تبليغاتX
پیام مشاور
پیام مشاور
پیام های مشاوره ای - -مشاوره-راهنمایی- کودکان استثنایی-
همای رحمت

علي اي هماي رحمت تو چه آيتي خدا را

که به ماسوا فکندي همه سايه‌ي هما را

دل اگر خداشناسي همه در رخ علي بين

به علي شناختم به خدا قسم خدا را

به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند

چو علي گرفته باشد سر چشمه‌ي بقا را

مگر اي سحاب رحمت تو بباري ارنه دوزخ

به شرار قهر سوزد همه جان ماسوا را

برو اي گداي مسکين در خانه‌ي علي زن

که نگين پادشاهي دهد از کرم گدا را

بجز از علي که گويد به پسر که قاتل من

چو اسير تست اکنون به اسير کن مدارا

بجز از علي که آرد پسري ابوالعجائب

که علم کند به عالم شهداي کربلا را

چو به دوست عهد بندد ز ميان پاکبازان

چو علي که ميتواند که بسر برد وفا را

نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت

متحيرم چه نامم شه ملک لافتي را

بدو چشم خون فشانم هله اي نسيم رحمت

که ز کوي او غباري به من آر توتيا را

به اميد آن که شايد برسد به خاک پايت

چه پيامها سپردم همه سوز دل صبا را

چو تويي قضاي گردان به دعاي مستمندان

که ز جان ما بگردان ره آفت قضا را

چه زنم چوناي هردم ز نواي شوق او دم

که لسان غيب خوشتر بنوازد اين نوا را

«همه شب در اين اميدم که نسيم صبحگاهي

به پيام آشنائي بنوازد و آشنا را»

ز نواي مرغ يا حق بشنو که در دل شب

غم دل به دوست گفتن چه خوشست شهريارا

 
|+| نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم آذر 1388ساعت 11:28  توسط س -ع  | 

معلولیت محدویت نیست

من معلولم و محروم از یک حس

و عضوی از جسم خاکی ام

به امانت نزد دوست مانده است

معلولیت رامحدودیت نمی دانم و به جبرانش

دگر نیروهای وجودی ام را بکار بسته ام

تا مالامال از عشق و سرشار از امید

در آوردگاه زندگی سرافرازانه پیش روم

به شکرانه سلامت دستان گرمت را در دستانم بگذار

و در این راه دستگیرم باش

|+| نوشته شده در  چهارشنبه چهارم آذر 1388ساعت 13:30  توسط س -ع  |