سه پند به تو بدهم که در زندگی ات به دردت بخورند و با به کار گیری آنها نیکبخت شوی .

و اما اولین پند این است که هیچگاه سخن محال را باور نکن

مرد که از شنیدن اولین پند خوشنود شده بود چکاوک را رها کرد و چکاوک بر سر دیوار نشست و گفت پند دیگر اینکه هرگز بر گذشته غم نخور و بر آنچه از دست داده ای حسرت نبر .

سپس ادامه داد . اما در بدن من مرواریدی گرد و گرانبها وجود داشت به وزن 300 گرم که با آزاد کردن من بخت خود و سعادت فرزندانت را بر باد دادی زیرا مانند آن در عالم وجود ندارد .

مرد از شنیدن این سخن از حسرت و ناراحتی به خود پیچید و شیون کرد . چکاوک که حال او را دید گفت مگر نگفتم بر گذشته غم نخور و حسرت چیزی را که از دست دادی نبر ؟ و مگر نگفتم حرف محال را باور مکن من 100 گرم هم نیستم چگونه مرواریدی 300 گرمی در بدن ما جا می گیرد .

مرد که به خوشش آمده بود خوشحال شد که چکاوک دروغ گفته و پرسید خوب پند سومت چیست ؟

چکاوک گفت با آن دو پند چه کردی که سومی را به تو بدهم  

از مثنوی معنوی

[ یکشنبه هفدهم آذر 1387 ] [ 10:6 ] [ س -ع ] [ ]
برای خودتان ارزش قائل شوید

وقتی به خود عشق بورزید دیگران را هم دوست خواهید داشت.به همان وسعت وعمقی که بتوانید خود را دوست بدارید.تنها به همان وسعت عمق می توانید دیگران را دوست بدارید.هیچ کس نمی تواند چیزی را که مالک نیست؛ببخشاید. برای بخشایش عشق باید عشق؛ داشته باشید.

نیروی بی نهایتی از عشق درنهاد هر انسانی نهفته شده است که در انتظار شناسایی شدن وگسترش یافتن است.بنابراین به خاطرکوچک ترین کار خوبی که انجام می دهید؛خود را ستایش وتشویق کنید.شماعادت کرده اید برای کارهای بد ونادرست خود؛به بهانه های مختلف خود را سرزنش کنید؛ اما یک هم خود را شایسته ی تشویق وستایش ندانسته اید

هم اکنون فکر کنیدوببینید ازآغاز روز تا کنون چه قدر کار مثبت ونیکو انجام داده اید یادتان نرود برای یک ساعت درس خواندن یا مطالعه ی کتاب های مفید صبور بودن در مشکلات؛مرتب کردن اتاق؛نامه نوشتن به دوستان وجویا شدن از احوال آنها وهرکارمثبت دیگری که انجام داده اید؛ حتما خود را تشویق کنید به خود آفرین بگوئید وبرای خود کف بزنید. به خویشتن قول دهید؛ به کارهای مثبتی که انجام می دهید خود را به خوردن بستنی؛پیاده روی؛سینما رفتن؛گردش رفتن در پارک؛خرید هدیه وعیره دعوت کنیدودر اولین فرصت ممکن به قولتان عمل نمائید.

ازکتاب۸۰۰راه رسیدن به آرامش وشادی

[ شنبه شانزدهم آذر 1387 ] [ 8:25 ] [ س -ع ] [ ]

 

زندگی موهبتی است که به ما ارزانی شده است و تا وقتی امید هست، زندگی هست.
ما قدرت آن را داریم که نومیدی را به امید، شکست را به پیروزی و اشک را به خنده مبدل سازیم به شرطی که به زندگی و شگفتی های آن، به لذت ها، ناامیدی ها، تلا ش ها، رنج ها و دردها «بله» بگوییم.اگر بکوشیم کلماتی از قبیل: «بله»، «امکان دارد»، «همیشه»، «امیدوارم» و «می توانم» را در فرهنگ لغات خود و اعضای خانواده وارد کنیم آنگاه شاهد تجلی شادی‌ها خواهیم بود.

ما قدرت آن را داریم که همه پدیده های شادی بخش زندگی را در اختیار داشته باشیم و آن‌ها را برای خود خلق نمايیم. فقط کافیست تصمیم به تغییر بگیریم.
اگر تصمیم بگیریم از امروز هر لحظه با عشق و غوطه ور در عشق زندگی کنیم معنی و مفهوم حیات و شادزیستن را بهتر درک خواهیم کرد و از آن لذت خواهیم برد. «زندگی ریاضیات است، پس بیايیم اعتماد را در زاویه چشمانمان جای دهیم. شادی را به توان برسانیم، غم و اندوه را تفریق کنیم، کینه و نفرت را جذر بگیریم و همدلی و دوستی را ضرب کنیم و محیط و مساحت محبت را در دایره قلب دیگران به دست آوریم.»

شادزیستن چیست؟
انسان موجودی شادی خواه و لذت طلب است. هرگز داشتن مال و اموال، نشانه خوشبختی و بی نوایی و فقر نشانه بدبختی نیست. اگر چنین بود ثروتمندان باید شادترین و فقرا بدبخت ترین افراد باشند، در حالی که همیشه چنین نیست. تمام شورها، شوق ها و لذایذ بهشت زندگی منتظر کسانی است که با تلاش و تفکر و مقاومت، خود را به این بهشت می‌رسانند.
بهشت در نزدیکی ماست ولی فقط برای کسانی متجلی می‌شود که دلشان ناب و بی غش باشد. این افراد دلیر و امیدوار زندگی می‌کنند تا همیشه شاد و بانشاط باشند و از زندگی بهره مند شوند، درست است که گفته اند: «زندگی به یک شب تار می‌ماند، باید چراغ خود را به دست خود بیفروزیم و زندگی خود را روشن کنیم.»
آیا دقت کرده اید وقتی که احساس خوبی درباره خود دارید، دیگران هم بهتر از همیشه به نظر می‌رسند؟ جهان بازتاب و عکس العمل رفتار خود ماست، وقتی از خودمان بیزاریم از همه بیزاریم و وقتی به همین که هستیم عشق می‌ورزیم، تمام جهان در نظرمان دوست داشتنی است.
بهتر است افکار شاد و سلامت داشته باشیم و سلامتی را حق انسانی و شایسته خود بدانیم. با خود ملایم باشیم و خانواده خود را بپذیریم.
دوست بداریم و بدانیم که یکی از کلیدهای شادی و خرسندی تمرکز ذهن بر لحظه حال است. این لحظه تنها زمانی است که در اختیار داریم و از لحظه بهتر چیزی بسازیم که آن شادی است.
آبراهام لینکلن گفته: «اغلب مردم تقریباً به همان اندازه شاد هستند که انتظارش را دارند».
شاد بودن می‌تواند یکی از بزرگ‌ترین مبارزات ما در زندگی باشد. برای شاد بودن باید بر افکار شاد تمرکز کنیم.
لازمه شاد زیستن جست وجوی زیبایی ها و خوبی هاست. همه چیز در دست ماست.
به گفته کازانتراکس: «قلم و کاغذ و رنگ در اختیار شماست. بهشت را نقاشی کنید، بعد وارد آن شوید».
در میان ما ایرانی ها جمله «این نیز بگذرد» رایج است. ما هرگز نمی دانیم که در آینده چه شادی ها، ثروت ها و نعمت هایی در انتظارمان است. پس لحظه حال را غنیمت بدانیم و نهایت استفاده را از آن ببریم.

شیوه های کسب احساس شادمانی در زندگی
۱ ) هرگز از پرسش کردن باز نمانیم: هرگاه از انجام کاری دلزده و خسته شدیم از خودمان بپرسیم چگونه می‌توانیم کارهایمان را بهتر، سریع‌تر، ساده تر، آسان تر و سرگرم کننده تر انجام دهیم تا به هدف نهایی برسیم!
۲) احساس ناامیدی را از خودمان دور کنیم: اگر در مسیر زندگی امید خود را از دست دادیم مأیوس نشویم و هرگز فکر نکنیم راهی را که پیش گرفته ایم، آخرین راه است. پیوسته به دنبال راه های دیگر باشیم چرا که: «عاقبت جوینده یابنده است».
۳) ضعف های خودمان را بپذیریم: واقعیت این است که هر کس ضعف هایی دارد، به جای فروماندن در ضعف های خود و گرفتار شدن در دام یأس و ناامیدی، بکوشیم انتقادپذیر بوده و بر ضعف هایمان غلبه کنیم و به دنبال راهکار باشیم.
۴) نقاط قوت خود را تقویت کنیم: انسان مجموعه ای از استعدادهای گوناگون است که می‌تواند با شناسایی و رشد و پرورش آن به کمال برسد. با کشف توانایی های خودمان و پرداختن به کارهای مثبتی که علا قه داریم ، بیشترین لذت را از زندگی مان ببریم.
۵ ) از مطلق گرایی دوری کنیم: ما در گستره ای از نسبیت ها زندگی می‌کنیم. تلاش کنیم از هر چیزی به نسبتی که می‌توانیم بهره گیریم. هیچ کس برای همیشه نمی تواند قهرمان شود. پس ما بیشترین تلاش را انجام دهیم و از نتیجه به دست آمده خرسند باشیم، خواه پیروز شویم یا نشویم.
۶) با خودمان صادق و روراست باشیم: صادق نبودن با خود، آسیب رسان تر از احترام نگذاشتن به خود است. مواردی را که با خودمان روراست نبوده ایم بنویسیم و راه صادق بودن را با بررسی خطاهای خود بیابیم. تابلویی از صداقت باشیم و درس صادق بودن را به فرزندانمان نیز بیاموزیم.
۷) بیشتر به زندگی برسیم: گلی را در باغچه یا گلدان بکاریم و آن را به زندگی مان تشبیه کنیم، همان طور که شاداب ماندن گل به رسیدگی و پرورش نیاز دارد، زندگی خود و خانواده مان هم به مراقبت، تقویت، پرورش و... نیاز دارد.
۸) درگذشته زندگی نکنیم: اجازه بدهیم غبار گذشته از شانه هایمان فرو ریزد، هراندازه در تیرگی گذشته گام برداریم از روشنایی آینده دورتر خواهیم شد. فروماندن در گذشته، فروماندن در سیاهی است. باید گذشته را به پرسش کشید، ناپاکی هایش را گرفت و زنگارهایش را زدود و از آن به مثابه عنصری برای پی ریختن آینده و شادمانه زیستن در حال بهره گرفت.
خیام می‌گوید:
گر یک نفست ز زندگانی گذرد
مگذار که جز به شادمانی گذرد
۹) در حال شنا کنیم: در گذشته زندگی کردن و افسوس خوردن، دردی را دوا نمی کند، بلکه باید از گذشته و ناکامی های آن درس گرفت و بنای موفقیت را در زمان حال پی ریزی کرد تا آینده ای روشن پیش روی داشته باشیم. در آینده نیز زندگی نکنیم، زیرا ممکن است ما را به رویاهایی که شاید به وقوع نپیوندند، دلخوش کند و از واقعیت دور سازد. زندگی در زمان حال باعث می‌شود که علا وه بر واقع بینی از موفقیت هایی که داریم بیشترین و بهترین استفاده و لذت را ببریم.
هر گاه در زمان حال زندگی کنیم ترس را از ذهن خود دور می‌سازیم. چون ترس مقوله ای است مربوط به حوادث آینده. تجربه ثابت کرده است، کسانی که در زمان حال زندگی می‌کنند، مشکلا ت گذشته آن‌ها راخموده و منفعل نمی سازد.
۱۰) روی مواردی که کنترل داریم متمرکز شویم: وقتمان را روی مسائلی که در حد کنترل ما نیست سپری نکنیم. بر آن چه می‌توانیم کنترل کنیم مانند کمک کردن، سپاسگزاری کردن، کارکردن، خواندن، خندیدن و مانند این ها متمرکز شویم.
۱۱) همچون کوه استوار باشیم: به حقوق فردی و اجتماعی خود آگاهی پیدا کنیم و برای دستیابی به آن‌ها کوشا باشیم. تلا ش ما میزان دستیابی به حقوقمان را مشخص می‌کند. در ناملایمات زندگی، خود را نبازیم، از آن‌ها درس بگیریم، بدانیم که شکست مقدمه پیروزیست، مشروط بر آن که علت یابی نمايیم.
۱۲) یادگیری را فراموش نکنیم: مغز ماهیچه ای مانند سایر ماهیچه هاست. اگر مغزمان را با یادگیری و اندیشیدن ورز ندهیم، ورزیده نمی شود. برای پرورش مغز بهتر است آن را با فعال کردن از طریق یادگیری، درگیر نمايیم.
۱۳) در کمک کردن به دیگران پیشقدم باشیم: کمک به همنوع از وظیفه های مهم هر انسانی است. کمک کردن به دیگران این احساس را در فرد به وجود می‌آورد که او فرد با ارزشی است و می‌تواند به زندگی دیگران معنی ببخشد. همچنین وقتی می‌بینیم که توانسته ایم گره ای از کار دیگران بگشايیم، در درون خود احساس شادمانی و شعف می‌کنیم.
۱۴) گذشت داشته باشیم: همانگونه که لطف و مهربانی خداوند شامل حال بندگانش می‌شود چه خوب است ما نیز از خطاها و اشتباه‌هاي دیگران چشم پوشی کرده و راه آشتی را هموار سازیم تا ضمن خوشحال کردن آن‌ها، خودمان نیز با دور ریختن کینه ها به آرامش درونی دست یابیم.
حافظ می‌گوید:
دلی با غم بسر بردن جهان یکسرنمی ارزد
به می‌بفروش دلق ما، کزین بهتر نمی ارزد
حال چند توصیه پیشنهاد می‌شود: فکر کردن غیر از غصه خوردن است، غصه خوردن هیچ دردی را دوا نمی کند و فایده ای ندارد. در حالی که بر اثر فکر کردن راه هایی برای رفع نگرانی ها پیدا می‌شود.
هیچ مشکلی تا ابد باقی نمی ماند. پس برای رفع یا فراموشی مشکل پیشقدم شویم.
زمانی که ناراحت هستیم بد نیست محیط را ترک کرده و کمی پیاده روی کنیم.
حرکت و ورزش اثر نشاط آوری دارد. اگر زمان ناراحتی چند متر را با سرعت بدویم، خواهیم دید که حالت ناراحتی کاهش می‌یابد.
به نکات مثبت واقعه (پیشامد ناخوشایند) نیز فکر کنیم.
غم و افسردگی مسری است وقتی قیافه ما اندوهناک است، دیگران هم افسرده و ناراحت می‌شوند، همین طور وقتی شاد باشیم چهره دیگران شاد می‌شود. پس هنگام ناراحتی بهتر است جمع را ترک نموده و قدم بزنیم.
هنگام روبه رو شدن با وقایع ناگوار نیز با تسلط بر محیط تلاش نمايیم شادی از دست رفته را دوباره به محفل وجودمان دعوت نمايیم.
گذشته هرگز مساوی آینده نیست، هر چند که با ناملا یمات روبرو شده ایم، می‌توانیم فکر کنیم که دوران بدبختی به پایان رسیده و خوشبختی از فردا شروع می‌شود.
راز شاد زیستن، انجام دادن آن چه دوست داریم نیست. دوست داشتن آن چیزی است که انجام می‌دهیم.

 منبع: راز شاد زیستن

[ چهارشنبه سیزدهم آذر 1387 ] [ 12:12 ] [ س -ع ] [ ]

۱۲آذر، روز جهاني معلولين است و در تقويم كشور ما نيز به تبعيت از ساير كشورها، اين اسم در مقابل اين تاريخ حك شده است. با اين هدف كه در اين روز جامعه قشر معلول را بيشتر و بهتر بشناسد.

 گر نباشد چشم ظاهر عیب نیست در نبود چشم دل باید گریست

اول سلام به خدای مهربانم ، خدایی که تمام هستی و زندگی ام از قدرت اوست

سلامی به گرمی خورشید همراه با عطر گلهای شقایق برتمامی دلهای عاشق زندگی و تمامی انسانها زندگی برای من زیباست چون قدرت لایزال الهی زندگی و تمام لحظاتم را زیبا می بینم.

عشق برای من زیباست چون اراده ای دارم از جنس آسمان که در برابر تمام تیرگی ها ایستادگی خواهم کرد نفس کشیدن برای من زیباست چون با ایمان به خدا و تلاش و پشتکارم به قله های رفیع سعادت خواهم رسید من انسانم و حق زندگی کردن دارم سپس برای زندگی و موفقیتم تلاش می کنم و امیدم به خداست.

معلولیت من ، محرومیت نیست بلکه محدودیت است و محدویت نمی تواند مانع تکامل روحم شود .

اگر پایی برای دویدن ندارم در عوض قلبی سرشار از امید دارم که می توانم با توکل بر روزنه های قدرت الهی ، قله ها ی بلند سعادت و خوشبختی را یکی پس از دیگری پشت سر بگذارم و به اوج آسمان پاکی و انسانیت برسم .

اگر دستی را برای لمس کردن ندارم در عوض روحی بی آلایش دارم و به وسعت دریا که با نور الهی و عشق به آسمان خوشبختی ، می توانم تک تک ذرات موجود روی کره ی زمین را ببینم و لمس کنم .

اگر چشمی برای دیدن  و نگاه کردن ندارم در عوض دلی دارم به وسعت دریا که با نور الهی و عشق به آسمان خوشبختی ، می توانم تک تک ذرات موجود روی کره ی زمین را ببینم و حس کنم.

اگر گوشی برای شنیدن ندارم در عوض احساسی دارم به پاکی گلهای سرخ و دلی دارم به ظرافت گلبرگ های لاله عاشق ، که با تکیه به عطر دل انگیز گلبرگ های احساسم کوچکترین صداهای روی زمین را هم می توانم بشنوم.

صندلی چرخ دار من کالسکه ی ذرینی است می توانم با راندن چرخهایش به سوی آسمان آبی سرزمین آرزوهایم سفر کنم و به تمام رویا های دوست داشتنیم برسم.

عصای سفید من محکم ترین و پاکترین مسیری است که مرا به خود می رساند و برای سفر به پاکترین و زیباترین جاده های زندگی یاریم می کند.

من خدا را دارم ، عشق دارم ، روح دارم، هدف دارم ، و زندگی و زنده بودنم را دوست دارم .

من با صلاحدید وتدبیر  و تدبیر خدا به دنیا آمدم سپس به خدا و سرنوشتم ایمان دارم و برای درخشندگی لحظه هایم تلاش می کنم .

من به جاودانه بودن روحم ایمان دارم پس هیچ مشکلی نمی تواند خاموش و نا امیدم کند.

اگر از نگاههای مردم غمگین می شوم نشانه های ضعفم نیست غم من به دلیل این است که چرا نگاه ها فقط به ظاهر انسانهاست. در صورتی که ممکن است در پی این ظاهر روح قدرتمندی نهفته باشد.

اما دیگر از نگاهها غمگین نخواهم شد زیرا وقتی می یبنم مردم با دیدن من آه زیبایی می کشند و چند  قدم آن طرف تر خداوند را شکر می کند و به خاطر سلامتی خود پروردگار را سپاس می گویند گویی احساس پرواز می کنم و   تمام وجودم را فرا می گیرد .

اگر برای اشتغال ، تحصیل ، رفت و آمد ، بین مردم مشکل دارم برای رفع تمامی معضلاتم تلاش می کنم و می دانم که تو ای هم وطن مهربان ، مرا باور داری و برای رسیدن به مقصدنهایی یاری ام می کنی .

من یاریت را دوست دارم ، عشقی که در دلت برای خدا می تپد دوست دارم ، من محبت و صفای قلبت را دوست دارم و می دانم که در تمامی لحظه ها با دیدن قدرتهای الهی شکر گذار خدا هستی .

بیا خدایمان را شاکر باشیم و برای تمام نعمت هایی که به ما ارزانی داشته پروردگار.  را سپاس گوییم . بیا خودمان را مثل همیشه باور کنیم تا به آنچه که لایقش هستیم ، برسیم و آینده را روشن ببینیم

                                                                                                   

[ سه شنبه دوازدهم آذر 1387 ] [ 9:38 ] [ س -ع ] [ ]

 

قبل از خواندن این مطلب سی ثانیه چشمان خود را ببندید

نابینایان چگونه خواب می ببنند

شاید یکی از جالب ترین سؤالاتی که افراد بینا در مورد نابینایان می پرسند درباره خواب دیدن نابینایان است؛ اینکه آیا نابینایان خواب می بینند؟ آیا در خواب رنگها را هم می بینند ؟ و...

می توان این سؤال را با توجه به نوع نابینایی فرد پاسخ گفت :

الف- نابینایان مطلق :

این دسته افرادی هستند که از بدو تولد از دیدن محروم بوده اند. آنان حس لامسه و شنوایی قوی دارند و در خواب بیشتر صدای انسانها را می شنوند و اشیاء را لمس می کنند. همه صحنه ها و اتفاقات در خواب برای نابینایان اتفاق می افتد ولی تصویری از این صحنه ها مشاهده نمی کنند. نابینایان مطلق هیچ گونه ادراکات بصری در خواب ندارند. زیرا در بیداری از حس بینایی محروم اند.

 ب- نابینایان دیر نابینا:این گروه افرادی هستند که پس از تولد بر اثر بیماری یا حادثه ای بینایی خویش را از دست داده اند . آنها دقیقا همانند یک فرد بینا خواب می بینند ، همان طوریکه قبل از نابینایی خواب می دیدند. آنها محیط های جدیدی که هرگز ندیده اندرا نیز در خواب می بینند. حتی ادراکات بصری آنان قوی تر از گذشته عمل می کند درجات معلولیت بینایی ، نقش بسزایی در الگوی خواب و بیداری افراد نابینا دارد و این نکته حائز اهمیت است که افراد نابینا یک سیکل شبانه روزی واحد را طی می کنند.

   خواب متناقص با محتوا یا بدون محتوای رؤیا در نابینا با جایگزین هایی همراه است و این جایگزین ها تصویرسازی ذهنی نیستند . مفاهیمی همچون شرافت، خوبی، عدالت در ذهن نابینایان به شکل ثابتی تجسم می یابد و همین مفاهیم فرا مفهومی دررؤیا تبلور می یابد نه تجسم بصری .

درواقع نابینایان در ساخت مفاهیم انتزاعی مشکلی ندارند و از طریق تجسم بدون ابعاد بصری قادرهستند که خواب ببینند .

[ دوشنبه یازدهم آذر 1387 ] [ 7:17 ] [ س -ع ] [ ]

نامه پدری به کودک ناشنوایش

روزی که چشم به جهان گشودی  من ومادرت بی پروا شادمانی کردیم  نامت را نشاط گداشتیم .مشارکت  دوستان واقوام  نزدیک در این شادی بیشتر ذوق زده مان کرد . پیکرزلال و معصومت را که برای اولین بار لمس کردم نگاهم را به آسمان دوختم با هزاران آرزوی پا کیزه برایت خوشحال بودم و زایشی دوباره احساس می کردم .چون تداوم خویش را در تو می دیدم .من از آن روزی که خودم را شناخته بودم بنده ای شاکر بودم واینک که تو را درآغوش مادرت سالم وسر زنده می یافتم  نوازش پدرانه ام را  بی اختیار نثارت  می کردم

وآن گاه بوی خوش زندگی در مشامم می پیچید وتشکرم از آفریدگار صد چندان می شد

آه .صد دریغ وهزار افسوس . نمی دانم از سادگی من و مادرت بود ویا دست سرنوشت آن گونه نوشت تا این اشتیاق وخوش کامی از روزگار برای من ومادرت مجالی اندک یابد وآفتاب اقبال تو یعنی من یعنی تداوم من درتو با خدشه ای  جگر گداز همراه شود.

آه نشاط عزیز دخترک  نازنینم کاش حال مرا ومادرمهربانت رادر عصر چهارشنبه چهارشنبه ای که در آن عزایی دهشتناک  برزندگیمان مستولی گشت درک می نمودی شاید ادراک این درد برایت بسیار سنگین بود وبهتر آن بود که در این شریک نباشی  

آن روز مادرت پریشان بود ومن سر رسیدم هر روز با آرزویی خوش برای آینده ات پگاه می رفتم وعصر با دستی پر به کانون گرمی که از وجودت فروغی دلنشین یافته بود بر می گشتم هر روز صبح مادرت با لبخند بدرقه ام می کرد وعصر با نشاط وگشاده رویی پذیرایم بود.

آن روز چهره اش مات ومضطرب می نمود از تو پرسیدم  از نشاط زندگیمان به آرامی پاسخ دادخوابیده باز پرسیدم :چرا سگرمه هایت در هم است؟ جوابی نداد چشمانش همیشه با من رو راست بود ازآن ابتدا دیدم قطر ه ای  اشکی غلیظ بر گونه ی مضطربش. درآن حال گفت : به گمانم  نشاط نمی شنود. گوش هایش گویا کرند .....و زد زیر گریه .مادرت با چهره ای تکیده و جغجغه به دست پشت سرت ایستاده بود وبه من می گفت ببین...ببین.....آری تو اصلا نسبت به صداها عکس العملی نشان نمی دادی......

از فردای آن روز کار ماشده بودسر زدن به پزشک وشنوایی شناس از این مطب به آن مطب واز کلینیکی به کلینیکی دیگر .به دنبال روزنه ای . از امید بار سفر بستیم به سوی پایتخت . جواب آزمایش ها نا امید کننده بود

خدای من .نشا ط من ناشنواست ؟آخر چرا بچه ی من ؟ مادرت مرا دلداری می داد . او قبل از من واقعیت را پذیرفت. او با این که دارای روحی لطیف بود .سختی ها ومرارت ها را بهتر از من تحمل می کرد  یامن این گونه خیال می کردم .

دخترکم دیگرنه برای من ومادرت ونه برای تو هیچ اهمیتی ندارد که علت ابتلای تو به این نقیصه چه بوده است .

عزیزکم می دانم که ما را سر زنش نخواهی کرد  زیرا که تو توانایی پذیرفتن واقغیت ها وتحمل سختی ها را از مادرت به ارث برده ای ......... 

نشاط عزیزم  اکنون که این نامه را می نویسم  پنج ساله شد ه ای مدتی است که به همراه مادرت هر روز به کلاس آمادگی می روی وراه ورسم روابط اجتماعی را در مرکز آموزش ناشنوایان با همت نربی دلسوزت فرا می گیری . دخترکم من ومادرت  با دیدن مربی کلاست وشنوایی شناس آموزشگاه که برای استفاد بهینه از باقیمانده شنوایی ات به تربیت شنیداری تو اهتمام می ورزند به آينده امید وار می شویم.

اولین روزی که کلمه بابا را بر زبان آوردی هرگر فراموش نخواهم کرد .مادرت آ ن روز آن قدر خوشحال بود که به آن چه آرزو می کرده رسیده است .

نشاط عزیز دیگر من ومادرت آن رورهای سخت وپرواهمه را پشت سر نهاده ایم  زیرا که نوید حوشبختی تو در گوشهایم طنین انداز است .به امید روزی که بتوانی نامه ام را بخوانی.

 

 

 

 

[ شنبه نهم آذر 1387 ] [ 10:25 ] [ س -ع ] [ ]

طبقه بندی حساب نارسایی :

1- حساب نارسایی واژه ای : در این نارسایی ناتوانی در خواندن نمادهای ریاضی (اعداد ، ارقام ، علائم عملیاتی)وجود داردودر شدید ترین حالت کودک قادر به خواندن مجزا یا علائم ساده عملیات (+ ،- ،* ، ) نیست و در شکل  دانش آموز نمی تواند اعداد چند رقمی را بخواند به خصوص وقتی یک صفر در وسط عدد باشد و در بعضی موارد 7 به جای عدد 8 یا رقم اعداد با هم جا به جا می کند 13 به جای 31.

2- حساب نارسایی تمرینی : این افراد اختلال در مواردی نظیر شمارش تعدادی از اشیاء ، تخمین و مقایسه اعداد ناتوانی در مرتب کردن اشیاء به ترتیب بزرگی و بیان اینکه کدام اشیاء بزرگتر یا کوچکتر است .

3- حساب نارسایی اندیشه ای : این افراد در توانایی درک در روابط ریاضی مورد نیاز برای محاسبۀ ذهنی دچار مشکل می شوند این افراد ممکن است قادر به نوشتن و خواندن اعداد باشند ولی قادر به تشخیص رابطه دو عدد نیستند . به عنوان قادر به درک رابطه بین دو عدد 9 و 18 .

انواع مشکلات در حساب : توانایی تشخیص

1- تشخیص شکل : توانایی تشخیص دایره از مربع نمونه ای از مهارت پایه است که برای موفقیت های بعدی فرایندهای حساب مورد نیاز است بسیاری از کودکان از درک تفاوت میان اشکال گوناگون عاجزند و در نتیجه ممکن است این اشکال را غده نامگذاری کنند برای برخی از کودکان مربع نشانگر چهار خط بی ارتباط با یکدیگر است نه خط متصل بهم مشکل کودک در شناسایی اشکال می تواند در تشخیص و شناخت اعداد به خصوص اثر بگذارد . تفاوت بین 5و3و7و8 به جای یکدیگر به کار برند.

2- تشخیص اندازه : تشخیص ارتباط های موجود میان اندازه ها در درک مفاهیم ریاضی اهمیت بسیار دارد . اگر مفاهیم مجسم هندسی چون بزرگ ، کوچک ، بلند ، کوتاه و مفاهیم انتراعی عدد چون بیشتر دکتر برای کودکان قابل درک نباشد وی احتمالاَ قادر نخواهد شد مفاهیم انتراعی خود اعداد را فرا گیرد کودکی که قادر نیست دایره بزرگتر را از دایره کوچکتر تشخیص دهد . در آینده قادر نخواهد بود میان عدد بزرگ و کوچک تفاوت قائل شود .

تناظر یک به یک

تناظر یک به یک در یادگیری شمارش اعداد تأثیر بسزایی دارد کودکانی که در تئاتر یک به یک دچار مشکل هستند شمارش را به این طریق انجام می دهند.

3- شمردنشمارش گام اول در آموزش حساب است . بسیاری که نمی توانندبه گونه ای معنی داری بشمارندبعد ها در مهارتهای محاسباتی پایه ای جمع و تفریق با اشکال رو به رو خواهند داشت علت تناظر یک به یک به خاطر سپردن توالی اعداد ، عدم تداعی بین نماد کمیت .

1- شمارش اجسامی که کودک آنها را به گونه ای مشابه درک می کند . مثلاَ گلدانها با اندازه های متفاوت .

2- شمارش که دریک نگاه می شود آنهارادیدولی قابل لمس نیستند مثل درختان و یاساختمانهای دور.

3- شمارش اجسامی که فرد باید به اطراف حرکت کند ، تختخواب ها ، درها ، قفسه ها

4- شمارش اجسامی که در آن واحد حضور ندارند مثل شمارش پرندگانی که در هوای آزاد در حال گردش هستند

5- شمارش راه های فرعی اجسام . دانه های قرمز یک        .

6- ارزش مکانی

پیشرفت و موفقیت در دو عمل جمع و تفریق به درک ارزش مکانی بستگی دارد برخی از کودکان از انجام تفریق هایی که نیاز به انتقال یا قرض گرفتن اعداد دارند عاجزند.

1- تعیین این که آیا کودک واقعاَ ناتوانی یادگیری را دارد یا خیر؟

2- تعیین اینکه میان تلاش و پیشرفتی که حاصل می کند تناسبی وجود دارد یا نه ؟

3- تعیین موانع و محدودیت هایی که فراگیری کودک را با مشکل مواجه می سازد.

4- تعیین برنامه آموزشی – درمانی و توانبخشی

خطاهای اسباتی : تعدادی از دانش آموزان با این که عملیات مربوط به ریاضی را به خوبی می دانند امّا به علت عدم توجه کافی ، دچار اشتباهی می شوند که نمره آنها را در درس ریاضی کاهش می دهد .

1- عدم توجه به علامت ها : به علت عدم توجه کافی به علامتها به جای تفریق ، جمع ، ضرب ، تقسیم می کنند.                                                                                                         97                    97      

                                                                                                4  *                               79     -

                                                                                               101                     176

2- عدم دقت به ستونها : یکان ، دهگان ، صدگان را به دقت در ستون مربوطه نمی نویسند و در نتیجه عمل جمع و یا تفریق را اشتباه انجام می دهند.

                                                            97                                                                    97

                                                            79        +                                                          79  -

                                                            1049                                                                707

3- به دلیل عدم توجه کافی گاهی فراموش می کنند عدد آخر را بنویسند.

                                                                        97                                            97

                                                                        79        +                                  79 -

                                                                        88                                              106

4- جا انداختن اعداد : یکی از اعداد را هنگام جمع یا تفریق جا می اندازند.

                                                                                               

                                                                                               

 

5- محاسبه نکردن یک عدد : بدون محاسبه یک عدد آن را می نویسند.

                                                                                                                        97

                                                                                                                        3   *

                                                                                                                        921

6- به کار بردن نادرست عضو خنثی : مفهوم عضو خنثی ضرب را در جمع به کارمی برد

                                                                                                                        91

                                                                                                                        13 +

                                                                                                                          93

ارزیابی های رایج در حیطه ناتوانی یادگیری

1- رسمی                                                           2- غیر رسمی

تحلیل تکلیف                                                       2- استفاده از    های رفتاری

 

تمرینات تن آگاهی و تنش اندام

1- اشاره به اندامها : از کودک می خواهیم به اعضاء تخلف بذن خود اشاره کند مثلاَ ابرو ، بینی ، مچ  پای چپ ، پای راست

2- بازی اجزاء فراموش شده : تصاویری را به کار ببرید که اجزایی از آن مفقود شده باشد و از کودک بخواهید آنچه را که فراموش شده نامش بگوید یا آن را ترسیم کند.

3- به اندامهای مختلف کودک دست بزنید و از کودک بخواهید با چشم بسته نام آن قسمت را ذکر نماید

4- پیگیری دستورات : دستور دهید کودک دست چپش را روی گوش راست و دست راستش را روی گوش چپ قرار دهد

5- یک سری دایره و شکل های رنگی را روی زمین قرار دهید پای چپ را روی دایره سبز بگذار – پای راست را روی دایره قرمز بگذار .

تمریناتی برای هماهنگی چشم ،دست و توجه و تمرکز

1- پرتاب کردن اشیاء به سوی هدف – باد بادک – گلوله های نخی – توپ های پلاستیکی

2- ترسیم یادگیری خطوط حروف و اعداد را روی کاغذ ترسیم و جهت حرکت را با فلش مشخص می کنیم .

3- بند کردن مهره – سوزن نخ کردن – بند کفش – بستن  

4- به کودک می گوییم با دستها و بازوان خویش آزادانه در فضا طرح هایی را تولید کند این طرح ها از ساده شروع می شود.

5- پس از کسب مهارت در ترسیم طرههای هندسی از کودک خواسته می شود مفاهیم مربوط به ریاضی مانند + ، - و .... را در فضا ترسیم کند.

6- بریدن با قیچی : از کودک می خواهیم اشکال هندسی داده شده را قیچی کند مثلاَ دایره – مربع – مثلث انداختن توپ در   ، بازی توپ راکت ، پیچاندن ، نخ دور قرقره

7- کنترل آب : ریختن آب به مقدار معین و حمل آن در کوزه با ظروف مدرج

تمرینات حرکتی بزرگ

هدف این فعالیت توسعه آرامش روانی و سودمندی حرکات بدنی – افزایش حس جهت یابی فضایی و آگاهی تن است این تمرینات شامل تمرینات گام – تمرینات زمینی – تمرینات چوب موازنه

1- تمرینات گام : کودک را وادارید از یک مسیر مستقیم یا مسیر خمیده به سوی هدف مشخص شده گام بر دارد.

2- گام به عقب همان مسیر پیشین این بار به عقب طی می شود.

3- حرکات گوناگون : کودک در مسیر های گوناگون حرکت کند در حالیکه اشیایی را حمل کند او باید اشیاء را در نقاط مشخص رها کند.

4- تقلید راه رفتن حیوانات : در اینجا کودک راه رفتن حیوانات را تقلید می کند.

5- عبور از روی نشانه ها

ب : تمرینات زمینی : 1- حرکت دست ها و پاها کودک روی زمین طاقباز می خوابد و اعضاء بدن خود مطابق دستور حرکت می کند. 2- سینه خیز 3- خزیدن با مانع یک مسیر با مانع از جعبه – حلقه ها – میز ها بشکه ها از بین آنها رد شود.

ج : 1- گام به جلو : کودک به آرامی از روی تخته موازنه به طرف جلو حرکت می کند

2- گام به عقب : در حالیکه تعادل خود نگهداشته به عقب حرکت می کند.

راهبردهای آموزشی

 1- لوازم آموزشی : یک میز بزرگ با وسایل لازم می تواند برای انجام تمرین های شمارش مفید باشد وسایل لازم عبارتند از : چرتکه، نخود ، لوبیا ، چوب ، پول ، خط کش

2- جور کردن و سوا کردن : نخستین گام در توسعه مفاهیم عددی ، توانایی در تمرکز ، دقت و بازشناسی اشیاء و اشکال ساده است به کودک بگویید از داخل یک جعبه پر از مهره های رنگی آن تعداد را که رنگ قرمز دارند را سوا کند.

از بین وسایل غذا خوری قاشق ها را جدا کند از بین دکمه ها ، دکمه های بیضی شکل را پیدا کند.

3- معما و تخته های مشبک و میله دار و تابلوهای اشکال : این وسایل برای کمک به کودک جهت تمرکز یافتن دست اوروی اشکال وروابط فضایی سودمند است در مورد کودکی پیدا کردن و قرار دادن اشیای  حذف شده برای او دشوار است راهنمایی های زبانی و شنیداری مفید می باشد.

4- مفاهیم نسبت ، اندازه و طول: به کودک بگویید که اشیای مختلف را از نظر اندازه ، مقایسه و مقابله کند با این روش او می تواند به مفاهیمی چون کوچک تر – بزرگتر – دراز تر – کوتاهتر دست یابد . برای این کار از کارتهای آموزشی نظیر اشکال کروی – درختان – بریده های کاغذ – از کودک بخواهید اشیایی را که به نظر می رسد یک اندازه هستند پهلوی هم قرار دهد .

5- شمارش : برخی کودکان شمارش زبانی را یاد می گیرند امّا به مفهوم ارتباط هر عددبا یک شی ء پی نمی برند این گونه کودکان به گونه ای نامنظم می شمارند ظرف هایی را آماده کنید مثلاَ چند استکان را و هر کدام را با شماره ای مشخص کنید به کودک بگویید درون هر ظرف را برحسب شماره ای که دارد یا چیزهایی مثل در بطری ، مهره ، دکمه ، پیچ ، یا پولک پر کند.

6- ردیف کردن و ارتباط واحد به واحد: برای فراهم سازی پایه ای برای شمارش کودک باید مفهومی از روابط واحد به واحد داشته باشد . منظور از روابط واحد به واحد فعالیت هایی است که در جور کردن و ردیف کردن یک چیز دیگر مطرح می شود . مثلاَ به کودک بگویید با نگاه کردن به ردیف میله های چیده شده   دیگر مشابه آن را درست کند.

7- اعداد منظم : اعداد و نقطه های مساوی هر عدد را می توان در هر سطر برای فهمیدن هر عدد و نسبت های آنها به کار برد.

8- اندازه گیری : ریختن آب  ، ماسه ، نخود ازیک ظرف با اندازه و شکل خاص به ظرفی با ویژگی های متفاوت ، به کودک به در رشد و مفاهیم سنجش کمک می کند.

9- بازشناسی بصری اعداد: کودک باید یاد بگیرد که صورت رقمی اعداد مانند 7و8و3 و نیز به صورت حروفی هفت ، هشت ، سه را بازشناسی کند برای کودکی یک عدد را با عدد دیگر مخلوط می کند می توانیم ار رنگ راهنما استفاده کنیم مثلاَ دندانه های 3 را سبز و دنباله اش را قرمز می کنیم .

10- جهت یابی : این نوع حرکات برای کمک به کودک در فهمیدن مفاهیم شمال – شرق – جنوب – مغرب روی یک نقشه طراحی می شود می توانید دایره بزرگی روی زمین ترسیم کنید چهار جهت اصلی را روی این دایره از نقاط مناسب خود مشخص نمایید . پس از آن که کودک در مرکز دایره قرار گرفت به دستور مهم در جهات مختلف حرکت می کند.

11- آموزش جدول ضرب : برای آموزش جدول ضرب می توانید پازل های آموزشی تهیه کنید سپس هر پازل دایره را با خطی متفاوت برش دهید ضرب دو عدد را در یک قسمت و جواب آن را در قسمت دیگر بنویسید بهتر است جواب را بارنگ متفاوت ودرشت نوشته شود اگر کودکی مشکل شدید یادگیری دارد جواب آن را از کاغذ سمباده بریده و روی پازل بچسبانید.

بعد ازموفقیت در این مرحله برای ضربهایی که جواب یکسان دارند پازل هایی تهیه کنید که در یک طرف  تمام آن ضرب هاودر طرف دیگر پاسخ آنها نوشته شده باشدو به همان ترتیب قبل با کودک بازی کنید.

کارت های مسائل بریده شده : از مقوا کارت هایی بسازید که روی هر کدام مسائلی را جع به جمع و تفریق ، ضرب ، تقسیم نوشته شده باشد هر کارت را طوری از وسط ببرید که صورت مسئله در یک تکه و پاسخ آن در قطعۀ دیگر باشد تمامی این کارتها باید به نحوی بریده شده باشد که هر گاه فراگیر بخواهد پاسخ مسئله را پیدا کند تنها پاسخ واقعی هر مسئله که در تکه مقوای دیگر است شکل کامل و منظم را به وجود آورد. 

مفهوم ابقا  یا نگهداری اعداد: بعضی از کودکان مفهوم ابقاء یا نگهداری اعداد را نمی دانند مثلا وقتی تعدادی دکمه در اختیار کودک گذاشته می شود اگر نحوه قرار گرفتن آنهادبا هم درتشخیص تعداد آنها دچار مشکل می شود

 

[ پنجشنبه هفتم آذر 1387 ] [ 8:23 ] [ س -ع ] [ ]

ناتوانیهای یادگیری به دو دسته ی عام و خاص تقسیم می شود :

ناتوانیهای عام : این اختلالات از نظر رشد در سطوح خفیف ، متوسط و حاد قرار می گیرد و شامل تمامی کودکانی می شود که در تمامی زمینه های یادگیری دچار مشکل هستند .

خاص : در یک یا دو فرایند روانشناختی پایه مثل (شنیدن ، خواندن ، نوشتن ) استدلال کردن دچار مشکل است .

این  کودکان پس از ارزیابی های  متعدد  توسط آزمونهای هوشی  بهره ی هوشی 110-90 را کسب   می کنند.

ناتوانیهای خاص یادگیری ( نارسا نویسی (املاء ، انشاء) ، نارسا خوانی ، حساب نارسایی )

حساب نارسایی کودکی است که در درک مفاهیم کمی مربوط به درس ریاضیات دچار مشکل می باشد و هنگامی که این تحت ارزیابی های معلم ، روانشناس یا مشاور قرار میگیرد بین کارکرد کنونی او و پیشرفت مورد انتظار او بر مبنای ارزیابی های هوشی مشخص شده است تفاوت فاحشی وجود دارد.

نشانه های کودکان حساب نارسا

1. در شناخت تن آگاهی و نقش اندام و مکان و درمان دچار مشکل می باشند.

2. علامت های ریاضی را یاد نمی گیرند .

3. در فراگیری چهار عمل اصلی ضعف محسوسی از خود نشان می دهند .

4. مهارتهای ادراکی ، دیداری فضایی او تقریبا مختل است مثلاَ کپی کردن اشکال و احجام هندسی و

تشخیص تعداد مکعب های موجود در یک شکل دچار مشکل می باشد.

5. در درک اعداد و شکل هایی که نشان دهندۀ آن است دچار مشکل است .

6. در حل مسئله های کلامی و ارائه راه حل مناسب دچار مشکل می باشد.

7. در نوشتن درست اعداد اعشاری دچار مشکل می باشد.

8. در یادگیری جدول ضرب به طور روان ضعف دارد .

9. در گروه بندی اشیاء و به خاطر سپردن ترتیب اعداد دچار مشکل می باشد.

10. در به خاطر سپردن اصطلاحات ریاضی <=> دچار مشکل می باشد .

11. در زیر هم نوشتن اعداد دچار مشکل می باشد.

12. مسایل ثانویه رفتاری ، هیجانی ، نارسایی در توجه و فزون کنشی همراه این اختلال از خود نشان می دهند.

علل حساب نارسایی

1. آموزش ناکامی و ناصحیح : یکی دیگر از عواملی که باعث بروز اختلال در ریاضی می شود نقص در نظام آموزش ریاضی می باشد : 1- عدم رعایت ترتیب درست ومنطقی ارائه مطالب ریاضی2- فقدان برقراری ارتباط میان دانش آموخته شده با کاربرد آن در زندگی واقعی 3-

2. فقدان علاقه و انگیزش : به علت ناکامیهای پی در پی بسیاریاز کودکان هر گاه با چیزهایی روبرو می شوند که شباهت به ریاضی دارد دلسرد و نا امید می شوند در اینجا لازم است برای کودک فعالیتهایی تدارک دیده شود که احتمال موفقیت وی در آنها زیاد است .

3. اختلال مربوط به حافظه و اختلال در ادراک فضایی : برای موفقیت در فراگیری ریاضیات به یادگیر  مقدماتی اعداد  یادگیری  چهار عمل اصلی امری  ضروری می باشد اینگونه  کودکان  ممکن است نظام مقدماتی اعداد را فرا گیرند اما در به خاطر آوردن نتیجه ضرب ناتوان می باشد مفاهیم مربوطه به فضا هم درسالهای قبل ازدبستان حاصل می شود کودک حساب نارسا غالباَدرادراک روابط فضایی دچار مشکل می باشد. در شناخت بالا ، پایین ، روی ، زیر ، بلند ، کوتاه ، نزدیک و دور ، جلو ، عقب ، دچار سر در گمی شده و آنها را مخلوط می کند اختلال در ادراک فضایی موجب می شود که کودک نتواند فاصلۀ بین اعداد را تشخیص دهد مثلاَ شناسایی اینکه 3 به 4 نزدیک است یا به 6 برای او مشکل خواهد بود.

4. اختلال در ادراک بینایی حرکتی : بعضی از کودکان دارای ضایعه مغزی نمی توانند اشیاء را به ترتیب و با اشاره به   آنها بشمارند 1و2و3و4و5 این کودکان باید شمارش را از طریق استکاری و احساس فیزیکی آنها بیاموزند.

معمولاَ کودکان بهنجار به راحتی تعداد اشیاء موجود در یک مجموعه را تشخیص می دهند . همین طور مثلاَوقتی یک گروه از مجموعه ای سه تایی را به یک مجموعه چهارتایی اضافه کنیم سریعاَ حاصل جمع  دوگروه را محاسبه می کند اما بسیاری از کودکان که ضعف اساسی درریاضی دارند به آسانی قادر به   تشخیص تعداد اشیاء یک گروه یا یک مجموعه نمی باشند در ثانی چنانچه بخواهیم یک مجموعه چندتایی به همان گروه اضافه کنیم برای به دست آوردن حاصل جمع همه اشیاء را یک به یک از اول شماره می کنندو یک جا قادر به جمع بندی نمی باشند تعدادی از این کودکان نمی توانند با دیدن یک شکل هندسی آن را به صورت یک طرح هم بسته به ادراک در آورند برای این کودک یک مربع به صورت شکل مربع ظاهر نمی شود بلکه آن را به صورت چهار خط ناپیوسته و یا شش ضلعی یا حتی به شکل دایره تصور می کنند .

تعدادی از کودکان  نیزدر ادراک  بصری علائم اعداد دچار مشکل هستند به عنوان مثال در تشخیص جهت دندانه 2و6 دچار اشتباه می شوند و 7و8 را با هم مخلوط می کنند و یا 4و 6 را گاهی با هم کار می برند.

 

این مطالب بنا به درخواست تعدادی از دوستان نوشته شده و ادامه دارد.امیدوارم مفید باشد.

[ سه شنبه پنجم آذر 1387 ] [ 12:44 ] [ س -ع ] [ ]

 

دانش آموزان دیر آ‌موز

این گروه کودکان به علت کمی رشد ذهنی  قادر به فراگیری مطالب وحل مسائل مانند افراد عادی وهم سن وسال خود نیستند‍  دیر آموزان در واقع در واقع در میان گروههای عقب مانده ذهنی  از بالاترین درجه رشد

 

ذهنی برخوردار بوده و بزرگترین گروه از گروههای عقب مانده ذهنی را تشکیل می دهند بهره هوشی آنها

بهره هوشی آنها حدود 70تا85  است درصد قابل توجهی از  جمعیت دانش آموزان مدرسه رو را که معمولا

 

نمی توانند همراه وهمگام سایر همکلاسان همسال خود در تحصیل ویادگیری مطالب باشند از این گروه اند این گروه از دانش آموزان  از نظر تحصیلی ضعیف اما معمولا از نظر جسمانی .حسی وحرکتی.عاطفی اجتماعی و............با دیگر همکلاسان خود تفاوت چندانی ندارند .

 

باتوجه به ویژگیهای دانش آموزان دیر آموز عموما متخصین تعلیم وتربیت عادی واستثنایی را بر ایت عقیده است که ای قبیل دانش آموزان از آن جایی که از نظر رشد ذهنی تفاوت کمی با دانش آموزان عادی دارند  بهتر است در مدارس عادی هماره با سایر همسالان خود تحصیل نماید.

 

بدیهی است در مدرسه نیاز به مشاوره وراهنمایی  و خدمات فوق العاده آموزشی دارند ولازم است  اولیای دانش آموز نیز معلمان مربوطه را در تمرین و استمرار مطالب ویاد گیریها به نحوی که مقدور ومیسر باشد یاری نمایند.

 

ویژگی این گروه دانش آموزان آن است که دیر یاد می گیرند وزود فراموش می نمایند لذا تا کید بر تکرار واستمرار آموزشی ضرورتی بر همین اساس است وحصول موفقیت  فقط در سایه صبر وشکیبایی  واستمار در برنامه آموزشی وپایدای در آن است.

 

سخنی با والدین ومعلمان

 

ای کاش مرا سر زنش نکنی که من به علت عدم توانایی  مستحق  توانایی مستحق ملامت نیستم و اندک پیشرفتم را مقدمه پیشرفت دیگر تلقی کنی.

 

کاش صبورانه بگداری میزان سرعتم را خود تعیین کنم تا بدانی در پناه صبر تو خواهم آموخت.

 

کاش به من فرصت دهی تا کارهایم را خودم انجام دهم  وآهنگ کند رفتارم پذیرا باشی وبه تعجیل وادارم نکنی.

 

کاش درآموزش به من در انتظار معجزه نباشی تا از کوشش و مبارزه در آموختنم مایوس نشوی .

 

کاش  برای آموختن به من به راهنمای شفاهی آموزش کلامی بسنده نکنی من نیازمند رهبری عملی

تو ام

 

 

 

[ یکشنبه سوم آذر 1387 ] [ 9:47 ] [ س -ع ] [ ]
معلولیت در کمین همه  ماست(به بهانه روز جهانی معلولین)

همیشه معلولیت و ناتوانی را بسیار دور از خود می‌بینیم و آن را چیزی می‌پنداریم که به سراغ ما نخواهد آمد. کما اینکه در مورد تصادفات رانندگی هم، اتفاقی که رخ می‌دهد از همین منظر قابل بررسی است.

عدم رعایت مقررات، تخطی از سرعت مطمئنه، نبستن کمربند ایمنی و غیره ... اینها عمده‌ترین دلایل تصادفات هستند، که شاید در عمق خود از همین مثال نشأت می‌گیرد «حادثه در کمین دیگران است نه من...»

با نگاه فوق معلولیت نیز همیشه برای دیگران است، لیکن حقیقت ماجرا این است که در یک ثانیه، امکان رخ دادن معلولیت و ناتوانی برای همه ما وجود دارد، یک سقوط از بلندی، تصادفی به هنگام رانندگی، ابتلا به یک بیماری صعب‌العلاج، عدم رعایت دستورات بهداشتی، پزشکی و حتی عدم رعایت اصول آرگونومیکی در محیط‌های کار و سکونت و عدم تغذیه صحیح در دوران بارداری و بعد از آن، برخی مسائل وراثتی و ژنتیکی و ... همه می‌تواند علتی برای ابتلا به پدیده ناتوانی و معلولیت باشد. نکته مهم تفاوتی است که بین بیماری و ناتوانی و معلولیت باید در نظر گرفت. بیماری حالتی موقتی، درمان‌پذیر و گذرا است، لیکن معلولیت حالتی دائمی است و همواره با فرد در دوره زندگی‌اش باقی می‌ماند. از این نظر، ناتوانی تمامی جنبه‌های زندگی فرد به‌ویژه نیازهایش را تحت تاثیر قرار می‌دهد. این در حالی است که نیازهای او نه تنها همانند سایر افراد عادی باقی می‌ماند بلکه افزایش هم می‌یابد.
آنچه متاسفانه طی قرون متمادی در مورد معلولان دیده شده است، حاکی از وجود نگرشی منفی نسبت به این پدیده است که متاسفانه تا همین هزاره سوم هم ادامه یافته است. غفلت و نادیده گرفتن معلولان در همه جنبه‌های زندگی حتی در کشورهای توسعه‌یافته، به‌رغم بهبود نسبی که در وضعیت زندگی آنان به وجود آمده است، هنوز وجود دارد و این وضعیت در کشورهای در حال توسعه که 80 درصد افراد دارای ناتوانی را در خود جای داده است، متاسفانه به شدت ناامید‌کننده است. وضعیت آموزش، بهداشت و درمان و توانبخشی، مسکن، اشتغال، دسترسی‌ها، تفریح، ورزش و سرگرمی و نیازهای اقتصادی معلولان در جوامع مختلف بر روی طیفی که یک سوی آن بهبود نسبی و سوی دیگر آن فقدان کلی است قرار دارد. این در حالی است که به دنبال بروز ناتوانی و معلولیت که امروزه در تعاریف جدید سازمان جهانی بهداشت، از گستره وسیعی هم برخوردار شده است، شخص توان انجام امور را به شیوه‌ای که سایر افراد عادی در جامعه انجام می‌دهند، نخواهد داشت. این امر نیازهای جدیدی را برای او مطرح می‌سازد. فرد مبتلا به قطع عضو نیازمند پروتز، فرد دارای اختلال بینایی نیازمند عصا و ابزارهای مجهز به خط بریل، فرد دارای اختلال شنوایی نیاز به سمعک و سالمندان نیازمند ابزارهای کمکی متفاوت‌اند و به همین صورت هر نوع از ناتوانی نیازمندی خاصی را مطرح می‌سازد. وظیفه جامعه، که در این حیطه عمدتا بر عهده وزارتخانه‌ها و نهادهای مختلف است تامین و برآورد این نیازهاست.
توسعه فناوری‌های مختلف این روزها زندگی با داشتن ناتوانی و معلولیت را تا اندازه‌ای از آن دشواری‌های گذشته راحت‌تر ساخته است. این ابزار‌ها و تجهیزات نه تنها در امور درمانی و توانبخشی افراد دارای ناتوانی و معلولیت موثر هستند بلکه در زندگی شخصی و اجتماعی آنان هم تاثیرات شگرفی گذاشته‌اند. در این میان تجهیزات ارتباطی جدید نقش عمده‌ای در تسهیل زندگی معلولان ایفا كرده است. امروزه در کشورهای توسعه‌یافته، معلولان شدید هم در برخی موارد در مسکنی مستقل و به تنهایی زندگی می‌کنند و استفاده از فناوری‌های نو این امر را میسر ساخته است، آنچه متاسفانه این روزها برای معلولان ایرانی هنوز بیشتر به آرزوهایی دست‌نیافتنی می‌ماند.
معلولان در ایران به‌رغم توسعه مناسبی که در امر شناسایی و ارائه برخی خدمات توانبخشی به‌وجود آمده است، لیکن هنوز در بسیاری از موارد برای حضوری ساده در جامعه نیز از امکانات اولیه برخوردار نیستند و خانواده‌ها یا خود ایشان ترجیح می‌دهند در منزل بمانند. در دسترس نبودن ساختمان‌ها و محیط‌های مختلف به همراه فقدان مناسب‌سازی معابر و اماکن شهری، ساختمان‌های آموزشی، درمانی، اداری، مراکز خرید، مراکز فرهنگی، ورزشی و تفریحی و...موقعیتی را آفریده است که با وضعیت نسبتا مطلوب هم سال‌ها فاصله دارد. خانواده‌ها و افراد دارای ناتوانی و معلولیت از وضعیت مسکن، اشتغال، وسایل حمل‌ونقل عمومی، فقدان، کمبود، گرانی و پایین بودن کیفیت وسایل کمک‌توانبخشی متاسفانه هنوز هم گلایه‌مندند و این در حالی است که وارد چهارمین سال تصویب «قانون جامع حقوق معلولان» می‌شویم. قانونی که امید به برطرف شدن غفلت‌ها و نادیده گرفتن معلولان در جامعه را نوید داد اما هنوز فاصله زیادی با تحقق آن احساس می‌شود.
اگر همگان به این مهم توجه کنند که معلولان هم شهروندان این جامعه هستند و از حقوقی مشابه سایر افراد عادی برخوردارند، آنگاه توجه خواهند داشت که برخی کارها که با عنوانی ویژه برای معلولان انجام بگیرد، اقدامی علیهده نیست بلکه با این اقدام تنها شهروندان معلول هم از امکاناتی مشابه افراد عادی برخوردار شده‌اند. اینکه سرویس ویژه ایاب و ذهاب برای معلولان توسط شهرداری طراحی و اجرا شود، یا اماکن عمومی قابل دسترسی برای معلولان شوند، تنها گوشه‌ای از ادای دین جامعه به این افراد به عنوان شهروند جامعه است، در غیر این صورت همین وضعیت فعلی است که می‌گوییم سال‌هاست که معلولان از خدمات حمل و نقل در جامعه بی بهره‌‌اند.
به هر حال سال 87 را در حالی آغاز می‌کنیم که اجرای قانون جامع حقوق معلولان و پیوستن ایران به کنوانسیون حقوق معلولان از خواسته‌های اصلی جامعه معلولان ایرانی است و همه باید تلاش کنیم تا نشانه‌های عملی از تامین این حقوق را شاهد باشیم. در غیر این صورت مطالبات برجای مانده معلولان افزون‌تر از گذشته خواهد
[ پنجشنبه سی ام آبان 1387 ] [ 11:14 ] [ س -ع ] [ ]
  

 تنبیه بدنی

اسلام تنبیه بدنی را به عنوان آخرین حرفه و روش مطرح نموده است که بعد از اجرای همه روش هاو به

نتیجه نرسیدن آنه اعمال می شود ودر استفاده از تنبیه نیز همواره تنبیه غیر بدنی را بر تنبیه بدنی 

 ترجیح داده است.

معایب تنبیه بدنی

- آثار تنبیه مثل تشویق قابل پیش بینی نیست.چه بسا ممکن است تنها سبب واپس زدن موقتی رفتار

گردد و آن نامطلوب است.

-رویداد حاد ودرد آوری که به عنوان تنبیه به کار می رود باعث بروز رفتارپرخاشگرانه ای گردد که رفتار نا

مطلوب تری جایگزین رفتار تنبیه شده گردد.

-تنبیه اغلب باعث تنفر از شخص از تنبیه کننده واز محیطی که تنبیه درآن صورت می گیرد می شود لذا

عوارض جانبی آن نامطلوب است.

اثرات سو ء ناشی از تنبیه

کودک عادت می کند در برابر زور بدون چون چرا تسلیم گردد وبه این منطق خو بگیرد که زور گو و قلدر

پیروز است. که هر وقت عصبانی شدی بزن وباکی نداشته باش. کودک نسبت به تنبیه کننده حس بد

بینی پیدا می کند و حالت سرکشی در برابر او بر انگیخته می شود. کودک ترسو بار می آید وشخصیتش

درهم شکسته و تعادل روحیش به هم می خورد بسیاری از اولیاء برای تربیت کودکاناز تنیهات غیر بدنی

استفاده می کنند مانند حبس کردن کودک درمحل های وحشتناک. سرزنش اهانت ودشنام. آثار منفی ا

ین قبیل تنبیهات کمتر از آثار تنبیهات بدنی نیست. این امور نیز شخصیت کودک را درهم می کوبد وبد

آموزی دارد.لذا باید به صورت حساب شده از این نوع تنبیهات استفاده کرد به عنوان مثال

قهر کردن از کودک. محروم نمودن او از تفریح وگردش.منع کردن از بازی و کارهایی که مورد علاقه اوست

نکات قابل توجه در تنبیه بدنی

- تنبیه بدنی نباید از روی خشم وغضب وبه منظور تسکین خود باشد بلکه باید برای تربیت کودک وبا

هدف باشد.

-قبل از تنبه باید ریشه وعلت تخلف را جستجو کرد تا با از میان بردن آن از تکرار تخلف جلو گیری به عمل

آید.

-باید سعی کرد تنبیه در حضور جمع خصوصا در مقابل دوستان اعمال نشود زیرا موجب رنجش و در نتیجه

گستاخی وی می گردد که به لجبازی خواهد انجامید.

- در تنبیه باید عمل بد کودک نکوهش شود نه این که شخصیت او مثلا اگر کودکی کار ناشایستی انجام

داد باید گفت این کار تو بد بود نه اینکه تو فرد بدی هستی.

- تنها مربی (والدین یا معلم) مجاز به تنبیه و تأدیب می باشد و نباید این کار را به دیگران (فرد بزرگتر)

واگذار نمود زیرا سبب نزاع و اختلاف بین آنها می گردد.

- به رخ کشیدن خوبی های کودکان دیگر غالبا نتیجه مفیدی در بر ندارد و موجب حسادت کودک نسبت

به فرزندان دیگر خواهد شد.

- در هنگام تنبیه باید از بکار بردن حرف های زشت و نامربوط جدا خودداری کرد و احساسات خود را مهار

نمود.

- بعد از تنبیه درصورت مشاهده اصلاح رفتار باید کودک را تشویق واز او دلجویی کرد

-تنبیه باید طوری باشد که موجب بروز رفتار پرحاشگرانه از طرف فرزند نسبت به پدر یا مادر مخصوصا در

حضور دیگران نشود

 

 

 

 

[ سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387 ] [ 12:53 ] [ س -ع ] [ ]
روان‌شناسان شناختی، به روش‌های مختلفی دست یافته‌اند که می‌تواند به نحو چشمگیری حافظه شما را تقویت کند. راهبردهایی مانند بسط، مرور ذهنی و وسایل یاد یار می‌توانند به شما در بهتر به خاطر سپردن آنچه مطالعه می‌کنید کمک کنند. به خدمت گرفتن چند تا از این راهبردهای اثبات شده در هنگام مطالعه می‌تواند تفاوت بارزی در عملکرد درسی و نتایج امتحانی شما به وجود آورد.
در این زمینه، دو تا از مهم‌ترین کارهایی که می‌توانید بکنید، یکی اجتناب از حفظ کردن و با عجله آماده شدن برای امتحان و دیگری یک خواب خوب شبانه است. پژوهش‌ها نشان می دهد که شب تا صبح درس خواندن، روش بسیار غیرموثری برای یادگیری معلومات جدید است و خواب می‌تواند به استحکام حافظه و عملکرد بهتر در امتحان کمک کند.
در حوزه روان‌شناسی شناختی، چند راهبرد مختلف برای تقویت حافظه وجود دارد که اثر بخشی آن‌ها مورد آزمایش قرار گرفته و به اثبات رسیده است. در این مقاله با برخی از این روش‌ها آشنا می‌شویم:

۱) توجه خود را بر روی آن چه مطالعه می‌کنید متمرکز سازید
توجه یکی از مؤلفه‌های عمده حافظه است. به منظور آن که اطلاعات از حافظه کوتاه مدّت به حافظه بلند مدّت منتقل گردند، شما باید به طور فعّال به آن‌ها توجه کنید. سعی کنید در محیط‌هایی بدون سر وصدای موجب حواس‌پرتی مثل تلویزیون، موسیقی و ... مطالعه کنید.

۲) از حفظ کردن مطالب و با عجله برای امتحان حاضرشدن بپرهیزید
جلسات منظمی برای مطالعه در نظر بگیرید. مطالعه مطالب در طول چند جلسه، زمان کافی برای پردازش مناسب اطلاعات را در اختیار شما قرار می‌دهد. پژوهش‌ها نشان می‌دهد که دانش‌آموزانی که به طور مرتب مطالعه می‌کنند بسیار بهتر از کسانی که تمام مطالب را در یک جلسه طولانی مطالعه می‌کنند، مطالب را به یاد می‌آورند.

۳) اطلاعاتی که مطالعه می‌کنید را سازماندهی کنید
پژوهشگران دریافته‌اند که اطلاعات در حافظه به صورت خوشه‌ای سازماندهی شده‌اند. شما نیز می‌توانید به بهره‌گیری از این ویژگی به ساختاردهی و سازماندهی مطالبی که مطالعه می‌کنید بپردازید. سعی کنید مفاهیم و عبارت‌های مشابه یا مرتبط را با هم گروه‌بندی کنید.

۴) از وسایل یاد یار برای به خاطر سپردن اطلاعات استفاده کنید
منظور از وسایل یادیار، روشی است که دانش‌آموزان معمولاً از آن‌ها برای یادآوری مطالب کمک می‌گیرند. برای مثال، شما می‌توانید عبارتی که باید به یاد آورید را به چیزی که خیلی برایتان آشناست مرتبط سازید. بهترین یادیارها آن‌هایی هستند که تصورات مثبت، شوخی‌ها یا چیزهای تازه و ابتکاری را به خدمت می‌گیرند. مثلاً قافیه یک شعر، یک آواز و یا یک جوک ممکن است به شما در به یادآوردن بخش خاصی از اطلاعات کمک کنند.

۵) اطلاعات را در ذهن‌تان بسط دهید و مرور کنید
برای به خاطر آوردن اطلاعات، شما باید آنچه مطالعه کرده‌اید را در حافظه بلند مدّت خود قرار دهید. یکی از موثرترین روش‌ها، بسط و مرور نام دارد. یک مثال از این روش این است که ابتدا تعریف عبارت‌های کلیدی را بخوانید، سپس با دقت بیشتر آن تعریف‌ها را مطالعه کنید و سرانجام به مطالعه تشریح جزئیات معنی آن عبارت‌ها بپردازید. پس از چند بار تکرار این فرایند، یادآوری این اطلاعات بسیار بهتر و آسانتر خواهد شد.

۶) اطلاعات تازه را با چیزهایی که قبلاً می‌دانستید ارتباط دهید
هنگامی که مطالب ناآشنا و تازه‌ای را مطالعه می کنید، مدتی را به فکر کردن در مورد این که این اطلاعات چه ارتباطی با دانسته‌های قبلی شما دارد اختصاص دهید. با ارتباط برقراری کردن بین ایده‌های جدید و دانسته‌های موجود قبلی، احتمال به خاطر آوردن اطلاعات تازه به نحو چشمگیری افزایش خواهد یافت.

۷) مفاهیم را در ذهن‌تان مجسّم کنید
بسیاری از افراد با مجسّم کردن اطلاعاتی که مطالعه کرده‌اند، قدرت حافظه و به یادآوری خود را بهبود چشمگیری می‌بخشند. به عکس‌ها، نمودارها و سایر تصاویر کتاب‌های درسی‌تان توجه کنید. حتی اگر چنین تصاویری وجود ندارد می‌توانید خودتان ایجاد کنید. در حاشیه یادداشت‌هایتان شکل یا نمودار بکشید یا از ماژیک‌های رنگی برای برجسته‌سازی و گروه‌بندی مطالب مرتبط استفاده کنید.

۸) مفاهیم جدید را به فرد دیگری آموزش دهید
پژوهش‌ها نشان می دهد که خواندن مطالب با صدای بلند، در به خاطر سپردن آن‌ها بسیار موثر است. روان‌شناسان همچنین دریافته‌اند که در صورتی که دانش‌آموزان به «تدریس» مفاهیم جدید به دیگران بپردازند، درک و یادآوری آن‌ها بهبود پیدا خواهد کرد. شما می‌توانید با آموزش دادن مفاهیم و اطلاعات جدید به دوست یا همکلاس خود، این رویکرد را امتحان کنید.

۹) به اطلاعات پیچیده توجه بیشتری کنید
آیا تا کنون متوجه شده‌اید که به یاد آوردن اطلاعات ابتدایی یا انتهایی یک فصل، گاهی چقدر آسانتر است؟ پژوهشگران دریافته‌اند که موقعیت قرار گرفتن اطلاعات می‌تواند در به یادآوردن آن‌ها نقش داشته باشد. در حالی که به یاد آوردن اطلاعات میانی ممکن است دشوار باشد، شما می‌توانید با صرف وقت بیشتر و مرور اطلاعات از اوّل و یا تجدید ساختار اطلاعات، بر این مشکل فائق آیید. هنگامی که به یک مفهوم پیچیده و سخت برخوردید، زمان بیشتری را صرف به خاطر سپاری آن کنید.

۱۰) روش مطالعه خود را تغییر دهید
یک راه عالی برای افزایش قدرت یادآوری مطالب، تغییر گاه به گاه روش مطالعه است. اگر به مطالعه در یک مکان معین عادت کرده‌اید، سعی کنید جایتان را عوض کنید. اگر بعد از ظهرها مطالعه می‌کنید، هر روز صبح چند دقیقه‌ای را به مرور اطلاعاتی که روز قبل مطالعه کرده‌اید اختصاص دهید. با افزودن یک عنصر جدید به جلسات مطالعه خود می‌توانید اثربخشی تلاش‌هایتان را افزایش دهید و قدرت یادآوری خود را بهبود بخشید
[ یکشنبه بیست و ششم آبان 1387 ] [ 12:58 ] [ س -ع ] [ ]
در کشور ما به رغم وجود گنجینه های علم و معرفت و داستآنها و افسانه های زیبا و آموزنده، اولیا و مربیان بیشترین وقت خود را به مسائل آموزشی کودکان اختصاص می دهند و دانش آموزان نیز در خانه و مدرسه بیشتر اوقات خود را صرف یادگیری های غیر فعال کرده، از سختی و خشکی دروس و اضطراب امتحان و نمره رنج می برند. بدین ترتیب اغلب اولیا و مربیان از هدف اصلی تعلیم و تربیت که پرورش انسان های خلاق، مبتکر و کارآمد است، باز می مانند. 

 هدف از ذکر این مطالب آشنایی شما با روش های قصه خوانی و قصه گویی برای کودکان دبستانی است که نقش بسزایی در رشد و شکوفایی خلاقیت در کودکان دارد.

 ادبیات کودکان چیست؟

ادبیات کودکان شامل قصه، شعر، نمایش، افسانه و داستان است. ادبیات کودکان عبارت است از تلاشی هنرمندانه در قالب کلام، برای هدایت کودک به سوی رشد، با زبان و شیوه ای مناسب و در خور فهم او. به بیانی دیگر، ادبیات عبارت است از چگونگی تعبیر و بیان احساسات، عواطف و افکار به وسیله ی کلمات در اشکال و صورت های گوناگون.

ادبیات، کودک را در همه ی اوقات زندگی پرورش می دهد و باعث مسرت خاطر، وسعت تخیل و قوت تصور او می شود و نیز نیروی ابتکار و ابداع به او می بخشد. داستآنها و اشعاری که کودکان می خوانند و می شنوند اثری عمیق در فکر و روحیه ی آنان می گذارد و ایشان را برای رویارویی با مسائل رشد و معاشرت با دیگران آماده می سازد و نیز در درک و فهم مشکلات زندگی آنان را یاری می کند.

 ادبیات کودک، به ویژه در زمینه های زبان آموزی و آموختن کلمات تازه به کودکان، نقش قاطعی دارد.

 هدف های برنامه ی ادبیات کودکان در آموزش و پرورش دوره ی ابتدایی عبارت اند از:

 1-   کمک به پرورش قدرت بیان و عواطف و افکار کودکان.

 2-   تقویت و پرورش نیروی تخیل در کودکان.  

3-   تحریک قوه ی ابتکار و ابداع در کودکان.  

4-   ایجاد عشق و علاقه به ادبیات در کودکان.

 در تعریف ادبیات کودکان می توان گفت: مجموعه ی نوشته ها، سروده ها و گفتارهایی است که از طرف بزرگسالان جامعه برای استفاده ی خردسالان فراهم می آید، یا خردسالان خود خالق آن هستند.

 5-   رشد اعتماد به نفس کودک و علاقه مند ساختن او به آزادی و عدالت اجتماعی.  

6- برآورده کردن نیازهای عاطفی کودک و آماده ساختن او برای دریافت پیام های اخلاقی و انسانی و شهروندی خوب بودن.  

تأثیر قصه در کودکان

داستان و قصه نقش بسیار مهمی در تکوین شخصیت کودک دارد. از طریق قصه ها و داستان های خوب، کودک به بسیاری از ارزش های اخلاقی پی می برد. پایداری، شجاعت، نوع دوستی، امیدواری، آزادگی، جوانمردی، طرفداری از حق و حقیقت و استقامت در مقابل زور و ستم ارزش هایی هستند که هسته ی مرکزی بسیاری از قصه ها و داستآنها را تشکیل می دهند.

پرورش حس زیبایی شناسی در کودک، متوجه ساختن کودک به دنیایی که اطرافش را فرا گرفته، پرورش عادات مفید در کودک، تشویق حس استقلال طلبی و خلاقیت کودک هدف های اصلی طرح قصه های خوب برای کودکان است.

انتخاب قصه های مناسب

مسئله ی انتخاب کردن قصه، با توجه به انبوه موادی که در اختیار قصه گوست، به ویژه برای قصه گوهای تازه کار و مبتدی، مشکلی اساسی است. حتی بهترین و برجسته ترین قصه گوهای حرفه ای هم قادر به گفتن هر داستانی نیستند. قصه گو، قهرمانان خود را از قصه هایی می سازد که با شخصیت خاص و سبک او متناسب باشند. قصه گوی تازه کار، ابتدا باید سعی کند که ویژگی های شخصیت و سبک گویش خود را ارزیابی کند. سپس از خودش بپرسد: چه نوع داستان هایی را می توانم مؤثر و خوب بیان کنم؟ چگونه می توانم شخصیت خود را با قصه هماهنگ کنم تا هر دو بتوانیم با شنونده ارتباط برقرار کنیم؟

پس از آن که قصه گو کار انتخاب کردن را تمام کرد، وارد مرحله ی آماده کردن داستان برای گفتن می شود که از مهم ترین گام هایی است که در جهت به کار گرفتن فن قصه گویی برداشته می شود. قصه گو باید به خاطر داشته باشد که کار او از بر کردن یا از رو خواندن نیست، بلکه کار او قصه گفتن است که مانند تجربه ای یگانه باقی می ماند.  

از بر کردن قصه اغلب نخستین مانعی است که راه سیر طبیعی و خودانگیخته ی یک قصه گویی موفق را سد می کند. قاعده ی درست این است که هرگز نباید داستانی را برای «گفتن» به خاطر سپرد، بلکه با توجه به ساختمان قصه، به خاطر سپردن طرح آن کافی است.  

انتخاب و آماده کردن داستان، نخستین گام ها در راه پیشبرد هنر قصه گویی است و هنر قصه گویی بر آنها استوار می شود. قصه گوهای مبتدی و تازه کار به زودی متوجه می شوند زمانی را که برای رسیدن به این مرحله از رشد سپری کرده اند، سرمایه گذاری مفیدی بوده است.

آماده کردن ذهن و بیان ، در ارائه ی موفقیت آمیز یک قصه مهم ترین مُتغیّر به شمار می آید. بدون این انتخاب و آماده کردن بسیار دقیق، قصه گو نباید انتظار به دست آوردن یک تجربه ی موفق را داشته باشد.

[ پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387 ] [ 10:4 ] [ س -ع ] [ ]

 

       ای پدر ای مادر من به رفتار شما می نگرم

 

دیده ام ناظر اعمال شماست

 

بهر من خوب وبد ازکارشما مفهوم است

 

عمل  وکار شما الگوی رفتار من است

 

نه چنان می شوم آخر که شما می خواهید

 

وضع من بسته به رفتارشماست

 

ای پدر ای مادر من در آینه سیمای شما

 

آن چه اندر دلتان می گذرد می خوانم

 

بهتر آست که با من صادق باشید

 

تا نگیرد دل من رنگ ریا

 

ای پدر ای مادر اشتباهی آگر از من سر زد

 

کاه را کوه نکنید نخ مو راننمایید طناب

 

من هم انسانم لغزش دارم

 

با زبان خوش خود ذهن من آگاه کنید

 

تا که دیگر نکنم کار خطا را تکرار

 

ای پدر ای مادر

 

بینتان همدلی ارباشد ومهر من چوگل دربرتان شادابم

 

مگذارید که الفت زمیان برخیزد من پریشان شوم آشفته

 

نقص پیمان نکنید که خدا بین شما عهد مودت بسته است

 

ای پدر ای مادر

 

باکسی هیچ قیاسم نکنید هر گلی رنگی وبویی دارد

 

نقش من با دگران یکسان نیست در جهان من تک بی همتایم

 

ای پدر ای مادر

 

احتیاجم همه پوشاک وغذا تنها نیست من به امنیت خاطر چو غذا محتاجم

 

من محبت زشما می خواهم  دوستتان دارم دوستم بدارید

 

[ سه شنبه بیست و یکم آبان 1387 ] [ 12:32 ] [ س -ع ] [ ]

 

به سالهای زندگیمان اضافه می شود ولی از حقیقت زندگیمان کاسته می شود

 

درراه رفت وبرگشت به کره ماه هستیم درحالی که از حال وروز همسایه خود غافلیم

 

فضای خارج کره زمین را فتح کرده ایم اما با فضای داخل آن بیگانه ایم

 

اتم را راشکافته ایم اما هنوز درقعر تعصبات خود باقی مانده ایم.

 

فضای اطرافمان را پالوده وجهان را آلوده ایم.

 

درآمدهایمان صعود اخلاقیاتمان نزول یافته.

 

به کمیت هایمان افزوده واز کیفیت هایمان کاسته ایم.

 

قامت مردانمان بلند واندیشه آنان کوته شده.

 

درآمد آنان دوبرابروجدایی هایشان چندین برابر.

 

آسایش آنان بیشتر ولبخندشان کمتر.

 

آری این است روزگاری که از آن به عنوان روزگار صلح  جهانی نام می برند.
[ یکشنبه نوزدهم آبان 1387 ] [ 9:52 ] [ س -ع ] [ ]

اختلالات در خواب

 

خواب از اولين پديده‌هايي است كه در اثر تغيير شرايط محيطي دچار اختلال مي‌شود . گاهي ناراحتيهاي محيطي كه  باعث اضطراب و تشويش كودك شده يا موجب ناكامي خواسته‌ها و عدم ارضاع نيازهاي اساسي او مي‌گردد ، خواب وي را مختل و ايجاد اختلال مي‌كند .براي شناخت اختلالات خواب لازم است ابتدا خواب طبيعي توضيح داده شود تا تفاوت آن با اختلال خواب مشخص گردد.

 خواب طبيعي : حالت منظم ، تكرار شونده و به آساني برگشت پذير ارگانيسم تعريف مي‌شود كه با بي‌حركتي نسبي و بالا رفتن قابل توجه آستانه واكنش به محرك‌هاي خارجي در مقايسه با حالت بيداري مشخص مي‌گردد.(كاپلان – سادوك ،ترجمه پورافكاري ،جلد سوم ، ص 96).

با توجه به تعريف فوق اختلال خواب به مواردي گفته مي‌شود كه فرد يكي از ويژگي‌هاي فوق را در خواب نشان نداده  و به نحوي وضعيت منظم و آستانه واكنش او دچار به هم خوردگي شده  باشد .

 اختلالات  مربوط به خواب عبارتند از:

-          اختلال بي‌خوابي

-           اختلال  پر خوابي ( somnia disorder  Hyper )

-           پرخوابي مفرط يا ناركولپسي( Narcolepsy )

-           هراس يا وحشت‌زدگي در خواب( night terror ) 

-          كابوسهاي شبانه( nightmare ) 

-           را رفتن در خواب (sleep – walking )

-           فشردن دندانها در خواب يا بروكسيسم ( Bruxism )

-           گفتار در خواب يا سومنيلوكي ( somniloquy )

اختلال بي‌خوابي

در اين اختلال ، فرد در هنگام خواب به مدت طولاني قادر به خوابيدن نيست كه اين بي‌خوابي گاهي در ابتداي خواب يا بيداري در فاصله شب و يا كوتاهي مدت خواب صورت مي‌گيرد و فرد همراه با بي‌خوابي داراي اضطراب بوده و بدون وجود عامل بيروني داراي دلواپسي است .

اختلال  پر خوابي ( somnia disorder  Hyper )

اينگونه كودكان يك ميل دائمي براي خوابيدن دارند و مرتب در كلاس در حال چرت‌زدن هستند . حتي گاهي ديده شده كه در فاصله زماني بين دو كلاس به جاي آنكه به حياط بروند و بازي كنند ترجيح مي‌دهند در كلاس بخوابندو هنگام پرسش از چگونگي خواب شب ، اظهار مي‌كنند كه شب راحت و طولاني مي‌خوابند و كمتر شكايت از بي‌خوابي دارند  . برعكس از صبح زود بيدار شدن گله دارند . در واقع آنها نياز به خواب بيشتري نسبت به ديگران دارندكه اغلب هم به‌صورت عادت است. به علت نزديكي بعضي از علائم پرخوابي با ناركولپسي، جهت تشخيص بين آن دوحتما نياز به نظر روانپزشك  است و تنها به علائم اوليه نمي‌توان  تكيه نمود.

پرخوابي مفرط يا ناركولپسي( Narcolepsy )

اين اختلال خواب‌آلودگي مفرط و شديد در طول روز است كه علت آن بي‌خوابي شبانه نيست و دانش‌آموز ، در اين هنگام چنان به خواب مي‌رود كه اطرافيان تصور مي‌كنند او بي‌هوش شده است و بدن به حالت فلج درمي‌آيد به طوريكه اگر دست او را بلند كنيم ، بدون آنكه بيدار شود يا حركتي نمايد ، وقتي دستش را رها مي‌كنيم بلافاصله مي‌افتد . دقت شود كه با خوابهاي بعد از حملات صرعي اشتباه نشود چون اين خواب بسيار نادر است و از هر ده هزار نفر فقط 4 نفر دچارآن مي‌باشند. غالبا اين اختلال در دوران نوجواني مشاهده مي‌شود و در تاريخچه آنها زود به‌ خواب رفتن در شب و بيداري ضمن خواب شب ، مشاهده مي‌شود.  براي تشخيص آن حتما نظر روانپزشك و متخصص كودكان نياز است .

اختلال هراس يا وحشت‌زدگي در خواب( night terror )

در اين اختلال ، كودك يا نوجوان ناگهان با وحشت از خواب برخواسته ، ديگران را با صداي خود از خواب بيدار مي‌كند و چند دقيقه بعد باز به خواب رفته و صبح هم چيزي را به ياد نمي‌آورد.

والدين معمولا كودك را در حاليكه آگاهي و شناختي نسبت به محيط ندارد و در رختخواب خود نشسته يا در حال حركت در اطراف  اطاق در حاليكه فرياد مي‌كشد و به شدت ترسيده است ، مي‌يابند.اگر چه كودك در اين حال بيدار نيست اما ممكن است چشمان او باز باشد و به چيزي خيره شده باشد . صورت كودك بهم ريخته ،آشفته و عرق كرده است ، تنفسش تند و حركاتي تكراري از خود نشان مي‌دهد، گاهي كودك در حاليكه به شدت احساس بي‌پناهي مي‌كند ممكنست در اطراف اتاق بدود و فرياد بكشد كه چيزي پشت سرش و در تعقيب اوست .

در اين حال كودك ممكن است به والدين چنگ بزند و از آنان استدعاي كمك كند اگر چه ممكن است والدين تقاضاي او را تشخيص ندهند . برخي از مواقع آنجه كودك در اين حال بيان مي‌كند ، نامربوط به يكديگر است ..در هنگام حمله هراس ، اگر سعي در آرام كردن كودك نمايند ،‌تا زماني كه او دچار هيجانات شديد است متاسفانه اين سعي روي او اثري ندارد و گاه تا ده دقيقه حالت اضطراب و وحشت ادامه دارد اگر او را از خواب بيدار كنند نمي‌داند در كجاست و جهت‌هاي خود را تشخيص نمي‌دهد. بنابراين وحشت‌زدگي شبانه بسيار هراس‌آورتر و ترسناك‌تر از كابوسهاي شبانه است . باعث فعاليت بيشتر اعصاب خودكار مي‌شود.

اين اختلال حدود 30 تا 200 دقيقه بعد از خواب رخ مي‌هد .شروع اين اختلال بين 4 تا 12 سالگي است و به تدريج با بالا رفتن سن كاهش مي‌يابد.در اين اختلال، نسبت پسرها به دخترها بيشتر است ، و در حدود 4 درصد كودكان دچار اين مشگل مي‌باشند.

سبب شناسي:

دانشمنداني چون بك واين فشار هيجانات ، تهييج و تحريك بيش از حد را به عنوان متغييرهاي مؤثر در اين مساله مطرح كرده‌اند. همچنين تحقيقات نشان مي‌دهد كه احتمالا وحشت‌زدگي شبانه در بيشتر در كودكاني كه بسيار حساس هستند يعني كودكاني كه احساساتشان به سرعت و به سادگي جريحه‌دار مي‌شود ، رخ مي‌دهد.

طرفداران نظريه روانكاوي معتقدند كه وحشت‌زدگي شبانه در نتيجه بار اضافي اضطراب است كه تنشهاي ناشي از آن از مكانيسم دفاعي "من" در خلال خواب ، عبور مي‌كند.

گروهي از دانشمندان نيز ريشه اين اختلال را ژنتيكي مي‌دانند . آنان وجود همبستگي بالا در بين دو قلوهاي يكسان را در اين خصوص و نيز بالا بودن درصد ابتلاي بستگان اين گونه كودكان را به مشگلاتي نظير وحشت‌زدگي شبانه ، شب ادراري ، راه رفتن در خواب ، نسبت به گروه كنترل ، بعنوان دليل ادعاي خود ذكر مي‌كنند .

برخي از دانشمندان معتقدند كه عدم بلوغ دستگاه اعصاب مركزي ممكنست به عنوان عامل مؤثر در اين  اختلال سهم داشته باشد.

كابوسهاي شبانه( nightmare

در كابوسهاي شبانه كودك از خواب بيدار شده و كاملا از وضعيت خود آگاه است و حالت هذيان و توهم ندارد و قادر است خوابي را كه ديده بود ، تعريف كند. از نظر زماني ، كابوسهاي شبانه معمولا در نيمه دوم شب روي مي‌دهد ، در حاليكه در وحشت‌زدگي شبانه در ثلث اول خواب ، اتفاق مي‌افتد.

را رفتن در خواب (sleep – walking )

مشخصه اين گروه از كودكان تكرار عمل راه رفتن در خواب است . در اين اختلال فرد رختخواب را ترك كرده و در اطراف خود شروع به قدم زدن مي‌كند بدون آنكه از عمل خود در صبح روز بعد خاطره‌اي به ياد داشته باشد . اين واقع معمولا 30 تا 200 دقيقه  بعد از شروع خواب آغاز مي‌شود و از چند دقيقه تا نيم ساعت طول مي‌كشد . فرد از جاي خود بلند شده ، لحاف را كنار مي‌زند و راه مي‌رود . علاوه بر راه رفتن ، ممكن است فعاليتهايي مانند لباس پوشيدن ، باز كردن در ، و يا رفتن به دستشويي انجام دهد . گاهي نيز شخص هنوز به مرحله راه رفتن نرسيده ، به رختخواب برمي‌گردد و دوباره به خواب مي‌رود .ضمن وقوع اين حالت ،  شخص حالت بهت ‌زده دارد و به محركهاي محيط بي‌اعتنا و بي‌تفاوت است .

هنگام راه رفتن در خواب ، تعادل جسمي شخص تاحدي به‌هم مي‌خورد ، ولي مي‌تواند همه جا را ببيند و راه برود ، بدون اينكه به اشياء برخورد كند . البته اين امر ، بدان معني نيست كه هيچ خطري او را تهديد نمي‌كند ، در واقع او به آساني ممكن است  زمين بخورد  و يا از پنجره و پله‌ها به پايين افتد . گاهي حين انجام اين اعمال ، خود به خود بيدار مي‌شود ولي هيچ چيزي از آنچه انجام داده است به ياد ندارد.

سن شروع اين اختلال بين 6 تا 12 سالگي است .بزرگسالاني كه در خواب راه مي‌روند ، غالبا در كودكي به اين اختلال دچار مي‌شوند ، و البته براي مدتي از بين مي‌رود و در سنين 20 تا 30 سالگي مجددا ظاهر مي‌شود.طبق آمار بدست آمده حدود 1 تا 6 درصد كودكان اين اختلال را نشان مي‌دهند و 15 درصد نيز گاه به گاه به آن دچار مي‌شوند.و در پسرها بيشتر از دخترها رايج است.

فشردن دندانها در خواب يا بروكسيسم ( Bruxism )

يكي ديگر از پديده‌هايي كه ممكن است هنگام خوابيدن روي دهد ، فشردن دندانها در خواب است. در اين حال كودك دندانهايش را به هم مي‌سايد يا محكم آنها را به هم مي‌فشارد . فشردن دندانها در خواب در بين كودكان و افراد بالغ نسبتا شايع است ودر حدود 13 تا 15 درصد افراد طبيعي ديده مي‌شود . اما گاهي آنچنان شديد مي‌گردد كه به دندانهاي فرد لطمه مي‌زند . در حاليكه خود فرد از عمل ساييدن دندانهايش هيچگونه و لذا ناراحت هم نمي‌شود . اما اين عمل براي اطرافيان او  بسيار ناراحت كننده و آزار دهنده است.گاهي علت فشردن دندانها در خواب اشكالي است  كه در جفت شدن دندانها بهم وجود دارد و در اينحال دندانپزشك مي‌تواند آن را درمان كند . گاهي نيز علت آن اضطراب و خشم فروخورده است كه دوان درماني مي‌تواند مفيد باشد.

گفتار در خواب يا سومنيلوكي ( somniloquy )

مانند فشردن دندانها در خواب ، گفتار در خواب نيز بين كودكان و بزرگسالان كاملا شايع است . گفتار در خواب ممكنست شامل چند واژه شود كه معمولا تشخيص آنها از يكديگر براي فردي كه آنها را مي‌شنود ، دشوار است . گاهي نيز گفتار در خواب شامل شرح حال زندگي فرد و علايق اوست ، اما روياهاي وي نيز اسرار مهم زندگي آشكار نمي‌گردد . گفتار در خواب ممكنست همراه با وحشت‌زدگي شبانه و راه رفتن در خواب تظاهر كند . گفتار در خواب اگر به تنهايي وجود داشته باشد نيازمند درمان نيست .

 

سبب شناسي:

به نسبت نوع اختلالات خواب ، علل گوناگوني را اصل مي‌پندارند ولي به طور كلي در اين ختلال نقش دارند :

1.       اختلالات عفونت سيستم عصبي يا نارس بودن دستگاه اعصاب مركزي .

2.       ضربه روحي وارد شده به فرد در طول دوران زندگي .

3.       وجود والديني با اختلال خواب يا دچار بيماري‌هاي رواني ديگر .

4.       خستگي ، احساس رنجيدگي و به طور كلي فشارهاي محيطي .

5.       گاهي علامت حملات صرعي است .

6.       اضطراب و يا غلط بودن برخورد والدين در مورد زمان خواب و يا بيان داستانها و يا انجام بازيهاي محرك ، قبل از خواب كودك .

 

[ پنجشنبه شانزدهم آبان 1387 ] [ 10:53 ] [ س -ع ] [ ]

چگونگي رفتار معلم، والدين، اطرافيان و همكلاسي‌هاي فرد مبتلا به صرع اهميت بسزايي دارد چرا كه با اين افراد بايد عاقلانه و متعادل برخورد كرد. توجه بيش از حد و يا بي توجهي زياد چه در مدرسه و چه در منزل و يا اجتماع داراي عوارض منفي روي اين افراد است.

اكثر كودكان مبتلا به صرع از بهره هوشي طبيعي برخوردارند اما ممكن است برخي از نظر هوشي عقب مانده باشند و يا اينكه از نظر هوشي طبيعي بوده ولي عوارض داروها باعث شل شدن عضلات و چاقي وي شود و او را در عمل كند نمايد، بنابراين نبايد آنها را به انجام كارها و ورزش ها و حركات سريع وادار كرد. همچنين نبايد اجازه داد كه وي از جمعيت دور بماند و ساكت بنشيند، بلكه بايد زمينه تحرك وي را فراهم كرد.

والدين و يا معلم بايد به دانش‌آموز صرعي آموزش دهند كه دارو را بايد با دوز صحيح و به موقع مصرف كنند و از عوارض آن نگران نباشند و حتي دارو را خودسر قطع نكنند.

اين دانش‌آموزان از انجام كارهاي پراسترس و هيجان آور و سخت بايد خودداري كنند، چون مي تواند باعث بروز صرع شود.

همچنين كم خوابي و عدم استراحت كافي نيز مي تواند موجب بروز تشنج شود، بنابراين استراحت كافي براي اين قبيل افراد لازم است.

به طور كلي انجام كليه ورزشها حتي دوچرخه سواري، كوهپيمايي، شنا و ... با حضور مربي و مطلع كردن او نسبت به بيماري باعث افزايش اعتماد به نفس دانش آموزان خواهد شد.

[ پنجشنبه نهم آبان 1387 ] [ 11:57 ] [ س -ع ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

خدايا توانايي نيكو راهنمايي كردن را به من ارزاني ده شرح صدري به من عطا فرما تا جايگاه امني براي رنج ها واسرار انسانها باشم

کاناپه

پیچک دریافت کد ذکر ایام هفته برای وبلاگ