![]() |
![]() |
|
| پیام های مشاوره ای - -مشاوره-راهنمایی- کودکان استثنایی- |
|
بازی و رشد
محركی چون بازی بر رشدِ شناختی، عاطفی، اجتماعی و فیزیكی كودك تأثیر بسزایی دارد. تحقیقی نشان داده است، محیطی كه كودك در آن شانس بازی ندارد، چه تأثیراتی بر او می گذارد؟ تعدادی از این كودكان در محیط هایی كاملاً ایزوله زندگی كردند حتی تختهایشان طوری قرار داشت كه بچه های هم اتاقی شان را نمی دیدند. یعنی نه تنها نمی توانستند433 با یكدیگر بازی كنند بلكه حتی از داشتن ساده ترین اسباب بازی هم محروم بودند. بچه های دو ساله مانند بچه های ده ماهه رفتار می كردند، قادر به راه رفتن و حرف زدن نبودند و حتی مانند آنها تغذیه نمی شدند، هیچ یك در مورد دستشویی رفتن هم آموزشی ندیده بودند. آنها وقتی بزرگترها نزدیكشان می رفتند گریه می كردند و نیز مستعد انواع بیماری های كودكان بودند. برای همه بچه های هشت ساله فقط یك مراقب وجود داشت، اوبه قدری گرفتار بود كه نمی توانست، توجه لازم را به هریك داشته باشد. برعكس، بچه های مهد كودك به اسباب بازی علاقه نشان می دادند و با آنها بازی می كردند، با بزرگترها ارتباط نزدیك داشتند؛ از بودن در كنار كسانی كه در مجاورتشان بودند لذت می بردند. مادرانشان هر روز با كودكان خود بازی می كردند، آنها را در آغوش می گرفتند، غذا می دادند، حمام می كردند، تعجبی ندارد كه این كودكان در سن دو سالگی می توانستند راه بروند، صحبت كنند و به تنهایی غذا بخورند. بچه هایی كه در مهد كودك نگهداری می شدند، در همه زمینه ها با بچه هایی كه در خانواده رشد كرده اند، برابری داشتند. در این پژوهش اهمیت بازی به همراه پرستار مهربان آشكار شد، چه او مادر باشد یا مربی مهد كودك. هیچ زمانی جز سالهای اولیه زندگی، بازی تأثیر خود را نشان نمی دهد. پس توجه به سالهای كودكی و تأثیر بازی، ضرورت بسیاری دارد. كودك هنگام بازی می تواند كشف كند چه كسی است و چه توانایی هایی دارد، دنیا چیست و چگونه خود را باید با محیط هماهنگ كند. به راستی بازی می تواند به كودك اعتماد به نفس دهد، بازی كردن بچه ها راهی است به سوی شكل گیــری شخصیتـی سالم و مفید. در نتیجه برای این كه كودك در آینــده، زندگی خوب و بالنده ای داشته باشد، فرایند بازی بسیار ضروری است. بازی و شناخت یكی از امتیازهای بازی این است كه رشد شناختی كودك را گسترش می دهد. برای مثال بازیهای حسی – حركتی، درك كودك را از دنیای اطرافش افزایش می دهد. بازیهای جسمی به او كمك می كند تا ناتوانی های خود را بشناسد و آنها را برطرف سازد. بازیهای نمادین، به او اجازه می دهد تا واقعیات را تغییر دهد. (به حال تعلیق در آورد.) توانایی كودك در بازی نمادین، نشانه نقطه عطفی در رشد شناختی اوست. چرا كه به تدریج ذهن او قدرت شكافتن ظاهر واقعیات را نمایان می كند. در تخیلات او خرس عروسكی می تواند ناگهان زنده شود و سخن بگوید. همانطور كه قوه درك كودك قوی تر می شود، بهتر می تواند با استفاده از تخیلاتش به خیالپردازی بپردازد. زمانی می رسد كه او قادر است مانند بزرگترها تفكر انتزاعی داشته باشد. در طی بازی، كودك با مفاهیمی چون بزرگ – كوچك، بالا - پائین، پُر یا خالی آشنا می شود و آنها را با وضوح بیشتری درك می كند. بازی تخیلی به كودك كمك می كند تا بفهمد چه چیزی واقعی است و چه چیزی واقعی نیست و چه چیزی با تخیل قابل تغییر و چه چیزی تغییر ناپذیر است. بازی كردن ، كودك را قادر می سازد بر بعضی از امور پیرامونش تسلط پیدا كند، و دریابد كه نمی تواند كاملاً همه امور را تغییر دهد و همه چیز را دست كاری كند. پس او این درس را یاد می گیرد كه دنیای واقعی را نمی توان كاملاً تغییر داد.
بازی و گویش بازی به عنوان آزمایشگاه زبان نیز عمل می كند. مثلاً فرزند یك ساله شما كلمات جدید را تجربه می كند تا ذخایر لغوی اش را غنی تر سازد و حتی در مورد درك مطلب مهارتهای خود را افزایش دهد. در طی این مراحل بچه ها همواره لغات طنز آمیز را كشف می كنند، خودشان و دیگران را با كلماتی طنز كه از خود در می آورند، سرگرم می كنند. برای خود همبازی خیالی تصور می كنند و مانند بهترین دوستشان با او مشغول گفتگو می شوند، چنین بازی های كلامی موجب می شود بینش زبان شناختی كودكان گسترده تر گردد. اگر كودك در محیطی رشد كند كه آرامش بر آن حاكم باشد، می تواند به آزمایش و اكتشاف دست بزند. بازی هم قابلیت تسلط به اطرافش را به او می دهد. او به تدریج كه بزرگتر می شود، از طریق بازی مهارتهای حل مسئله و خلاقیت را نیز فرا می گیرد و از طریق بازی های نمادین می تواند مشكلاتش را در فضایی امن تر تصوركند و راه حلهای متفاوت آن را با هم مقایسه كند. تخیل انعطاف ناپذیر كودك، به او اجازه می دهد تا با استفاده از اشیاء اطراف خود، به خلاقیت بپردازد. بطور مثال یك قوطی را به جای طبل، یك تكه چوب رابه جای اسب و یك برگ بزرگ و پهن را به جای بشقاب در نظر بگیرد. همچنین یك تجسم فعال به كودك كمك می كند تا از حالت بی حوصلگی و كسالت بیرون بیاید. مثلاً انتظار در مطب دكتر به نظرش كوتاه تر می آید. اما كودكی كه خیالپرداز نیست، منتظر ماندن درمطب دكتر برایش یك عمر طول می كشد. بازی كردن قدرت تمركز حواس كودك را پرورش می دهد. از نتایج تحقیقات چنین بر می آید كه بین خیالپردازی و آستانه دقت كودك ارتباط تنگاتنگی وجود دارد. چرا كه كمی خیالپردازی به كودك كمك می كند تا بتواند حسابی سرگرم باشد. پژوهشی بر كودكان پیش دبستانی ثابت كرده است بچه هایی كه قادر نیستند خیالپردازی كنند، از دقت كمتری برخوردار هستند و تمایل بیشتری به پرخاشگری و رفتار مخرب ( شیطنت ) دارند. بازی ونظم از دیگر فواید بازی می توان درك نظم، ترتیب و توالی مشاركت را نام برد. قوانین بازی، نحوه شروع، ادامه و خاتمه آن، فرصت مناسبی برای كودك فراهم می كند تا درباره نظم نكات بیشتری بیاموزد. بازیهای نمایشی نیز همین فواید را دارند، مثلاً فرزند شما هنگام خاله بازی، ابتدا به میهمانهایش كه ممكن است چند حیوان عروسكی باشد، خوش آمد می گوید و آنها را روی صندلی شان می نشاند و با چای و كیك از آنها پذیرایی می كند. سپس ظرفها را تمیز می كند و در آخر به بدرقه شان می رود و با آنها خداحافظی می كند. تمام این مراحل بیانگر آن است كه رشد درك كودك از ترتیب و توالی به شكل مناسبی صورت گرفته است.
فواید عاطفی همانقدر كه بازی فواید شناختی دارد، برای بهزیستی كودكان، فواید عاطفی را نیز به همراه دارد. بازی های تخیلی سهم بزرگی در خنده و شادی های كودكانه دارد. چنین شادمانی كودك را از حالتی خشك و ثابت بیرون می آورد. البته رضایت خاطر (خوشحالی ) كودك بازتابی احساسی است كه از خود دارد. بهترین بازی، آن است كه عزت نفس را در كودك به جریان اندازد. بازی به بچه ها اجازه می دهد تا با شرایط كنار بیایند، از این رو موجب توانمندی و موفقیت در بزرگسالی می شود. هنگامی كه فرزندتان موقع بازی، در تصور خود، خرس عروسكی اش را زنده فرض می كند یا بعضی از غولها را می كُشد یا اینكه وانمود می كند كه مامور پُست است، احساس برتری حاصل از آن به وضوح، شكوفا شدن اعتماد به نفس را نشان می دهد. بازی كردن راهی برای بیان احساسات است چرا كه به كودك این شانس را می دهد تا هیجانات منفی چون خشم، عصبانیت را خالی كند یا مفاهیم تلخی چون مرگ، بیماری و یا جدایی را درك كند. كودكی كه به تازگی تحت عمل جراحی آپاندیس قرار گرفته، شاید هنگامی كه به خانه برمی گردد، تجربه بیماری اش را با دكتر بازی نشان دهد. با این تفاوت كه این باراو دكتر است و تمام امور تحت اختیار اوست. از این رو هنگام خشم ممكن است یك حیوان عروسكی را مثلاً به دلیل خطایی كه مرتكب شده توبیخ كند و او را مورد عمل جراحی قراردهد. با دوباره اجرا كردن چنین حوادثی و معكوس كردن نقش ها، كودك به تدریج در اثر بهبودی جراحات عاطفی، ترس یا خشم باقی مانده را از بین می برد. بازی به كودك كمك می كند با چنین وضعیت های ترسناكی مانند رفتن به مطب پزشك یا رفتن به مدرسه، كنار بیاید و بهتر برخورد كند. گاهی كودك در برخورد با چنین بحرانهایی با خواهر، برادر، هم بازی اش و یا حتی خانواده اش دكتر بازی می كند. شاید هم همه سربازها یا حیوانات عروسكی اش را جمع كند و وانمود كند كه در مدرسه جلسه گرفته اند. بطور كلی باید گفت علاقه به مسابقه و بازی اضطراب را تسكین می دهد و تا حدودی آن را درمان می كند. بازی به كودك اجازه خشونت می دهد تا تخلیه شود، به عبارتی از طریق بازی می تواند خشم خود را خالی كند و این امر برای او نوعی پذیرش اجتماعی محسوب می شود. بازی و ایفای نقش غول یا قهرمان ها به او اجازه می دهد حس كند قوی شده است ونیز بازی، بچه ها را درمیان احساسات قوی درونی شان توانا می سازد، احساساتی كه ناپیدا است. فواید اجتماعی بازی مهارت های اجتماعی كودك را افزایش می دهد. به ویژه نمایشی كه نوعی بازی نمادین است می تواند همدلی را در كودك پرورش دهد. در این صورت او نه تنها وانمود می كند هویت دیگری دارد، بلكه عقاید و احساسات دیگران را نیز باید به نمایش بگذارد. بنابراین خاله بازی به كودك این شانس را می دهد كه از رفتار فرزند خود خوشحال یا عصبانی شود. پرستار بازی به او كمك می كند نسبت به بیمارانش احساس همدردی كند. چنین بازی های نمادین به كودك كمك می كند، درك و شناخت او از دیگران بیشتر شود و نسبت به رفتار دیگران صبور باشد و تغییرات محیطی را بهتر بپذیرد. بازی به كودكان اهمیت سازگاری و ارزش سازش را می آموزد. در این حین، فرزند شما بزرگ و بزرگتر می شود، به تدریج كمترخودمحوری را از خود نشان می دهد و بیشتر تمایل دارد، در بازی و مسابقات گروهی شركت كند. بازی پایه های دوستی را بنا می نهد كه شاید تا سالیان درازی ادامه یابد. سپس با وسیع شدن دنیای پیرامون كودك و تغییر یافتن تعاملات اجتماعی اش، به تدریج تأثیر نقش ها و رتبه های اجتماعی و روش برخورد با مردم را یاد می گیرد. كمترین عملكرد اجتماعی بازی را می توان نقش انجام وظیفه ای دانست كه هریك از كودكان در بازی های گروهی عهده دار می شوند. حتی ساده ترین شكل بازی به كودك نكات مهمی می آموزد، نكاتی چون رعایت نوبت، همكاری، رقابت عادلانه و بُرد و باخت منصفانه. بیشتر بازی های پیچیده براساس مهارت های اجتماعی ساخته شده و می شود كه بدین وسیله ارزش كار گروهی و روح حاكم بر تیم را تقویت می كند. چرا كه ازاین طریق كاملاً محدودیت های مربوط به رقابت و بازی گروهی كاملاً نمایان می شود. فواید فیزیكی شاید آشكارترین فایده بازی تأثیر آن بر رشد جسمی كودك باشد. این تأثیر شامل رشد ماهیچه و توانایی كنترل آن است، مانند هماهنگی چشم و دست. همچنین می توان گفت عضلات بزرگ از طریق فعالیت های جسمی مانند دویدن، پریدن، دوچرخه سواری و شنا قوی می شود و عضلات كوچك از طریق فعالیت های حسی – حركتی تقویت می شود. مانند نوزادی كه تلاش می كند جغجغه اش را بگیرد یا پسری كه برای نقاشی كردن و خط خطی كردن تلاش می كند. بازی نمادین می تواند فرصت های زیادی برای رشد فیزیكی فراهم كند در انواع مسابقات، مهارت های حركتی و هماهنگی اعضا بدن افزایش می یابد. تجربه بازی حسی - حركتی مانند جویدن جغجغه، به طفل سفتی و مزه پلاستیك را می آموزد. فعالیت های حسی – حركتی به بچه های بزرگتر این فرصت را می دهد تا اَشكال، رنگ ها و سایزها را آزمایش كنند. همچنین فعالیت های جسمی منبع تحرك حسی است. برای مثال شنا به كودك اجازه می دهد خاصیت شناوری آب و كشش جاذبه زمین را تجربه كند. قدم زدن در جنگل و یا پارك به فرزند پیش دبستانی شما این شانس را می دهد كه سنگ ها، برگ ها و پوست درخت را بشناسد، صدای پرندگان و شُر شُر آب جویبار را بشنود و گل ها را ببوید. در مجموع می توانید واكنش های كودك تن را نسبت به محیط اطرافش تقویت كنید چرا كه این تشویق در تمام طول عمر، او را تغذیه می كند و زنده نگه می دارد. |
|
+ نوشته شده در
شنبه پنجم مرداد 1387ساعت 12:17 توسط سیمین عذار عابدینی |
|
|
پرورش مسئولیت پذیرى درکودکان مسئولیت پذیرى را مى توان پرورش داد ![]() امروزه بسیارى از والدین از ناتوانى و مسئولیت نپذیرفتن فرزندشان شكایت مى كنند و مرتب فرزندشان را سرزنش مى كنند و او را مورد انتقاد و تنبیه قرار مى دهند. داشتن كودكى مسئولیت پذیر آرزوى هر پدر و مادرى است و والدین به علت داشتن فرزندى بردبار به خود مى بالند. اگر فرزند شما توجه كافى به مسئولیت هایى كه به او واگذار مى شود، ندارد سعى كنید به جاى انتقاد و تنبیه ، روحیه مسئولیت پذیرى را در او پرورش دهید. براى این كار ابتدا سعى كنید رفتارى داشته باشید كه از فرزندتان انتظار دارید. درباره روحیه مسئولیت پذیرى و تلاش براى انجام درست وظایف با او صحبت كنید. این نكته را به یاد داشته باشید كه تعلیم بردبارى و مسئولیت پذیرى به مرور زمان صورت مى گیرد و شما نمى توانید در یك لحظه از كودكتان فردى مسئول و سختكوش بسازید . وقتى ناتوانى یا حتى كوتاهى كودك را در مقابل انجام وظایفى كه به او سپرده شده مى بینید، به جاى سرزنش در مورد نوع رفتارش با او صحبت كنید.
از او بخواهید دامنه توجه اش را گسترش دهد. به او بیاموزید براى انجام مسئولیتى كه به او سپرده اید تمركز و از توانایى هایش استفاده كند. به او بگویید كه از نظر شما فرد توانایى است و مطمئن هستید مى تواند كارى كه به او سپرده شده را انجام دهد. از او حمایت كنید و به او احترام بگذارید.فرزند خود را تشویق كنید در اجتماع حضور بیشترى داشته باشد و به دیگران كمك كند.به او بیاموزید در كارهاى گروهى شركت كند. به او كمك كنید تا درك درستى از فعالیت هاى گروهى با همسالان خود بیابد.
اگر او به این درك درست برسد مى آموزد كه باید به دیگران احترام بگذارد و مسئولیت هاى خود را به درستى انجام دهد. هیچ گاه به او نگویید ما همه مانند یكدیگر هستیم چون ما واقعاً با هم تفاوت داریم. به او بگویید ممكن است بتواند كارى را بهتر از همسالان دیگرش انجام دهد همان گونه كه گاهى آنها بهتر از فرزند شما كارى را انجام مى دهند.
زمانى كه فرزندتان توانست از عهده مسئولیت خود برآید، مى توانید جایزه اى براى او در نظر بگیرید اما باید زمان و مكان درستى را براى جایزه دادن انتخاب كنید. به طورى كه او متوجه نتیجه خوب كارى كه انجام داده بشود.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 11:17 توسط سیمین عذار عابدینی |
|
|
بارها اتفاق افتاده است که مشغول صحبت کردن با تلفن هستید. در همان زمان فرزندتان وارد اتاق شده و از شما سوالی را میپرسد. شما به آرامی میگویید: «مامان الان مشغول صحبت کردن با فرد مهمی است عزیزم.» و او باز سوال خود را بلندتر مطرح میکند. بار دوم کمی لحن شما تغییر میکند «الان نه!» او پای خود را بر زمین میکوبد و فریاد میزند و برای چندمین بار سوال خود را مطرح میکند.
اگر چه کودک پنج ساله تا این زمان متوجه شده است که دنیا فقط متعلق به او نیست ولی همیشه این مسئله را به خاطر نمیسپارد. همانطور که حافظه ی ضعیف او رشد میکند،کم کم به خاطر می آوردوقتی کسی مشغول صحبت کردن با فرد دیگری باشد، نمیتواند پاسخ او را بدهد. حالا دیگر کمتر عصبانی خواهد شد و میتواند خود را کنترل کند. سعی کنید از او انتظار زیادی نداشته باشید. باید مدتها بگذرد تا کودک بتواند تشخیص دهد چه زمانی لازم است صحبت دیگران را قطع کند و چه زمانی باید سکوت کند.هنگامی که خانه در حال آتش گرفتن است، ظرفشویی در حال سرریز شدن و خواهر کوچکتر در خطر باشد باید با فریاد از دیگران کمک گرفت، وقتی نیاز غیرضروری و کماهمیت باشد میبایست صبر کند تا صحبت دیگران به پایان برسد بعد نیاز خود را طرح کند.
کسب مهارت در این زمینه نیاز به گذشت زمان دارد. سعی کنید دنیا را از چشم کودک ببینید. بدانید او قصد آزار دادن به شما را ندارد. شما هم صحبتهای طولانی و خسته کننده را به زمانی موکول کنید که کودک در خواب است یا در خانه حضور ندارد. کلماتی مثل ببخشید، لطفاً، متشکرم، بفرمایید را به او بیاموزید. بعد از مدتی به کار بردن این کلمات برایش به شکل عادت خواهد شد.
آموزش از طریق بازیهدف این است که کودک بیاموزد تا پایان صحبت دیگران صبر کند. بازی به این صورت است که شما سوالی را از کودک میپرسید: «چرا دوست داری فوتبال بازی کنی؟ بعد به دقت به پاسخ او گوش دهید. سپس سوال کنید آیا صحبت شما تمام شد؟ خب حالا نوبت توست که از من سوالی بپرسی. اگر هنگام پاسخگویی شما شروع به صحبت کرد با انگشت به لب او فشار دهید و به صحبت خود پایان دهید. بعد چند سوال دیگر مطرح کنید و بازی را به همین صورت ادامه دهید. البته این آموزش زمان زیادی خواهد برد. ولی حداقل توانستهاید برنامهای برای تمرین «با احترام صحبت کردن» را شروع کنید. گاهی صحبتهای طولانی شما با دیگران باعث میشود او حوصلهاش سررفته و به دلیل نداشتن سرگرمی مزاحم شما شود. پس بهتر است قبل از شروع صحبت با تلفن برای او سرگرمی مناسبی ترتیب دهید. در این مورد به او فرصت انتخاب دهید تا بداند او را در نظر دارید. از او بپرسید آیا دوست داری زمانی که من با تلفن صحبت میکنم با اسباببازیات بازی کنی یا آبمیوه و کیک بخوری؟ به همراه کودک کتابهایی را بخوانید و عقایدی را به او بیاموزید، کتابهایی به زبان ساده در مورد زیبا و به موقع صحبت کردن. اگر بعد از آموزش متوجه شدید بیشتر اوقات با دیگران محترمانه صحبت میکند او را تشویق کنید و هدیهای برایش تهیه کنید. |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت 12:56 توسط سیمین عذار عابدینی |
|
|
نقاشی زبان كودك است. كودكان برخلاف بزرگسالان هستند. آنها از طریق نقاشی كشیدن، قصه گویی، بازی كردن و… شناخته می شوند.
نقاشی به ما كمك می كند تا به دنیای درونی و روح كودك پی ببریم، بدانیم چه نیازهایی دارد، آیا كودك ناسازگار یا بیمار است؟ در بزرگسالی می خواهد چه كاره شود و… به دلیل علاقه ی بسیار ی از خانواده های عزیز و اهمیت نقاشی كودكان در این مقاله مفهوم خورشید، ماه، آسمان، زمین، اتومبیل و حیوانات رابا هم بررسی می كنیم، لطفاً توجه داشته باشید كه شما به كودك، موضوع نقاشی نمی دهید و خودش آزادانه نقاشی می كند.
1ـ خورشید و ماه در اغلب نقاشیهای كودكان، خورشید دیده می شود. خورشید نشانه ی امنیت، خوشحالی، گرما، قدرت و به قول روانشناسان خورشید به معنی پدر است. وقتی رابطه كودك و پدر خوب است كودك خورشید را در حال درخشیدن می كشد و وقتی رابطه ی آن دو مطلوب نیست كودك خورشید را در پشت كوه ناپدید می كند.
ترس كودك از پدر به رنگ قرمز تند و یا سیاه در نقاشی دیده می شود. البته با یك نقاشی ما به قضاوت نمی پردازیم بلكه باید چندین نقاشی كودك را بررسی كرد. ماه نشانه ی نیستی است. اغلب كودكان ماه را كنار قبر و قبرستان می كشند. كودكان در نقاشی خود ماه را با مرگ معنی می بخشند.
2ـ آسمان و زمینآسمان به معنی الهام و پاكی است. ولی زمین به معنی ثبات و امنیت می باشد. كودكان خیلی كوچك هیچ وقت خطی برای نشان دادن زمین ترسیم نمی كنند، ولی در سن 5 یا 6 سالگی كه آغاز به درك دلایل منطقی می كنند به كشیدن زمین نیز می پردازند.
3ـ اتومبیلدرجامعه ی امروزی ماشین نشانه قدرت است، به همین دلیل در نقاشیهای كودكان مخصوصاً پسر بچه ها ماشین زیاد دیده می شود. وقتی یكی از اعضای خانواده كه اغلب پدر و گاهی خود كودك است، رانندگی می كنند، از دیدگاه برون فكنی اهمیت پیدا می كند. بیشتر نوجوانان به بهانه ی اینكه كشیدن تصویر آدم حوصله شان را سرمی برد یا سخت است، از كشیدن شكل آدم خودداری می كنند اما به اعتقاد پژوهشگران ترجیح دادن كشیدن ماشین در این دوره خود به خود نشان دهنده ی وابسته بودن شخص به دنیای خارج و زندگی ماشینی است. البته این مسائل بستگی به سن، فرهنگ و عوامل ذهنی و… نوجوان دارد.
4ـ حیواناتاگر در نقاشی كودك شما تصاویر حیوانات دیده می شود ، ممكن است دلایل مختلفی وجود داشته باشد كه شما با صحبت كردن با كودك پی به آن می برید. كودكی كه در روستا زندگی می كند و یا حیوانات خانگی دارد و یا عاشق حیوانات باشد و یا حتی زیاد به باغ وحش برود طبیعی است كه حیوان بكشد. پس فرهنگ و طرز زندگی كودك در خانواده از اهمیت زیادی برخوردار است. اگر كودك به نوعی با حیوانات رابطه نداشته باشد و حیوان برای او در دسترس نباشد تصویر حیوان در نقاشی او اهمیت خاصی پیدا می كند. گاهی ممكن است كودك احساس گناه و تقصیری را كه تجربه كرده و جرأت نكرده آن را ابراز كند در نقاشی و در قالب حیوان نشان دهد.
مثلاً كودكی ممكن است به دلیل اینكه دیشب درجایش خرابكاری كرده و سرزنش شده ، احساس گناه كرده باشد و در نقاشی اش شكل حیوان خاصی را مثل مارمولك بكشد. كشیدن حیوانات درنده نشانه ی فشارهای درونی مخفی كودك است. مثلاً كودكی كه نسبت به برادر كوچكتر تازه به دنیا آمده اش حسادت می كند، در نقاشی ممكن است گرگ بكشد كه این نشان دهنده ی ترس و دلهره ی كودك از تازه وارد كوچولو است.دوستان خوبم، توجه داشته باشید كه در تجزیه و تحلیل نقاشی كودكان كه كاری بسیار ظریف و حساس است چون یك كار تخصصی و تجربی است شما رأی قطعی نمی دهید. كودك شما باید خودش به میل خودش موضوع نقاشی را اتنخاب كند.
شما نباید بالای سر او بنشینید و به او مداد رنگی به میل خودتان بدهید. او در نقاشی كردن باید آزادی كامل داشته باشد. در پایان نقاشی از كودك بخواهید كه در مورد تصاویر كشیده شده برای شما حرف بزند. این گونه اطلاعات به شما در تجزیه و تحلیل نقاشی كودك كمك می كند. كودكان را به كشیدن تشویق كنید اما آنها را مجبور نكنید كه همین الان برای شما نقاشی بكشند.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 13:11 توسط سیمین عذار عابدینی |
|
|
آیا تلویزیون چشم کودکان را به سوی دنیا باز می کند یا موجب پدید آمدن اختلالاتی در قدرت یادگیری آنها می شود؟
به عقیده بسیاری از کارشناسان، مفید یا مضر بودن تلویزیون به برنامه ای که پخش می شود و سن فرد تماشاگر بستگی دارد. دقیقاً همین موضوع است که کارشناسان را نگران کرده است. جالب است بدانید، 40 درصد کودکان آمریکایی از سه ماهگی تلویزیون نگاه می کنند و تعدادشان در 24 ماهگی به 90 درصد می رسد.
طبق گزارشی معلوم شد که والدین آثار سوئی را که تلویزیون بر پیشرفت مغزی کودکان می گذارد، کاملاً نادیده گرفته اند. به تازگی تحقیقی از سوی مؤسسه ملی آمریکایی سلامت روان در باره هزار کودک 2 تا 24 ماهه انجام گرفت. تحقیقات نشان داد: میانگین سنی که کودکان به طور مرتب جذب تماشای تلویزیون می شوند، 9 ماهگی است! کودکان 9 ماهه آمریکایی هر روز به طور متوسط یک ساعت تلویزیون می بینند که مقدار این زمان در 2 سالگی به 5/1 ساعت می رسد. نظرسنجی ها نشان داده، والدین به فرزندانشان اجازه می دهند 10 تا 20 ساعت در هفته تلویزیون مشاهده کنند. چون معتقدند، تلویزیون ارزش آموزشی دارد و باعث پیشرفت مغزی کودکشان خواهد شد. ![]() 29 درصد والدین معتقدند، برنامه های تلویزیون در پیشرفت کودکان مؤثر است وتعدادی گمان می کنند تلویزیون آرام بخش است و گروهی از والدین از تلویزیون به عنوان پرستار بچه استفاده می کنند.متأسفانه تصوری که والدین از تأثیر تلویزیون روی ذهن کودکان دارند، تصور درستی نیست. تنها 50 درصد برنامه های تلویزیونی که کودکان به تماشای آن می نشینند، آموزشی اند. تحقیقات کارشناسان دانشگاه واشنگتن، نشان داده است که تماشای بیش از حد تلویزیون پیش از سه سالگی، موجب پدید آمدن اختلالات توجه، رفتارهای تهاجمی و بی ادب شدن کودکان می شود. گرچه بسیاری از والدین ادعا می کنند که مراقب برنامه هایی که کودکانشان می بینند، هستند ولی در 68 درصد موارد آن ها کودک را جلوی تلویزیون تنها می گذارند و برنامه ها را کنترل نمی کنند.
فایده برنامه های تلویزیونی برای کودکان در این سن چیست؟به عقیده پزشکان و روان شناسان کودک، دستگاه بینایی نوزادان سه ماه در این سن هنوز تکمیل نشده است. تلویزیون، تصاویری را به کودک نشان می دهد که او قادر به تشخیص کامل آنها نیست. تنها صدا و حرکات تند، توجه او را جلب می کند.
موضوعی که بیش از هر چیز کارشناسان را نگران می کند، عادت کردن کودکان از سنین پایین به تلویزیون و منزوی شدن آن ها در آینده است. در حقیقت برنامه های تلویزیون، مانع اصلی اجتماعی شدن کودکان است. لازم به ذکر است که حتی برنامه های کودکان نیز برای افراد بالای چهار سال تهیه شده است. این والدین هستند که باید با هوشیاری کامل وظیفه آموزشی را به عهده تلویزیون نگذارند. هزاران راه وجود دارد که به دور از صفحه ی کوچک تلویزیون بتوان دنیای بزرگ را به کودکان نشان داد. منبع: ماهنامه آموزشی اطلاع رسانی کودک
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 13:7 توسط سیمین عذار عابدینی |
|
|
3تا 4نوزاد از هر هزار نوزاد، با کم شنوايي عميق دائمي متولد مي شوند. قوانين بين المللي فعلي همگي توصيه مي کنند کودکان دچار کم شنوايي مادرزاد ، پيش از 6ماهگي تشخيص داده شوند. به همين دليل برنامه هاي غربالگري جهاني شنوايي نوزادان مورد تصويب قرار گرفته است تا همه کودکان ، پيش از ترخيص از زايشگاه مورد ارزيابي شنوايي قرار گيرند. در صورتي که کودکي در ارزيابي هاي مقدماتي رد شود، براي ارزيابي شنوايي جامع و کامل ارجاع مي شود. در صورت تشخيص هر گونه کم شنوايي ، سمعک مناسب تجويز و کودک در يک برنامه توانبخشي زودرس ، ثبت نام مي شود. هيچ کودکي براي استفاده از سمعک يا وسيله تقويت کننده ديگر و شروع اقدامات توانبخشي کوچک نيست.
سن تشخيص کم شنوايي بايد به پيش از 3ماهگي برسد، اما اکنون اين سن ، در کشور ما بسيار بالاتر از اين است (در يک تحقيق در تهران حدود 25 - 36ماهگي بوده است). اين تخمين بسته به ميزان کم شنوايي کودک دارد. کم شنوايي هاي شديد تا عميق ، معمولا زودتر شناسايي مي شوند (گاهي زير 18ماهگي)؛ اما کم شنوايي هاي ملايم تا متوسط يا کم شنوايي هاي يکطرفه ، اغلب تا سن ورود کودک به مدرسه تشخيص داده نمي شود. در صورت عدم تشخيص زودرس کم شنوايي ، براي بسياري از اين کودکان ، کسب مهارت هاي زباني ، گفتاري ، درکي و اجتماعي بسيار مشکل و اغلب غيرممکن است. عوارض تاخير در تشخيص تاخير در تشخيص کم شنوايي ، تاثير غيرقابل برگشتي بر تحول زباني و گفتاري دارد. در صورت وجود کم شنوايي عميق ، کودک بدون استفاده از سمعک يا ديگر وسايل تقويتي ، هيچ گونه دسترسي به گفتار ندارد و در نتيجه رشد زباني و گفتاري نخواهد داشت. کم شنوايي هاي ملايم تر نيز تاثير منفي چشمگيري بر رشد زباني و گفتاري کودک بر جا مي گذارد. بررسي هاي متعدد نشان داده اند که صرف نظر از نوع راهکار مداخله اي که شامل روش شفاهي ، شنيداري يا روش ارتباط کلي است ، مهارت هاي ارتباطي کودکاني که پيش از 6ماهگي کم شنوايي آنان تشخيص داده شده و اقدامات مداخله اي براي آنها آغاز شده است ، خيلي بيش از کودکاني است که ديرتر شناسايي شده اند. کم شنوايي سن و سال نمي شناسد غربالگري شنوايي آزموني ، سريع و مقرون به صرفه است که افراد را به 2گروه تقسيم مي کند: گروهي که قبول مي شوند (سالم) و گروهي که رد مي شوند (نيازمند ارزيابي جامع). غربالگري شنوايي نوزادان ، امري مقرون به صرفه است. حتي کودکاني که در غربالگري اوليه قبول مي شوند، ولي داراي شاخصهاي خطر کم شنوايي هستند، بايد تا 3سالگي هر 6ماه يک بار مورد ارزيابي قرار گيرند. همه کم شنوايي هاي زودرس ، در زمان تولد قابل شناسايي نيستند. کم شنوايي ممکن است در هر زمان ايجاد شود. کم شنوايي هايي که پس از تولد ايجاد مي شوند، در برنامه هاي غربالگري شنوايي نوزادان تشخيص داده نمي شوند. بنابراين متخصصان اطفال بايد از شاخصهاي خطر کم شنوايي آگاه باشند و زماني که به کودکي مشکوک مي شوند، وي را براي ارزيابي هاي شنوايي ارجاع دهند. شک والدين به تنهايي مي تواند دليل قانع کننده اي براي ارجاع کودک به منظور ارزيابي شنوايي باشد. همچنين بايد والدين در مورد روند رشد شنوايي آگاه باشند و بدانند زماني که به شنوايي کودک خود مشکوک مي شوند، چه اقداماتي مي توانند انجام دهند. مي توان براي نوزاداني که کم شنوايي شان تشخيص داده مي شود، پيش از يک ماهگي ، سمعک مناسب تجويز کرد. با انجام اقدامات مداخله اي مناسب ، رشد زباني ، درکي و اجتماعي اين نوزادان ، به احتمال زياد مشابه همسالان شنواي آنان خواهد شد. نتايج بررسي هاي جديد حاکي از اين است که کودکاني که کم شنوا متولد مي شوند و پيش از 6ماهگي براي آنان سمعک مناسب تجويز شده و اقدامات توانبخشي صورت گرفته است ، مهارت هاي زباني بسيار بهتري نسبت به گروهي دارند که پس از 6ماهگي تشخيص داده شده اند. تشخيص کم شنوايي و آغاز اقدامات توانبخشي در دوره نوزادي و شيرخوارگي ، نياز به اقدامات توانبخشي در دوران مدرسه را تا حد زيادي کاهش مي دهد. نکته قابل توجه اينجاست که کودکان ناشنوا تا 8-9ماهگي مانند کودکان شنواي هنجار از خود صدا درمي آورند و اين امر اغلب سبب گمراه شدن والدين مي شود و تصور مي کنند فرزندشان شنوايي هنجار دارد. براي کسب اطلاعات بيشتر مي توانيد به تمامي مراکز سنجش شنوايي درمانگاه ها و بيمارستان ها، همچنين دپارتمان شنوايي دانشکده هاي توانبخشي تهران ، ايران ، شهيد بهشتي و علوم بهزيستي مراجعه فرماييد. ترجمه : دکتر يونس لطفي |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفدهم تیر 1387ساعت 11:5 توسط سیمین عذار عابدینی |
|
|
افرادى كه مبتلا به اوتيسم هستند، بيشتر تمايل دارند بىتفاوت و گوشهگير باشند. آنها در برقرارى ارتباط عاطفى با ديگران ناتواناند و برخى از آنها حتى از درك افكار، احساسات و نيازهاى ديگران نيز عاجزند. زبان و هوش اين افراد اغلب تكامل نيافته است و همين امر روابط اجتماعى و برقرارى ارتباط را براى آنها با مشكل مواجه مىسازد. برخى افراد مبتلا به اوتيسم از رفتارهاى تكرارى مانند «ضربه زدن با انگشت» يا دنبال كردن سفت و سخت الگوهاى معمولى در زندگى روزمرهشان رنج مىبرند و به صدا، بو يا لمس شدن حساسيت دارند. درباره كودكان مبتلا به اوتيسم بايد گفت آنها از الگوهاى استاندارد در رشد كودك پيروى نمىكنند. حتى در برخى، مشكلاتى كه آنها در بزرگسالى به آن دچار خواهند شد را مىتوان از بدو تولد پيشبينى كرد. اگرچه ممكن است برخى كودكان در سنين اوليه با مشكلى مواجه نشوند، اما بين دوره ۱۸ تا ۳۶ ماهگى، رشد آنان متوقف مىشود، ديگر روابط اجتماعى را نمىپذيرند، رفتارهاى عجيب پيدا مىكنند و حتى زبان و استعدادهاى اجتماعى را كه تاكنون كسب كردهاند، از دست مىدهند. اوتيسم بيمارى فراگيرى است كه در هر كشور و منطقهاى از جهان، در هر خانواده يا قبيلهاى با پيشزمينههاى اقتصادى و مذهبى مختلف مىتوان اثرى از آن را يافت. اين بيمارى در كودكى شكل مىگيرد و يك نفر از هر ۱۰۰۰ نفر ممكن است به آن مبتلا شود كه البته پسرها چهار تا پنج برابر بيشتر از دخترها در معرض ابتلاى به آن هستند. اما علايم شديد بيشترى به علاوه كاهش شديد ضريب هوشى در دخترها ديده خواهد شد.
علايم بيمارى كمبودهاى اجتماعى: بسيارى از كودكان مبتلا به اوتيسم، در برقرارى ارتباط روزمره مشكلات جدى دارند. حتى براى نوزادان، كه در بدو تولد تمايل به لمس كردن محيط و افراد پيرامون خود دارند نيز اين مسأله به گونهاى ديگر بروز پيدا مىكند و آنها از برقرارى ارتباط چشمى خوددارى مىكنند. نوزادان مبتلا به اوتيسم شايد حتى به رفت و آمد والدينشان نيز هيچ واكنشى مانند گريه يا شادى نداشته باشند. آنها عموماً در فهم نشانههاى غير زبانى نيز با مشكل مواجه مىشوند. يعنى وقتى به آنها بگوييم «بخواب!» آن را به عنوان يك درخواست دوستانه به معناى «وقت خواب است» تعبير نمىكنند، بلكه برداشت آنها يك دستور تهديدآميز است. فرد مبتلا به اوتيسم ممكن است حتى از درك ديدگاهها و نظرات ديگران نيز ناتوان باشد و نتواند واكنش ديگران به رفتارهايش را درك يا پيشبينى كند. آنها همچنين شايد رفتارهاى پرخاشگرانه يا غير قابل كنترل از خود نشان دهند؛ به ويژه زمانى كه در يك محيط خستهكننده قرار بگيرند كه در اين صورت شايد به شكستن اشيا، كشيدن موى سر يا صدمه زدن به خود و ديگران رو بياورند. كمبودهاى زبانى: تحقيقات نشان دادهاند در حالى كه برخى نوزادان در شش ماهه اول «قان و قون» مىكنند، اما نيمى از كودكان مبتلا به اوتيسم شايد در طول زندگىشان لال بمانند. در اين ميان، كودكانى هم كه به اين سرنوشت دچار نمىشوند، قادر نخواهند بود توانايىهاى زبانىشان را حداكثر تا ۸ سالگى به دست آورند. اين در حالى است كه كودكان معمولى از سن دو سالگى شروع به كنار هم گذاشتن جملات و تبعيت از راهنمايىهاى ساده مىكنند. آن دسته از كودكان مبتلا به اوتيسم كه قادر به صحبت كردن هستند نيز شايد تنها بتوانند برخى جملات را دائم تكرار و فقط از كلمات ساده استفاده كنند وگرنه آنها از مرتب كردن چند كلمه و ساخت يك جمله معنادار عاجزند. بعضى از اين كودكان تنها مىتوانند آنچه شنيدهاند را تكرار كنند كه به اين وضعيت در علم پزشكى (Echolalia) مىگويند. اگرچه در كودكان معمولى نيز همين علت مشابه ديده مىشود، اما اين مرحله براى آنها حداكثر تا سن سه سالگى پايان مىيابد. افراد مبتلا به اوتيسم حتى در بيان ضماير نيز با مشكل مواجه مىشوند و برداشت آنها از ضماير، يك معناى واحد است. آنها در استفاده از كلماتى مانند «من»، «شما» يا «براى من» دچار سردرگمى مىشوند. براى مثال، اگر پدر يك كودك مبتلا به اوتيسم از او بپرسد «پيراهنم چه رنگى است؟» پاسخ كودك ممكن است رنگ پيراهن خودش باشد. درك مفاهيم «زبان اشاره» يك كودك مبتلا به اوتيسم شايد غير ممكن باشد. چرا كه اشارات و لحن صداى كودك معمولاً به ندرت با آنچه او مىگويند يا احساس مىكند، همخوانى دارد. وسواسهاى مرتبط با اوتيسم: كودكى كه از اوتيسم رنج مىبرد، ممكن است ساعتها با موى خود بازى كند، پايش را تاب دهد يا بانداژهايى را بر روى بازويش ببندد. بسيارى بر روى انگشتهاى شصتشان راه مىروند يا برخى حتى ناگهان جاى خود را عوض مىكنند. متخصصان به اين رفتارها «خودانگيزگى» مىگويند. درباره بسيارى از افراد مبتلا به اوتيسم حتماً لازم است تا محيط اطرافشان آن طور كه مىپسندند، باشد. حتى عدهاى از آنها شديداً درگير برخى عادتهاى روزمرهشان هستند؛ يعنى اگر ليوان آنها جايى باشد كه خودشان نگذاشتهاند يا بالشتشان در قسمت ديگرى از كاناپه باشد، ممكن است عصبانى شوند. دانشمندان در حال بررسى نظريههاى مختلفى هستند: شايد اين رفتارها مرتبط با عملكرد مناسب حسهاى مختلف آنان باشد. كودكى كه مزه همه چيز را مىچشد؛ شايد به دنبال يك حس بويايى خاصى است تا دنياى پيرامونش را كشف كند. شايد هم او قصد برانگيختن حسى را دارد كه كارآيى مناسبى ندارد. نظريه ديگر اين است كه اين رفتارها شايد بتواند سردرگمى حسى فرد مبتلا به اوتيسم را از ميان ببرد. همين رفتارهاى اجبارى مىتواند توانايى كودك براى بازى كردن را محدود كند. در حالى كه بيشتر كودكان معمولى از سن ۲ سالگى به همه اشيا با ديد خلاقانه نگاه مىكنند، اما در مورد كودكان مبتلا به اوتيسم به ندرت چنين است. اگر اسباب بازى به دست آنها بدهيم، اگرچه شايد براى ساعتها آن را در دست بگيرند، اما مانند يك كودك معمولى نمىتوانند از آن بازى بگيرند. مباحث مربوط به ادارك حسى: ذهن يك كودك مبتلا به اوتيسم از ايجاد تعادل ميان حسهاى مختلف عاجز است. يعنى كودك قادر نيست از حواس پنجگانهاش براى درك بهتر دنياى پيرامون خود بهره بگيرد و اين موجب مىشود كه حتى كودك نتواند احساس سرما يا كرختى را در خود درك كند. در برخى ديگر اين احساسها به گونهاى ديگر است يعنى برخى صداها، تصاوير و يا مزه ممكن است آنها را به شكل آزاردهندهاى تحريك كند. توانايىهاى ويژه: تقريباً از هر ۱۰۰ كودك مبتلا به اوتيسم، دو نفر از توانايىهاى ويژه دانشمندان و نوابغ سود مىبرند. بعضى از اين كودكان قادرند تصاوير سخت سه بعدى را ترسيم كنند. برخى از آنها مىتوانند جورچينهاى بسيار دشوار را مرتب كنند. تعدادى ديگر خواندن را از سنين بسيار كم شروع مىكنند؛ حتى پيش از آن كه حرف زدن را شروع كنند. حتى برخى از آنها اين توانايى را دارند تا هر اسمى كه در دفترچه تلفن هست را نام ببرند، ابزارهاى موسيقىاى را كه هرگز چيزى درباره آن نياموختهاند، بنوازند يا حتى شعرى را بعد از تنها يك بار شنيدن، بخوانند. تشخيص اوتيسم: والدين ممكن است متوجه شوند كه كودكشان از بدو تولد «متفاوت» است، نسبت به اسباب بازى يا مردم بىاعتنا است و شايد براى مدت طولانى به يك شىء خاص خيره مىشود. حتى علايم بيمارى اوتيسم ممكن است در كودكانى كه پيش از اين طبيعى بودهاند نيز ديده شود. يعنى يك كودك سالم و حساس، ناگهان پرخاشگر مىشود. شايد سالها بگذرد تا والدين به دنبال تشخيص علت اين تغييرات بروند. در اين مدت، آنها همه چيز را «روبهراه» تصور مىكنند كه اين امر در اصل رسيدن به درمان مناسب را به تأخير مىاندازد. بايد گفت هيچ آزمايش پزشكى براى تشخيص اوتيسم وجود ندارد. هر چند بيمارىهايى هستند كه علايمى مشابه اوتيسم مانند قدرت شنوايى كم، مشكلات زبانى، اختلالات ذهنى و مشكلات عصبى دارند، اما به محض آن كه اين علايم از بين بروند، والدين بايد كودكشان را به يك متخصص اوتيسم نشان دهند. دلايل بروز اوتيسم باور عموم بر اين است كه اوتيسم به علت برخى نابهنجارىها در ساختار مغز به وجود مىآيد كه ممكن است اين امر با تكامل طبيعى مغز تداخل پيدا كند. سلولها ممكن است اشتباهاً در جاى ديگر مغز رشد پيدا كنند يا شايد حتى قسمتهايى از شبكه ارتباطى مغز كارايى خود را از دست بدهد. مطالعات متعدد از نوزادان دوقلو نشان مىدهد كه اوتيسم مىتواند ارثى باشد. احتمال آن كه دوقلوهاى همانند كه ساختار ژنتيكى مشابهى دارند، به اوتيسم دچار شوند، بسيار بيشتر از ساير دوقلوهاست. در اين بين، والدينى كه يك كودك مبتلا به اوتيسم دارند در معرض خطر كمترى براى داشتن يك كودك بيمار ديگر هستند. موضوعهاى مربوط به باردارىها: در طول زمان باردارى، مغز جنين بزرگتر و پيچيدهتر مىشود و هر عاملى كه رشد معمولى مغز را با مشكل مواجه سازد، مىتواند تأثير مادامالعمر بر احساسات، رفتارهاى اجتماعى، زبان و روحيات كودك بگذارد. بنابراين، محققان در حال بررسى اين موضوع هستند كه آيا شرايط خاصى مانند باردارى يا ديگر فاكتورهاى محيطى مىتواند در رشد معمولى مغز تأثيرگذار باشد؟ لازم به ذكر است برخى بيمارىهاى ويروسى مانند سرخجه، به خصوص در ۳ ماهه اول باردارى، مىتواند به اوتيسم يا اختلالات ذهنى در جنين منجر شود. اختلالات ذهنى اختلالات ذهنى شايعترين مشكلات همراه با اوتيسم است. ۷۵ تا ۸۰ درصد از افراد مبتلا به اين بيمارى، تا حدودى از مشكلات ذهنى رنج مىبرند. ۱۵ تا ۲۰ درصد آنان مشكلات ذهنى حاد دارند و ضريب هوشىشان زير ۳۵ درصد است. اما اوتيسم لزوماً با ناهنجارىهاى ذهنى همراه نيست. ضريب هوشى بيش از ۱۰ درصد افراد مبتلا به اوتيسم در حد متوسط يا بالاتر از متوسط است و عجيب آن كه ضريب هوشى برخى از آنها به ميزان استثنايى بالاست. هر چند در اين ميان نمىتوان تعريف درستى از نمرات ضريب هوشى ارائه داد. چرا كه بسيارى از آزمايشات مربوط به ضريب هوشى، اصولاً متناسب با ويژگىهاى افراد مبتلا به اوتيسم طراحى نشده است. درمان بيمارى برخى اقدامات پيشگيرانه مانند مداخله يا پيشگيرى به موقع، آموزش ويژه، حمايت خانوادگى و در برخى موارد تجويز دارو كمك مىكند تا تعداد بيشترى از افراد و كودكان مبتلا به اوتيسم زندگى طولانىترى داشته باشند. در اين ميان، تجويز دارو كمك مىكند تا برخى علايم مخصوص اين بيمارى تسكين پيدا كند. كودكى كه آموزش و درمان مؤثرى براى او صورت مىگيرد، اميد به زندگى بيشترى پيدا مىكند. حتى آنهايى كه از لحاظ روانى و ذهنى دچار اختلالات شديدى مىشوند، مىتوانند با برخى توانايىهاى منحصر به فرد مانند آشپزى، بر مشكلشان غلبه كنند. والدين بايد به اين نكته توجه داشته باشند كه اگر يك كودك مبتلا به اوتيسم هرچه زودتر اين كمكها را دريافت كند، فرصت بيشترى براى يادگيرى خواهد داشت. از سوى ديگر، از آنجايى كه مغز كودك پيوسته در حال شكل گيرى است، دانشمندان معتقدند كه مداخلههاى به موقع فرصت بسيار مناسبى را براى تكامل كامل مغز به وجود مىآورد. بسيارى از متخصصان بر اين باورند كه كودكان مبتلا به اوتيسم در شرايط مخصوصى كه براساس توانايى و علايق آنها ساخته و طراحى شده باشد، قدرت يادگيرى بيشترى خواهند داشت. برنامه فعاليتهاى ويژه و همچنين استفاده از يك محيط كلاس درس مخصوص، به كودكان مبتلا به اوتيسم براى شناخت خود كمك مىكند. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت 8:51 توسط سیمین عذار عابدینی |
|
|
||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 14:4 توسط سیمین عذار عابدینی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
| آرشیو موضوعی |
|
پیامهای روان شناسی |
| پیوندها |
|
علم و فرهنگ تفکر نو دل پناه محمودی زمانه علم روان شناسی در زندگی تفکر نوین تربیت معرفی کتاب خورشید نوازش خدا |
|
RSS
|